صفحه نخست >> ورزشی تعداد نظرات: 0

داور به ما گفت حداقل جلوي من به دايي فحش ندهيد!

پيشکسوت فوتبال پرسپوليس نوشت: «تا من و مهدي اومديم بجنبيم احساس کردم يه عقاب رو سرمون گفت بومب. لامصب گذاشت سه جاف دروازمون.» حملات تند بهروز رهبري فرد در روزهاي اخير به رضا حقيقي پس از جدايي اش از پرسپوليس و در مقابل پاسخ هاي اين بازيکن سبب شد بحث خوشحالي رهبري فرد در زمان پوشيدن پيراهن تيم فوتبال پاس در مقابل هواداران پرسپوليس پيش بيايد.

کد خبر: 2038

جام نيوز/ پيشکسوت فوتبال پرسپوليس نوشت: «تا من و مهدي اومديم بجنبيم احساس کردم يه عقاب رو سرمون گفت بومب. لامصب گذاشت سه جاف دروازمون.»
حملات تند بهروز رهبري فرد در روزهاي اخير به رضا حقيقي پس از جدايي اش از پرسپوليس و در مقابل پاسخ هاي اين بازيکن سبب شد بحث خوشحالي رهبري فرد در زمان پوشيدن پيراهن تيم فوتبال پاس در مقابل هواداران پرسپوليس پيش بيايد.
حالا رهبري فرد به همين بهانه به ياد خاطرات گذشته افتاده و براي هوادارانش در صفحه اجتماعي خود خاطره اي جالب از کل کل او و مهدي هاشمي نسب با علي دايي نقل مي کند و در توجيه خوشحالي اش مقابل هواداران پرسپوليس مي گويد که اين اتفاق در جو کل کل با علي دايي افتاده است.
وي در اينستاگرام خود نوشت: «صحبت از اون بازي با پاس شد اين خاطره شايد جالب باشه. پرسپوليس تو اون سال علي دايي، کريم باقري و مهرداد ميناوند رو از خارج برگردونده بود و انصافا تيم خوبي بود. ما هم که آن سال با خداداد عزيزي، جواد نکونام و مهدي هاشمي نسب حسابي پرمهره بوديم.»


رهبري فرد افزود: «اين داستان يک طرف، کل کل فوتبالي من و مهدي با علي دايي هم که سر جاي خودش. خلاصه از يک هفته قبل با مهدي قرار گذاشته بوديم سر به سر علي بگذاريم و يک کم اذيتش کنيم اما اصلا فکر نمي کرديم اين کري خواني اينقدر بالا بگيره.»
بازيکن اسبق پاس ادامه داد: «خلاصه بازي شروع شد. داور هم علي خسروي بود. مهدي (هاشمي نسب) چشم داور را دور مي ديد و توپ يه جاي ديگه بود، يک پشت پا مي زد (به دايي). بنده خدا علي مي پريد بالا پايين و هي داد و بيداد به داور مي کرد. اون بازي هم هي گل رد و بدل مي شد.»
رهبري فرد در ادامه نوشت: «يادم نمي ره، تو يک صحنه يک توپ واسه علي سانتر شد، ديدم واي رد شد. اون هم که رحم به اين توپ ها نمي کرد. خودشو آماده کرد، تا اومد بزنه يواشکي با دستم توپ رو انداختم اونور. به خدا علي خسروي ديد روشو کرد اونور. ديگه دايي رو يکي بايد جمع مي کرد.»
وي همچنين دست اعتراف عجيبي هم مي زند: «حالا اينها يک طرف، دري وري هايي که به هم در طول بازي مي گفتيم که اصلا قابل بازگو کردن نيست. فقط يک جا خسروي به مهدي گفت جان مادرتون آروم تر، حداقل جلوي من نگوييد و من گفتم آخه کجاي دنيا... قيافه علي رو بايد مي ديدي.»
رهبري فرد مي گويد در پايان کل کل را از دايي باخته اند: «آقا بازي داشت پيش مي رفت يک توپ اومد رو دروازه، چشمتون روز بد نبينه، تا من و مهدي اومديم بجنبيم احساس کردم يه عقاب رو سرمون گفت بومب. لامصب گذاشت سه جاف دروازمون. اومد تو صورت من و مهدي گفت خوب گوش کنيد گفت ايييش ديدي گذاشتم .... تون. مونده بوديم بخنديم يا ناراحت باشيم.»
وي در پايان به تمجيد از شهريار مي پردازد: «اما حالا با هر اختلاف سليقه و حرف و حديثي که هست علي دايي تکرار نشدني بود و اون روز کل کل رو از من و مهدي برد. تو اون جو خوشحالي ما هم بيشتر رو حساب اين کري خوني هاي فوتبالي با علي دايي بود. شبتون بخير.»

نظرات بینندگان

ارسال نظر