صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

نشست بازخواني تحليل‌هاي اجتماعي و فرهنگي مرتبط با درگذشت مرتضي پاشايي

پديده اباذري به جاي پديده پاشايي !

نشست بازخواني تحليل‌هاي اجتماعي و فرهنگي مرتبط با درگذشت مرتضي پاشايي عصر يکشنبه در چهار نشست در انجمن جامعه شناسي ايران برگزار شد.

کد خبر: 4615

به گزارش زمان؛ مطلبي که مي خوانيد در روزنامه ابتکار منتشر شده و انتشار آن در زمان؛ الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
------------------------------------------------
 

 نشست بازخواني تحليل‌هاي اجتماعي و فرهنگي مرتبط با درگذشت مرتضي پاشايي عصر يکشنبه در چهار نشست در انجمن جامعه شناسي ايران برگزار شد.
قانعي‌راد: جمع شديم تا يافته‌هاي جديدمان را عرضه کنيم
دکتر قانعي‌راد در ابتداي جلسه تصريح کرد که با توجه به اتفاقاتي که درباره فوت مرحوم پاشايي و همچنين مطالبي که در جلسه قبلي انجمن جامعه‌شناسي ايران رخ داد، اين جلسه را با هدف طرح دو سوال ترتيب داديم؛ بدين شکل که از استادان مدعو پرسش شود آيا در اين مدت يافته ديگري براي تبيين خود پيدا کرده‌ايد؟ و پديده فوت پاشايي چه هشدارها و توصيه‌هايي مي‌تواند براي حاکميت، مردم و روشنفکران و کارشناسان امر در بخش رفتارهاي اجتماعي داشته باشد.
اکبري: با تغيير پارادايميک در جامعه مواجه هستيم
پس از اين مقدمه دکتر قانعي‌راد، حجت‌الاسلام بهمن اکبري با بيان اينکه تحليل پديده‌هاي اجتماعي سه نوع ثمر و فايده دارد، گفت: فايده اول تحليل پديده پاشايي براي حاکميت است و ثمر دوم بررسي اين موضوع، براي مردمي است که در آن پديده مشارکت داشتند و سومين فايده تبيين اين اتفاق، به روشنفکران برمي‌گردد زيرا آنان را متوجه مردم مي‌کند و با دور کردن از نظريه‌هايي که ريشه در غرب دارند و بعضا مشکلي از ما حل نمي‌کنند، به زمين آورده و باعث مي‌شود تا توجه‌شان به مسايلي جلب شود که واقعي‌اند و در دل جامعه‌اي رخ داده که عضوي از آن هستند.وي در تشريح ويژگي‌هاي مردمي که پديده پاشايي را رقم زدند، گفت: وحدت و تجمع جمعيتي که عموما زير 30 سال سن داشتند‌، به خوبي در اين پديده مشخص بود و مي‌توان از رفتار اين افراد، خواسته‌هاي يک نسل را ديد و بدان آگاهي يافت. دعا و ابراز همدردي و طلب خير براي آخرت، مورد دومي بود که اکبري به عنوان يکي ديگر از ويژگي‌هاي پديده پاشايي عنوان کرد و گفت: سومين خصوصيت اين پديده، نمايانگري و اظهار خود بود که صورت گرفت. همچنين يک اعتراض نرم انجام شد که به خاطر درد مشترک در پديده پاشايي بروز کرد و چندين علت دارد که مهم‌ترينش مي‌تواند اعتراض به فقدان نقش‌آفريني اجتماعي آنان باشد. پنجمين ويژگي از نظر اين استاد دانشگاه، اين بود که اين مراسم نشان‌دهنده يک گسست و اعتراض نسلي بود. او خصوصيت ششم اين تجمع را نيز انسجام شبکه‌اي آن دانست. از نظر او هفتمين ويژگي خاص اين مراسم وجود يک حس فقدان عدالت در شرکت‌کنندگان در آن بود.او اين حرکت اجتماعي را در قواره فرهنگ ايراني و جمهوري اسلامي دانست و عقلانيت آن را بيش از احساساتش ارزيابي کرد.اکبري در ادامه از وجود جوان‌هراسي در برخي ارکانهاي اجتماعي صحبت کرد. او گفت: اتفاقي در کنار ساير عوامل برهم زننده آرامش مانند تحريم و مشکلات اقتصادي باعث از بين رفتن آرامش در همه عرصه‌ها مي‌شود که پرهزينه شدن امر سياسي باعث ارجاع آن به عرصه‌هاي اجتماعي و فرهنگي شده است.اين جامعه‌شناس به دو تغيير عمده در وضعيت اجتماعي ايران اشاره کرد و گفت: ما در گروه مرجع مردم دچار يک چرخش عمده شده‌ايم. همچنين با تغيير پارادايميک در جامعه هم مواجه هستيم. ما نياز داريم به سمت رويکرد جامعه‌محور حرکت کنيم و محور اين رويکرد هم بايد جوانان باشند. انقلاب اسلامي يک آغاز براي محور قرار دادن جوانان بود و حالا هم بايد به محوريت اين قشر بازگرديم.او از جايگاه يک شهروند و نه يک جامعه‌شناس به وزارت ورزش و جوانان هم انتقاد کرد که توجه اين وزارتخانه به جوانان نيست و فقط روي ورزش متمرکز شده است. من اثري از حرکت اين وزارتخانه به سمت مساله جوانان نمي‌بينم، در حالي که گسترش بحث مشارکت جوانان باعث به وجود آمدن اعتماد ملي مي‌شود.اکبري درباره مراسم تشييع مرتضي پاشايي نيز گفت: حرکت پاک، صميمي و اعتدالي جوانان در آن روز نبايد مصادره شود. اين يک جنبش و حرکت اظهار شده بود که متعلق به هيچ گروه و مرجعي غير از خود جوانان نيست.وي درباره حضور مرتضي پاشايي در تيتراژ يکي از سريال‌هاي ماه رمضان صدا و سيما و تاثير آن در اطمينان‌بخشي به مردم شرکت‌کننده در مراسم تشييع او هم گفت: اگر اين اتفاق نبود شايد اين تجمع هم انجام نمي‌شد. در امر سياسي مخاطراتي وجود دارد اما امر فرهنگي قابل مصادره از داخل و خارج و توسط هيچ کسي نيست.
ميري: مشارکت تزئيني تغيير مثبت نمي‌آرود
در بخش دوم اين پنل جواد ميري ديگر جامعه شناس حاضر، در ابتدا چند سوال را مطرح کرد که آيا پديده پاشايي فقط در ايران اتفاق افتاده است يا در جاهاي ديگر جهان هم مشابه چنين اتفاقي بوده است؟ آيا موسيقي او فقط مختص ايران است؟ در سال 1995 که پرنسس دايانا در تصادف رانندگي کشته شد هم در همه اروپا و جاهاي گوناگوني در جهان انفجاري اتفاق افتاد در حالي که در آن کشورها برخلاف ايران مکان‌هايي براي تخليه هيجان جوانان وجود دارد.او درباره اين پديده گفت: اين پديده نشان داد که تکثر اجتماعي يک واقعيت است و نمي‌توان يک زندگي معيار معرفي کرد و ديگر سبک‌هاي زندگي را مذموم دانست.ميري با معرفي دو نوع مشارکت گفت: ما به مشارکت‌هاي تزئيني باور داريم اما به مشارکت‌هاي متنوع باور نداريم. تا وقتي به اين مشارکت‌هاي متنوع باور نياوريم، شاهد تغييرات مثبت نخواهيم بود. به طور کلي مشارکت امر ميموني است و تهديد امنيتي به شمار نمي‌رود.
خانيکي: اباذري روي شانه پاشايي نشست
هادي خانيکي با بيان اين مطلب که يوسف اباذري روي شانه‌ مرتضي پاشايي نشسته است گفت: به نظر من در نهادهاي علمي و آکادميک نوعي غافلگيري درباره پديده پاشايي پيش آمد. اين غافلگيري براي سياستگذاران، آکادمسين‌ها و روشنفکران هم روي داد. در اين‌باره بهتر است هيچکدام فرافکني نکنند چرا که پديده پاشايي نشان داد در جامعه تغيير روي داده است.او در ادامه گفت: همه نگاه‌هاي نهادهاي آکادميک به پديده‌اي بود که اتفاق افتاده بود يعني پيش‌بيني در کار نبود. در هر نوع نقدي که به اين مساله مي‌شود تغيير جامعه بايد مورد توجه قرار مي‌گرفت. جامعه تغيير کرده و و اين تغيير در سبک سياست‌ورزي آن هم روي داده است. در اين تغييرات مرزهاي سياسي و فرهنگي هم درهم ريخته است و تفکيک ممکن نيست.
شالچي: برخورد تند اباذري براي مردم جذاب بود
وحيد شالچي ايراد تحليل يوسف اباذري درباره مرتضي پاشايي را در تمرکز روي شخص پاشايي مي‌داند و نه فرآيندي که باعث شکل‌گيري تشييع بزرگي براي او شد. او گفت: اين جمعيت در عاشورا و تاسوعا هم در جاهاي ديگر شهر با همين لباس‌ها حضور دارد. اين جمعيت هر چيزي را بهانه قرار مي‌دهد که به خيابان بيايد و گاهي وقت‌ها بهترين فرصت‌ها روي مي‌دهد. بر اساس مجموعه شرايط و احساس امنيت اين تشييع بهترين فرصت بود.او به کمپين‌هاي خياباني انتخابات سال 88 اشاره کرد و گفت: اگر اباذري به آن روزها هم توجه مي‌کرد اين مولفه را در آن مي‌ديد که آن موقع هم مساله آنقدر سياسي نبود و براي نشان دادن سبک ديگري از زندگي بود. در انتخابات اخير رياست جمهوري هم ما ديديم که با وجودي که مشارکت در شهرهاي بزرگ کمتر از جاهاي ديگر بود اما در اين شهرها جشن‌هاي انتخاباتي پس از اعلام نتايج برگزار شد. اين سبک زندگي غير از رسانه‌هاي اجتماعي امکان نمايش ديگري ندارد اما براي نمايش احساس با جمع بودن که از خواص ايراني‌هاست از اين موقعيت‌ها بهره مي‌برد. اين پديده جديدي نيست ولي مهم است.او درباره رسانه‌اي شدن اظهار نظر يوسف اباذري گفت: درباره پاشايي چندين سخنراني برگزار شد اما اينها آنطور که بايد و شايد انعکاس پيدا نکرد. اما رسانه‌اي شدن حرف‌هاي اباذري قابل بررسي است. اين اتفاق جنسي دارد از جنس همان رفتاري که او آن را محکوم مي‌کند. مساله اين است که عقلانيت زميني در رفتار مردم کنار رفته و مردم دنبال رفتارهاي عجيب مي‌روند. اباذري هم با برخورد تند افکار عمومي را که دنبال مسائل غيرمترقبه هستند به خود جلب کرد.
طالبي: جامعه‌شناسي به زندگي نزديک شد
ابوتراب طالبي بيشتر از اينکه اين رويداد تشييع مرتضي پاشايي را مساله‌اي سياسي و فرهنگي ببيند آن را فرصتي براي بررسي الگوهاي جامعه شناسي دانست و گفت: اين اتفاق کمک کرد تا جامعه‌شناسي به زندگي نزديک شود. براي رسيدن به چگونگي فهم به بازنگري در تحليل اجتماعي نياز هست. نگاه‌هاي ساختارگرايانه براي تبيين اين پديده کارا نيستند. اشکال تحليل اباذري در اينجاست که نگاه نخبه‌گرايانه اين مساله را توضيح نمي‌دهد.او در تحليل مراسم تشييع مرتضي پاشايي گفت: آن روز در خيابان هر کسي سعي مي‌کرد نشان خود را به هر جايي بزند و اين مساله در کليپ‌هايي که از آن روز ساخته‌اند مشخص است. کنشگران آن روز تحت تاثير رسانه‌ها نبودند و اين رابطه به شکل برعکس وجود داشت. اين يک جريان اجتماعي بود. مردم زندگي خودشان را دارند و هرگاه فرصتي شود عامليت خود را بروز مي‌دهند. اين جريان همچنين نشان داد که رويه‌هاي اجتماعي قابل مديريت نيستند.
شالچي: زبان مخالفان آزادي کاذب تند است
وحيد شالچي با اشاره به اينکه برخي بر اين باورند که مساله جامعه ايراني عدم تفاهم و گفتگو ميان باورها، طبقات و فرهنگ‌هاست، افزود: روابط اقتصادي حاکم شده در ايران باعث شده که ارزش اضافي به جيب عده‌اي برود. اما موفقيت اين وضعيت در اين است که منطق زيرين آن ديده نمي‌شود. حق‌هاي اساسي ما مثل حق مسکن ديده نمي‌شود. عده‌اي هستند که از دادن ماليات معاف هستند. اتفاقا اين نوکيسه‌ها همگوني ايدئولوژيکي با هم و با دولت‌هاي مختلفي که سر کار مي‌آيند ندارند.او درباره انتقاد اباذري از سطح موسيقي پاشايي گفت: اگر کسي در جامعه‌شناسي کتابي نوشت که دانش نوشتن آن را نداشت اما همين کتاب پرفروش شد ما جامعه‌شناس‌ها اعتراض مي‌کنيم.با اشاره به مفهوم انتخاب آزادانه و مصرف بر اساس سليقه گفت: زبان برخي تند است چون فکر مي‌کنند عليه آزادي کاذب عمل مي‌کنند و اين سوال را مطرح مي‌کنند که آيا انتخاب ما مورد دستکاري قرار نگرفته است؟ سوال اينجاست که چرا فردي که توانايي سطح بالايي ندارد امکان اجرا مي‌گيرد اما آن ديگري همين امکان را در حدي که شايسته است ندارد. از نظر اين افراد حضور توده‌اي ارزش نيست چون مي‌تواند به سمتي برود که نتيجه مثبتي نداشته باشد.
خانيکي: پاشايي ساختارشکني افرادي که برهنه مي‌شوند را نداشت
هادي خانيکي توضيح داد که پديده پاشايي و سخنراني اباذري دو اتفاق در دو ماه اخير بود که تلنگري به ما زده است: اولي نشان داد سياست‌گذاران و جامعه‌شناسان فقط پس از وقوع يک پديده به آن توجه کرده‌اند. نقد اباذري هم نقد جامعه بود هرچند سياست را هم در بر مي‌گرفت. اما سوال اينجاست که اساسا چطور مي‌توان ذائقه مردم را درک کرد.او با اشاره به نقد زيباشناسانه يا نقد از نوع اباذري که نقدي اخلاقي است گفت: جامعه دست به يک انتخاب‌هايي مي‌زند. در اينجا مي‌توانيم از اين دو نوع نقد عبور کنيم و به ساز و کارهاي اين انتخاب‌ها بپردازيم. البته آنجا مي‌توانيم نقد اخلاقي هم داشته باشيم. اين واقعيت است که شش ميليون نفر در ايران براي زنگ موبايل از موسيقي غم‌انگيز استفاده مي‌کنند. اين نشان مي‌دهد که قطعا غمي وجود دارد.خانيکي ادامه داد: زبان پاشايي زبان مقاومت و تغيير هم هست. پس سياسي هم هست. چه کسي معتقد است که امر سياسي را بايد به شيوه سنتي تحليل کرد. هر کنشي که حاکم را به واکنش وادارد امر سياسي است. در اوايل دهه 50 در ايران هم شکاف بين نگاه انقلاب و روشنفکرانه وجود داشت. سطح اول نقد گروه‌هاي چريکي به روشنفکران بود اما کنشگران انقلاب روشنفکران اليت يا سياست‌مداران نبودند. پديده پاشايي هم سوار بر نسل جوان و تاکييد آن بر انتخابش است.او الگوي ساختارشکنانه را هم مثال زد و به مقايسه آن با پديده پاشايي پرداخت: ساختارشکن‌هايي هستند که با برهنه کردن خودشان و يا به سخره گرفتن ارزش‌هاي مورد قبول جامعه يا جامعه ديني، مي‌خواهند واکنش نشان دهند اما در پديده پاشايي اين مساله اتفاق نيافتاده است.
جلايي پور: اباذري ادب جامعه‌شناسانه را رعايت نکرد
محمدرضا جلايي‌پور، جامعه‌شناس، در ابتداي صحبت‌هايش به سخنراني يوسف اباذري درباره مرتضي پاشايي پرداخت و گفت: به نظر من در اين برنامه ادب جامعه‌شناسي از سوي اباذري رعايت نشد. در اين برنامه عده‌اي جامعه‌شناس نشسته بودند که در اين‌باره بحث کنند اما آن شکل صحبت‌کردن درست نبود.او با بيان اينکه آرزوي بسياري از افراد است که در تشييع جنازه‌شان ده‌ها هزار نفر شرکت کنند، گفت: اين حرکت بخشي از جنبش اجتماعي مبتني بر پيشروي آرام بود. اعضاي چنين حرکت‌هايي کاري به حکومت ندارند اما در عين حال جور ديگري زندگي مي‌کنند.جلايي‌پور درباره شيوه تحليل اباذري گفت: اباذري گفت که اين تجمع مصداقي از سياست‌زدايي است. اباذري بايد ادب جامعه‌شناسي را رعايت کند و بگويد که به چه دليل اين مراسم مبتذل بود. او به صحراي کربلا زد و از تحليل ماجرا دور شد وگرنه مساله شکاف طبقاتي در سيستان و بلوچستان بوده، هست و خواهد بود. ايشان درباره فاشيسم هم آدرس غلط داد.اين استاد دانشگاه در تحليل شکل‌گيري مراسم مرتضي پاشايي گفت: اگر حکومت اجازه برگزاري اين مراسم را نمي‌داد اين رخداد در زير مي‌ماند و ديده نمي‌شد. اطلاع‌رساني درباره اين مراسم، شبکه‌هاي اجتماعي مانند وايبر و خبر صدا و سيما هم باعث شد تا فرصتي پيش بيايد که جمعيت خودش را ببيند. جامعه ما مدرن شده است اما ساختار مردم‌سالاري آن کار نمي‌کند.
ذکايي: انعکاس سخنراني اباذري مثبت بود
محمد سعيد ذکايي، اتفاق انعکاس سخنراني يوسف اباذري را مثبت ارزيابي کرد: برخي معتقدند که جامعه‌شناسي تضعيف شد اما من موافق اين مساله نيستم. براي جامعه‌شناسي اينکه از برج عاج خود پايين بيايد سخت بوده است اما اين اتفاق افتاد و خوب بود.او تحليل رويداد تشييع مرتضي پاشايي را اينگونه انجام داد: مساله بروز پيوند عاطفي در يک جنبش يا حرکت اجتماعي و اينکه عواطف با اين ابعاد مي‌توانند در مسائل اجتماعي موثر باشند و بررسي مقوله عاطفي يا سياست عاطفي مي‌تواند منوي جامعه‌شناسي ايراني را متنوع‌تر کند. اين مراسم نشان داد که انرژي عاطفي بزرگي در جوانان وجود دارد که بايد فهميده شود. ابعاد و اهميت جواني جديد در جامعه ايراني درک نشده است.ذکايي تحليل ويژه‌اي از مراسم تشييع مرتضي پاشايي دارد: با نگاه مطالعات فرهنگي مي‌گويم که اين حرکت نوعي جماعت‌خواهي، اجتماع‌خواهي و معاشرت‌پذيري از جنس پست مدرن است چون درون آن ملغمه‌اي از انگيزه‌ها و سبک‌ها وجود داشت. يک جور جشن گرفتن زندگي جمعي که بهانه‌اش پاشايي و مرگ او بود. اين واقعه ميل به يک چارچوب اخلاقي جديدي را در جوانان نشان داد.او در توضيح اجتماع‌گرايي مورد ادعاي خود گفت: نوآوري در لباس‌ها، لباس‌هاي عکس‌دار و استفاده از رسانه‌هاي مجازي مي‌تواند واکنشي به خودابزاري‌هاي منع شده باشد و در آن تعلق به سبکي از موسيقي و علاقه مشترک مفهوم اجتماع‌گرايي وجود داشت. من فکر مي‌کنم يوسف اباذري خيلي از حرف‌ها را نزد ولي در عين حال به اين مساله توجه نکرد که موسيقي يک بهانه بود و فکر نمي‌کنم اين اتفاق نوعي سياست‌زدايي بوده باشد. اين رفتارها را بايد در قالب فرهنگ جهاني جواني هم ديد. من هم موافقم که بايد سليقه موسيقيايي متنوع‌تر شود اما اين کار امکان و حمايت مي‌خواهد.
شهابي: سياست‌زدايي در جوامع غربي اتفاق مي‌افتد
محمود شهابي آخرين جامعه‌شناسي بود که در نشست سوم اين برنامه صحبت کرد. او به ارتباط سياست راديکال و پديده مراسم پاشايي پرداخت و گفت: اين سوال پيش مي‌آيد که آيا رفتارهاي جمعي باعث بروز سياست راديکال مي‌شود يا خير يا اينکه اصلا بايد بشود يا خير؟ پاسخ به اين سوال بسته به گفتمان و رشته‌اي که با آن مساله مورد بررسي قرار مي‌گيرد متفاوت است. از نگاه مطالعات فرهنگي امر عامه‌پسند ارزش بررسي دارد و اين نگاه روي مساله تاريخي انقلاب ايران و فرهنگ عامه‌پسند هم تحليل دارد. اما از نگاه اقتصاد سياسي و مکتب فرانکفورت، امر عامه‌پسند مشروعيتي ندارد.او درباره تحليل واکنش‌ها به سخنراني يوسف اباذري گفت:‌ من در يک ماه و نيم اخير فضا را بررسي کردم و ديدم که بحث او از طرف کساني که با گفتمان اعتدال و اصلاحات علاقه داشتند مورد توجه زيادي قرار گرفته بود. از طرف ديگر حرف‌هاي اباذري گروهي که به حرکات خياباني و تاثير آن معتقد هستند را به خانه بازمي‌گرداند. آنها معتقد بودند که اين حرف‌ها به ضرر جنبش‌هاي اجتماعي است.محمود شهابي درباره بحث سياست‌زدايي در سخنراني اباذري نيز گفت:‌ اين سوال وجود دارد که آيا نوع خاصي از موسيقي منجر به بروز سياست راديکال مي‌شود يا خير؟ مفهوم سياست‌زدايي در اين سخنراني مشخص نيست. سياست‌زدايي مفهومي براي جوامع غربي است که در آن تفاوت ميان عقايد و سياست‌هاي جناح‌هاي سياسي گوناگون وجود ندارد. اما اين مساله در جامعه ما وجود ندارد.او درباره خواست اباذري براي واقعي شدن سياست نيز گفت: اباذري مي‌گويد که سياست واقعي باشد. من مي‌گويم چون امکان آن وجود ندارد اتفاقات به اين شکل در مي‌آيد. هرگاه امکان پيگيري سياست واقعي وجود داشت از مردم عادي بايد انتظار آن را داشت. اگر هم از منظر اقتصاد سياسي به قضيه نگاه کنيم نه فقط وضعيت مردم سيستان و بلوچستان که همين وضعيت هواي تهران نيز قابل بحث است. در نهايت اينکه، اي کاش اباذري نگاه فرانکفورتي را اضافه نمي‌کرد تا طرفداران نوع خاصي از موسيقي را «ابله» بنامد.
فاضلي: پديده اباذري جاي پديده پاشايي را گرفت
به اعتقاد نعمت‌الله فاضلي، استاد جامعه‌شناسي دانشگاه، اتفاق مثبت سخنراني يوسف اباذري اين بود که پديده اباذري در افکار عمومي جايگزين توجه به پديده پاشايي شد. صحبت‌هاي اباذري 15 دقيقه بود اما در اين زمان صحبت‌هاي روشن و صحبت‌هاي مناقشه‌برانگيزي با لغات و سبک خاصي مطرح شد که شايد 10 ميليون بيننده و شنونده پيدا کرد و در ادامه بحث ديگر بحث اباذري بود و نه پاشايي.وي گفت: پديده پاشايي در آن زمان ديگر کفايت گفتگوي جمعي را نمي‌کرد مگر اينکه بحث به سيستم سياسي، تحولات اجتماعي، روشنفکران و مردم کشيده شود. صحبت‌هاي اباذري اين پيوند را ايجاد کرد. بنابراين صحبت‌هاي بعدي درباره اين پيوندزني بود. مثلا بحث سياست‌زدايي، دولت و عملکرد آن، مردم ايران و ويژگي‌هايشان و موسيقي با فرهنگ عامه‌پسند به راه افتاد. انجام اين بحث‌ها به تاخير افتاده بود و بايد آنها را خيلي زودتر انجام مي‌داديم.او ادامه داد: بدون پاشايي، اباذري نمي‌توانست معنا پيدا کند و مرگ او باعث اتفاقات بعدي و بروز پديده اباذري شد. اين پديده جديد حامل چيزهايي بود که ما باردار آنها بوديم. هر کس ديگر هم اين ايده‌ها را مطرح مي‌کرد اين اتفاق مي‌افتاد. ما نياز به گفت‌وگوي واقعي داشتيم و نه آن چيزي که در جريان نوشتن پايان‌نامه‌ها و ادا و اطوارهاي ما در محيط‌هاي آکادمي روي مي‌دهد.فاضلي افزود: آن حرف‌ها نشان مي‌دهد که گوينده آمادگي دارد با ايمان و احساسش حرف بزند و هزينه بدهد. در حالي که اغلب استادها ترجيح مي‌دهند تا وقتي مطمئن نشوند که پاداشي خواهند گرفت حرفي نزنند. تعداد کمي از اساتيد براي نمايندگي صداهاي جامعه هزينه داده‌اند. بقيه براي ابراز وجود و کسب نان حرفي مي‌زنند. اين حرف‌ها نشان‌دهنده نوعي جامعه‌شناس بودن و به طور کلي مفهوم «بودن» است.او درباره واکنش‌ها به سخنراني اباذري گفت: برخي رفتند سراغ صحبت‌هاي قديمي که روشنفکرها از مردم نيستند و با آنها فاصله دارند. عده‌اي اين حرف را مطرح کردند که هر وقت جامعه مشکلي دارد، جامعه‌شناسان هستند که بايد بگويند چه خبر است. برخي هم گفتند که روشنفکران ما زنده‌اند.فاضلي درباره بحث مودبانه نبودن حرف‌هاي اباذري گفت: صرف نظر از اينکه اين حرف‌ها مودبانه بود يا نبود اين واقعيت وجود داشت که حرف‌هاي او غريزي بود. او همانطور که ما مي‌شناسيمش همينگونه است و همين ويژگي مساله بود. اينکه دانشگاهي‌ها ادا در نياورند و نوعي اصالت از وجود خودشان ارائه دهند، اهميت داشت.او با اشاره به اين عبارت که کسي براي جامعه‌شناسان لطيفه نمي‌سازد، چون کسي به آنها اهميتي نمي‌دهد، گفت: خيلي کم اتفاق مي‌افتد که صدا، تصوير و تک تک کلمات يک استاد دانشگاه يا روشنفکر حوزه عمومي پخش شده و مورد بحث قرار گيرد. اين نشان مي‌دهد که جامعه‌شناسي مي‌تواند براي مردم مهم باشد و آن را جدي بگيرند. نکته ديگر اينکه اباذري داشت به پديده پاشايي عمق مي‌داد و حالا فرصتي بيشتري پيش آمده تا رسانه‌ها با آيکوني به نام اباذري موضوع را ادامه دهند.اين جامعه‌شناس به نکته ديگري هم در اين جابه‌جايي موضوع بحث اشاره کرد: نکته اين اتفاق اشاره به يکسري کمبودها و خلاها هم هست. در سال‌هاي پس از 88 علوم انساني با نوعي محدوديت‌هاي سياسي روبرو بود. اين محدوديت‌ها باعث امتناع نسبي جامعه‌شناسي براي حضور در عرصه‌هاي عمومي را به همراه داشت. اين صحبت‌ها ميل به عبور از اين فضا و پذيرش از سوي حوزه عمومي را نشان مي‌دهد. بخشي از دانشگاهيان و اقليت دانشجويان علوم اجتماعي دوباره مي‌خواهند پذيرفته شوند. پخش ميليوني اين سخنراني نشان داد که جامعه آمادگي شنيدن دارد و اين بخش از دانشگاهيان به درد مي‌خورند. اگر حرف زدن هزينه نداشته باشد همه ما در حوزه عمومي حرف‌هايي براي گفتن داريم. اينگونه حاکميت هم در حوزه عمومي در را باز مي‌کند و مي‌گويد که اگر صداي مهمي داشته باشيد مشتاق است صداي شما را بشنود.نعمت‌الله فاضلي افزود: پديده اباذري بيانگر نوعي بلوغ در آکادمي‌هاي ما و گفتمان‌هاي سياسي ماست. اينکه نترسيد مي‌توانيد ديدگاه‌هاي متفاوت ابراز شود. ديدگاه‌هاي متفاوت وجود داشته باشد و دعوا هم بکنيم. اينکه ظرفيت تحمل ديدگاه‌ها و توليد ديدگاه‌هاي متفاوت کاملا وجود دارد. اينکه ظرفيت صحبت درباره مسائل عمومي وجود دارد. بدون اينکه لزوما اتفاق بدي بيفتد و يا همديگر را به رسميت نشناسيم. آن هم بدون اينکه بعدا چند دستگي‌هايي پيش آيد. شايد براي حاکميت شيوه خوبي باشد اگر ميدان را باز کنند که آن گروه اقليت علوم اجتماعي که باقي‌مانده‌هاي زيادي هم ندارند، حرف بزنند. اين به نفع امنيت فرهنگي، اجتماعي و سياسي جامعه است.
جلايي‌پور: شکل صحبت اباذري هزينه سياسي ندارد
در ميان صحبت‌هاي نعمت‌الله فاضلي، حميدرضا جلايي‌پور با گرفتن وقت اضافي به بخشي از صحبت‌هاي فاضلي پاسخ داد. اين استاديار جامعه‌شناسي دانشگاه تهران گفت: شکل صحبت اباذري هزينه سياسي ندارد. هر کسي به رئيس جمهوري فحش بدهد هزينه نمي‌دهد. او اتهام فاشيسم زد. تندروهايي هستند که اين صحبت‌ها از زبان هر کسي درآيد آن را طلا مي‌گيرند. در اين صحبت‌ها به «مهوش» هم ظلم شد.وي اضافه کرد: آقاي «حاج سيدجوادي» درباره مهوش سال‌ها پيش در «تهران مصور» مقاله نوشتند که اين خانم يک آدم فقيري بود که به تهران مي‌آيد و در نهايت هم ثروتش را صرف امور خيريه مي‌کرد. من از چند نفر آدم ريش سفيد پرسيدم و آنها گفتند که در روز تشييع مهوش، بازار تهران که اتفاقا قشر مذهبي است به احترام او به حالت تعطيل درآمده بود. نعمت‌الله فاضلي هم در پاسخ به اين صحبت‌ها گفت: من در مورد محتواي صحبت‌هاي اباذري حرفي نزدم. من درباره جابه‌جايي گفتمان عمومي صحبت کردم. خود جامعه سراغ تائيد يا رد صحبت‌هاي اباذري رفت. اباذري براي گفتگوي جمعي يک آيکون است. اتفاقا چانه‌زني جزو خصوصيات اعتدال‌گري جامعه ايراني است و حضور روشنفکران اصيل بخشي از اين چانه‌زني است. حال دو خطر وجود دارد يک اينکه بگوييم حرف‌هاي اباذري سياسي است و ديگر اينکه کاسبان دانشگاهي وارد شوند و ميدان اين حوزه عمومي عرضه شده را به ابتذال بکشند.
قانعي راد: غيرسياسي کردن سياست خطرناک است
محمدامين قانعي راد، آخرين سخنران اين جلسه صحبت‌هاي خود را عنوان «حرف آگاهي يا شکاف آگاهي» ارائه کرد. او درباره شناخت گروه‌هاي اجتماعي از يکديگر گفت: در جامعه گروه‌هايي ايجاد مي‌شوند که نسبت به همديگر شناختي ندارند. به عنوان مثال بعضي براي پاشايي گريه مي‌کنند و سوال برخي ديگر اين است که «پاشايي کيست؟» اين نشان‌دهنده گسست و فقدان جريان‌هاي ارتباطي است.وي تاکيد کرد: اتفاقي که براي اباذري هم افتاد از همين جنس است. او به عنوان عضوي از قشري از جامعه نشان داد که درگير همين شکاف است. او نشان داد که جوان‌ها را نمي‌فهمد و به آنها مارک مي‌زند و فاعليت آنها را در سليقه‌شان نفي مي‌کند. در حالي که پاشايي نه در رسانه توده‌اي داخلي حضور و نه در سانه توده‌اي خارجي جايي داشت. نسل جوان با آهنگ‌هاي پاشايي نوعي پيوند داشت که آن را با خانواده‌هاي ماهواره‌اي نداشت.قانعي راد ادامه داد: پاشايي تبديل به يک خواننده ارگانيک براي نسل جوان شده بود. در جامعه‌اي که استخدام مشروط به ازدواج و ازدواج مشروط به شاغل بودن است، آهنگ‌هاي غم‌انگيز پاشايي نوعي تسکين محسوب مي‌شود. ما تعجب کرديم که ده‌ها هزار نفر در تشييع پاشايي شرکت کردند و ده‌ها هزار نفر هم ويدئوي اباذري را دست به دست کردند. گروهي به اباذري حق مي‌دهند و گروهي او را نقد مي‌کنند. به نظر من وجه مشترک هر دو اين گروه‌ها نااميدي از سياست نهادين است. کساني که پشت هر کدام از اين دو نفر رفتند با هم نوعي توازن دروني دارند. هر دو گروه غصه دارند. فقط فرق اين است که براي رفع اين غصه گروهي پاشايي گوش مي‌دهند و گروهي حرف‌هاي اباذري را دوست دارند.او اضافه کرد: گروهي از جوان‌ها در حال فرو رفتن در دنياي خودشان هستند و بخشي از جامعه و روشنفکران خشمگين هستند. اين‌ها واکنشي در برابر ناکارايي سياست نهادين و ناکارايي سياست حزب است. رئيس جمهوري گفته است که دو طرف به بغل يکديگر بپرند. يعني حاکميت و ملت در کنار هم باشند. طرف سومي اين وسط قرار گرفته که با چهره‌هاي کليدي خود در حال ريش سفيدي براي اين امر است.قانعي راد در ادامه از خطر جديدي که وضعيت آينده جامعه را تهديد مي‌کند سخن گفت: ما در خطر پوپوليسم اعتدال‌گرا قرار داريم که مي‌تواند جايگزين تحزب و تشکل شود. مثلا گاهي حسن روحاني مي‌گويد: «اين قدر نگوييد حزب من! حزب من!» اين يعني غيرسياسي کردن سياست و اين کاري است که در سال‌هاي اخير به طور کلي در حال پيگيري است. مثلا ورود مداحان به سياست، سياست را به طور کامل غيرسياسي مي‌کند.دکتر قانعي‌راد با بيان اين‌که دو سياست و راهبرد براي رفع شکاف آگاهي و همچنين ايجاد پيوند مردم با دولت و حاکميت پيشنهاد مي‌شود، گفت: اين پيشنهادها يکي اصلاح سياست حزبي و ديگري اصلاح سياست رسانه‌اي و فرايند حاکم بر رسانه‌ها است.وي با تاکيد بر اين‌که پديده پاشايي نشان داد در لايه‌هاي زيرين جامعه، اتفاقاتي در حال رخ دادن است که ما اصلا متوجه آنها نيستيم، گفت: رسانه‌هاي رسمي در شهرهاي بزرگ ديده نمي‌شوند و ميان قشر جوان تحصيلکرده اصلا جايگاهي ندارد به همين خاطر است که اين قشر، به سراغ رسانه‌‌هاي غيررسمي رفته و آن را رصد مي‌کند.اين استاد جامعه‌شناسي سپس در توضيح آسيب‌هايي که به اين خاطر جامعه را تهديد مي‌کند، افزود: حضور در شبکه‌هاي اجتماعي چند اثر منفي دارد که شکاف بين مردم با دولت و شکاف بين روشنفکر با مردم، از پيامدهاي نامطلوب آن است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر