صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

وحيد جليلي: جشنواره عمار و استراتژي «بخواه، ببين و به ديگران هم نشان بده!»

کد خبر: 4509

فارس/ وحيد جليلي مسئول شوراي سياست‌گذاري جشنواره مردمي فيلم عمار در همايش اکران‌کنندگان مردمي اين جشنواره درباره جشنواره عمار و قواعد مقابله با تهاجم فرهنگي غرب سخن گفته است.
متن زير، سخنراني وحيد جليلي، مسئول شوراي سياست‌گذاري جشنواره مردمي فيلم عمار در همايش اکران‌کنندگان مردمي اين جشنواره در شهريور ماه 1393 است که در آن توضيحاتي در باب راهبردهاي کلان اين جشنواره ارائه شده است.

بحث کار فرهنگي و فعاليت فرهنگي در طي 20، 25 سال گذشته همواره يک مسأله جدي بچه حزب اللهي ها بوده و دغدغه و انرژي و نگراني و وقت زيادي صرف آن شده اما اجمالاً هيچ کس از وضع موجود راضي نيست و عليرغم همه فعاليت هاي انجام شده، عليرغم همه بودجه هاي خرج شده که مقدار آن هم به هيچ وجه کم نيست و خيلي کلان است و عليرغم همه شبکه سازي ها و سازماندهي هاي مختلفي که صورت گرفته، همچنان از بحث فرهنگ و کار فرهنگي، جنگ نرم، تهاجم فرهنگي و از اين دست کليدواژه ها بين بچه حزب اللهي ها معمولاً با يک نوع نگراني ياد مي شود.
من اين عرض را در اين چند سال اخير آن قدري که به عقلم مي رسيده و اين طرف و آن طرف تريبون وجود داشته به تعابير مختلف گفته ام. در اين جلسه مي خواهم يک مقدار صريح تر و بي رودربايستي تر صحبت کنم.

جشنواره عمار و تصحيح استراتژي فرهنگي جمهوري اسلامي
به يک معنا مي شود گفت بخش مهمي از استراتژي فرهنگي جمهوري اسلامي شکست خورده است و ما امروز چه در حوزه هنر، چه در حوزه رسانه، چه حتي در حوزه انديشه و شايد در سال هاي اخير خصوصاً در حوزه فرهنگ عمومي با چالش هاي جدّي و بعضاً با بحران هاي در حال هجوم مواجه هستيم. اگر مجموعه فعاليت هايي که صدها هزار بلکه ميليون ها فعال فرهنگي جمهوري اسلامي در طول بيست و چند سال گذشته انجام داده اند، ذيل راهبردهاي دقيق تري اعمال مي شد مطمئناً وضعيت فرهنگي ما امروز نه فقط در داخل جامعه ايران بلکه در فضاهاي منطقه اي و بين المللي و حتي مي شود گفت در فضاي جهاني، خيلي بهتر از اين بود.

اهميت جريان جشنواره مردمي فيلم عمار از آنجا مضاعف مي شود که نقطه آغاز يا يکي از نقاط آغاز براي تغيير و تصحيح استراتژي فرهنگي جمهوري اسلامي است. اين را از اين جهت عرض مي کنم که شمايي که داريد در شهرستان، در يک مسجد، مدرسه يا حسينيه يک روستا خالصانه و با انگيزه زحمت مي کشيد و تلاش مي کنيد، متوجه باشيد که کار شما در عين اين که خودش «موضوعيت» دارد و هر يک نفر آدمي را که شما بتوانيد بياوريد و پاي فيلم هايي که بچه هاي انقلاب ساخته اند بنشانيد، فراتر از اين کار، شما براي يک جريان سازي بسيار بزرگتر و ايجاد يک تغيير ماهوي در فعاليت هاي فرهنگي ذيل انقلاب اسلامي «طريقيت» دارد. اگر اين اتفاق نيفتد، اگر جمهوري اسلامي راهبردهاي فرهنگي خودش را تصحيح نکند، در آينده اي نه چندان دور به بحران هاي نابودکننده اي خواهد رسيد.

متأسفانه امروز جريان «استراتژي تهديدمحور» به يکي از چالش هاي اصلي فرهنگ در جمهوري اسلامي تبديل شده است؛ يعني استراتژيست ها و فعالاني که ذيل اين استراتژي کار ميکنند، با اين که مدعي هستند ميخواهند انقلاب را محافظت کنند ولي آن قدري که به نظر حقير مي آيد، ناخواسته و نادانسته دارند به دست خودشان روز به روز جبهه فرهنگي انقلاب را تضعيف و بي بنيه مي کنند و در مقابل امواج عظيم شبيخون فرهنگي امروز، روز به روز جبهه انقلاب را بي پناه تر ميکنند.

باز هم تأکيد مي کنم. اين حرفي که ما داريم راجع به غلط بودن «تهديدمحوري» در کار فرهنگي مي زنيم به هيچ وجه به معناي بي اعتنايي به تهديدها و توطئه ها و کيدهاي دشمن نيست. اين تعبير اميرالمؤمنين در نهج البلاغه، فکر ميکنم خطبه 34 است که مي‌فرمايند: «تکادون ولا تکيدون»؛ يعني آنها برنامه ريزي مي کنند و شما برنامه ريزي نمي کنيد. آنها کيد مي ورزند و اين طرف در مقابل کيد آنها هوشياري لازم به خرج داده نمي شود و طراحي هاي لازم انجام نمي شود.

در نهايت ميفرمايند: «غُلِب والله المُتخاذِلُون». اميرالمؤمنين خطاب به مؤمنان قسم جلاله ميخورند؛ خطاب به حزب اللهي ها: غُلِب والله المُتخاذلون. متخاذلون چه کساني هستند؟ کساني که همديگر را ياري نمي کنند، با همديگر هم افزايي نمي کنند، به ياري هم نمي شتابند، انگشت هايي که با هم مشت نمي شوند، حلقه هايي که به هم نمي رسند. جامعه اي که رهبرش اميرالمؤمنين باشد اگر دچار تخاذل بشود، با قسم جلاله معصوم، سرنوشت حتمي آن شکست و مغلوب شدن است.

«راهبرد فرصت محوري» که راهبرد اصلي جشنواره مردمي فيلم عمار است، با آسيب شناسي راهبردهاي غلط گذشته، با نگاه کاملاً واقع بينانه و واقع نگرانه به ظرفيت ها، قابليت ها، امکانات و فرصت هاي در دسترس شکل گرفته و در همين مدت نسبتاً کوتاهي که پيش آمده برتري و کارآمدي خودش را در نسبت با استراتژي هاي قبلي به نمايش گذاشته است.

مهم ترين فايده فيلترينگ؛ خريدن زمان است
البته ما با نگاه هاي احمقانه و غير معقولي که قائل به برداشتن فيلترينگ و آزادسازي مجاري ورود انواع و اقسام محتواهاي مميزي نشده به فضاي رسانه اي، هنري و فرهنگ عمومي کشور هستند مخالف هستيم، اما نگاه ما و حرف ما در حوزه فرهنگ به اينجا ختم نمي شود.

فيلترينگ ميخواهد چه کار بکند؟ در شرايطي که روز به روز، مرحله به مرحله و سال به سال با پيشرفت هاي تکنولوژيکي که اتفاق مي افتد و با هدفگذاري هايي که قدرت هاي استکباري در مورد جمهوري اسلامي دارند، امکان مداخله مستقيم در پالايش محتواي فرهنگي و رسانه اي مهاجم کاهش پيدا مي کند.

مهم ترين کارکردي که فعلاً فيلترينگ دارد اين است که در جنگ نرم به ما زمان مي دهد. در ميدان نبرد، يکي از مهم ترين چيزها زمان است. شما هر چه براي آماده شدن، براي تجهيز، براي آرايش دادن نيروها، براي امکان مقابله و... زمان بيشتري داشته باشيد، قاعدتاً امکان پيروزيتان بالا خواهد رفت. اگر شما همه چيز داشته باشي ولي زمان نداشته باشي، چه بسا شکست بخوري. اصل غافلگيري همين است ديگر؛ که فرصت به معناي زمانيش را از رقيب مي گيرد. بنابراين طرف مي تواند با يک غافلگيري در شرايطي که وقت براي شما اين قدر ضيق و تنگ است و امکان به کارگيري امکاناتتان را نداريد، بر شما غلبه کند. حتي يک گروه کوچک مي تواند بر يک گروه بزرگي اين گونه غلبه کند؛ تا چه رسد به اين که سپاه فرهنگي يا ضدفرهنگي که امروز در مقابل جمهوري اسلامي صف کشيده، يک سپاه عجيب و غريب هيولاوار اژدهاگون است. اين پمپاژ محتواي عجيب و غريبي که دارد از سمت جهان غرب يا جهان مدرن به سمت جامعه ما ميشود، شايد در اين حجم و اين کميت هيچ سابقه اي برايش نداشته باشيم.

اگر به اين جنگ قائل باشيم، يکي از مهم ترين ابزارها زمان است. يک گروه بايد براي نيروهايي که مي خواهند در ميدان، عمليات بکنند زمان بخرند. به نظر من يکي از مهم ترين کارکردهاي فيلترينگ، فعلاً اين است اما نکته مهم تر اين است که بر فرض، شما آمديد و يک سري فيلترهايي را گذاشتيد و زمان خريديد؛ چگونه مي خواهيد از اين زمان استفاده کنيد؟ اگر مجموعه مديريت فرهنگي شما از صدر تا ذيل نسبت به اين زماني که خريداري شده و قيمت آن خيلي بالاست؛ و شايد قيمتش معادل کل فرهنگ شما است؛ بي اعتنا بود، از اين زمان براي استحصال گنجينه هاي فرهنگي خودش کاري نکرد، براي قوي تر کردن سنگرهاي فرهنگي خودش بهره اي نبرد، آن موقع چه اتفاقي خواهد افتاد؟

سوزاندن وقت ها و فرصت ها، خودش تهديد است
بنده مي خواهم عرض بکنم آن کساني که از اين فرصت ها تا قبل از درهم شکسته شدن همه فيلترها و سدهاي مقابله با فرهنگ مهاجم و به اصطلاح سدهاي سلبي مقابله با فرهنگ مهاجم استفاده نمي کنند، در عمل کارشان مساوي است با همان کساني که دارند اين شبيخون را صورت مي دهند. بعد مي بينيد بعضي از اينها کلي حمله ميکنند به کساني که مخالف فيلترينگ هستند. به اينها بايد گفت: تو خودت براي چه موافق فيلترينگ هستي؟ اگر خيلي موافق فيلترينگ هستي، من بايد اين را در عمل تو ببينم.

چون واقعيت را که شما ميبينيد. بالاخره روز به روز از کارآمدي اين ابزارها کاسته مي شود. يک وقت هم ممکن است به صفر برسد. اين مشاهده ميداني واقعي را داريم. پس تقسيم کار صورت مي گيرد. خيلي خوب، يک عده سعي کنند فيلتر کنند، مميزي کنند، جلوگيري کنند، اقدامات سلبي بکنند که حتماً هم لازم است. هرکس بگويد لازم نيست، نه دين و نه آرمانش، بلکه به نظرم عقلش کم است. اما يک عده بزرگ تري بايد از اين فرصت براي تجهيز منابع داخلي استفاده کنند. هم براي اين که موقعي که آن امواج به ما رسيد راحت بتوانيم مقابله بکنيم، هم براي حمله متقابل. يعني از اين فضا در بياييم و دشمن را در سرزمين و جغرافياي فرهنگي خودش درگير کنيم.

استراتژيِ «بخواه، ببين، به ديگران هم نشان بده» و ابعاد مختلف آن
حرکت هايي از جنس جشنواره مردمي فيلم عمار چه کار مي کنند؟ در کنار آن حرکت هاي سلبي و نکن و نخواه و نبين، پرچم اصلي آنها اين است که بخواه و ببين و به ديگران هم نشان بده. سال هاي سال يکي از مهم ترين ويژگي بخش مهمي از فعالان فرهنگي ما و مديريت فرهنگي ما اين بوده است که نخواه و نبين و نشان نده و... و... و. ما الآن به لشگرها و سپاهياني محتاج هستيم که اينها دقيقاً با شعار مکمّل آن در جامعه فعال باشند و به جاي اينکه بخواهند جامعه را از يک سري چيزهايي ممنوع کنند - که آن هم در جاي خودش عرض کردم لازم است - جامعه را بايد منصرف کنند. يعني توجه جامعه را از يک چيزي منصرف کردن و به يک چيز بهتري متوجه کردن. اين راهبردي است که ما ناگزير بايد به سمت آن برويم.

يکي از ويژگي هاي اين راهبرد جديد اين است که مرحله به مرحله در آن افق هاي جديدي گشوده مي شود. يعني آن روز اولي که جشنواره عمار شکل گرفت، ما هيچ ذهنيتي نداشتيم که کار تا اين حد گسترده بشود و به اينجاها برسد. همين الآنش هم هر اکران گسترده اي که انجام مي شود، از دل آن باز ده ها پيشنهاد در مي آيد؛ «خود راه، نمايدت که چون بايد رفت» را داريم در عمل تجربه مي کنيم. ان شاءالله داريم «لَنَهدينَّهُم سُبُلَنا» را تجربه مي کنيم. هر چه پيش مي رويم، ميبينيم ابتکارات جديدتري مي شود زد. راههاي جديدتري مي شود باز کرد. به مخاطبان بيشتري مي شود دسترسي پيدا کرد. مي شود تأثير عميق تر و کيفي تري بر آنها گذاشت. سازماندهي هاي تفصيلي تر و پيچيده تري را مي توان سامان داد. بر خلاف استراتژي قبلي که يک استراتژي سترون است؛ زايشي در او نيست و خيلي زود دچار تکرار و کليشه مي شود، اين استراتژيِ ايجابي «کلُّ يومٍ هو في شأن» است. هر روز دارد يک ميوه و ثمره جديدي از خودش ارائه ميکند.

من امروز مي خواهم روي اين مرحله جديد جشنواره عمار با دوستان صحبت بکنم و انشاءالله دوستان هم در اين يکي دو روزي که هستند نکاتشان را در اين بحث بگويند. پخته و تکميل بشود. ببينيم چطور مي شود کار را بهتر پيش برد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر