صفحه نخست >> هنر تعداد نظرات: 0

«رضا يزداني» به کسب جايزه «گرمي» فکر مي کند

رضا يزداني هم مانند محسن چاوشي لقب «آقاي خاص» را يدک مي کشد؛ خواننده اي کاملا خاص و متفاوت که طي سال هاي اخير خيلي خوب خودش را در موسيقي ما جا انداخت و سبک در ابتدا عجيبش را تبديل به يک سبک شيرين و شنيدني کرد.

کد خبر: 1695

رضا يزداني هم مانند محسن چاوشي لقب «آقاي خاص» را يدک مي کشد؛ خواننده اي کاملا خاص و متفاوت که طي سال هاي اخير خيلي خوب خودش را در موسيقي ما جا انداخت و سبک در ابتدا عجيبش را تبديل به يک سبک شيرين و شنيدني کرد.
از سال 82 به اين سو يقين قريب به 11 سال، رضا يزداني توانسته در موسيقي ما خودش را در سطح بالايي نگه دارد و البته به پيشرفتش هم ادامه دهد. گفتگوي شيريني با او داشته ايم.
رضا يزداني اين روزها مشغول چه کاري است؟
- مشغول ميکس و مسترينگ آلبوم جديد هستيم و قرار است اين آلبوم بعد از پايان ماه صفر منتشر شود. به نظرم اين بهترين يا دست کم يکي از بهترين آلبوم هاي من است.
آلبومت چه نام دارد؟ کلا بيوکرافي آلبوم جديد را برايمان بگو.
- هنوز اسم مشخصي ندارد ولي مثل ساير کارها، آهنگسازي قطعات را خودم انجام داده ام. بهروز پايگان، ميلاد عدل، محمد خرمي نژاد و شهروز بردوده هم کار تنظيم قطعات را عهده دار بوده اند.
بعد از سال 90، ديگر هر سال شاهد انتشار يک آلبوم از تو بوده ايم. روندي که سابق بر اين هر چند سال يک بار بود و حالا سالانه شده است.
- خب ما کنسرت هاي زيادي داريم و بايد قطعات جديدي داشته باشيم که بتوانيم براي مخاطب اجرا کنيم، به همين دليل سعي مي کنم هر سال يک آلبوم منتشر کنم تا در اجراهاي زنده از اين قطعات استفاده کنيم.
تو يک مجموعه ويدئويي هم آماده کرده اي، در خصوص اين مجموعه صحبت کن.
- واقعا موسيقي بدون تصوير اصلا قابل پذيرش نيست. همه جاي دنيا اول براي خواننده اي که احتمال مي دهند استعداد دارد، يک موزيک ويدئو تهيه و پخش مي کنند و بعد اگر ديدند، مردم با موزيک ويدئو آن خواننده ارتباط برقرار کرده اند، تازه وارد فاز برنامه ريزي براي او مي شوند. ما در ايران تا به حال در اين مورد مهم و به خصوص ضعف داشته ايم اما شکر خدا شرايط در حال تغيير است.
خود من طي دو سال اخير 13 موزيک ويدئو روي قطعاتم ساخته ام که ان شاءالله تا پايان سال در يک مجموعه، وارد شبکه نمايش خانگي خواهد شد. از طرف ديگر قرار است به زودي جشنواره ققنوس برگزار شود که مربوط به همين صنعت و البته کليپ هايي است که با موبايل گرفته شده. اگر صنعت تصويري موسيقي در ايران جان بگيرد، موسيقي ما شرايط ديگري پيدا خواهد کرد. راستي به جز خودم، فاطميا يثربي، علي اوجي، امين مبارکي، آروين قاسمي زاده و اميد مردم بيگي کساني بودند که اين کليپ ها را براي من ساخته اند.
من فکر مي کنم تلويزيون هم در مدت اخير نسبت به اين مقوله بي تفاوت نبوده و قدم هايي برداشته است.
- بله خب. و اميدوارم اين هم ادامه دار باشد و هم هر چه جلوتر مي رويم، فضا براي ساخت کليپ باز و بازتر شود.
الان 9 سال است خواننده اول و آخر فيلم هاي مسعود کيميايي تو هستي، اين ديده شدن توسط يک کارگردان بزرگ چه حسي دارد؟
- من هميشه گفته ام که آقاي کيميايي نقش خاصي در زندگي هنري من داشته اند و خوشحالم که از سربازان معه به اين سو در همه فيلم هاي ايشان حضور داشته ام. گاه تصويرم بوده گاه نبوده اما به هر حال خواننده فيلم ها من بوده ام.
همين مسئله باعث شد تا به عنوان يک بازيگر هم در سينما فعاليت داشته باشي.
- درست است؛ البته من سابق بر اين تئاتر هم کار کرده بودم اما به هر حال در فيلم هاي «تهران، طهران» و «بوي گندم» نقش هاي اصلي و پررنگي را ايفا کردم و خدا را شکر بازخورد خوبي هم داشت. در واقع در مقام يک بازيگر توانستم اهالي فن را راضي کنم. کلا من يک خواننده تصويري هستم. در واقع اگر موسيقي ام با تصوير ادغام شود، مفهوم و پيام کارم را خيلي راحت تر و بهتر به مخاطب مي رساند.
برسيم به سبک و سياق کاري ات. سبکي که تو مي خواني دقيقا چيست؟ پاپ، راک، پاپ - راک يا سافت راک؟
- همه اينهايي که گفتي در موسيقي من وجود داشته. در واقع کارهاي من همه جور سبکي دارد و البته وجه راک آن کمي بيشتر خودنمايي مي کند.
و البته هميشه مي گويند رضا يزداني در بعضي لحظات فالش مي خواند؟
- اينکه حرف خنده داري است. الان فاش ترين صداها را هم مي شود با تيون و ملوداين درست کرد. اين بحث برمي گردد به نحوه خوانش من در بعضي از کلمات مثلا مثل شب و ... آنهايي که از موسيقي زياد نمي دانند، بحث فالش را مطرح مي کنند اما اين در واقع نحوه و لهجه خوانش من در بعضي کلمات است که به هر حال با بقيه متفاوت است.
اين روزا تهيه کننده ها به شدت از ميزان فروش آلبوم ها گلايه مي کنند و مي گويند مردم سي دي بهترين خواننده ها را هم نمي خرند؛ تو دليل اين مسئله را چه مي داني؟
- اصلي ترين دليل اين مسئله، دانلود غيرقانوني آلبوم هاست. اگر جلوي دانلود قطعات گرفته شود، آن وقت شما خواهيد ديد که اکثر آلبوم ها ميليوني خواهند فروخت. به هر حال شرايط فروش آلبوم ها امروز خوب نيست اما باز هم آن خواننده اي که طرفدارانش کمي فرهنگي تر هستند، مي روند و آلبوم را خريداري مي کنند. من امسال رکورد فروش اينترنتي يک آلبوم، را با آلبوم «ساعتا خوابن» زدم و 15000 نسخه از اين آلبوم در اينترنت فروش رفت. حالا نگاهي بينداز به ميزان دانلود يکي از قطعات همين آلبوم در فلان سايت معروف. مي بيني که رقم بسيار بالايي است و اگر همين بزرگواران آلبوم را خريداري کرده بودند تا چه حد آمار فروش کار بالا مي رفت؟
البته اين را هم بگويم که اين سايت ها براي موسيقي مفيد هم هستند اما به اقتصاد موسيقي ضربه مي زنند. من فکر مي کنم بهترين راه اين است که سايت ها صبر کنند و دست کم دو ماه پس از انتشار آلبوم، آن را به صورت رايگان براي دانلود ارائه دهند. من فکر مي کنم اينگونه اوضاع بهتر خواهد شد. از طرف ديگ ربايد فرهنگ سازي انجام گيرد و اين جا بيفتد که دانلود غيرقانوني هيچ منفعتي براي خواننده يا تهيه کننده آن آلبوم ندارد. اگر بتوانيم در اين زمينه فرهنگ سازي کنيم اتفاقات خوبي خواهد افتاد.
راستي کسي در داخل کشور در سبک تو فعاليت مي کند؟
- فکر نکنم. البته دوستاني هستند که راک کار مي کنند؛ مثلا کاوه يغمايي يا گروه اوهام (شهرام شعرباف) و ... ولي سبک ترانه هاي من به گونه اي است که شباهتي با کار اين دوستان ندارد.
بالاخره آقاي خاص موسيقي تو هستي يا محسن چاوشي؟
- طرفداران موسيقي لطف دارند و اين لقب را هم به من داده اند و هم به محسن چاوشي که کارش بسيار خوب است. حتما مخاطبان موسيقي چيزهاي خاصي در کار من و محسن ديده اند که اين لقب را انتخاب کرده اند. ما هم که بدمان نمي آيد.
تو تعداد زيادي کار ملي، ميهني اجرا کرده اي. فکر مي کنم علاقه زيادي به اين فرم ترانه ها داري.
- به واسطه جنس صدايي که خداوند در اختيار من گذاشته، کارهاي ملي، ميهني زيادي به من پيشنهاد مي شود. من هم اعتقاد دارم خداوند صدايي را در اختيار من گذاشته و من بايد از آن درست استفاده کنم. کار «خليج فارس» سفارشي نبود و خودم آن را با نهايت علاقه توليد کردم اما قطعات ديگري مثل کارهايي که براي جام جهاني يا بازي هاي آسيايي اجرا کردم، سفارشي بود و من هم دوست داشتم و آنها را خواندم.
يک خاطره از آهنگ خليج فارس برايتان تعريف کنم. دوستي براي انعقاد قرارداد کنسرت دبي با من مذاکره کرده بود. همه چيز رو به پايان بود و او هم سعي کرد زيرکانه در آخرين لحظه ماجراي عدم اجراي قطعه خليج فارس در دبي را مطرح کند و کار تمام شود. همان لحظه از دوست مان محترمانه خواستم محل را ترک کند و به او گفتم هرگز در جايي که نتوانم «خليج فارس» را بخوانم روي صحنه نخواهم رفت و به همين دليل هم تا به امروز در دبي اجرايي نداشته ام.
رابطه ات با موسيقي سنتي چگونه است؟
- خودم موسيقي سنتي گوش نمي دهم اما کار اخير همايون شجريان که اتفاقا از صميمي ترين دوستان من است، در فيلم سينمايي «آرايش غليظ» را بسيار مي پسندم. کاري که با راک تلفيق شده و بسيار بسيار هم شنيدني از کار درآمده است. من چند وقت اخير در همه کنسرت هاي همايون حضور داشته ام و فکر مي کنم او جزو صداهاي استثنايي موسيقي ماست.
برسيم به فعاليت هاي فوتبالي ات؛ اين روزها دروازه بان تيم هنرمندان هستي؟
- خب من در جواني دروازه بان تيم کشتيراني بودم که بعدا به سايپا تبديل شد. الان هم در تيم هنرمندان، تيم ستارگان و تيم پيشکسوتان استقلال درون دروازه قرار مي گيرم.
و حسابي هم استقلالي هستي؟
- بله. استقلالي هستم و اين تيم را خيلي زياد دوست دارم اما به ورزش به ديد همه زندگي نگاه نمي کنم و مثلا از باخت استقلال به هم نمي ريزم و از کار و زندگي نمي افتم. فوتبال يک تفريح است و نبايد زندگي آدم ها را تحت الشعاع قرار دهد.
به نظر تو چرا موسيقي ما شلوغ شده و تعداد خواننده هايمان سر به فلک مي کشد؟
- من اصلا با اين نظر موافق نيستم. به نظرم در مقايسه با کشورهاي ديگر تعداد خواننده هاي ما زياد که نيست هيچ، کم هم هست. در بعضي از کشورهاي همسايه ما تعداد خواننده ها چندين برابر خواننده هايي است که ما داريم.
گاهي روي استيج و در حين اجراي زنده بغضت مي گيرد.
- خب به هر حال بعضي کارها روي خواننده اش تاثير خاصي مي گذارد. از يک قسمت از ترانه «تهران طهران» به بعد من واقعا نمي توانم خواندن را ادامه دهم و هر چقدر هم سعي کردم احساساتم را در حين اجراي اين قطعه کنرتل کنم، موفق نشده ام.
هدف نهايي رضا يزداني در موسيقي پاپ ما چيست؟
- شايد عجيب به نظر برسد اما هدف من کسب جايزه گرمي است.
کار سختي نيست؟
- آنقدرها هم که نه. شما اگر يک قطعه خوب براي تيتراژ يک فيلم خوب و موجه هاليوودي بخواني، مي تواني در اين مسير قرار بگيري و شانست را امتحان کني. من مقدمات اين کار را هم آماده کرده ام و اگر خدا بخواهد، پيش خواهم رفت.
و ماجراي کت هاي چرم؟
- داستان کت چرم مفصل است. من هميشه چرم را دوست داشتم و قبل از داستان خوانندگي و شهرت هم چرم به تن مي کردم. بعد که کنسرت ها آغاز شد از آنجا که عقيده دارم خواننده بايد صاحب استايل و کاراکتر حتي در پوشش باشد، تصميم به پوشيدن کت چرم گرفتم.
سال 87 کنسرتي با مهران مديري و عليرضا عصار داشتيم که 6 شب بود و من هم کت چرم داشتم. 4 شب اول که سپري شد، در آستانه کنسرت شب پنجم راهي فردوسي شدم که دو کت چرم ديگر هم بخرم. آن زمان هنوز اسپانسر نداشتم. کت ها را خريدم اما موقع برگشتن در ترافيک سنگين خود کنسرت ماندم و خلاصه بچه هاي ارکستر روي استيج بودند و من در ترافيک.
در نهايت علي اوجي به ماموران پليس راهنمايي رانندگي، توضيح داد که من خواننده همين کنسرت هستم و با مساعدت آنها از خط ويژه خودم را به سالن رساندم. در هر صورت الان خدا را شکر براي اين کت ها اسپانسر دارم چرا که کت هاي چرم خيلي هم گران است.

برترين ها/

نظرات بینندگان

ارسال نظر