صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

تمجيد «مسعود فراستي» از اولين مستند ديجيتال آنامورفيک ايران

مسعود فراستي پس از رونمايي از اولين مستند ديجيتال آنامورفيک ايران در جشنواره عمار گفت: مستند «تولد يک پروانه» يک واقعه در سينماي ايران است.ما در سينمايمان ابداً جستجوي تکنيکي و فرمي نداريم و اين فيلم براي اولين بار در اين سينما تا آنجايي که من مي بينم لااقل، جستجوي تکنيکي و فرمي کرده است.

کد خبر: 3745

فارس/ مسعود فراستي پس از رونمايي از اولين مستند ديجيتال آنامورفيک ايران در جشنواره عمار گفت: مستند «تولد يک پروانه» يک واقعه در سينماي ايران است.ما در سينمايمان ابداً جستجوي تکنيکي و فرمي نداريم و اين فيلم براي اولين بار در اين سينما تا آنجايي که من مي بينم لااقل، جستجوي تکنيکي و فرمي کرده است.
در روزهاي گذشته نسخه‌اي از مستند «تولد يک پروانه» که يکي از مهم‌ترين دستاوردهاي فني سينماي ايران در حوزه تصويربرداري به شمار مي‌رود در پنجمين جشنواره فيلم عمار به نمايش درآمد. اين مستند توسط داود مراديان و به سفارش سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ساخته شده است و در آن براي اولين‌بار از لنزهاي آنامورفيک بر روي دوربين‌هاي ديجيتال استفاده شده است. اين سيستم تا امروز تنها بر روي دوربين‌هاي نگاتيو اجرا مي‌شد و در ايران هيچ نوع ديجيتالي از آن وجود نداشت؛ سيستمي که در دنيا نيز بيشتر براي کليپ‌هاي ويدئويي استفاده مي‌شود که آنهم يک لنز و يک مبدل آنامورفيک است. اين شايد براي نخستين بار باشد که لنزهاي دهه شصت بر روي دوربين‌هاي ديجيتال سِت شده و از آن تصاويري کاملا مطلوب تهيه شده است که عملا يک دستاورد علمي به حساب مي‌آيد و همچنين در مقايسه با عرف تصويربرداري در سينماي داستاني و مستند چند سال اخير ايران يک گام بزرگ رو به جلو است.
در همين رابطه، از جمله کساني که با ديدن اين مستند شديداً از ورود اين تکنيک به سينما استقبال کرد مسعود فراستي است. منتقد صريح اللهجه و صاحبنام سينماي ايران که در حاشيه اکران اين مستند در عمار با او گفت‌وگو کرده‌ايم:
آقاي فراستي نظر شما درباره دستاوردهاي فني مستند «توليد يک پروانه» چيست؟
اين فيلم مي‌تواند يک واقعه در سينماي ما باشد. ما در سينمايمان ابداً جستجوي تکنيکي و فرمي نداريم و اين فيلم براي اولين بار در اين سينما تا آنجايي که من مي بينم لااقل، جستجوي تکنيکي و فرمي کرده است و به يک دستاورد رسيده است. يعني لنز آنامورفيک و پرده سينما اسکوپ که از نظر فرم يکي از وقايع مهم تاريخ سينماست. معتقدم اگر فيلمسازي قاب را نفهمد مطلقاً فرم را نمي‌فهمد و فهميدن قاب اسکوپ و لنز آنامورفيک بخش بزرگي از فهميدن فضاست و فضا بخش مهمي از فيلم. اين لنز انقدر قابليت دارد که با يک آدم کار بلد فضا توليد کند. چيزي که ما در سينمايمان نداريم. سينما هنر فضاست و فضا يعني محيط نسبت برقرار کرده با قصه و آدمها و فرم.
وقتي فيلم را در بيابان کار مي کنيم اگر اين لنز را به کار ببريم تصويري که ارايه مي دهيم تصويري است که با هيچ لنز و پرده اي قابل مقايسه نيست. حتي اين لنز مي تواند کمبود و ضعف در ميزانسن را هم جبران کند. به همين دليل فکر مي کنم کاري که سازندگان اين فيلم انجام داده‌اند يک واقعه است و حالا آدمهايي که دارند روي مساله جنگ در بيابان و دريا و آب کار مي کنند و هم براي سينماي دفاع مقدس اين لنز راهگشا و تعيين کننده است.
اما تصاوير جنگل چندان به قوت بيابان نيست چون در جنگل خطوط عمودي زياد است و باعث تخفيف قدرت لنز ميشود هرچند لنز آنامورفيک و پرده ي اسکوپ در جنگل هم هيجان بيشتر و عمق جالبي باز نسبت به بقيه دوربين ها و لنز ها مي دهد اما بهترين کارکرد اين لنز و تصاوير در بيابان و آب است که نظير همند. عمق ميداني که در اين لنز ايجاد مي شود کاذب نيست و ديگر نيازي به فلو فوکوس هاي بي مفهومي که فيلمسازهاي ما مي کنند نيست. اينجا عمق ميدان واقعي است. به همين دليل اين پرده و لنز به شدت به درد سينماي ما مي خورد. تکنيک کار در اين فيلم بجز اينکه يک دستاورد است به شدت به درد سينماي ما در رابطه با دفاع مقدس مي خورد. خصوصاً که سازندگان اين فيلم از عرض بيش از 2 (در قطع رايج در اسکوپ هاي نگاتيو ايران) به قطع بيش از3 (عريض ترين قطع موجود) رسيده‌اند.
اما خيلي‌ها معتقدند که اين قطع را نمي‌شود براي پخش تلويزيوني انتخاب کرد.
خب نشود!. بايد بپذيريم اين قطع سينماست. بايد بپذيريم سينما و تلويزيون دوتاست و سينما همه چيزش با تلويزيون تفاوت دارد. هم پرده اش تفاوت مي کند و هم لنزهايش بايد فرق کند. ما با سينما طرفيم. تلويزيون که اصلاً به اين چيزها نيازي ندارد.
اما الان نگاه‌ها به سينما بيشتر ويدئويي است. حد اکثر يک کنون 5D و چند بازيگر و قاب‌هاي روي دست. با نگاهي به پخش تلويزيوني در قاب 4:3 و ديگر هيچ
خب اين مشکل خودشان است. اين که سينما نيست. سينمايي که روي پرده کوچيک کمي قابل تحمل است به محض اينکه روي پرده بزرگ منتقل شود غير قابل تحمل مي‌شود. اين يعني فيلم تلويزيوني است و سينما نيست. مثل 95 درصد فيلمنامه‌ها که براي تلويزيون ساخته مي‌شود. اما وقتي فيلمي براي پرده بزرگ تهيه مي‌شود يعني سازنده و تهيه کننده چشمشان به سينماست. ما الان بسياري از فيلم هايمان براي پرده سينما نيستند. همه تلويزيوني هستند. تله فيلمند. اما وقتي ما با سينما مواجهيم که شوخي نداريم. آنها بايد سطح خودشان را بالا بکشند نه اينکه ما برويم در سطح تلويزيون کار کنيم.
اما در حال حاضر اولين چيزي که سرمايه‌گذاران و تهيه‌کنندگان در فيلم مي بينند اين است که مي شود روي موضوع و مفهومش جنجال کرد يا نه و اساسا تکنيک برايشان مسئله نيست.
خب اين دوستان فرق کارگردان تلويزيون و کارگردان سينما را نمي دانند. نمي فهمند کاري که در اين مستند شده است چقدر براي سينماي دفاع مقدس کارامد است و چقدر حس خوبي را توليد مي کند. اين دوستان فرم را نمي فهمند و فقط به اسم محتوا مفهوم زده شده‌اند و فيلمهايشان فرم و حس ندارد و کار نمي‌کند. اما مطلقا جاي نااميدي ندارد اين کار جاي خودش را باز خواهد کرد. قطعا اسفنديار شهيدي قدر اين کار را مي‌فهمد. قطعا آلادپوش مي فهمد. اين کار را فقط حرفه‌اي‌ها الان درک مي‌کنند. يک مقاله اي "ژاک ريوت" دارد که من در کتاب "ديالکتيک نقد" ترجمه کردم. توصيه مي کنم عزيزان بروند و هيجان اين منتقد خوب که بعدها سينماگر بزرگي هم شد را در خصوص سينما اسکوپ بخوانند و به سوادشان اضافه شود.
اگر سينما اسکوپ خصوصاً در سينماي ما مهم است پس چرا اين کار را آنطور که بايد در سينماي ايران جدي نگرفتند؟
براي اينکه زود است، همه جاي دنيا هم همينطور است. آدمها با يک چيز جديد به اين راحتي مانوس نمي شوند. آمادگي و سواد و تمرينش را ندارند و احتياج به رشد هم احساس نمي کنند. با همان داشته قبلي دارد اموراتشان مي گذرد. به محض اينکه چيز جديد و جدي به ميان ميايد جلويش موضع مي گيرند. به نظرم صبر لازم است. من به شدت از کاري که انجام شده دفاع مي کنم و به نظرم به شدت در خدمت سينماي جدي و خوب ايران و خصوصاً کمک کننده در کار سينماي دفاع مقدس ماست. انهايي که به اين کار ايراد مي گيرند چشمشان تربيت شده نيست. حس هايشان تربيت شده نيست. اين کار قطعا رفت جزو دستاورد هاي سينماي ايران و ثبت شد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر