صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

راهبي که با تفسير صداي ناقوس کليسا مسلمان شد!؟

به سند معتبر از حارث اعور نقل شده است که روزي با حضرت اميرالمومنين علي (ع) به شهر حيره مي رفتم که ناگاه به ديري رسيديم که ترسايي در آنجا ناقوس مي نواخت، پس حضرت فرمود: اي حارث؛ آيا مي داني اين ناقوس چه مي گويد؟!

کد خبر: 5015

قدس آنلاين/ به سند معتبر از حارث اعور نقل شده است که روزي با حضرت اميرالمومنين علي (ع) به شهر حيره مي رفتم که ناگاه به ديري رسيديم که ترسايي در آنجا ناقوس مي نواخت، پس حضرت فرمود: اي حارث؛ آيا مي داني اين ناقوس چه مي گويد؟!

عرض کردم: خدا و رسول خدا و پسر عمّ رسول خدا بهتر مي دانند.
سپس حضرت علي (ع) بيان داشتند: مَثَل مي زند براي دنيا و خرابي و بي وفايي آن و مي گويد: لا اله الا الله حَقاً حَقاً صِدقاً صِدقاً اِنَّ الدُّنيا قَد غَرَّتنا وَ شَغَلَتنا وَ استَهوَتنا، يَابن الدُّنيا مَهلاً مَهلاً يَابن الدُّنيا دَقّاً دَقّاً يَابن الدُّنيا جَمعاً جَمعاً تُفَني الدُّنيا قَرناً قَرناً، ما مِن يَومٍ يَمضي عَنا اِلا اَوهي مِنا رُکناً، قَد ضَيّعنا داراً تَبقي وَ اَستَوطَنا داراً تَفني لَسنا نَدري ما قَرَّطنا فِيها اِلا لَو قَدمتنا؛ شهادت مي دهم به يگانگي خداوند و حال آن که حق است، راست است راست است، بدرستي که دنيا ما را فريب داد و مشغول کرد و در رابطه با آخرت عقل ما را ضايع و نابود نمود و ما را گمراه ساخت. اي فرزند دنيا؛ پس انداز و به تأخير انداز کارهاي دنيوي را، اي فرزند دنيا؛ هر روز کوبيده مي شويد و در فشاريد از مصيبت ها و تا چند يکديگر را در فشار مي گذاريد براي بدست آوردن دنيا؟ و به زودي در هم شکسته خواهيد شد. اي فرزند دنيا؛ تا کي جمع مي کني اسباب و مال دنيا را؟ پس بدان دنيا از بين مي برد مردم قرن را از پس قرني ديگر، هيچ روز نمي گذرد از عمر ما مگر آن که يک رکن از ارکان بدن ما ضعيف تر گردد، به راستي که نابود کرديم خانه ي باقي را و وطن خود گردانيديم خانه ي فاني را، نمي دانيم که براي آن دنيا کوتاهي کرديم، مگر پس از اينکه مي ميريم.

پس حارث عرض کرد: يا اميرالمومنين؛ آيا نصاري مي دانند که صدا و نواي ناقوس اين معني را بيان مي دارد؟
حضرت فرمودند: اگر مي دانستند، مطمئن باش مسيح را شريک خداوند نمي گردانيدند.

حارث مي گويد: من روزي ديگر به نزد آن نصاري که در آن دير بود رفتم و گفتم: تو را به حق مسيح اين ناقوس را مجدد بنواز به آن ترتيبي که پيشتر مي نواختي؛ پس چون شروع کرد به زدن هر مرتبه من يک فقره از آنچه حضرت علي (ع) فرموده بود مي خواندم و بر نواي آن منطبق مي گرديد تا به پايان رسيد، پس آن راهب گفت: به حق پيغمبر شما سوگندت مي دهم تو را که بگويي چه کسي اين را به تو آموزش داده و بيان نموده است؟

حارث عرض کرد: آن شخصي که ديروز با من همراه بود، او اين را به من تعليم داد.
راهب پرسيد: آيا ميان آن بزرگوار و پيغمبر شما خويشاوندي وجود دارد؟

حارث پاسخ داد: پسر عمّ اوست.
راهب پرسيد: آيا اين را از پيغمبر شنيده است؟
گفت: بلي.
پس آن ديرنشين مسلمان گرديد و گفت: والله که من در تورات خوانده ام در آخر پيغمبران پيغمبري خواهد آمد که صداي ناقوس را تفسير خواهد کرد و پيغمبر شما خاتم الانبيا مي باشد و دينتان بر حق.

منابع:
1- امالي شيخ صدوق: 187.
2- معاني الاخبار: 231.
* حيوة القلوب (تاريخ پيامبران)، ج 2: 1185، 1186.

نظرات بینندگان

ارسال نظر