صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

تعطيلي دفاتر واحد مرکزي خبر در جهان

اين رويکرد در شرايط کنوني منطقي به نظر مي‌رود و در واقع اتفاقي است که بايد سال‌ها پيش رخ مي‌داد، چرا که بسياري از دفاتر خبري رسانه ملي در ديگر کشورها اساساً آنچنان محدود هستند که بود و نبودشان تاثير چنداني ندارد و از يک يا دو نفر تشکيل شده‌اند و به همين دليل تنها هزينه‌هاي حفظ دفاتر را بدون نيروي انساني کافي و توليد متناسب با هزينه‌هاي ساليانه بر جاي گذاشته‌اند؛ هزينه‌هايي که روز به روز گسترش يافته و حال با اين سياست مي‌توان به شدت کاهش داد.

کد خبر: 4798

تابناک/ تغييرات در ساختار تلويزيون به بخش‌هاي خبري رسيد و پس از چينش مديران برخي از بخش‌هاي خبري، اصلاحات بنيادين در واحدمرکزي خبر با تعطيلي دفاتر واحد مرکزي خبري در کشورهاي مختلف که کمترين سطح توليدات و فعاليت را دارند، آغاز شد تا بدين ترتيب بخش‌هاي فاقد بازدهي حوزه خبر رسانه ملي آهسته آهسته حذف شوند؛ اتفاقي که بايد به استقبالش رفت و اين ساختار فاقد کارکرد را متناسب با کارکردهاي مورد نياز رسانه ملي، مورد بازنگري قرار داد.

به گزارش «تابناک»؛ پس از تغييرات در ساختارهاي معاونت سيما، تغييرات در ساختار معاون خبر که جايگزين معاونت سياسي شد، سرعت گرفت و ساختارها مورد بازنگري قرار مي‌گيرند تا بخش‌هاي کم‌بازده اين مجموعه عريض و طويل، به نفع ديگر بخش‌هاي فعال در حوزه توليد، منحل يا ادغام شوند و بدين شکل بهره برداري بهتري از منابع در اختيار اين سازمان صورت پذيرد.

در همين راستا يکي از بخش‌هايي که سال‌هاست، نياز به بازنگري دارد و اين بازنگري اعمال نشده، دفاتر خبري رسانه ملي در سراسر جهان است؛ دفاتري که تحت نظر واحدمرکزي خبري اداره مي‌شود و هزينه‌هاي بسياري کلاني را در پي داشته اما سياست گذاري صحيح و بازدهي موثري نداشت. به عنوان نمونه علي رغم تراکم شديد خبرنگاران واحد مرکزي خبر در اروپا، در اکثر کشورهاي حاشيه خليج فارس حتي خبرنگار بومي واحد مرکزي خبر نيز فعاليت ندارد و در مقابل رسانه‌هاي برخي از اين کشورها نظير الجزيره قطر در تهران فعاليت دارند و در ديگر قاره‌ها به جز آسيا و اروپا نيز حضور خبرنگاران ايراني واحد مرکزي خبر بسيار کمرنگ بود اما در مقابل چالش‌هاي مالي اين بخش فراوان بود.


چالش‌هاي مالي در اين بخش در دوران گذشته آنچنان بالا گرفت و ماجرا رسانه‌اي شده و جمعي از خبرنگاران شبکه خبر در خارج کشور با نگارش نامه اي سرگشاده، گلايه هاي خود را از عدم دريافت به موقع حقوق و مزايايشان اعلام کرده بودند و از رئيس وقت صداوسيما خواسته بودند تا با ورود به اين ماجرا، شخصا پيگير حل مشکلات مالي اين گروه شود و طي اين نامه نگاري، حرف‌هاي مطرح شد که بسيار تکان دهنده بود و نشان مي‌داد ساختار اين بخش تا چه حد کارآمدي‌اش را از دست داده است.

آنچه در اين نامه از سپردن پرداخت حقوق خبرنگاران خارجي رسانه ملي به يک شرکت واسطه و تاخير بسيار طولاني در پرداخت حقوق اين خبرنگاران تلخ‌تر بود، فراز پاياني نامه ايشان بود. در اين فراز آمده بود: «ما با نوشتن اين نامه عملا بر سر دريافت حقوق معوقه خود از شبکه خبر قمار کرده ايم. اطمينان داريم تلخي ناشي از بي مزد بودن زحماتي که در اين مدت بي منت براي شبکه خبر کشيده ايم را مي توانيد درک کنيد. اما دريغ بزرگ، از دست رفتن فرصت هايي است که در رسانه ملي با مشغول شدن به اين امور از دست ميرود و رسانه هاي رقيب ما به خوبي از اين فرصت ها استفاده ميکنند.»

حال رئيس جديد رسانه ملي، درصدد اصلاح ساختارهايي برآمده که حتي در دوران تزريق بودجه نيز نتوانسته بود در پوشش اتفاقات بين‌المللي مهم نقش موثري داشته باشد و رسانه ملي مجبور به استفاده از تصاوير ديگر کشورهاي خبري جهان بود، حال آنکه در آن محدوده جغرافيايي خبرنگاران مستقر ايران حضور داشتند. در مقابل اما برخي شبکه‌هاي فارسي زبان که فاقد دفاتر مستقر بودند، به سرعت با اعزام خبرنگار، به پوشش اکثر وقايع مهم جهان از نزديک مي‌پرداختند.

بر اين اساس دفاتر واحد مرکزي خبر در چهار شهر مهم براي ايران مشتمل بر نيويورک (آمريکا)، لندن (انگليس)، دمشق (سوريه) و بغداد (عراق) حفظ مي‌شود و ساير دفاتر واحد مرکزي خبر تعطيل شود و پوشش خبري وقايع جهان يا از طريق تصاوير شبکه‌هايي چون پرس تي وي و العالم پوشش داده مي‌شود و يا همچون ديگر شبکه‌هاي خبري رقيب، به محض يک واقعه يا پيش از اتفاقات مشخص، تيم خبري به کشور و شهري که قلب خبر در آنجا مي‌تپيد اعزام مي‌شود اما ايران با آنکه در چهار کشور اروپايي فرانسه، آلمان، انگليس و بلژيک خبرنگار مستقر داشت، حتي نتوانست به پوشش لحظه به لحظه واقعه‌اي نظير حوادث اخير فرانسه مشابه رقابيش بپردازند و نسبت به واشکافي ماجرا در روزهاي اخير اقدام نمايند.

با اين اوصاف، خبرنگاران ايران در کاراکاس (ونزوئلا)، بروکسل (بلژيک)، پرتوريا (آفريقاي جنوبي)، مسکو (روسيه)، کابل (افغانستان)، کوالالامپور (مالزي)، آنکارا (ترکيه)، پاريس (فرانسه)، بيروت (لبنان)، برلين (آلمان)، دمشق (سوريه)، اسلام آباد (پاکستان)، دوشنبه (تاجيکستان) و پکن (چين) باز مي‌گردند و البته برخي خبرنگاران واحدمرکزي که شغل دومشان خبرنگاري است و در اصل حرفه ديگري در کشورها دارند، از جمله خبرنگار واحد مرکزي خبر در رم (ايتاليا) و بوينس آيرس (آرژانتين) باز نخواهند گشت و همچون سال‌هاي پيش از خبرنگاري به حرفه سابق‌شان خواهند پرداخت و تکليف خبرنگاران بومي نظير خبرنگار واحد مرکزي خبر در قاهره (مصر) نيز مشخص است.


اين رويکرد در شرايط کنوني منطقي به نظر مي‌رود و در واقع اتفاقي است که بايد سال‌ها پيش رخ مي‌داد، چرا که بسياري از دفاتر خبري رسانه ملي در ديگر کشورها اساساً آنچنان محدود هستند که بود و نبودشان تاثير چنداني ندارد و از يک يا دو نفر تشکيل شده‌اند و به همين دليل تنها هزينه‌هاي حفظ دفاتر را بدون نيروي انساني کافي و توليد متناسب با هزينه‌هاي ساليانه بر جاي گذاشته‌اند؛ هزينه‌هايي که روز به روز گسترش يافته و حال با اين سياست مي‌توان به شدت کاهش داد.
 

نظرات بینندگان

ارسال نظر