صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

نگاهي به فيلم «۱۳»؛ نمايش جذابيت‌هاي دنيايي غريب

فيلم سينمايي «۱۳» به کارگرداني هومن سيدي تجربه‌اي جذاب و گيرا از لحاظ بصري است که يک لحظه شما را از فضاي خود غافل نمي‌کند. اين يکي از ويژگي‌هاي بارز هومن سيدي در اجراست که در «آفريقا» هم به وضوح ديده مي‌شود.

کد خبر: 4933

سينماپرس/ فيلم سينمايي «۱۳» به کارگرداني هومن سيدي تجربه‌اي جذاب و گيرا از لحاظ بصري است که يک لحظه شما را از فضاي خود غافل نمي‌کند. اين يکي از ويژگي‌هاي بارز هومن سيدي در اجراست که در «آفريقا» هم به وضوح ديده مي‌شود. در واقع کارگرداني در اين اثر به شدت خودنمايي مي کند و ميزانسن‌ها و ترکيب‌ها و فضاها با حساسيت بالايي طراحي شده است. ترکيب‌ها و تصاويري که البته فقط در سينماي ما کمتر ديده مي‌شود و در واقع آدرسي از آثاري مي‌دهد که از فضاهاي گنگستري با کاراکترهاي آنارشيست و با ويژگي‌هاي خاص در ريتم و دکوپاژ برخوردار است. استفاده از نماهاي متنوع و تکنيک اسلوموشن و صدا و بهره‌گيري از تدوين به برپايي چنين فضايي کمک مي‌کند و با تمام اينکه شايد دنياي درون فيلم براي بسياري از مخاطبان يک لايه پنهان و غريب با شکل جامعه ما داشته باشد، اما در فرمت سينما از منظر يک مديوم بازسازنده و پرطمطراق، باورپذير است و از همين جهت بسيار رنگ و بوي سينمايي دارد. اين رنگ و بوي سينمايي از همان جنبه شيوه روايت و استراتژي خاص نمايشگرانه قصه است.
از همين رو و با توجه به اينکه در چنين آثاري که به نظر فرم جلوتر از فيلمنامه در ذهن سازنده شکل گرفته و براساس آن الگو، ساختمان سناريو متولد مي‌شود، سيدي هم ثابت کرده که در آثار سينمايي خود، خودآگاه و يا ناخودآگاه به يک خودنمايي در ارائه توانايي‌اش در تسلط بر تکنيک و ابزار دست مي زند و همين جريان گاهي موجب سنگين تر شدن کفه ترازو به سمت فرم و در سايه قرار گرفتن مضمون و هاشور خوردن و درهم ريختگي در ساختار مي شود و شايد بهتر است که بگوييم فرم و محتوا در آثار سيدي در هم تنيده نمي‌شوند و کليتي درخدمت هدف والاي اثر را تشکيل نمي دهند و هر يک به دور از يک هارموني ذاتي با زباني سرخود به روايت مي پردازند. اما درخصوص داستان و مضمون اين اثر بايد گفت که سوژه اي سرشار از ضرورت و نياز را دستمايه قرار داده است و براي ترسيم آن، قرابت زماني با جامعه روز هم در نظر گرفته مي‌شود و به همين دليل طبيعي است که شخصيت‌ها شمايلي امروزي داشته باشند. سيدي هم در فيلم «۱۳» از يک معضل، غفلت و سهل انگاري در مقطعي سني صحبت مي‌کند که اتفاقا استارت و جرقه اين افروختگي و فوران از نهاد خانواده آغاز مي‌شود.
ناخودآگاه شخصيت «پرويز» در فيلم مجيد برزگر را به ياد مي آورم که از قضا او هم در حلقه يک بي‌توجهي و ناديده انگاشته شدن به طغياني ويرانگر دست مي زند. پرويز در فيلم مجيد برزگر و بماني در «سيزده»، تنها از لحاظ سني در مقاطعي متفاوت از هم قرار دارند. اما نکته اي که در فيلم «پرويز» به شدت برجسته بود و آن را به يک تجربه موفق شخصيت محور و پيش برنده تبديل کرده بود، شکل‌گيري تدريجي بستر تحول و غليان معترضانه شخصيت داستان بود، ويژگي که در فيلمنامه «۱۳» مي‌توانست بيشتر به آن پرداخته شود تا بماني به سرعت و پس از يک مشاجره در خانواده به آغوش يک گنگ خطرناک و بزهکار پناه نبرد، تا جايي که لحن صحبت کردن او هم از همان شروع آشنايي به پختگي چندين ساله در فضاي خلاف و بزه پهلو مي‌زند.

فارغ از اين پرداخت شخصيت مفاهيم مورد نظر از جمله جايگاه خانواده و نقش اثرگذار تربيت در سنين حساس فيلمنامه از ابتدا در ساده ترين شکل پيش مي رود و برخي شخصيت‌ها مانند همسايه مرموزي که بماني يک ارتباط بلا تکليف با آن دارد هم ، تکه هايي وصله شده در جامه کلي اثر است که به خوبي قوام نگرفته و کارکرد مهمي ندارد و در کل همه اين مفاهيم هم رفته رفته در ميان چشمک ها و شيطنت هاي فرميک فيلمساز رنگ مي بازد و مخاطب بيشتر با کاراکترهاي خاص اثر که برخوردار از لحن ويژه و اکت هاي نا متعارف از لحاظ فراگيري در جامعه هستند و تصاوير زيبا پيش مي رود. با اين تفاسير «۱۳» فيلمي است که قابليت هاي فرم آن فارغ از هر ارجاع و تکرار تجربه‌ها، بارزترين شاخصه اش محسوب مي‌شود و به مدد همين جريان داستانش را با کشش و ريتمي دلخواه اکثريت مخاطب سينما پيش مي‌برد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر