صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

نمایش فيلم‌هاي خارجي در سينماهاي ايران

کد خبر: 712

باني فيلم/ زمزمه بازگشت فيلم‌هاي سينمايي خارجي به پرده سينماهاي ايران در حالي مطرح مي‌شود و برخي از دفاتر پخش فيلم در پي ايجاد زمينه‌اي براي اکران همزمان فيلم‌هاي مطرح همزمان با اکران در ديگر کشورها، در ايران هستند که ظاهراً فيلم‌سازان و تهيه‌کنندگان همراه با اين اتفاق نيستند و به اين تغيير، به چشم يک تهديد مي‌نگرند.
اکران فيلم‌هاي سينمايي خارجي يکي از دلايل رونق فيلم‌هاي سينمايي در سال‌هاي پيش از انقلاب بود و هر طيف از اين فيلم‌ها گروهي از مخاطبان را به سينما مي‌آورد و از طبقه پيشرو تا طبقه متوسط به تماشاي آثاري مي‌نشستند که باب ميل‌شان بود و بدين شکل مطابقي که درک اکثر فيلم‌فارسي‌ها در همان دوران نيز برايشان قابل پذيرش نبود، با آثاري مواجه بود که اکنون نيز بسياري‌شان جزو فيلم‌هاي شاخص سينماي جهان محسوب مي‌شوند و در سينماتک‌ها مشتري دارند.

در سال‌هاي ابتدايي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، رويه نمايش فيلم‌هاي خارجي چه در سينما و چه در تلويزيون مرسوم بود اما به يک باره از سال‌هاي 63 و 64، روند نمايش اين فيلم‌ها با تصميمات مديران فرهنگي وقت در هر دو نهاد پخش‌کننده متوقف شد و پخش فيلم‌هاي توليد سينماگران کشورمان در دستور کار قرار گرفت که اين موضوع نيز طبيعتاً پاسخگوي تنوع سليقه جمعيت عظيمي نبود که آپارات بيش از 500 سالن سينما را روشن نگه داشته بودند.

بخشي از اين عدم توان سينماگران داخلي براي پاسخگويي به نياز مخاطب، به کاهش وسيع فعالان حوزه سينما در آن دوران بازمي‌گردد. گروهي از کشور مهاجرت کرده يا گريخته بودند، گروهي به واسطه سوابق سينمايي‌شان ممنوع‌الفعاليت بودند و حتي اجازه مشاغلي نظير ساندويچي و آرايشگاه و... را نداشتند و گروهي ديگر نيز توانسته بودند از مهلکه بگريزند و جزو هنرمندان مجاز بعد از انقلاب باشند و سوابق پيش از انقلاب‌شان ناديده گرفته شد.

با اين حال سکان اصلي فيلم‌سازي به دست چهره‌هايي افتاد که در اين دوران جزو شناخته‌شده ترين فيلم‌سازان کشورمان هستند اما در آن دوران با سوابق محدود عکاسي، فيلمبرداري و مستندسازي به جمع کارگردان‌هاي افزوده شدند و به نوعي نسل اول کارگردان‌هاي انقلاب را شکل دادند؛ نسلي که طبيعتاً توان خلق آثار قصه‌گوي گيرا را در گام‌هاي نخست نداشت و بدين شکل زمان از دست مي‌رود و چراغ‌هاي سالن‌هاي سينما خاموش مي‌شد؛ اتفاقي که باعث شد علي‌رغم ساخت سالن‌هاي فراوان در بيست سال اخير، اکنون 320 سالن در کشور وجود داشته باشد.

اين آمار در زماني که هنوز نمايش فيلم‌هاي خارجي از جدول اکران خارج نشده بود، بنابر گفته مديران وقت برابر با 460 سالن سينما بود و در واقع هرچند نسبت به پيش از انقلاب، ده‌ها سالن تعطيل شده بود اما کاهش چند صد سالن سينما رخ نداده بود و وضعيت هنوز قابل کنترل بود. با اين حال از زماني که تصميم گرفته شده، فيلم‌هاي خارجي نيز در سينماها به نمايش در نيايد و تنها به سينماگران تازه نفس تکيه شد، سينماي ايران از نفس افتاد، چرا که مشخص بود سينماي ايران با اين ابعاد، محصولات بيش از توليدات محدود اين سينماگران احتياج دارد و با اين توليدات اندک و بعضاً متوسط، نمي‌تواند سرپا بايستد.

در واقع يکي از هزينه‌هاي ايجاد يک بدنه تازه براي سينماي ايران، تعطيلي صدها سالن سينما بود که تنها بايد محصول مشخصي را توليد مي‌کردند و لابراتور فيلم‌سازان جديد مي‌شدند؛ اتفاقي که ظاهراً با وجود آثار سينماي جهان بر روي پرده سينماهاي ايران رخ نمي‌داد چرا که بسياري از توليدات آن سال‌هاي سينما در کنار با آثار مشابه ديگر کشورها قدرت رقابت نداشت و طبيعي بود که اگر اکران همزمان رخ مي‌داد، مخاطب ايراني نگاه حداقلي به فيلم‌هاي داخلي داشت و رونق گيشه به قيمت مهجور ماندن فيلم‌هاي داخلي تمام مي‌شد.

هرچند در آن سال‌ها بهانه‌ها و شعارهايي براي عدم اکران فيلم‌هاي خارجي داده مي‌شد اما در نهايت نگراني اصلي، همين عدم برخورداري از قدرت رقابت بود. اين نگراني هنوز و با وجود شکل‌گيري چندين نسل کارگردان توانمند و فعاليت نسلي از کارگردان‌هاي شاخص پيش از انقلاب همچنان وجود دارد و هرگاه بحث اکران فيلم‌هاي خارجي در سينماي ايران طرح مي‌شود، واکنش گروهي از سينماگران را در پي دارد و البته اين بار بهانه‌اي تازه وجود دارد: «سلب فرصت اکران فيلم‌هاي داخلي».

در واقع در دوران تازه، آنچه مانع از اکران فيلم‌هاي خارجي است، دقيقاً برعکس سال‌هاي ابتدايي انقلاب است و با کاهش تعداد سالن‌هاي سينما و افزايش فيلمسازان، اساساً اين تعداد سالن سينما توان نمايش آثار فيلمسازان داخلي را ندارد و حتي بسياري از آثار مهم جشنواره‌هاي فيلم فجر سي‌و يکم و سي و دوم نيز به نمايش درنيامده، چه رسد به ساير آثاري که در ويترين سينماي ايران نيز ديده نشده‌اند و توجه منتقدان و رسانه‌ها را به خود جلب نکرده‌اند.

با اين حال برخي دفاتر پخش تلاش‌هاي تازه‌اي را براي اکران فيلم‌هاي خارجي در ايران در دستور کار قرار داده‌اند و در پي آن هستند تا زمينه لازم را فراهم سازند تا فيلم‌هاي مهم سينماي جهان همزمان با ديگر کشورها در ايران نيز اکران شوند و ايران نيز بخشي از شبکه اکران جهاني شود و بدين شکل مخاطب ايران نيز بتواند به تماشاي آثار مهم بر پرده سينما همچون مردم کشورهاي همسايه بنشيند؛ اتفاقي که طبيعتاً با استقبال سينماگران همراه مي‌شود و سينماداران حرکتي در راستاي رونق سينماها تلقي‌اش مي‌کنند اما برخي سينماگران داخلي همچنان به چشم تهديد به آن مي‌نگرند.

به اعتقاد دفاتر پخش فيلم و سينماداران، نمايش فيلم‌هاي خارجي جاي فيلم‌هاي ايراني ار تنگ نمي‌کند و اگر فيلمي ارزش ديدن داشته باشد، ولو آنکه با اکران محدودتري همراه شود، به فروش ميلياردي دست پيدا مي‌کند و مصداق اين موضوع را نيز نمايش فيلم‌هاي تحريم شده از سوي حوزه هنري تعبير مي‌کنند که اکثراً فروش ميلياردي داشتند؛ با اين حال سينماگران حتي همين ظرفيت اندک را نيز متعلق به سينماي داخلي مي‌دانند و به همين دليل اگر موضوع نمايش فيلم‌هاي خارجي رسماً در دستور کار قرار گيرد، بعيد نيست شاهد يک کشمکش جدي باشيم.

به نظر مي‌رسد بايد به بستن بازار سينماي ايران پايان داد و پذيرفت که نگاه انحصاري به سينماي ايران و عدم نمايش آثار سينمايي مهم فيلم‌سازان مطرح جهان در سالن‌هاي سينماي ايران، چيزي شبيه نگاه انحصاري در ساير حوزه‌ها نظير صنايع خودروسازي است و اگر سينماي ايران مدعي است که جزو سينماهاي سرآمد دنيا است و توان رقابت با سينماي ديگر کشورها را دارد، بايد سينماگران کشورمان از اکران فيلم‌هاي روز جهان در ايران استقبال کنند و نشان دهند تا چه ميزان در فضاي رقابتي توان دوام آوردن دارند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر