صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

«سلنا گومز» الگويي آمريکايي براي دختران نوجوان!!

سلنا گومز اخيراً با بازي در فيلم تعطيلات بهار (Spring Breakers) که در تاريخ ۲۲ مارس سال جاري به پخش‌ درآمد تا حدودي نه چندان تعجب برانگيز از چارچوب‌هاي گذشته خود خارج شد، به نحوي‌که خود در گفتگويي با رسانه‌ها به طرفداران نوجوانش توصيه کرده از ديدن اين فيلم منصرف شوند.

کد خبر: 5100

جنگ نرم و عمليات رواني/ در جنگ نرم تصرف قلب‌ها و سيادت بر مغز‌ها تنها به انسان ايراني محدود نمي شود بلکه تمدن غرب براي بسط دادن خاستگاه فکري خود که همان انديشه ليبراليسم است و گسترش امپراطوري اش در سطح جهاني نياز به اقناع افکار بيش از ۷ ميليارد انسان دارد. به اين جهت امپرياليسم جهاني با استفاده‌ي ابزاري از خوانندگان، بازيگران و فوتباليست‌ها براي پر زرق و برق نشان دادن تمدن غرب و سوق دادن زندگي تمامي ابناء بشر و بلاخص جوامع اسلامي به سبک زندگي آمريکايي(American lifestyle)، تلاش ويژه‌اي را انجام مي‌دهد.

استفاده ابزاري غرب از هنرمندان
يکي از پيچيده ترين حربه‌ها در جنگ نرم تغيير سبک زندگي جوانان و نوجوانان با استفاده از الگوسازي‌هاي وارداتي مي‌باشد. به عنوان مثال در اين باره مي‌توان به شخصيت بين الملي و آشنا براي بسياري از نوجوانان و جوانانِ سراسر جهان، بازيگر و خواننده‌ي بيست ساله‌ي آمريکايي، سلنا ماري گومز (Selena Marie Gomez) به عنوان الگوي ارائه شده از طرف غرب براي اين قشر سني اشاره کرد.
گومز به واقع عصاره تمدن غرب و غايت يک دختر ايده آل از ديدگاه ليبراليسم و اعوان آن است، که ايالت متحده آمريکا براي بسط دادن اين الگو با توسل به قدرت ديپلماسي رسانه‌اي خود به فطرت پاک دختران نوجوان و جوان هجمه کرده و الگويي شيطاني را به آن‌ها ديکته مي‌کند.


سلنا گومز اخيراً با بازي در فيلم تعطيلات بهار (Spring Breakers) که در تاريخ ۲۲ مارس سال جاري به پخش‌ درآمد تا حدودي نه چندان تعجب برانگيز از چارچوب‌هاي گذشته خود خارج شد، به نحوي‌که خود در گفتگويي با رسانه‌ها به طرفداران نوجوانش توصيه کرده از ديدن اين فيلم منصرف شوند.
وي درباره‌ي اين فيلم مي‌گويد: «در اين فيلم شخصيتي که من نقش او را بازي مي‌کنم يک آدم ترسو است اما با آدم-هاي مختلف سيگار مي‌کشد و به نوعي با آن‌ها ارتباط برقرار مي‌کند، به همين دليل وقتي طرفداران کم سن و سال و نوجوان خودم را مي‌بينم، به آنها توصيه مي‌کنم که اين فيلم مرا تماشا نکنند و فقط کنسرت‌هاي مرا نگاه کنند و وقتي والدين آنها از من مي‌پرسند که آيا اين حرف من جدي است يا نه؟ به آنها مي‌گويم بله کاملا جدي است. البته من طرفداراني هم دارم که هم سن و سال خودم هستند و آنها مي‌توانند اين فيلم را تماشا کنند زيرا موضوع اين فيلم کاملا واقعي و عبرت آموز است، موضوع اين فيلم واقعيتي است که نمي توان آن را پنهان يا از آن صرفنظر کرد، فيلم اتفاقاتي که در تعطيلات بهار رخ مي‌دهد را به تصوير مي‌کشد. من دوست دارم با طرفدارانم صادق باشم و اميدوارم آنها هم از من حمايت کنند»
بدون شک ريل گذاري صورت گرفته براي سلنا گومز به عنوان الگوي معرفي شده‌ي تمدن غرب براي دختران جهان از يک عقبه فکري‌ برخوردار است و نمي‌توان پذيرفت فردي همانند وي، بدون داشتن چارچوبي معين از دوران خردسالي تا به امروز، به فردي کاملاً موفق و شناخته شده تبديل شده است. با داشتن نيم نگاهي به فضاي سايبر و جست و جوي نام وي به فارسي و انگليسي در موتورهاي جستجو و شبکه‌هاي اجتماعي مي‌توان از شهرت وي و اثرگذاري او در مقياس جهاني مطلع شد.

سلنا گومز کيست؟
سلنا ماري گومز (Selena Marie Gomez)‏ متولد ۲۲ جولاي سال ۱۹۹۲ است. مادر او، مندي تيف، که از سابقه-ي بازيگري نيز برخوردار است، اهل ايتاليا بوده و پدر وي، ريکاردو گومز، مکزيکي تبار است. پدر و مادر او به هنگامي که سلنا پنج ساله بود از يکديگر جدا مي‌شوند.
گومز ديپلم دبيرستان خود را با شيوه‌ي تحصيل در منزل دريافت کرد. وي که از مسيحيان کاتوليک است در سن ۱۲ سالگي حلقه خلوص مسيحيان (Purity ring) را به دست کرد، ولي در سال ۲۰۱۰ و نزديک سن ۱۸ سالگي آن را از دست درآورد.
در مسيحيت حلقه خلوص، نشانه‌ي عفتمندي بوده و استفاده از آن به معناي پرهيز از مسائل جنسي و زندگي تجردي است. هر چند اين حلقه و مقوله‌ي عفت در مسيحيتِ تحريف شده با آنچه در اسلام بيان شده است تفاوتي ما بين آسمان و زمين دارد اما همين امر براي طرفداران سلنا،‌ به عنوان بازيگر و خواننده محبوبشان خود معنا و مفهوم کاملاً متفاوتي دارد که در بررسي روند چهره سازي از وي اين امر شفاف تر خواهد شد.
علي رغم آنکه اغلب نوجوانان و جوانان ايراني طرفدار گومز او را با خوانندگي اش مي‌شناسند، اما در سطح جهاني وي با سريال کمدي “جادوگران سرزمين لرزان” (Wizards of Waverly Place) از شبکه ديزني شناخته مي‌شود و شايد بتوان عامل اصلي شهرت وي را ايفاي نقش در اين سريال دانست. او با بازي در نقش آلکس روسو در سال ۲۰۰۹ باعث شد تا اين مجموعه بيش از ۱۱٫۴ ميليون بيننده را در اولين قسمت خود به دست آورد.
با کمي دقت در مسير تعيين شده براي سلنا گومز از دوران هفت سالگي تا شانزده سالگي که با بازي در مجموعه‌اي با تم هري پاتريسم به اوج خود رسيد، مي‌توان روند تربيتي کودکان متولد دهه ۹۰ ميلادي و نوجواني آن‌ها در دهه‌ي بعدي را مشاهده کرد.
حضور گومز در مجموعه جادوگران سرزمين لرزان در نوع خود قابل تامل است. از نام فيلم مي‌توان مقوله جادو و خرافه و به عبارتي بهتر نوع ديگري از فيلم‌هاي شيطاني منکرِ غيب را ديد که به طور قطع اثر گذاري آن براي مخاطبان جوان و نوجوان به مراتب بيشتر از کالکشن فيلم‌هاي هري پاتر است.
پرداخت گسترده به موضوعاتي نظير جادو در فيلم‌هاي هاليوودي چيز جز حمله به معاد و ايمان به غيب نيست. به واقع هاليوود با هجو کردن عالم غيب و پر کردن خلاء نياز بشر به عالمي ماوراي دنياي فاني با ايجاد فضايي فانتزي و تخيلي، خرافه و مزخرافات شيطاني خود را به خورد بشريت‌ مي‌دهد، و در تلاش است با الگو سازي‌هاي گسترده و استفاده ابزاري از افرادي نظير سلنا گومز در راستاي رسيدن به اين هدف گام‌هاي نهايي اش را بردارد.
در اين جهت والت ديزني به عنوان يکي از ارکان نظام رسانه‌اي غرب در حوزه‌ي کودکان و نوجوانان با حمايت از سلنا گومز و با الگو سازي کاملاً جهت دار از وي عمل مي‌کند، ساير عناصر اين امپراطوري رسانه‌اي نيز با ميدان دادن به او براي رسيدن به اهداف شيطاني مد نظرشان، قلوب تمامي نوجوانان و جوانان سراسر جهان بويژه دختران را سيبل خود قرار داده و با باور سازي‌هاي غلط و شيطاني متعلقات ايمان را مورد هجمه قرار مي‌دهند و با زمينه سازي براي بي‌عفتي و بي‌حيايي گسترده ما بين نوجوانان جهان، بشري بيمار و سر گشته را به شيوه‌اي کثيف تربيت مي‌کنند.
از بازي سلنا گومز در فيلم‌هاي ياد شده نکات قابل توجهي را مي‌توان استنباط کرد. در اين فيلم‌ها بستر اصلي داستان حول مقوله‌ي شاهزاده‌ها و پرنسس‌ها مي‌چرخد، موضوعي که از مهترين و اصلي ترين دغدغه‌هاي کمپاني والت ديزي است چرا که مي‌توان توسط آن و با ارائه داستاني تخيلي بسياري از مخطبان به خصوص دختران را از دنياي واقعي به دنياي تخيلي و ذهني وارد مي‌کند. اين امر موجب ايجاد يک زندگي غير واقعي و تقليدي از کاراکتر‌هاي فيلم‌ها شده و بوسيله‌ي اين الگو سازي‌هاي دروغين نوجوانان را به ورطه نابودي مي‌‌کشاند. براي اثبات اين موضوع کافيست به برخي از آمارهاي اعلام شده در کشور امريکا نگاهي داشته باشيم:
با توجه به گذشته سلنا گومز و تربيت او در خانواده‌اي مذهبي مي‌توان ورود او به سن ۱۸ سالگي و اتفاقات روي داده براي او، مانند درآوردن انگشتر خلوص و آشنايي با جاستين بيبر را فاز جديد از زندگي و الگو سازي وي براي ديگر همسالانش دانست، در حقيقت گومز از دو سال قبل تا کنون مهمترين بخش از زندگي رسانه‌اي خود را طي کرده است.
بدون شک درآوردن انگشتر خلوص (که اساس وجودي آن مورد تاييد نيست) پيامي متفاوت را به مخاطبان گومز ارسال مي‌کند، در واقع بعد از آن دوره بود که جاستين بيبر، ديگر خواننده معروف و کوچک تر از سلنا گومز حضورش در کنار وي به عنوان معشوقه‌ي يکديگر آغاز شد و اين اتفاق از مهترين و اصلي ترين رويدادهاي زندگي گومز بود، به نحوي که کوچک ترين ارتباط بين اين دو مورد توجه تمامي رسانه‌ها قرار مي‌گرفت.
جاستين بيبر نيز همانند گومز از موفقيت‌هاي بسياري در عرصه خوانندگي برخوردار است. او نيز طرفداران زيادي دارد که براي درک آن مي‌توان جست و جويي در موتور جستجوي گوگل داشت.
مديران گمنام سلنا و جاستين که با تفوق هميشگي خود، توسط رسانه هايشان بر ذهن‌ها و قلب‌هاي بسياري سيطره دارند، با به وجود آوردن زوجي طلايي اهداف شوم خود را در پيش گرفتند. اين دو نفر از طريق ارتباط‌هاي گسترده با يکديگر و در انواع و اقسام مراسمات گوناگون روش و الگوي رابطه‌ي ميان يک دختر و پسر را براي تمامي جهانيان به تصوير کشيدند.
بعد از تقريباً دو سال و در اواخر سال ۲۰۱۲ ميلادي بمب خبري جدا شدن بيبر و گومز از يکديگر براي تمامي طرفداران اين دو موجب ايجاد بهت و حيرت شد. هر چند اين موضوع با داشتن نگاهي کارشناسي تعجب بر انگيز نيست و حتي رابطه مجدد آن‌ها که برخي از رسانه‌ها آن را گزارش کرده اند، نيز جاي تعجب ندارد، چرا که اين سبک اطلاع رساني‌ها و بازي‌هاي رسانه‌اي با افکار طرفداران سلنا و جاستين در واقع بخشي از سبک زندگي‌اي مي‌باشد که به خوبي توسط مديران آن‌ها هدايت مي‌شود.
الگو سازي از سلنا و جاستين براي هم سالانشان همانند ساير چهره سازي‌هاي نظام رسانه‌اي غرب، حتي در جزئي ترين مسائل مورد توجه قرار مي‌گيرد چرا که از کوچک ترين موارد نظير نوع دستنبد،‌‌ مدل پوشيدن لباس و يا حتي شکل جوراب گرفته تا مسائل بزرگتري نظير اتفاقات عاطفي و احساسي ميان آن‌ها نظير شايعات ازدواج و يا قهر، هر کدام در نوع خود روزانه ميليون‌ها انسان را اسير مي‌کند، غافل از آنکه مديران سلنا و جاستين به خوبي با الگو سازي براي سبک زندگي مورد تاييد انديشه غربي با گام‌هاي آهسته به سمت اهدف خود حرکت مي‌کنند.
گومز همچنين لقب جوان ترين سفير يونيسف را بر دوش مي‌کشد. مديران جهاني حتي از اين امر نيز استفاده کرده و او را به عنوان سفير ايالت متحده امريکا در حوزه حقوق بشر در سال ۲۰۰۸ انتخاب کردند. وي به عنوان اولين کار در جايگاه يونيسف براي کمک کردن به کودکان غنا سفر کرد. او همچنين براي يونيسف برنامه‌ها و کنسرت‌هاي خيريه را اجرا کرده است، حال آنکه به وضوح مشخص است اجراي برنامه هايي نظير خوانندگي توسط سلنا، با بر تن کردن انواع و اقسام پوشش‌هاي مردم سراسر جهان، در راستاي ديپلماسي عمومي و به طور خاص “ديپلماسي رقص” ايالت متحده امريکا است.
سلنا گومز از ۱۸ سالگي تا به امروز که بيست سال سن دارد علاوه بر خوانندگي و رابطه پر فراز و نشيب با جاستين بيبر با بازي در فيلم‌هاي متعدد روند حرکت سينمايي خود را ادامه داد. شهرت روز افزون او موجب شد فيلم “مونت کارلو”(Monte Carlo) به دليل بازي وي در آن بعد از يک هفته با ۷٫۶۰۰٫۰۰۰ ميليون دلار فروش رتبه‌ي پنجم را به دست آورد.
روند صعودي سلنا گومز در کسب شهرت جهاني و شناخته شدن او در سراسر جهان موجب شد وي در مسير ديگري در ديپلماسي عمومي و القاي سبک زندگي قرار گيرد. او نيز در سال ۲۰۱۲ با بازي در فيلم تعطيلات بهار در نقشي منفي ظاهر شد و با شمايلي کاملاً متفاوت روي ديگر خود را به نمايش در آورد.
اين فيلم اولين کار گومز است که تا حدودي از چارچوب و خطوط قرمزي که تا به امروز رعايت شده بود، عبور کرده است. سلنا و دوستانش در فيلم تعطيلات بهار با داشتن روابط عياشانه و شرکت در مراسم موسيقي در فضاي ساحلي و رقصيدن با موسيقي‌هاي افراطي به درجه‌اي پايين تر از بي عفتي نزول کرده است. هر چند اساس مقوله‌ي عفتمندي در تمدن غرب از معنا تهي است اما اگر اين امر را در درون پارادايم فکري غرب و يا حداقل مسيحيت بررسي کنيم مي‌توان آن را مصداقي نسبي دانسته و مورد توجه قرار داد، حال آنکه بايد در نظر داشت وي تنها الگوي معرفي شده در اين سطح براي ديگر دختران محسوب مي‌شود.
سلنا گومز را مي‌توان مصداق بارز الگوسازي در حوزه تغيير سبک زندگي در جنگ نرم دانست. هر چند وي به ظاهر يک بازيگر و يا خواننده است اما نوع محبوبيت ساخته شده براي او در ميان همسالانش بدون شک مسير ديگري را براي طرفداران وي ترسيم خواهدکرد. اين امر در کشور ما و در ميان دختران جوان و نوجوان نيز کاملاً صدق مي‌کند.
قاطعانه مي‌توان گفت الگوسازي غرب براي جوانان و نوجوانان و تغيير سبک زندگي آن‌ها به سبک زندگي امريکايي و عادي سازي بي بندو باري در ميان ايشان به مراتب از صدها تهديد نظامي و اقتصادي از سوي دشمنان اين مرز و بوم خطرناک تر است، چرا که سبک زندگي غيرعفيفانه روحيه‌ي مقاوت و عقبي نگر را از جوان مسلمان مي‌ربايد و اينجاست که دشمن به سادگي مي‌تواند با ورود به مختصات جمهوري اسلامي ايران، آن را با چالش مواجه کند. در اين جا بر مومنين است که با الگو سازي‌هاي صحيح، نه تنها دختر و زن ايراني که دختران و زنان ساير کشورهاي اسلامي نيز را به خصويت اصلي و فراموش شده‌ي مادري دوباره زنده کنند و بار ديگر جايگاه واقعي زن را باز گردانند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر