صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

آيا «جاذبه» فيلم خوبي است يا نه؟

جاذبه فيلم خوبي است. جاذبه فيلم بدي است. جاذبه فيلم غلط اندازي است. جاذبه همه اين هاست.جاذبه فيلم خوبي است چرا که تازه است ساختار تکنيکي بسيار خوبي دارد از معدود مواردي است که تکنيک سه بعدي به خوبي درخدمت فيلم به کار گرفته شده و نه فقط به عنوان وسيله اي براي به هيجان آوردن يا ترساندن تماشاگر. جاذبه فيلم بدي است چون آن قدر از حيث فني خوب ساخته شده که ضعف عمده آن يعني فيلمنامه ضعيف اش در سايه قرار گرفته است. جاذبه فيلم غلط اندازي است چون به خاطر همان ساختار خوبش اين فکر را به تماشاگر القا مي کند که غير از آن چه روي پرده مي بيند که داستاني پرتعليق است(آيا اين زن تنها مي تواند از پس مشکلات برآيد و نده بماند؟) داراي لايه هاي عميق تر و پرمعناتري هم هست.

کد خبر: 472

ماهنامه سينمايي/ جاذبه فيلم خوبي است. جاذبه فيلم بدي است. جاذبه فيلم غلط اندازي است. جاذبه همه اين هاست.جاذبه فيلم خوبي است چرا که تازه است ساختار تکنيکي بسيار خوبي دارد از معدود مواردي است که تکنيک سه بعدي به خوبي درخدمت فيلم به کار گرفته شده و نه فقط به عنوان وسيله اي براي به هيجان آوردن يا ترساندن تماشاگر. جاذبه فيلم بدي است چون آن قدر از حيث فني خوب ساخته شده که ضعف عمده آن يعني فيلمنامه ضعيف اش در سايه قرار گرفته است. جاذبه فيلم غلط اندازي است چون به خاطر همان ساختار خوبش اين فکر را به تماشاگر القا مي کند که غير از آن چه روي پرده مي بيند که داستاني پرتعليق است(آيا اين زن تنها مي تواند از پس مشکلات برآيد و نده بماند؟) داراي لايه هاي عميق تر و پرمعناتري هم هست.
ضعف عمده فيلم، فيلم نامه پيش پاافتاده آن است. وقتي ناسا يا هر سازمان فضانوردي ديگري تصميم مي گيرد چند نفر را به فضا بفرستد اين چند نفر حداقل از شش ماه تا يک سال قبل نه تنها با يکديگر آموزش هاي گوناگون مي بينند بلکه شبانه روز با يکديگر زندگي مي کنند و طي اين مدت از تمام خصوصيات يکديگر باخبر مي شوند. وضعيت خانوادگي ازدواج علايق روحيه و غيره و غيره. به اين صورت نيست که در فضا و هنگام کار، جزييات زندگي خود را براي هم تعريف کند همان طور که رايان استون ساندرابولاک جريان تصادف و مرگ دخترش را زماني و در جايي براي جرح کلوني تعريف مي کند، که نه زمان و نه مکان اين کار است. فيلم نامه نويسان که خود فيلم ساز و پسرش هستند به ابتدايي ترين شيوه اطلاع رساني مي کنند. شخصيت پردازي هم که اصلا وجود ندارد. مت کوالسکي (جرج کلوني) همان کلوني شوخ و شيرين و بامزه هميشگي است که هيچ چيز را جدي نمي گيرد مدام شوخي مي کند و مزه مي پراند. ساندرابولاک هم انگار همان راننده ناشي فيلم سرعت (يان دي بانت، 1994) است با همان جيغ و فريادهاي خاص او. آيا اين شخصيت يک فضانورد متخصص است؟ امکان ندارد چنين شخصيتي را- که مشخص است براي اين کار هيچ گونه آمادگي ندارد- با چنين مشکلات روحي و رواني براي انجام چنين ماموريتي انتخاب کنند و به فضا بفرستند. کدام دانشمند، متخصص فضايي يا فضانوردي هنگام کار با سفينه و انتخاب تکمه اي براي فشار دادن مانند کودکان به بازي اي معادل «ده بيست سي چهل» خودمان متوسل شود؟ و سوال بزرگ تر اين که اصلا چرا کوالسکي بايد خودش را فدا کند تا رايان نجات يابد؟ و چه گونه است که تجهيز ميليارددلاري سفينه نمي تواند با مرکز ناسا ارتباط برقرار کند اما با يک راديوي ارزان احتمالا ساخت چين در وسط قطب به خوبي ارتباط برقرار مي کند؟ و آن تکه سانتي مانتال صداي سگ درآوردن ساندرابولاک! متخصص فضايي دچار احساسات رقيقه شده و صداي سگ از خودش در مي آورد. ممکن است برخي بگويند همه اين ها نماد و سمبل است نماد تولد ديگر انسان. و در توجيه حرف شان پايان فيلم را مثال بزنند يعني در حالت جنيني قرار گرفتن بولاک، فرودش به زمين به صورت يک شهاب آتشين و اولين قدم هايش به مثابه انسان هاي اوليه و شروع تولدي ديگر و مفاهيم عميقه ديگر، منتها همه اين نهادها و سمبل هاي زورکي به قدري واضح و به اصطلاح گل درشت است که ارزش اين حرف ها را ندارد.
جاذبه يک فيلم سرگرم کننده منتها از نوعي ديگر است. اين از نوعي ديگر بودنش يکي از ارزش هاي فيلم است. در فيلم هاي به اصطلاح سرگرم کننده امروزي در هر دقيقه چهار پنج نفر لت و پار مي شوند ده ها اتومبيل را درب و داغان مي کنند و صدها گلوله به تن و بدن و در و ديوار اصابت مي کند يا اين که موجودات سبز يا ارغواني هوس از بين بردن کره زمين را مي کنند و ابرقهرماناني مانند سوپرمن و اسپايدرمن و آيرن من و غيره به مبارزه بر مي خيزند و پدر صاحب بچه را درمي آورند. اما جاذبه بدون همه اين کليشه ها مي تواند تماشاگرش را سرگرم کند. به اين فيلم دو ستاره مي دهم. البته شيوه ستاره دادن من به فيلم ها کمي با شيوه معمول در سايت ماهنامه فيلم فرق دارد.يک صفر سياه کله گنده به فيلم هاي واقعا بد و غيرقابل تحمل. يک ستاره به فيلم هاي ضعيف. دو ستاره به فيلم هاي معمولي که نه خوب اند و نه بد و به يک بار ديدن مي ارزد و يک بار مصرف هستند. سه ستاره به فيلم هاي خوب. چهار ستاره به فيلم هاي خيلي خوب و فيلم هاي عالي هم پنج ستاره اي هستند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر