صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

بهناز جعفري : سريال سازي، ترس و احتياط بر نمي دارد

کد خبر: 2306

باني فيلم/ اگرچه کارنامه بهناز جعفري در سينما به مراتب پر و پيمان تر از حضور تلويزيوني اش در طول اين سال ها بوده اما با اين حال بايد او را کماکان يک تئاتري محض دانست، حتي اگر از اوضاع و احوال اين روزهاي تئاتر دل چندان خوش نداشته باشد...
بازيگر سريال هاي «بگذار آفتاب برآيد»، «عيد آن سال ها»، «بيداري»، «آب پريا» و «عبور از پاييز» که تلويزيون را با ابراهيم حاتمي کيا در سريال «خاک سرخ»، داود مير باقري با مجموعه «مختارنامه» و کمال تبريزي سريال «دوران سرکشي» تجربه کرده است اين روزها به شهرام شاه حسيني در سريال «همه چيز آنجاست» در کنار جمشيد مشايخي، امين زندگاني، الهام حميدي ايفاگر شخصيت «عمه» است.
بازيگر نمايش «مردي براي تمام فصول» بهمن فرمان آرا که به خاطر بازي در فيلم سينمايي «خانه اي روي آب» اين کارگردان از بيستمين جشنواره فيلم فجر سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مکمل را دريافت کرده در سينما نيز با آثاري چون «تلفن همراه آقاي رييس جمهور»، «زماني براي دوست داشتن»، «آب و آتش»، «غوغا»، «نگين» و ... پرده نقره اي را تجربه کرده است.
بهناز جعفري مهمان يک فنجان چاي باني فيلم شد تا از اين روزهايش بگويد:
خانم جعفري اين روزها را همزمان بازيگر تئاتري- تلويزيوني هستيد؟
ـ بله البته کار آقاي فرمان آرا قرار است به پايان برسد و ما 45 اجرا داشته ايم.
قرار نيست نمايش (مردي براي تمام فصول) تمديد شود؟
ـ نه چون قرار بود 45 اجرا داشته باشيم و اکثر بچه ها هم پراکنده خواهند شد.
قبل از اين که برويم سراغ سريال «همه چيز آنجاست» و شخصيت عمه گويا قرار است به زودي سر يک کار سينمايي هم برويد؟
ـ بله فيلم سينمايي «گيتا» که کار آقاي مسعود مددي است اولين کار بلند ايشان است. بعد از آن هم يک کار ديگر خواهد بود. کار آقاي محسن عبدالوهاب که انشاا... سر آن کار هم خواهم رفت.
گويا شما هم کماکان استندباي سريال «همه چيز آنجاست» هستيد؟
ـ بله، من هم منتظر تماس هستم، چون هنوز بازي ام به پايان نرسيده است.
اصولاً بهناز جعفري از آن دست بازيگراني است که به رغم فعاليت هاي متوالي و پي در پي اش در سينما و تلويزيون از تئاتر فاصله نمي گيرد؟
ـ بله، ولي متاسفانه اين هميشه به ضرر من در اين سالها تمام شده است!
چرا؟
ـ از بس که خودم را موظف کردم به عنوان يک بازيگر تئاتري چيزي کم و کسر نگذارم از اين ماجرا واقعاً متضرر مي شوم. به هر حال تئاتر شرايط خودش را دارد، تمرينات مستمر، اجرا و.... ساعات زيادي را به خودش اختصاص مي دهد و معمولاً تنظيم کردن آن با کارهاي ديگر خيلي سخت است. اگر چه در اين سالها اين رنج و سختي را به عنوان يک تئاتري مدام به جان خودم خريدم امّا متاسفانه به لحاظ مالي به هيچ وجه شرايط خوبي براي من نداشته است. خيلي خيلي براي من اوضاع مالي در تئاتر در سالهاي اخير افتضاح بوده است. به همين خاطر ترجيح مي دهم يک مقدار دست نگه دارم و هيچ کاري را قبول نکنم وببينم تا سال ديگر چه پيش مي آيد. امسال به هيچ وجه تئاتر کار نخواهم کرد. البته از قول من بنويسد فعلاً! تا شرايط تئاتر يک مقدار مساعدتر بشود و يک تجديدنظرهايي به حال و احوال تئاتر مملکت بشود.
البته سالهاست اوضاع تئاتر با مديريت هاي مختلف همين بوده و هرگز بهتر از اين نشده و بين بد و بدتر مدام در نوسان است! مگر گاهي در شرايطي خاص!
ـ يک زمان حس مي کردم دوام مي آورم، مي توانم با شرايط خودم را وفق بدهم امّا نشد...
حس مي کنم امروز از وفاداري تان خيلي پشيمان هستيد؟
ـ نه اصلاً پشيمان نيستم. ولي همه چيز به سختي پيش مي رود. همه چيز رو به گراني و به افزايش است، جز توجه به اوضاع و احوال تئاتر که مدام رو به افول و زوال است. الان تئاتر شهر را کوبيدند تا بسازند، معلوم نيست کي مي خواهند آماده شود! تالارها و سالن هاي افتضاح، بي توجهي مسوولان و... مدام قول مي دهند ولي هر سال دريغ از پارسال...
برويم سراغ سريال در حال پخش تان، اين سريال (همه چيز آنجاست) را با چه خصوصياتي پذيرفتيد؟
ـ من تقريباً از اواسط کار به گروه ملحق شدم، سناريو در حال نگارش بود. نقش عمه به من پيشنهاد شد و اصلاً معلوم نبود که قرار است چه اتفاقي براي اين کاراکتر بيفتد. پس از اين که قرارداد بستم با آقاي افخمي گپ و گفتي داشتيم و ايشان هم کاراکتر را يک شخصيت قوي و خودساخته نگه داشتند و حفظ کردند.
شخصيت عمه از سن و سال خودتان به مراتب بالاتر است؟
ـ بله همين طور است.
معمولاً بازيگران خانم با اين مسئله خيلي سازگار نيستند. شما از اين منظر مشکلي نداشتيد؟
ـ من هيچ واهمه اي براي بازي کردن در نقش هاي بالاتر از سن خودم را ندارم به شرط اينکه اين مسئله تکرار نشود. چون هم تماشاگر و هم کارگردان به اين مسئله عادت مي کنند.
البته بخشي از اين ماجرا هم بر مي گردد به لطمه خوردن به باور مخاطب، اينکه شما با امين زندگاني خيلي تفاوت سني نداريد و...
ـ به هر حال من سعي خودم را کردم که شخصيت عمه قابل باور از آب در آيد. باور تماشاگر تلويزيون براي من مهم هست ولي قبول کنيد که مدام هم نمي شود به خواسته مخاطب تن داد. چون تماشاگر امروز ما خواسته هاي متفاوتي دارد.
مثلاً؟
ـ به نظرم خواسته مخاطب امروز يک جورهايي عجيب و غريب شده است. چون تماشاگر امروز تلويزيون بسيار باهوش است، سريال هاي آن سوي آبي را دنبال مي کند و خيلي سخت است که بخواهي از بيننده اي که به آثار مختلف دنيا دسترسي دارد دلبري کني!
اين مسئله کار ما را به عنوان توليد کننده،کارگردان و تهيه کننده و حتي نويسنده سخت مي کند. چرا که بايد آثاري قوي، جذاب و پرکشش را براي جلب نظر مخاطب امروز راهي آنتن کنيم؟
ـ بله ولي خب ما هم بايد دست نويسنده ها را باز بگذاريم تا آنها هم بتوانند فيلمنامه هاي خوب و سريال هاي جذاب با کشش بالا بنويسند و بسازند. من فکر مي کنم ريتم سريال ايراني خيلي کند و محدود است. مگر يک داستان تک خطي و بدون جذابيت را چقدر مي توان کش داد و پر و بال داد. در حاليکه ما سوژه هاي خيلي خوب داريم براي سريال سازي، قصه هاي ايراني و پرکشش براي خودمان که با فرهنگ ما هم مطابقت دارد. متاسفانه به خاطر محدوديت ها شرايط براي خلق کارهاي متفاوت مهيا نمي شود.
خيلي ها اعتقاد دارند قصه سريال «همه چيز آنجاست» بسيار با جسارت نوشته شده است، به خصوص در پرداختن به روابط شخصيت ها و اعضاي خانواده ...
ـ من اتفاقا معتقد نيستم که اين سريال خيلي جسورتر نوشته شده است. اتفاقاٌ فکر مي کنم به خاطر اينکه يک سريال خانوادگي است و خانواده ها مخاطب آن هستند خيلي با احتياط و با آرامش قصه پيش مي رود و خيلي مطلوب خانواده هاي ما از پدربزرگ ها گرفته تا زن و بچه مي تواند باشد. به نظرم شکل و شمايل محتاط سريال طوري است که همه مي توانند بنشينند و مخاطب سريال باشند. من فکر نمي کنم سريال «همه چيز آنجاست» قصه عجيب و غريب و جسورانه اي را روايت کند. قصه قهرها و آشتي ها، کدورت ها، انحصار وراثت و ... که خيلي آرام تعريف مي شود من چيز جسورانه اي در سريال نمي بينم کجاي سريال را شما جسورانه مي بينيد؟
ـ در سريال هاي تلويزيوني، ما خيلي کمتر شاهد ارتباط اعضاي خانواده با اين شکل و شمايل بوديم. رابطه اينگونه و سرکشي دختران در مقابل پدر و مادر و ...
ـ خب اين عين واقعيت است.
بله ولي هيچگاه ما عين واقعيت را در سريال هايمان منعکس نمي کرديم؟
ـ بله ما از بس خودمان را محدود کرده ايم به سريال که اين همه محتاط به موضوع روابط خانواده ها پرداخته شما مي گوييد جسور! در حاليکه واقعيت هاي موجود در اجتماع خيلي تيزتر و بُرنده تر هستند. ما اتفاقاتي به مراتب منقلب کننده تر در جامعه مان داريم که مي توانند تاثير بسيار بيشتر هم داشته باشد. مثل سريال «ساعت شني» که سال ها پيش ساخته شد.
و البته با مميزي هاي مفصلي هم روبرو شد؟
ـ بله آن سريال راجع به رحم اجاره اي بود و واقعيتي بود در خصوص زناني که نمي توانستند باردار بشوند و با اين مشکل دست و پنجه نرم مي کردند. متاسفانه آن سريال با سانسورهايي مواجه شد در حاليکه مي توانست بسيار مفيد و مؤثر واقع شود. خب متأسفانه اين روزها همه نظر مي دهند چه ميشود کرد؟ از طرف ديگر شنيده ام که سريال آقاي مديري هم متوقف شده است. ما دست روي هر شغل و هر قشري مي گذاريم به آن گروه بر مي خورد! جالب اينکه مي روند اعتراض مي کنند، تحصن مي کنند. اي کاش مردم ما در هر شغل و هر قشري که هستند يک مقداري ظرفيت بيشتر از خودشان نشان بدهند. شما شک نکنيد اگر مردم ما يک مقدار صبر و تحمل شان را بالا ببرند ما مي توانيم قصه هاي جسورتري رابسازيم. شما شک نکنيد اگر آستانه تحمل مردم در مشاغل مختلف بالا برود آثار ماندگارتر توليد مي شود. کماکان ما پاي درد دل هر دکتري بشينيم يک قصه اي دارد. من الان کلي عاصي هستم و عصبي، نمي دانم حرف هاي مرا چاپ مي کنيد يا نه! اميدوارم مخاطب شما و مسئولين از حرف هاي من که از روي دلسوزي است ناراحت نشوند. چون من اصلا دوست ندارم کسي را ناراحت کنم. قصد و منظور من توليد آثار فاخر و ماندگار است تا بتوانيم مخاطبان را حفظ کنيم.
در مورد شخصيت «عمه» ما بيشتر از اينها خواهيم ديد يا ...
ـ نه، الان روزهاي آخر تصويربرداري سريال است و محور اصلي داستان هم روي دو شخصيت مهدي (امين زندگاني) و پرستو (الهام حميدي) است. البته اگر بخواهيم به همه آدم ها رجوع کنيم متوجه مي شويم که مي شود قصه همه شخصيت ها را باز کرد و ادامه داد ولي من فکر مي کنم فرصت اين نباشد. نمونه اش همين عمه که داستانش خيلي در قصه عيان نشد و...
وقتي شما ايفاگر اين نقش شديد اين تصوير پيش آمد که کاراکتر قرار است با اتفاقاتي قوي تر و موثر تر همراه شود...
ـ اين مسئله را خيلي ها به من گفتند. ولي نه! اين شخصيت هر چه مرموزتر بماند به نظر بهتر مي آيد! (مي خندد)
شما پيش از اين هم با شهرام شاه حسيني همکاري داشتيد از همکاري با او و سبک و سياق کارگرداني اش هم بگوييد؟
ـ آقاي شاه حسيني کارگردان بسيار مسلطي است. او به قول بعضي ها دستش در کار بسيار تند است. خوب مي داند از مجموعه چه مي خواهد از سکانس ها و پلان هاي برداشتي گرفته تا در چيدمان و دکوپاژ کار بسيار مسلط عمل مي کند. نگاه او در اين سبک کارگرداني براي بازيگر خيلي خوب است. اين رفتار وي حس خوبي به بازيگر مي دهد چون مطمئن است کارگران کار بسيار آگاهانه کار مي کند. وقتي کارگردان کار نداند چه مي خواهد يک انرژي منفي به کل گروه منتقل مي شود و اصولا کار در اين شرايط خسته کننده مي شود. اگر چه در اين سريال زمان ضبط و پخش يک جا با هم به تداخل رسيد با اين حال هرگز کار با خدشه اي مواجه نشد. هرگز روي کارگرداني ايشان تاثير نگذاشت. بسيار مسلط و با انرژي تا به امروز کار را پيش بردند و من از دومين همکاري ام با ايشان بسيار لذت بردم. چون مي دانم چه مي خواهد به کارشان ايمان دارم. من از همکاري با ايشان بسيار راضي هستم.
با توجه به تغيير و تحولات در راس سازمان و اينکه مشخصاٌ سياست هاي متفاوتي بر بدنه سازمان به لحاظ سبک و سياق ديدگاه و مديريت ايجاد خواهد شد، شما به عنوان بازيگر چه توقعي براي بهبود اوضاع و بازگشت مخاطب پاي آثار رسانه داريد؟
ـ من در اين همه سال ها که کار مي کنم هيچ گاه يادم نمي آيد که تماشاگر خيلي جذب تلويزيون شده باشد. دوره اي يادم هست که سر سريال «خاک سرخ» اين اتفاق رخ داد و تماشاگر آن مجموعه را خيلي دوست داشت و پا به پاي آن گريه مي کرد، چون قصه دقيقاٌ بر مي گشت به دوران جنگ و مردم آن روزها را به خاطر داشتند. دوره اي هم کارهاي طنز مثل آقاي مديري پرمخاطب بود. ولي الان خيلي بعيد مي دانم سريال هاي داخلي پرمخاطب باشند. معمولاٌ در جاهاي پرتردد بيشتر مي شنوم که مردم از سريال هاي آن سوي آبي و قصه هايش صحبت مي کنند تا سريال هاي خودمان. به نظر من جذب کردن امروز مخاطب بسيار کار سختي است.
راهکار و پيشنهادتان چيست؟
ـ راهکاري ندارم. خيلي محترمانه مثل خيلي هاي ديگر منتظر مي مانم تا ببينم چه مي شود! بالاخره اين ترس و احتياط کنار مي رود تا آثار بهتري روانه آنتن بشود. من به عنوان يک بازيگر وظيفه خودم را انجام مي دهم و به نظرم راهکار را بايد مسئولين بدهند. به هر حال تلويزيون ما به شدت مي تواند تاثيرگذار عمل کند. مثلاٌ مي تواند راجع به مسئله اعتياد حرف هاي خوبي بزند. من فکر مي کنم ما جزو چند کشور اول در بحث اعتياد باشيم چه خوب که از سوي رسانه ملي به اين موضوع پرداخته شود. در بحث اعتياد مي شود سوژه هاي بسيار خوبي پيدا کرد که امروز خانواده هاي بسياري با آن درگير هستند. تا وقتي که مردم و اقشار مختلف انعطاف به خرج ندهند دست مسئوولان هم براي تصميم گيري بسته خواهد بود.
شما تا کي سر سريال «همه چيز آنجاست» خواهيد بود؟
ـ فکر مي کنم تا بيست روز ديگر...
الان فيلمنامه را تا پايان در دست داريد و از ادامه داستان آن مطلع هستيد؟
ـ واقعاٌ نه، آقاي شاه حسيني اتفاقاً مي گفت من انگار در يک تونل تاريک در حال رانندگي هستم بدون چراغ، چون او هم مثل ما خبري از پايان ماجرا ندارد. من هم از پايان نقش اطلاع کاملي ندارم به همين دليل فکر نمي کنم اتفاق خيلي متفاوتي رخ بدهد. ما هم مثل شما از ادامه کار سورپرايز خواهيم شد. فکر نمي کنم براي عمه اتفاق محيرالعقولي در راه باشد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر