صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

بهروز شعيبي در برنامه بعضيا: شخصيت‌هاي «پرده نشين» مابه ازاي واقعي نداشت

در پشت صحنه سريال «پرده نشين» سينماپرس: بهروز شعيبي بازيگر و کارگردان سينما و تلويزيون ايران شب گذشته در برنامه بعضيها گفـت: هروز شعيبي شب گذشته يکشنبه با حضور در برنامه «بعضيا» در پاسخ به اينکه آيا مسابقات جام ملت‌هاي آسيا را پيگيري مي‌کند يا خير گفت: پس از اينکه فوتبال ايران و استراليا را کامل ديدم، بعد از آن بيشتر اخبار ورزش را دنبال مي‌کنم. خودم هم به ورزش علاقه دارم و از شنبه يکشنبه هفته ديگر ورزش را شروع مي‌کنم.

کد خبر: 4264

ايسنا/ در پشت صحنه سريال «پرده نشين» سينماپرس: بهروز شعيبي بازيگر و کارگردان سينما و تلويزيون ايران شب گذشته در برنامه بعضيها گفـت: هروز شعيبي شب گذشته يکشنبه با حضور در برنامه «بعضيا» در پاسخ به اينکه آيا مسابقات جام ملت‌هاي آسيا را پيگيري مي‌کند يا خير گفت: پس از اينکه فوتبال ايران و استراليا را کامل ديدم، بعد از آن بيشتر اخبار ورزش را دنبال مي‌کنم. خودم هم به ورزش علاقه دارم و از شنبه يکشنبه هفته ديگر ورزش را شروع مي‌کنم.


*يا بازيگرم يا کارگردان
اين هنرمند درباره بازيگري و کارگرداني اظهار کرد: اين دو شخصيت از هم متفاوت هستند. من وقتي پشت دوربين مي‌روم نمي‌دانم بازيگري چطور است و اگر بلايي که دارم سر بازيگران مي‌آوردم سر خودم مي‌آوردم چه مي‌شد. وقتي هم مقابل دوربين هستم نمي‌توانم به عنوان يک کارگردان به دکوپاژ و... فکر کنم.

شعيبي درباره فعاليت‌هايش در حيطه زندگي روحانيون تصريح کرد: شخصيت يک روحاني جذاب است. شما وارد هر صنف شوي، ابعادي را در زندگي افراد آن صنف جدا ميکني که جذاب است. کسي که در حيطه سينما و تلويزيون است گرچه چند بعدي است اما شغل به خصوصي دارد اما روحاني در محيط اطراف و خيابان هم مراجعه کننده دارد. درسش شامل فعاليت‌هاي اجتماعي مي‌شود و يک شخصيت فرهنگي، علمي‌ و مذهبي است که در سال‌هاي اخير بعد سياسي هم پيدا کرده است. در جامعه روحانيت، نزديکي با مردم بيشتر است و چه بهتر که اين دو به يکديگر نزديک‌تر هم باشد.

وي درباره تجربه «طلا و مس» يادآور شد: خوشبختانه اين فيلم ديده شد و فروخت. «طلا و مس» جزو معدود فيلم‌هايي است که تمام اقشار حداقل يک بار اين فيلم را ديده‌اند. اين فيلم با حضور آقايان اسعديان و محمدي شکل گرفت. زماني که برنامه ريز و دستيار اسعديان به من زنگ زد سرکار ديگري در شهر شما کاشان بودم، گفتند مي‌آيي که براي بازي يک نقش تو را ببينند. گفتم خيلي دوست دارم اما مي‌شود چند روز ديگر بيام.



*از خدايم بود در «طلا و مس» بازي کنم

اين بازيگر ادامه داد: جلسه اولمان خيلي بامزه بود. اسعديان گفت «من با تو تعارف ندارم و ممکن است تو را انتخاب نکنم، فعلا اين فيلمنامه دست نويس را بخوان تا من هم تصميمم را بگيرم». من هم گفتم خيالتان راحت. آن زمان از خدايم بود که در اين کار بازي کنم. وقتي قصه را خواندم خيلي بيشتر ترغيب شدم.

وي تأکيد کرد: من در اين سالها اصولا اهل رايزني نبودم و هيچوقت به قضيه اينچنين نگاه نکردم. خوشبختانه بعد از چند روز به من زنگ زدند و گفتند اسعديان تو را انتخاب کرده است. «طلا و مس» اتفاق مهمي‌ براي من در زندگي کاري‌ام بود و همه چيز با آن برايم عوض شد. بعد از آن بيشتر به عنوان بازيگر شناخته شدم و رابطه‌ام با محيط حرفه‌اي فرق کرد. من به عنوان دستيار کارگردان وسعت ارتباطي زيادي داشتم و پس از اين تجربه اين ارتباطات دو طرفه شد.

شعيبي در پاسخ به اينکه آيا دستمزد خوبي براي اين فيلم گرفته يا خير، گفت: واقعيت اين است که من براي آن کار دستمزد درستي گرفتم. بنده هيچوقت فکر نمي‌کنم ممکن است با يک کار پولدار شوم يا با يک کار همه چيز زندگي ام را از دست بدهم.



*براي کارگرداني بيشتر از بازيگري دستمزد مي‌گيرم

بازيگر سريال «مهرآباد» در پاسخ به اينکه دستمزد بازيگري براي او بيشتر است يا کارگرداني؟ افزود: براي من دستمزد کارگرداني بيشتر است. اما اينطور نيست که به عنوان بازيگر دستمزد خوبي نگرفته باشم. من زماني که «طلا و مس» را کار مي‌کردم متوجه شدم در دفتر آقاي محمدي انصاف و سلامت مالي هست. صادقانه مي‌گويم از آن به بعد يکي دو کار ديگر با هم داشتيم و من مي‌دانستم کار او آنقدر بر پايه چهارچوب‌ها است که با او صحبت مالي نداشتم.

وي ادامه داد: نفر دومي هم که همه از دوستي بين ما خبر دارند، محمود رضوي است. دوست عزيزم که به او سلام عرض مي‌کنم و لطف کرد و امشب اينجا است. با او هم بحث مالي نداريم و سلامت مالي در دفتر او هم زياد است.



*دو تجربه همکاري با پرويز پرستويي

شعيبي درباره همکاري با پرويز پرستويي گفت: يک بار در سال ۷۶ با فيلم «آژانس شيشه‌اي» و يک بار سال گذشته در فيلم «مهمان داريم» با هم بازي داشتيم.

اين کارگردان در پاسخ به اين سوال ضياء که آيا درست است او سوگولي ابراهيم حاتمي‌کيا است، بيان کرد: اين لطف آقاي حاتمي‌کيا است. اگر برنامه را مي‌ببيند به او سلام عرض مي‌کنم. به آقاي پرستويي هم همينطور. من با حاتمي کيا جز «آژانس شيشه‌اي» در «گزارش يک جشن» هم کار کردم اما هيچوقت دستيارش نبودم. با اين حال از پشت صحنه کار او چيزهايي را براي خودم نگه داشته‌ام که در کارهايم استفاده مي‌کنم.



*حاتمي‌کيا با زمان جلو مي‌آيد

وي درباره اعتراضي که در آثار حاتمي‌کيا وجود دارد و منجر به توقيف «گزارش يک جشن» نيز شده، گفت: صادقانه بگويم شايد اينطور باشد که من از آقاي حاتمي‌کيا براي برخي کارها راهنمايي بگيرم اما دوستان ديگري هستند که به او نزديکترند و مي‌تواند در اين باره حرف بزنند. او آنقدر محبوب و پرطرفدار است که ديگران بايد درباره او حرف بزنند. ويژگي حاتمي‌کيا اين است که با زمان جلو مي‌آيد و مسائل روز را مي‌گويد. حجبي که در کار او هست، محترم است.

شعيبي «پرده نشين» را يک اتفاق خوب دانست و با بيان اينکه اين نخستين سريالي بوده که ساخته، درباره ضبط ميانگين روزي سه دقيقه اظهار کرد: البته از سه دقيقه بيشتر بود! من سعي مي‌کردم در طول مدت تصويربرداري در چشم‌هاي رضوي نگاه نکنم. هميشه به او مي‌گفتم آقا نگران نباش فردا همه چيز درست مي‌شود و سرعتمان هم بالا مي‌رود. اما رضوي يکي دو بار مرا کنار کشيد و گفت اين حرف‌ها را کنار بگذار. ما سر کاري هستيم که به آن معتقديم و بايد منتظر نتيجه خوبي باشيم. او سر برخي سکانس‌ها از من مي‌خواست بيشتر وقت بگذارم.



*قرار بود سکانس آخر در يک جلسه و نيم ضبط شود

وي تصريح کرد: برنامه‌ريزي ما براي سکانس پاياني يک جلسه و نيم بود. نتيجه کار هم ۲۷ دقيقه سکانس شد که آن را خرد کرديم و لابلاي فضاي بازار و تنهايي شخصيت ميرزايي پخش مي‌شد. اما ضبط اين سکانس يک هفته طول کشيد. نکته جالب اينکه تمام کساني که تعطيلي‌شان هم بود سرکار بودند و مي‌خواستند نتيجه خوب از آب در بيايد.

کارگردان «پرده نشين» اضافه کرد: آن زمان حسين تراب‌نژاد جمله‌اي به من گفت که وقتي اين متن را مي‌نوشته خودش هم نمي‌دانسته چطور قرار است سکانس اجرا شود. در اين صحنه ما ۱۰۰ عزادار و ۲۵ بازيگر اصلي داشتيم و بايد با ميانگين روزي ۵ دقيقه کار را جمع مي‌کرديم. سکانس گردن کلفتي بود و در طول تمام مدت يک هفته تصويربرداري‌اش رضوي کنار من بود و حتي تعداد هنرورها را افزايش مي‌داد.

شعيبي درباره ديگر لحظات ساخت اين سريال توضيح داد: لوکيشن خانه شهيدي تا چند روز پيش از فيلمبرداري پيدا نشده بود و ما تمام گزينه‌ها را رد مي‌کرديم. زماني که به خانه نهايي رسيديم، ديدم رضوي در ايوان راه مي رود، روي پله نشسته و همه با اين فضا اخت شده بودند و اين نتيجه همدلي مان بود.



*مردم از برق‌نورد و آئيش پيش زمينه ديگري داشتند اما...

وي درباره حضور بازيگران متعدد در سريال هم گفت: کار ما نتيجه خرد جمعي است. دوست من علي سرابي که سر «دهليز» بازيگردان کار بود، با اينکه درگير بود مي‌آمد و در دفتر از نظراتش استفاده مي‌کردم. حضور هومن برق نورد عزيز و آقاي آئيش و پرسوناژهايي که مخاطب پيش زمينه‌هاي ديگري درباره آنها دارد نيز قابل توجه بود. اين انتخاب‌ها حاصل نتيجه‌اي بود که از «دهليز» و حضور عطاران و توسلي گرفتيم. به اين نتيجه رسيديم که توانايي بازيگران از پيش زمينه‌هايي که از آنها داريم پيشي مي‌گيرد.

شعيبي درباره پرداخت به آقازاده‌ها نيز گفت: واقعيت را صادقانه بگويم، من خودم آدم سياسي نيستم. در اين سريال هم تنها چيزي که الزام قصه بود و فکر مي‌کرديم چالشي به وجود مي‌آورد و قصه را جذاب مي‌کند انتخاب کرديم. روحانيون مابه ازا و شخصيت‌هاي شاخصي در کشور دارند، هر خصوصيتي که مي‌گذاشتيم ممکن بود شبيه يکي از بزرگان باشد اما به چنين تفکيکي موقع نگارش فکر نشده بود.



*شخصيت‌هاي «پرده نشين» مابه ازاي واقعي نداشت
وي تصريح کرد: من از تفسيرهايي که شد دلخوري دارم. فکر مي‌کنم کار فرهنگي ما بيش از منتقد و تحليلگر، مفسر دارد و منتقدان مفسر هستند. صادقانه مي‌گويم شخصيت‌هاي «پرده نشين» مابه ازاي واقعي نداشت و هر چه در سريال بوده به خاطر الزام قصه در کار قرار گرفته است. چرا ما بايد جوابگوي تفسير باشيم؟ به هيچ وجه اينگونه نبوده که بخواهيم کد بدهيم و بزرگي را نشان دهيم.
اين کارگردان تأکيد کرد: واقعيت اين است که طرح سوال کار فضاي نمايشي است و يک اثر نمايشي بايد در جامعه طرح سوال کند. اما با حفظ احترام و شئونات. ما به جامعه روحانيت اينگونه پرداختيم. ما ميتوانستيم خيلي راحت مثل برخي سريالها که من هم بيننده‌شان هستم، قصه بحث برانگيزي انتخاب نکنيم و خيلي ساده يک درام خانوادگي بسازيم.



*جز تلويزيون کسي حامي سريال نبود
وي درباره شايعه حمايت برخي چهره‌ها از سريال تصريح کرد: به هيچ عنوان چنين چيزي صحت ندارد. حتي اين را مي‌توانم بگويم که ما در سريالي با اين پروداکشن گسترده، به حمايت‌هايي احتياج داشتيم اما اتفاقي نيفتاد و فقط تلويزيون پشت کار بود. من مي‌توانم راحت بگويم اين بحث از اين جا نشئت مي‌گيرد که ما به روحانيت پرداختيم. حضور برخي افراد در پشت صحنه سريال ما هم فارغ از پست‌هاي مديريتي‌شان شکل گرفت و آنها در اکران «دهليز» هم آمده بودند، به ما لطف داشتند و دوست داشتند سر صحنه‌مان بيايند.



*پخش گفتگو با استاد کشاورز
در ادامه برنامه بخش‌هايي از گفتگو با محمدعلي کشاورز در خانه او پخش شد و اين استاد پيشکسوت با اشاره به اينکه دو سه ماه است در خانه به سر مي‌برد از ناراحتي پاها، زانو و استخوان کمرش سخن گفت.
وي در بخش ديگري از سخنانش افزود: گل و گياه براي عوض کردن روحيه انسان‌ها خيلي تاثير عجيبي دارد. شما صبح بلند مي‌شوي و به درخت‌ها و گل‌ها نگاه مي‌کني و حالت جهاني به شما دست مي‌دهد.
کشاورز همچنين نصيحتي براي جوانان داشت و گفت: توصيه من به بچه‌هاي جواني که مي‌خواهند وارد کار تئاتر و سينما شوند اين است که اول شما ببينيد در جاي جاي اين وطن چه انسان‌هايي و چطور زندگي مي‌کنند و زبانشان چيست. براي يک هنرمند که بخواهد کار هنري در مملکت انجام دهد شناخت اين موارد ضروري است.



*با احترام اعتراض کنيم
با بازگشت به استوديو، شعيبي نيز در بخش پاياني سخنانش گفت: من هميشه به بزرگان رجوع مي‌کنم؛ چه در زندگي شخصي و چه زندگي کاري. فکر مي‌کنم ما که در برشي از يک برهه تاريخي به سر مي‌بريم، بايد آنچه را که گذشتگانمان برايمان به جاي گذاشته‌اند به ديگران بدهيم و چه بهتر که تلاش کنيم اين وديعه را زيباتر هم بکنيم.
وي افزود: ويژگي نسل ما اعتراض است اما دوست دارم همه با هم تمرين کنيم و احترام هم داشته باشيم و با حفظ احترام حرف‌هايمان را بزنيم.


*شکيبايي در ۴۵ سالگي «هامون» شد
شعيبي در ذکر خاطره‌اي از استاد شکيبايي گفت: خدا او را رحمت کند. وي در چهل و پنج سالگي فيلم‌ «هامون» را بازي کرد و بعد از شهرت در تئاتر، تازه به خسرو شکبايي معروف سينما تبديل شد. او هميشه براي کساني که نگران هستند که نکند دير شده و به جايي نرسيده‌اند اين مثال را مي‌زدد.
کارگردان فيلم سينمايي «دهليز» يادآور شد: لطف خدا بوده که من سريال «پرده نشين» را حالا کار کنم، عزيز ديگري ممکن است ۱۰ سال ديگر يک کار شاخص انجام دهد. البته من به عنوان تجربه به «پرده نشين» نگاه مي‌کنم.



*در کار جديدم حرف همسن و سال‌هايم را مي‌زنم
وي در پايان با بيان اينکه ما بايد وديعه خود را به نسل بعدي‌مان بدهيم، بيان کرد: خداراشکر بازخوردهاي خوبي براي سريالم داشتم اما اميدوارم بتوانم تجربه‌هاي جديدي کار کنم و اين تجربه برايم آنقدر بزرگ نشود که نتوانم کار ديگري انجام دهم. فکر مي‌کنم اکنون حرف جامعه خودم و سن و سال خودم خيلي مهم است در کار بعدي که مي‌خواهم کار کنم به اين موضوع مي‌پردازم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر