صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

کيانوش عياري: هيچکاک فيلمساز مورد علاقه من است

کيانوش عياري در خصوص فيلمساز مورد علاقه‌اش و عادت فيلم ديدن گفت: متاسفانه به اندازه نياز حرفه‌ام فيلم نمي‌بينم و اين را اشکال مي‌دانم. اگرچه ظاهر فيلم‌هايم هيچ ربطي به سينماي آلفرد هيچکاک ندارد، اما او فيلمساز محبوب من است و نيروي گرانشي قوي براي من به‌وجود مي‌آورد.در هشتادويکمين برنامه سينماتک خانه هنرمندان ايران که پنج‌شنبه 18 دي در تالار استاد شهناز برگزار شد، فيلم «آنسوي آتش» به کارگرداني کيانوش عياري به نمايش گذاشته شد و پس از آن نشست نقد و بررسي فيلم با حضور کارگردان فيلم، شاهين امين منتقد سينمايي و کيوان کثيريان مدير سينماتک خانه هنرمندان برگزار شد.

کد خبر: 3975

آنا/ کيانوش عياري در خصوص فيلمساز مورد علاقه‌اش و عادت فيلم ديدن گفت: متاسفانه به اندازه نياز حرفه‌ام فيلم نمي‌بينم و اين را اشکال مي‌دانم. اگرچه ظاهر فيلم‌هايم هيچ ربطي به سينماي آلفرد هيچکاک ندارد، اما او فيلمساز محبوب من است و نيروي گرانشي قوي براي من به‌وجود مي‌آورد.در هشتادويکمين برنامه سينماتک خانه هنرمندان ايران که پنج‌شنبه 18 دي در تالار استاد شهناز برگزار شد، فيلم «آنسوي آتش» به کارگرداني کيانوش عياري به نمايش گذاشته شد و پس از آن نشست نقد و بررسي فيلم با حضور کارگردان فيلم، شاهين امين منتقد سينمايي و کيوان کثيريان مدير سينماتک خانه هنرمندان برگزار شد.

در ابتداي نشست شاهين امين از هيجان ديدن فيلم پس از حدود 25 سال گفت: در آن زمان با ديدن «آنسوي آتش» احساس مي‌کردم فيلمساز بزرگي را کشف کرده‌ام. اگرچه ديدن دوباره بسياري از فيلم‌ها پس از مدتي طولاني مخاطب را نااميد مي‌کند، اما ديدن مجدد اين فيلم باعث ايجاد چنين حسي در من نشد. عياري را با توجه به استعداد و توانايي‌هاي ويژه‌اش، قدرنديده‌ترين فيلمساز ايران مي‌دانم که هيچ‌گاه موج‌سواري نکرده و موج‌هاي ايجاد شده در جامعه نه به سود او که به ضررش تمام شده است. به نظرم اگر او را حمايت مي‌کردند، مي‌توانست نخستين فيلمساز ايراني باشد که موفق به کسب جايزه اسکار شده است. «آنسوي آتش» را فيلم شسته‌رفته‌اي مي‌دانم که در آن فضا و مکان جزو کاراکترهاي اصلي به شمار مي‌روند. ماجراي فيلم تنها در همين فضا و مکان است که معنا مي‌يابد. فضاي خوزستان همه عناصر فيلم را تحت‌تاثير خود قرار داده، اگرچه آنچه در اينجا براي ما خشن به نظر مي‌رسد، در خوزستان جزئي عادي از زندگي بوده و هنوز هم هست.

اين منتقد سينمايي با بيان اينکه فيلم تقريبا هيچ زمان مرده و از دست رفته‌اي ندارد، ادامه داد: همه چيز فيلم موجز و تاثيرگذار است و شخصيت‌پردازي و معرفي شخصيت‌ها خيلي خوب انجام گرفته است. به واقع عياري را بايد استاد فضاسازي دانست، ضمن اينکه تمام جزئيات فني، فيلمبرداري، موسيقي و.. را به دقت مورد توجه قرار مي‌دهد. يکي ديگر از ويژگي‌هاي مهم عياري اين است که هيچ‌گاه از اصولش عدول نکرده و خارج از اصول خودش فيلم نساخته است و دنبال حسابگري کاسب‌کارانه نبوده است. حتي چند فيلمي را هم که به اجبار ساخته، از جنس خودش است و برخلاف اصولش عمل نکرده است. «آنسوي آتش» از آنجايي که در دهه 60 ساخته شده و ماجرايي را تعريف مي‌کند که به دهه 50 مربوط مي‌شود، به‌راحتي مي‌توانست تبديل به فيلمي سياسي شود، اما مي‌بينيم که عياري تلاش بسياري به خرج داده تا در اين ورطه نيفتد و اين امر بسيار ارزشمندي است. لايه‌هاي مختلف فيلم سرشار از تمثيل و استعاره است و مي‌توان بحث‌هاي اسطوره‌اي بسياري را در ارتباط با آن مطرح کرد، اما فارغ از اين مسائل در فيلم شاهد ماجرايي هستيم که بسيار دقيق چيده شده و روايت مي‌شود. در واقع اگرچه مسائل بسياري را مي‌توان از فيلم استخراج کرد، اما باز هم کوشش عياري بر آن بوده که فيلم نمادگرا نشود. اين در حالي است که بازي با نمادها براي فضاهاي روشنفکري سينماي ايران جذابيت زيادي دارد و ماجراي فيلم هم امکان چنين کاري را به فيلمساز مي‌داد، اما عياري در اينجا هم مقاومت به خرج داده است.

در ادامه نشست رسول صدرعاملي که در ميان تماشاگران حضور داشت، براي لحظاتي به روي صحنه آمد و ضمن تشکر براي فراهم آوردن چنين فضايي گفت: به رغم آنکه مي‌پذيرم قدر عياري دانسته نشده است، اما هنرمند همواره در طول زمان است که قضاوت مي‌شود. چه قدرشناسي بالاتر از اينکه عياري در ميان مردم از اين‌همه محبوبيت برخوردار است؟ آيا مخاطبي در سينما داريم که به عياري بي‌توجه باشد؟ دليل اين امر هم آن است که عياري هيچ‌گاه خودخواهانه و مبتني بر حساب‌کتاب‌هاي مرسوم فيلم نساخته است، و عوض آن‌که سوار موج‌هاي روشنفکري يا نوانديشي شود، با دلش فيلمسازي کرده است. عياري ترسي از فعاليت در تلويزيون نداشت و در آنجا هم آثار درخشاني خلق کرد، در حالي‌که بسياري از ما فيلمسازان از اينکار اجتناب مي کنيم که مبادا به کارنامه هنري‌مان خدشه‌اي وارد شود. ما در دنياي انديشه و تجربه همواره در حال آزمون و خطا هستيم و اميدوارم در آينده باز هم شاهد آثار خوب عياري باشيم. کيانوش عياري برکت سينماي ايران بوده و هست.

کيانوش عياري ضمن تشکر از صدرعاملي در بيان مشکلات سينماي ايران، به دوراني اشاره کرد که ناچار به ساخت فيلم‌هاي «روز باشکوه» و «دو نيمه سيب» شده بود: در آن زمان در عرض سه تا چهار سال حدود نوزده فيلمنامه به بنياد فارابي و وزارت ارشاد ارائه دادم که همگي رد شدند. آن نوزده فيلمنامه در واقع نوزده دغدغه يک فيلمساز به شمار مي‌رود؛ دغدغه‌هايي که نه در زماني کوتاه، بلکه در طول زندگي انسان شکل مي‌گيرد و حداکثر سه يا چهار مورد از آنها به فيلم‌هاي اصلي يک فيلمساز منجر مي‌گردد. از آنجايي که تنها راه معيشت و همين‌طور بزرگ‌ترين تفريح من در زندگي سينما است، چاره‌اي جز ساخت دو فيلم «روز باشکوه» و «دو نيمه سيب» نداشتم تا از دايره سينما به بيرون پرت نشوم. با اين وجود از ساخت آنها پشيمان نيستم چرا که تمام دانش و تجربه‌ام را در ساخت آنها بکار بستم. اما اگر در مسير درستي قرار مي‌گرفتم و چنين اجباراتي وجود نداشت، سوژه‌هاي بسيار مهم‌تري براي ساخت فيلم در ذهن داشتم.

سپس کيوان کثيريان، مدير سينماتک خانه هنرمندان ايران با اشاره به فضاي غريب فيلم و جنس تازه و غافلگيرکننده داستان، از عياري خواست که از فضا و زمان ساخت فيلم بگويد. عياري با اشاره به اين‌که خوزستان در آن زمان در آتش جنگ مي‌سوخت و عده‌اي نيز از همين منظر موضوع فيلم را زير سوال مي‌بردند گفت: برخي مي‌گفتند يک فيلمساز اهوازي به جاي پرداختن به موضوع جنگ، سراغ موضوعي بي‌ربط در دهه پنجاه رفته است. بايد بگويم من به موضوعي پرداختم که از جنگ کم اهميت‌تر نبود و شايد خود يکي از زيربناهاي جنگ به شمار مي‌رفت. من در شهري متولد شدم که بوي شيرين نفت در آن احساس مي‌شد و هسته آن ثروت و پوسته آن فقر بود. مگر مي‌شد چنين مسائلي را نديد و صرفا به جنگ پرداخت؟ ضمن اينکه خود جنگ با اين تضاد عميق در ايران بي‌ارتباط نبود. من در دهه پنجاه شاهد بودم که چگونه اطراف اين شعله‌هاي آتش به محلي براي خوش‌گذراني مردم تبديل شده بود، و به اين مي‌انديشيدم که تنها سهم مردم خوزستان از ثروتي که زير پايشان بود همين نور شعله‌هاي آتش است. در سال 1350 نيز فيلمي هشت ميلي‌متري و کوتاه به همين اسم يعني «آنسوي آتش» ساختم و در سال 65 که مجددا چنين فيلمي ساختم عده‌اي گمان بردند که قصد تکرار همان فيلم را دارم.

عياري در پاسخ به اين سوال که چگونه مديران تلويزيون متقاعد به ساخت اين فيلم شدند گفت: در آن زمان بين مسئولان تلويزيون و وزارت ارشاد درگيري وجود داشت. بنياد فارابي با قاطعيت با ساخت اين فيلم مخالفت کرده بود و هنگامي که مدير توليد شبکه يک سيما از اين موضوع باخبر شد، بلافاصله و در روز اول سال 1365 ساخت «آنسوي آتش» را تصويب کرد. پس از آن در آبان 1365 به اهواز رفتيم و اين مقارن با زماني بود که اهواز زير بمباران دهشتناکي قرار داشت که به «بمباران پنجاه و دو نقطه» معروف شد و زماني که کار فيلمبرداري تمام شد، بمباران‌ها هم به پايان رسيده بود. فيلم و خاطرات زمان ساخت آن براي من استثنائي و بسيار عجيب بود. در اين فيلم قصد نداشته‌ام جنگ را پيش‌بيني کنم اما ممکن است برخي چنين استنباطي از فيلم داشته باشند. همان‌گونه که در مورد «خانه پدري» مباحثي مطرح مي‌شود که خودم اين‌گونه به آنها فکر نمي‌کنم.

در ادامه سيامک اطلسي، بازيگر سينماي ايران و از شخصيت‌هاي اصلي فيلم «آنسوي آتش» به روي صحنه آمد و با بيان خاطرات ساخت فيلم و همکاري با عياري سخن گفت: زماني که عياري ما را به اهواز برد، سيزده هواپيماي عراقي در يک روز از صبح تا شب اهواز را بمباران کردند. لحظاتي وجود داشت که عده‌اي مي‌گفتند اهواز را ترک کنيم اما عياري پابرجا ماند و اينکه در آن شرايط در حال ساخت فيلمي در مورد استعمار پير بود نشانه تفکر اين فيلمساز است. اکثر پلان‌هاي اين فيلم ماندگار تنها يکبار ضبط شده‌اند. وي ضمن تشکر از کثيريان براي فراهم آوردن اين فضا، از فيلمسازان جوان خواست به دنبال ساخت چنين فيلم‌هايي باشند که ماندگار شوند و سال‌ها بعد هم اين‌گونه مورد استقبال قرار بگيرند.

شاهين امين در بخش بعدي صحبت‌هايش در مورد فيلم آن را هم‌چون خوابي هذيان‌آلود دانست و چنين حالتي را در تمام لحظات فيلم ساري و جاري دانست. وي ادامه داد: نکته قابل تامل ديگر در اين فيلم، استفاده از عنصر طنز است که مي‌توان دو دليل براي آن ارائه کرد. نخست آنکه اين فيلم به دليل فضا و مکانش سرشار از خشونت است و طنز به‌عنوان سوپاپ اطمينان مي‌تواند از ميزان آزارندگي فيلم بکاهد. دوم آن‌که فيلمساز تلاش مي‌کند حتي اگر خشونتي وجود دارد، بزرگ‌نمايي نشود و اين مساله را در ديگر فيلم‌هاي عياري هم شاهد هستيم.

در ادامه عياري در پاسخ به سوالي در خصوص فيلمساز مورد علاقه‌اش و عادت فيلم ديدن گفت: متاسفانه به اندازه نياز حرفه‌ام فيلم نمي‌بينم و اين را اشکال مي‌دانم. اگرچه ظاهر فيلم‌هايم هيچ ربطي به سينماي آلفرد هيچکاک ندارد، اما او فيلمساز محبوب من است و نيروي گرانشي قوي براي من به‌وجود مي‌آورد. آن‌چه در هيچکاک بي‌نظير است و موجب محبوبيت او براي من مي‌شود اين است که هيچکاک قادر است اتفاقات پيش‌پا افتاده‌اي را که گويي زبان سينما از بيان آن ناتوان است، به بهترين شکل ممکن به تصوير بکشد. ضمن اين‌که تعليق‌هاي موجود در فيلم‌هاي او براي هر مخاطب سينما جذاب است. کارگردان فيلم «خانه پدري» در جواب پرسشي که در مورد اين فيلم مطرح شده بود، به اظهار اميدواري براي اکران اين فيلم اکتفا کرد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر