صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

خواننده هايي که بازيگر شدند

وسوسه ي حضور در عرصه هاي ديگر هيچوقت سلبريتي ها را رها نکرده، وطني و خارجي هم ندارد، فوتباليستهايي که بازيگر شدند، بازيگراني که خواننده شدند، نويسنده هايي که بازيگر شدندو... به ندرت يک نفر موفق شده در عرصه اي به غير از تخصصش بدرخشد، در موضوع خواننده هايي که بازيگري کرده اند هم بالطبع همين گونه بوده است، غالب خواننده ها نتوانسته اند از ژست خود خارج شوند و به اصطلاح خود رابشکنند و بازي کنند و اغلب

کد خبر: 2660

برترين ها/ وسوسه ي حضور در عرصه هاي ديگر هيچوقت سلبريتي ها را رها نکرده، وطني و خارجي هم ندارد، فوتباليستهايي که بازيگر شدند، بازيگراني که خواننده شدند، نويسنده هايي که بازيگر شدندو... به ندرت يک نفر موفق شده در عرصه اي به غير از تخصصش بدرخشد، در موضوع خواننده هايي که بازيگري کرده اند هم بالطبع همين گونه بوده است، غالب خواننده ها نتوانسته اند از ژست خود خارج شوند و به اصطلاح خود رابشکنند و بازي کنند و اغلب با چند تجربه يناموفق عرصه را ترک کرده اند (حداقل در سينماي داخلي و در بازه زماني پس از انقلاب)، کما اينکه وجود يک خواننده در يک فيلم منسجم مي تواند گيشه را تضمين کند و از آن طرف محبوبيت خواننده را تضمين کند به عبارت ديگر بازي دوسويه اي که مي تواند به نفع هردوجريان باشد در سينماي داخلي به يک بازي دو سرباخت تبديل شده سينما خواننده را ابزار ميکند و خواننده ها هم غالبا حضور آزاردهنده اي در دنياي بازيگري دارند ،اظهار نظر چندروز پيش سالار عقيلي مبني بر علاقه اش به بازيگري بهانه ي اين پرونده ي جمع و جور شد...
فرزاد فرزين (پسران آجري، کنسرت روي آب ، سگ هاي پوشالي و...)
نمونه ي جان سخت حضور يک خواننده در سينما ،فرزين با پسران آجري شروع کرد در فيلم نقش يک خواننده را داشت و چون کاراکترش پيچيدگي خاصي نداشت خيلي هم جاي نقد ندارد او بيشتر خودش بود اما در تجربه ي بعدي وکار و با کارگراني چون جهانگير جهانگيري آش انقدر شور شد که صداي فرزاد فرزين هم درآمد او در مصاحبه اي بعد اکران فيلم گفته بود:(حدس مي زدم ضعيف باشد اما نه در اين حد ) فرزين که سابقه ي فيلم سازي براي جشنواره ي فيلم رشد را هم دارد در فيلم کنسرت روي آب نقش آرش(خواننده اي جوان)داماد هدايت هاشمي را برعهده دارد هاشمي که فرد متمولي است سوداي خوانندگي دارد و...فيلم تقريبا فاقد خط داستاني مشخصي است بيشترتشکيل شده از کنار هم قرار گرفتن چند موقعيت و ديالوگ هاي بداهه و البته استفاده از انواع چاشني هاي مبتذل براي جذب مخاطب است.
جهانگيري در افراطي ها هم تقريبا همين روش را به کارگرفته بود و فرزين در حد يک ابزار تزييني عاملي براي تضمين فروش فيلم بود دراين فيلم هم خواننده ي بازيگر از حنجره اش استفاده ميکند ،اما به رغم تمامي اين فراز و نشيب ها عزم فرزاد فرزين براي ادامه ي حضور در سينما جدي است، خودش ميگويد: پيشرفت را در کارش حس مي کند، او براي موفق شدن پشتکار دارد و البته دوستاني چون پوريا پورسرخ ،کمي تلاش براي ادا کردن درست ديالوگ ها و استفاده مناسب از زبان بدن و چگونگي ايستادن در قاب دوربين ،همچنين کارکردن با کارگرداناني صاحب سبک ومعتبر، شايد بتواند او را از اندازه ي يک ابزار تا حد يک بازيگر ارتقا دهد.
پيام صالحي (يکي از ما دو نفر)
حضور پيام صالحي در يکي از ضعيف ترين کارهاي تهمينه ميلاني بيش از هر چيز مديون حضور چند سال اخير او در بازار مبلمان و دکوراسيون است ،شرکت مبلمان خواننده سابق گروه به تاريخ پيوسته ي آريان در چند فيلم از جمله سوپر استار و آتش بس حامي مالي کارهاي تهمينه ميلاني بوده است در فيلم، پيام صالحي نقش(مهندس شايان) دوست بهرام رادان را دارد، مشابه همان موقعيتي که دوست گلزار در آتش بس1 داشتف فضاي کلي فيلم و موقعيت ها شبيه به آتش بس است، بازهم با دو مهندس آرشيتکت که به شکل غريبي با هم آشنا مي شوند، مواجه ايم(شماره دادن در خيابان) شخصيت پردازي ها و روابط علي به شدت ضعيف است، آدم هاي داستان به هيچ وجه قابل باور نيستند ، ازسارا( السا فيروز آذر-خواهرزاده ي ميلاني) که زيادي احمق و لوس است تا بابک( رادان ) و بالطبع هيچکدام از بازيگرها در حدو اندازه هاي خودشان نيستند، صالحي در فيلم نمي خواند و نقش کوتاهي هم بر عهده دارد او هم با صورت خشک و غيرقابل انعطافش به شدت ضعيف ايفاي نقش مي کند ،انگار قرار بوده تهمينه ميلاني فيلمي بسازد و به پاس زحمات صالحي نقش کوتاهي هم در فيلمنامه براي او گنجانده است،شايد هم حضور گيشه پسند گلزار و بازي خوب سيامک خواهاني که هر دو از آريان به سينما پل زدند، براي پيام صالحي سينما و بازيگري را جذاب تر کرده است.
رضا صادقي (بي خداحافظي)
در فيلم احمد اميني، رضا صادقي با نام خودش حضور دارد و همين مساله کمي تمرکز را براي نقد او دشوار مي کند، آنچه که بيشتر جلب توجه ميکند، کشف راز هاي زندگي خواننده ي مشکي پوش است، هر چقدر هم که عوامل فيلم رضا صادقي فيلم را متفاوت با رضا صادقي خواننده بدانند، اما تماشاچي عام با همان صادقي خواننده روبرو ميشود در آغاز داستان رضا صادقي سکته مي کند و به کما مي رود و سردبير روزنامه اي به يکي از روزنامه نگاران ماموريت کشف معماهاي زندگي صادقي را مي دهد و اين شبيه به همان الگويي است که در همشهري کين با آن مواجه ايم، در آنجا روزنامه نگاري ميميرد و ما به دنبال کاراکتر فيلم در پي کشف معماهاي زندگي او مي رويم.
امانوع تعليق افکني و ساختار معماگونه همشهري کين با بي خداحافظي تفاوتي فاحش دارد در بي خداحافظي نويسنده و کارگردان آشکارا در تلاشند که از محبوبيت آقاي خواننده که از سر اتفاق داراي استايل مشخصي هم هست بهره برداري کنند،معلوليت ترحم برانگيز و تاکيد بر مشکي پوشي به تنهايي براي استايل داشتن کافي است، اگر هم با تمهيد نويسنده بخواهيم چنين شخصيتي را کم حرف و سنگين بسازيم رازآلود تر مي شود ،سنگيني حضور يک نابازيگر که جنس بازي اش با بقيه ي بازي هاي فيلم جور نمي شود در جاي جاي فيلم حضور دارد ،نه بازيگران مقابل و نه حتي خود صادقي هم باور نمي کنند که قرار نيست در اين فيلم با رضا صادقي خواننده روبرو باشيم در اين موردمحبوبيت يک خواننده ابزار پيشبرد داستان ميشود.
رضا يزداني (فيلم هاي کيميايي ،طهران تهران، بوي گندم)
شروع يزداني در سينما و به طور کلي ورود او به دنياي ستاره ها با مسعود کيميايي بود حضور او در سکانس هاي کافه اي و جنس موسيقي و صدايش که با جنس و نگاه سينماي کيميايي همنشين ميشد آغاز ورودش به سينما و موسيقي بود ،از خوش اقبالي يزداني است که با کارگردان صاحب سبکي چون کيميايي وارد سينما مي شود ،در ابتدا به جز گيتاري که در دست ميگيرد و مکث هاي چند ثانيه اي دوربين روي او، که بيشتر حالت معرفي دارد، چيزي که قابل نقد باشد نمبينيم ،اما رفته رفته با حضور او در فيلم( طهران تهران) ودر ايپزود ساخته ي مهدي کرم پور، يزداني رسما شروع به بازي مي کند.
در اين فيلم او يک خواننده ي صرف نيست، ديالوگ و حرکت دارد او نقش خواننده ي گروهيرا دارد که بعد از مدت ها مجوز اجراي زنده را ميگيرند با توجه به آنچه که به طور معمول از حضور خواننده ها درسينما سراغ دارم و در مقام مقايسه ،يزداني از پس نقشش بر مي آيد، حداقل اينکه حضور گل درشتي ندارد و همگوني بازي هاي فيلم را به هم نمي زند، البته کرم پور با هوشمندي از حضور خواننده استفاده کرده، در پايان فيلم و بر فراز تهران صداي يزداني با ترانه اي که با محتواي کار هم جهت است (اگه عاشقت نبودم پا نميداد اين ترانه .....)حضور خواننده را پر رنگ تر ميکند ،بعدتر يزداني در کنار مصطفي زماني و پولاد کيميايي و الناز شاکردوست در فيلم( بوي گندم) ساخته ي محمدرضا خاکي نقش آفريني ميکند ،اينجا هم او يک خواننده است و باز هم حداقل هايي را از يک بازي قابل قبول ارائه مي کند ،گرچه که فيلم در مجموع فيلم خوبي نيست، اما با صداي او کمي سرگرم کننده شده است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر