صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

به بهانه پايان يک سريال جذاب؛ چند پرده از « پرده نشين »

کد خبر: 904

شفاف/ متن پيش رو در شفاف منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.


پرده نشين بي شک يکي از جذاب ترين سريال هاي پخش شده از تلوزيون در سال هاي اخير است که جذابيت خود را بدون استفاده از هيجانات کاذب بدست آورده است .

پرده ي اول؛ بازيگران خوب ، نقش هايي متفاوت

آن چيز که بيش از همه در ابتداي پخش سريال جلب توجه مي نمود، بازيگران طنزي بود که اينبار در قالب يک سريال ملودرام ايفاي نقش مي نمودند. بازيگراني که ترديد ابتدايي در به وجود آمدن هجو و يا ضربه خوردن فيلم از نوع بازي آنها در ذهن نقش مي بست.

اما پس از مدتي از پخش سريال ، همين بازيگران به نقاط قوت سريال تبديل شدند. بازي هاي روان ، قابل باور و به دور از غلو و هرگونه ظاهر سازي موجب مي شد مخاطب بتواند ارتباط مناسبي را با اين بازيگران برقرار نمايد.

پرده ي دوم ؛ روحانيت قابل باور و ملموس

شعيبي سعي فراواني کرده که تصويري دقيق، واقعگرايانه و البته تر و تازه از مختصات حوزه هاي علميه و مراوداتي که در اين حوزه ها ميان اساتيد و طلبگان وجود دارد را به مخاطب ارائه کند. او برخلاف بسياري از همتايان خود نه سعي دارد که با اغراقهاي بيهوده تصويري دگرگون شده از روحانيون ارائه کند و نه سعي دارد از اين بگويد که انسانهايي که وارد مدرسه طلبگي مي شوند انسانهايي متمايز از اجتماعند. اتفاقا شعيبي مي‌کوشد بگويد حتي در ميان طلاب نيز به مانند تمامي آدمهاي عادي ترديدهاي فراواني پيرامون درستي مسيري که پاي بدان نهاده اند وجود دارد.

اينکه يک طلبه نيز به مانند انسانهاي عادي در دوراهي وصال به محبوب زميني يا آسماني قرار مي گيرد مساله اي است که پيشتر چنان که بايد در رسانه ملي پرداخت نشده بود.

درام "پرده نشين" اين شانس را هم به مخاطب مي دهد که با سبک زندگي بي غل و غش استاد يک مدرسه علميه هم بي کم و کاست آشنا شود. استادي که آن قدر متواضع و بابصيرت است که حتي براي پسرش هم تعيين تکليف نمي کند و وقتي مي بيند پسر جوانش علاقه اي به ادامه تحصيل در مدرسه طلبگي ندارد او را به مسيري فراميخواند که بدان علاقه دارد.

پرده ي سوم ؛ محتوايي زيبا و پيامي صحيح براي مخاطب

محور درام در سريال «پرده‌نشين»، شخصيت‌پردازي قوي «حاج‌آقا شهيدي» است. او مردي بزرگ و نيک‌رفتار است که منشي نزديک به انسان کامل دارد؛ اما سهل‌انگاري وي در حفاظت از زندگي فرزندش، وي را درگير يک بحران مي‌کند. نقطه عطف محتوايي سريال، آنجايي است که شهيدي، فرزند متهم خود را تشويق مي‌کند خود را به قانون تسليم ‌کند. او حاضر نمي‌شود «حق‌الناس» را به بهانه حمايت از فرزندان و خويشاوندان خود زير پا بگذارد.

نمايش اين رفتار، مهم‌تر از بازنمايي اتهامات اقتصادي است. در واقع، اين سريال قصد اعلان اين مفهوم را دارد که نزد روحانيت مسلمان شيعه، حق و عدالت از هر چيزي برتر است، حتي از فرزندان. بحراني که طي داستان براي حاج‌آقا شهيدي پيش مي‌آيد، روايتي از يک نوع سلوک عرفاني است. حقيقت نزد عارف، نه در بستر راحتي و آسايش که در کشاکش بلا و سختي تجلي پيدا مي‌کند. روايت اين سريال، حکايتي است درباره سفر از سياهي به سپيدي و مبارزه براي عبور از تاريکي به روشنايي.

پرده ي چهارم ؛ فراز و فرود ها

بي شک پرده نشين با همه ي حسن هاي حساسيت هايي را نيز ايجاد کرد. از شبهه ي تطهير آقازادگي تا شباهت هاي شخصيت اصلي داستان با بزرگان سياسي کشور و ... که قصه ي فيلم همه اين گمانه ها را تا حد زيادي از بين برد.

فرود ديگر داستان بازي نچندان جذاب و يا غيرقابل ارتباط هدي ( ويشکا آسايش ) در مقابل بازيگران نا آشناي فيلم بود. بازي نچندان خوبي که در مقابل ساير بازيگران که نقش خود را به بهترين نحو اجرا مي کردند به چشم مي آمد. و يا حتي تدوين نا مناسب که نشان از شتابزدگي در ساخت و پرداخت سريال داشت.

با اين وجود فرازهاي سريال آن قدر زياد بود که هرگز در ذهن مخاطب اين ايرادات جزئي به چشم نمي آمد.

پرده پنجم ؛ پرده نشين ، معياري براي آينده سريال اجتماعي

بايد گفت که سريال «پرده‌نشين» تجربه‌اي در ايجاد جذابيت بومي است.

گريز از خنثي بودن، کليشه‌شکني، پرهيز از هنجارشکني، خودداري از نفي ارزش‌هاي فرهنگي و اخلاقي، عبور از کليشه‌هاي رايج و از همه مهم‌تر، در هم آميختن اعتلاي هنري و تکنيکي با ارزش‌هاي ملي، آييني و ديني، موجب پديدار شدن جذابيت استاندارد و مطابق با فرهنگ بومي کشور ما شده است؛ سريال «پرده‌نشين» هم در ساختار و هم در محتوا، به الگوي «سريال کلاسيک ايراني» نزديک شده است. يعني آدم‌ها، فضاها، موقعيت‌ها، روابط انساني و حتي بي‌اخلاقي‌ها و تباهي‌هاي نقش‌بسته در اين سريال، ملهم از آرمان‌ها، واقعيت‌ها و نيازهاي امروز جامعه ايران است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر