صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

لطفي: جنس وحشت فيلم «روايت ناپديد شدن مريم» کاملاً ايراني است

'روايت ناپديد شدن مريم' فيلمي است که به گفته کارگردان آن در ژانر وحشت با فرم و ساختار ايراني توليد شده و براي اولين بار در کشور تجربه مي شود.

کد خبر: 4857

ايرنا/ 'روايت ناپديد شدن مريم' فيلمي است که به گفته کارگردان آن در ژانر وحشت با فرم و ساختار ايراني توليد شده و براي اولين بار در کشور تجربه مي شود.

'مرتضي حسيني' مستندساز ايراني در سال 1387 در پي حادثه اي در يک جاده دورافتاده به کما مي رود و همسرش مريم شريفي ناپديد مي شود. او به همراه دوستش مجيد شکري و ياسر جعفري در حال ساخت فيلمي مستند پيرامون نيروهاي ماورايي هستند. به کما رفتن مرتضي سرآغازي براي ماجراهاي ديگر است. اين چند سطر خلاصه داستان فيلم سينمايي 'روايت ناپديد شدن مريم' نخستين ساخته محمدرضا لطفي است.

لطفي در اين فيلم با شيوه اي غير معمول و در واقع با ساختاري غير خطي چند ماجرا و داستان را در قالب يک موضوع اصلي روايت مي کند. اين فيلم در گروه سينماهاي هنر و تجربه اکران شده که در آن رضا بهبودي، مجيد شکري، ياسر جعفري، صدف بهشتي، افسانه ناصري و دکتر افشين يداللهي به ايفاي نقش پرداخته اند.

محمدرضا لطفي کارگردان، افشين يداللهي و ياسر جعفري بازيگران اين فيلم در خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) از تجربه فيلمي متفاوت گفتند.



س** آقاي لطفي لطفا براي شروع درباره نحوه شکل گيري قصه و فيلمنامه توضيح دهيد؟

لطفي: داستان اين فيلم برخلاف قصه فيلم هاي ديگر که نطفه اش با يک جرقه اي مثل خواندن يک واقعه در روزنامه يا مسائلي از اين دست شکل مي گيرد و تبديل به سناريو مي شود نيست. در واقع پرسه فيلمنامه اين کار يک چيزي حول و حوش 2 سال طول کشيد. تقريبا يک سال صرف تحقيق و پژوهش درباره موضوع و يک سال هم نوشتن سناريو. البته اين را بايد بگويم که 13 بار من به همراه امير نوروز خاني فيلم نامه را بازنويسي کرديم و 48 ساعت قبل از فيلمبرداري نسخه نهايي فيلم بازنويسي شد. به همين دليل قصه ما خيلي نرم نرم شکل گرفت.



س** کمي هم درباره ژانر فيلم صحبت کنيم چرا براي اولين تجربه فيلم سازي به سراغ وحشت و دلهره رفتيد؟

تا به حال نزديک به 1500 قصه از من در مطبوعات چاپ شده که تقريبا 500 نمونه از آنها در ژانر وحشت نوشته شده و 2 رمان نيز نوشته ام که يکي از آنها با عنوان 'ويلاي شماره 12' نيز در قالب وحشت و دلهره است. بنابراين با اين توضيح مي توانم بگويم که اساساً ژانر وحشت مورد علاقه ام است و خيلي دوست داشتم ورودم به سينما با ژانر مورد علاقه ام باشد.



س**به نظر شما ژانر وحشت در سينما ايران مخاطب دارد؟

اين موضوعي است که من هميشه به آن فکر مي کردم. اينکه که چرا مردم ما ديدن فيلم هايي در ژانر وحشت را پس مي زنند و به نتايج جالبي رسيدم. برخلاف اينکه ما فکر مي کنيم ژانر وحشت مورد استقبال قرار نمي گيرد اتفاقا مردم ايران ژانر وحشت را خيلي هم دوست دارند اما اينکه چرا فيلم هاي اين ژانر مخاطب جذب نمي شود فکر نمي کنم دليل سينماگران هستند نه مخاطب.



س**بيشتر توضيح مي دهيد؟

ببينيد ساخت فيلم در قالب وحشت و دلهره دو مولفه مهم دارد. اول اينکه ژانر وحشت به شدت مثل ژانر کمدي به جغرافيا وابسته است به اين معني که جنس ترس يک ايراني با يک آمريکايي، اروپايي و يا فردي که در اقيانويسه زندگي مي کند کاملا متفاوت است. چرا که در هر قوميتي عامل ترس و وحشت متفاوت است. مثلا ترسيدن از 'دراکولا' مختص کشور هاي اسکانديناوي است. اما براي ما ايراني ها 'جن' يکي از عامل هاي ترسناک است چرا که ريشه در فرهنگ فولکلور و باورهاي ديني ما دارد.

نکته دوم هم تکنيک است. همانطور که مي دانيد ژانر وحشت به شدت متکي به تکنيک هاي سينمايي است. خب تعارف نبايد داشته باشيم ما به لحاظ تکنيکي قابل مقايسه با سينماي دنيا نيستيم. بنابراين نتيجه اي که حاصل مي شود اينکه فيلم هاي ژانر وحشت ما مي شود کپي درجه 4 يا 5 فيلم ها و نمونه هاي خوب امريکايي و از طرفي هم هيچ ريشه اي در فرهنگ ما ندارد. به همين دليل بعد از 20 و اندي سال ما هنوز فيلم 'شب بيست نهم' را در خاطر داريم. چون دقيقا وابسته به فرهنگ ما بود.

درواقع ما با واقف بودن به اين دو عامل تصميم گرفتيم از تکنيک به دليل کمبود امکانات عبور کنيم و جنس ترس در فيلممان را هم کاملا ايراني باشد.



س**آقاي دکتر يدالهي شما از بازي در اين فيلم بگوييد. اينکه اصلا چطور شد که وارد اين پروژه شديد؟

يدالهي: تقريبا از زماني که در فيلمنامه ورود يک روانپزشک در فيلم تثبيت شد و اينکه چه چيز هايي در اين گفت
وگو مطرح شود که منطبق با واقعيت هاي صحبت کردن يک روانپزشک با بيمارش باشد، آقاي لطفي با بنده صحبت کرد. خب با توجه به تخصص اصلي ام که روانپزشکي است با ايشان درباره موضوع صحبت کرديم. به آقاي لطفي گفتم که در فيلم هاي در اين ژانر هيبنوتيزم کردن بار دراماتيک خوبي دارد اما بيماري در اين شرايط را هيچ پزشکي هيبنوتيزم نمي کند. بعد از مشاور ه هايي که انجام شد آقاي لطفي ازمن خواستند نقش روانپزشک را خودم بازي کنم که من هم پذيرفتم.

نکته جالب اينکه زماني هم که داشتيم ضبط مي کرديم اقاي لطفي گفتن شما خودت هر چيزي که فکر مي کنيد منطبق با اين نوع بيماري است را بگو و نيازي به سناريو هم نيست.



س**يعني شما ديالوگ ها را بداهه مي گفتيد؟

بله ما درباره کليت موضوع با آقاي لطفي به نتيجه مي رسيديم بعد درباره جزئيات همان اتفاق هاي طبيعي را که ممکن است در مطب يک دکتر بيفتد را بازي مي کرديم. نکته جالب هم اينجا بود که وقتي برداشت اول را گرفتيم بعد من گفتم خب آماده ام و دوباره خواستيم بگيرم که آقاي لطفي گفت نيازي نيست همين برداشت اول عالي بود. من دوباره اسرار کردم که نمي خواهد دوباره بگيريم گفتند نه نيازي نيست و تمام صحنه ها با يک برداشت گرفته شد.



س**چرا نقش را قبول کرديد؛ چون قرار بود خودتان را بازي کنيد؟

يک بخش که خب واقعا خودم بودم و کارم. يک بخش ديگر هم تجربه جديد بود. وقتي با آقاي لطفي صحبت مي کردم ديدم که ايشان به کارشان مسلط است و مي داند چه کاري مي خواهد انجام دهد. در واقع موضوعاتي را مطرح مي کند که هم مبتلا به جامعه است و هم به نوعي مشابه اش به اين صورت ساخته نشده است و هم من به عنوان روانپزشک حرف هايي که بر خلاف خودم باشد که قرار نيست بزنم بنابراين پذيرفتم. مضاف بر اينکه هميشه از تجربيات جديد استقبال مي کنم.



س**به نکته جالبي اشاره کرديد، واقعا موضوع اين فيلم مبتلا به جامعه امروز ما است؟

بله هر چند نمي توانم آمار عددي بدهم اما به عنوان کسي که در کلينيک کار درماني انجام مي دهم، مي بينم مردمي را که به خاطر مشکلات فردي، عاطفي، خانوادگي و.. به افرادي مثل دعانويس، رمال و جن گير و .. مراجعه مي کنند و به تجربه هم ديده ام افرادي را که مداوم با اين رمال ها و ... در ارتباط هستند درمانشان ديرتر خوب مي شود.
 

نظرات بینندگان

ارسال نظر