صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

«سوتي دادن» و «خالي بستن» از کجا آمد؟

ميرجلال‌الدين کزازي مي‌گويد: واژه‌هايي که بر پايه هنجارهاي زبان و دگرگوني در واژه‌هاي زبان فارسي نيستند نمي‌توانند زيست و پيکره زبان فارسي را دچار آسيبي چاره‌ناپذير کنند.

کد خبر: 912

ايسنا/ ميرجلال‌الدين کزازي مي‌گويد: واژه‌هايي که بر پايه هنجارهاي زبان و دگرگوني در واژه‌هاي زبان فارسي نيستند نمي‌توانند زيست و پيکره زبان فارسي را دچار آسيبي چاره‌ناپذير کنند.

او در همين زمينه به ريشه برخي از واژه‌هاي شاخته‌شده توسط گروه‌هاي مختلف جامعه اشاره مي‌کند.

اين استاد پيشکسوت زبان و ادبيات فارسي در گفت‌وگو با خبرنگار ادبيات ايسنا، درباره افزايش برخي از واژه‌هاي نامانوس که در رسانه‌ها و شبکه‌هاي اجتماعي به‌کار گرفته مي‌شود و تاثير آن‌ها بر زبان فارسي، گفت: زبان پارسي زباني است استوار و سخت‌جان که به آساني به گزندهاي گران يا آسيب‌هاي بنيادين دچار نمي‌تواند شد. اگر اين‌گونه مي‌بود صدها سال نمي‌پاييد و فراز و نشيب‌هاي بسيار را از سر نمي‌گذرانيد.

او افزود: در زبان فارسي مانند پاره ديگري از زبان‌هاي جهاني گويش‌هايي پديد مي‌آيد. اين گويش‌ها گاهي گروهي است، به اين معني که در ميان گروهي ويژه کاربرد و روايي دارد. در گذشته اين گروه‌ها را بيش‌تر پيشه‌ورزان و صنعت‌کاران مي‌ساختند. پاره‌اي از پيشه‌ها داراي گويشي ويژه بودند که در گفت‌وگو با همکاران از آن‌ها بهره مي‌بردند؛ از آن روي که رازهاي کارشان بر ديگران آشکار نشود. شناخته‌شده‌ترين اين گويش‌ها، گويش زرگري ناميده مي‌شود.

کزازي اظهار کرد: پديده تازه در پيدايي گويش در روزگار ما مي‌تواند در گويش جوانان و از طريق رسانه‌ها به کار گرفته شود. در اين گويش واژه‌هايي پديد مي‌آيند که بيش‌تر آن‌ها پايدار نمي‌مانند و پس از چندي به فراموشي دچار مي‌شوند.

او درباره دليل پديدآمدن چنين واژه‌هايي گفت: به درستي نمي‌توان دانست اين واژه‌ها چگونه پديد مي‌آيد، زيرا بر پايه هنجارهاي زبان و دگرگوني در واژه‌هاي زبان فارسي نيست و گويا به پسند و خواست کسان وابسته است. پاره‌اي از آن‌ها را مي‌توان بررسيد و خاستگاه‌شان را نشان داد، اما بسياري را نمي‌توان.

اين نويسنده سپس افزود: اگر بخواهيم در اين زمينه نمونه‌اي بياوريم مي‌توان از واژه «خالي‌ بستن» نام برد. اين واژه از آن‌جا مي‌آيد که تفنگ را خالي و بي‌فشنگ بر دوش مي‌بستند تا ديگران را بفريبند و بترسانند. از همين رو هنگامي که کسي سخني بي‌پايه مي‌گويد و لاف مي‌زند گفته مي‌شود کسي خالي‌ بسته است. کنايه ديگري که در اين گويش رواج دارد «سه» شدن است که به معني نادرست کار کردن به کار برده مي‌شود. اين واژه مي‌تواند از موتور خودرو ستانده شده باشد که اگر از هر چهار سيلندر آن يکي از آن‌ها کار نکند خودرو نمي‌تواند کار خودش را انجام دهد.

کزازي همچنين گفت: «سوتي دادن» نيز ديگر واژه‌اي است که در گويش جوانان به کار برده مي‌شود. پايه اين واژه نيز مي‌تواند از ورزش گرفته شده باشد و آن در زماني است که وقتي ورزشکار خطا مي‌کند و داور سوت مي‌زند نشانه آن است که بازيکن کار خود را به درستي انجام نداده است، از اين روي مايه سوت زدن داور شده است. يعني لغزش آشکار و خطايي نمايان انجام داده است.

او در پايان اضافه کرد: با اين حال که اين گويش‌ها در ميان گروه‌هاي ويژه از جامعه کاربرد و فراگيري دارند، حتي اگر کارکرد گسترده هم بيابند، نمي‌توانند زيست و پيکره زبان فارسي را آن‌چنان دگرگون کنند که آسيبي چاره‌ناپذير به آن برسانند. زيرا زبان فارسي از مايه‌دارترين زبان‌هاي جهان است.
 

نظرات بینندگان

ارسال نظر