صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

معروفترين دعواهاي رسانه‌اي بين هنرمندان

دل رسانه اي مهناز افشار و روح الله حجازي تازه ترين نمونه از دعواهاي سينمايي است. به اين بهانه مروري داريم بر مهمترين مجادلات اهالي سينما؛ از دعواهاي حاتمي کيا با مجيد رجبي معمار و فريبرز عرب نيا تا مجادله هاي بهروز افخمي بر سر فرزند صبح و سن پطرزبورگ و رويارويي بهرام بيضايي با حميد اعتباريان.

کد خبر: 4096

جام جم/جدل رسانه اي مهناز افشار و روح الله حجازي تازه ترين نمونه از دعواهاي سينمايي است. به اين بهانه مروري داريم بر مهمترين مجادلات اهالي سينما؛ از دعواهاي حاتمي کيا با مجيد رجبي معمار و فريبرز عرب نيا تا مجادله هاي بهروز افخمي بر سر فرزند صبح و سن پطرزبورگ و رويارويي بهرام بيضايي با حميد اعتباريان.
سينما هم مثل حرفه هاي ديگر از اختلاف خالي نيست. اسمش را بگذاريم مجادله يا مناقشه يا همان دعوا؟ گاهي ختم به خير مي شود و گاهي اين کينه بين طرفين مي ماند. خيلي وقت ها هم پروژه ضرر کرده و مستقيما به کيفيتش صدمه واردشده است. ماجرا البته فقط درون يک پروژه نيست؛ گاهي دامنه مناقشات فراتر مي رود و منشأ آن اتفاقات بيروني است.
بهانه اين پرونده جدل رسانه اي مهناز افشار و روح الله حجازي بر سر فيلم سينمايي «مرگ ماهي» است. رويرکدمان هم شرح اتفاقاتي است که رخ داده؛ بدون قضاوت.
به اين مجادلات بايد دوئل اين افراد را هم اضافه کرد: دلخوري محسن تنابنده و عليرضا اميني بر سر فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» و کيفيت آن، اعتراض شديد پرويز پرستويي به مهدي کريمي تهيه کننده فيلم «آژانس شيشه اي» (اتفاقي که به تازگي پرستويي از آن پرداه برداشته و گفته تهيه کننده پولش را نداده)، اختلاف سليقه امين تارخ و نيکي کريمي بر سر فيلم «سارا»، دعواي منوچهر هادي و سعيد دولتخاني کارگردان و نويسنده فيلم «يکي مي خواد باهات حرف بزنه» و انتقاد کمال تبريزي به محمود رضوي تهيه کننده «خيابان هاي آرام» که معتقد است تلاشي براي اکران فيلم نکرده.
اين را هم بگوييم مناقشاتي که رسانه اي نشده اند و بيشتر به حريم خصوصي پهلو مي زنند از اين گزارش بيرون مانده. نتيجه به دست آمده هم جالب است؛ بهروز افخمي، ابراهيم حاتمي کيا، کمال تبريزي و منوچهر هادي رکورد بيشترين جدل هاي سينمايي را ميان کارگردان ها دارند. اين رکورد در ميان بازيگران متعلق است به فريبرز عرب نيا و حامد بهداد.

پيش درآمد دعواي مهناز افشار و روح الله حجازي
کمتر کسي فکر مي کرد افشار و حجازي بر سر «مرگ ماهي» دچار مشکل شوند، آن هم در شرايطي که هم کارگردان و هم خانم بازيگر، عکس هاي سلفي و غيرسلفي خودشان ار از پشت صحنه اين فيلم به اشتراک مي گذاشتند. چند روز پيش اما مهناز افشار در اينستاگرامش متني نوشت و از تنظيم يک شکايت عليه حجازي خبر داد.
از آنجا که در مدت فيلمبرداري عکسي از «مرگ ماهي» منتشر نشده و افشار هم ساکت نشسته بود، کسي خبر نداشت بازيگر ديگري جايگزين او شده. حالا آنطور که افشار گفته او حتي با داشتن قرارداد يک روز هم جلوي دوربين نرفته.

واکنش افشار
مهناز افشار چند روز بعد از انتشار متني در اينستاگرامش، يادداشتي ديگر براي رسانه ها نوشت؛ البته از اين متن هم نمي توان به دليل اختلاف او با حجازي و اصل ماجرا برد.

واکنش حجازي
روح الله حجازي هم به شيوه افشار دست به قلم برد اما او هم به ريز ماجرا ورود نکرد: «قصه «مرگ ماهي» که اولين قراردادش را با مهناز افشار امضا کرد! غصه دار است. از اينکه بازيگري که ميتوانست و مي بايست الگوي حرفه اي گري و اخلاق مداري باشد، بي واهمه مفاد قراردادش را زير پا، و دست عوامل پروژه را در پوست گردو گذاشت! اما غصه بزرگتر آن است که وي به محض اطلاع از پذيرفته شدن «مرگ ماهي» در بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر، حتي به قدر تعيين تکليف و بررسي مدعاي خود توسط شوراي داوري خانه سينما نيز تحمل نداشت و به اميد «مرگ ماهي»، از هيچ تلاشي براي گل آلود کردن اين آب، کوتاهي نکرد.»

نتيجه
فعلا افشار شکايت کرده و به استناد «رفتار غيرقانوني» خواستار کنار گذاشتن «مرگ ماهي» از بخش مسابقه جشنواره فجر است. هم افشار و هم حجازي منتظر اعلام رأي خانه سينما هستند و تا آن زمان مي خواهند سکوت اختيار کنند.

طرفين ماجرا
ابراهيم حاتمي کيا - مجيد رجبي معمار

ماجرا چه بود؟
بعد از ساخت روبان قرمز، بنياد روايت که در آن زمان مجيد رجبي معمار مديرعامل آن بود، از حاتمي کيا دعوت کرد تا فيلمي با موضوع ناو «وينسنت» بسازد. ماحصل اين همکاري منجر به توليد فيلم «موج مرده» شد؛ فيلمي که در زمان توليد آن گفته مي شد در حال و هواي «آژانس شيشه اي» است و حاتمي کيا در آن باز هم خيلي از خطوط قرمز را درنورديده و قرار است خيلي ها را با حرف هايش شوکه کند.
فيلم براي حضور در جشنواره فيلم فجر آماده شد و به بخش مسابقه اين جشنواره راه پيدا کرد اما همزمان با شروع جشنواره شايعه هاي توقيف فيلم آن هم توسط نهاد توليد کننده، يعني بنياد روايت به گوش رسيد؛ شايعه هايي که در نهايت در روز اکران فيلم در سالن سينماي رسانه رنگ واقعيت به خود گرفت. در حالي که سالن انتظار سينما استقلال مملو از جمعيت بود و اهالي رسانه در حال ورود به سالن براي تماشاي فيلم بودند، اعلام شد که فيلم «موج مرده» بنا به درخواست تهيه کننده از جشنواره حذف شد.
واکنش حاتمي کيا
حاتمي کيا با يک کيسه پر از نگاتيو که در دست داشت وارد سالن سينما استقلال شد و در پشت ميزي که براي برگزاري نشست هاي مطبوعاتي در نظر گرفته شده بود نشست و بلافاصله از داخل کيسه، نگاتيوهاي فيلمش را درآورد و روي ميز چيد و گفت اينها همه موارد اصلاحي فيلم من است که بنياد روايت دستور به حذف آنها را داده است.
او در اين نشست تندترين انتقادها را به نظاميان فعال در سينما کرد. مشهورترين اظهارنظر او در اين نشست همان جمله معروفي است که گفت: «جاي پوتين نظاميان روي صورت من است.»
واکنش بنياد روايت
مجيد رجبي معمار در اين نشست اعلام کرد که فيلم ساخته شده با فيلمنامه تصويب شده در بنياد مغايرت دارد و مورد تاييد ما نيست.
نتيجه
احمدرضا درويش که در آن زمان به همراه منوچهر شاهسواري موسسه «فرهنگ تماشا» را داشتند، وارد کارزار شدند. آنها پس از مذاکره با مديرعامل بنياد روايت، حق رايت فيلم «موج مرده» را خريداري کرد تا اين فيلم حاتمي کيا از محاق توقيف خارج شود. فيلم با انجام اصلاحاتي به اکران عمومي درآمد.
طرفين ماجرا
بهرام بيضايي - حميد اعتباريان
ماجرا چه بود؟
بهرام بيضايي بعد از شش سال دوري از سينما قصد داشت «لبه پرتگاه» را به تهيه کنندگي حميد اعتباريان بسازد. پروژه بيضايي پرهزينه بود و چه کسي بهتر از تهيه متمولي مثل اعتباريان. اعتباريان هم اعتبار مي خواست و چه کسي بهتر از بيضايي.
پيش توليد خيلي طول کشيد و از بازيگران زيادي نام برده شد. بعد از چند بار تغيير عوامل، به يکباره دفتر اعتباريان اعلام کرد اين پروژه در زماني ديگر ساخته مي شود و همه چيز منتفي است. اينگونه يک فيلم ناتمام ديگر به کارنامه بيضايي افزوده شد.
واکنش بيضايي
بيضايي اصرار داشت فيلم را بسازد، آن هم با شرايط خاص خود. او سال 87 سراغ «وقتي همه خوابيم» رفت. بيضايي با محور قرار دادن کاراکتر اعتباريان (حتي از نظر ظاهري) حسابي از خجالت او درآمد. منتقدان شديدا به او خرده گرفتند ولي بيضايي از فيلمش و کاري که کرده دفاع کرد.
واکنش اعتباريان
حميد اعتباريان آن زمان ترجيح داد سکوت کند اما بعدا به فراخور دلخوري اش را از بيضايي رسانه اي کرد: «همکاري ما در پيش توليد طوري پيش رفت که من شک نداشتم فيلمبرداري 5 تا 6 ماه طول مي کشد. لبه پرتاه فقط 65 بازيگر اصلي داشت و از آن طرف زمان فيلمنامه نيز بالا بود و حدودا 240 دقيقه. بيضايي ابتدا به من سيناپس کار را داد و من آن را تاييد کردم و قراردادم هم بستيم.
در قرارداد صريحا ذکر کردم که هزينه توليد نبايد بيشتر از 300 ميليون شود. بعد که فيلم کمل شد نشست روخواني فيلمنامه را با حضور چهره هاي سرشناس بازيگري برگزار کرديم و تايم گرفتيم و فهميديم که فيلمنامه بيشتر از سه ساعت زمان خواهد داشت. ايشان حاضر نبود زمان فيلمنامه را کم کند و اعتقاد داشت فيلم را طوري مي سازد که فيلم خسته کننده نشود اما شما به من بگوييد کدام سينمايي در ايران است که فيلم سه ساعته اکران کند؟»
نتيجه
اختلاف ادامه دارد.
طرفين ماجرا

حامد بهداد - فريبرز عرب نيا
ماجرا چه بود؟
همه چيز از برنامه هفت شروع شد؛ جايي که فريبرز عرب نيا در سه برنامه پشت سر هم روبروي فريدون جيراني نشست و جنجالي ترين «هفت» در خرداد نود را رقم زد.
عرب نيا با ايهام و اشاره خيلي از سينماگران را نواخت و متلکي اساسي به حامد بهداد انداخت. بدون ذکر نام، او را متهم کرد که توهم «مارلون براندو» بودن دارد.
در جوابيه بهداد مشخص شد اين اختلاف ريشه دار است که بخش عمده اي از آن ريشه در تازه ترين همکاريشان در فيلم «پرتقال خوني» دارد. در طول فيلمبرداري اما خبري از اين اختلاف به بيرون درز نکرده بود.
واکنش بهداد
حامد بهداد خيلي زود دست به قلم برد و نامه اي تند عليه عرب نيا نوشت: «مدهوش آن يال و کوپال و اسب و درشکه آراسته به صنعت گريم و طراحي نشويد. غره به دوبله سريال مختارنامه) در چند کشور عربي نيز نباشيد و وهم جهاني ورتان ندارد. شما خيلي کمتر از آن هستيد که بخواهيد از موضع يک مدعي العموم درباره سرنوشت مردم اظهارنگراني کنيد. مگر شما متولي امور فرهنگي هستيد؟ مگر نماينده اخلاق جامعه ايد؟ مگر سينماي ايران به شما نمايندگي داده است؟ چه کرده ايد؟ چه کسي به شما اين اجازه را داده که در قالب اظهارنظر به تخريب ديگران بپردازيد؟ مگر شما يک هنرپيشه بيشتر هستيد؟ آن هم با مدرکي دون و سوادي نازل در حوزه بازيگري و مطالعاتي مقدماتي و عمومي در حد کارلوس کاستاندا و دون خوان. نکند توهم فرهنگي بودن و روشن بيني داريد؟!؟»
ادبيات بهداد به ويژه در بخشي که به زندگي شخصي عرب نيا ورود کرده بود بازتاب هاي منفي به دنبال داشت اما او اعلام کرد اصلا قرار نبوده بخش هاي شخصي زندگي عرب نيا رسانه اي شود ولي از گفته اش درباره خود عرب نيا پشيمان نيست.
دامنه هاين مجادله مدت ها در محافل مختلف نقل زبان بود. خيلي از رسانه ها در توصيف آن اينگونه نوشتند: سينما هم مثل فوتبال...
واکنش عرب نيا
اين بازيگر در سومين حضور خود در برنامه «هفت» از اين مسئله سخن گفت که هر چند مي تواند از بهداد شکايت کند اما از او گله اي ندارد.
نتيجه
بعد از آن هم بهداد و هم عرب نيا از اين جدل گذر کردندن ولي اين اختلاف همچنان پابرجاست.
طرفين ماجرا

بهروز افخمي - محمدرضا شرف الدين
ماجرا چه بود؟
براي نوشتن درباره ماجراي «فرزند صبح» به مثنوي 10 من کاغذ نياز است. از حاشيه هاي انتخاب بازيگرانش مثل هديه تهراني و محمدرضا شريفي نيا؛ تا تعطيلي پروژه براي بزرگ شدن بازيگر نقش کودکي حضرت امام و واکنش تند طيف هاي مختلف به نتيجه به دست آمده. در اين سال ها مجادله تهيه کننده و کارگردان «فرزند صبح» براي اصحاب رسانه ديگر تکراري و بدون جذابيت ژورناليستي شده!
واکنش افخمي
مهمترين و بيشتر واکنش افخمي به بعد از اکران فيلم در جشنواره بيست و نهم فيلم فجر بازمي گردد. تنها اکران فيلم در برج ميلاد تهران با اعتراض تند طيف هاي مختلف مواجه شد و يکي از جنجالي ترين نشست هاي خبري جشنواره رقم خورد.
افخمي آن زمان و همچنان اصرار دارد محصول نهايي بدون اجازه او تدوين شده و «فرزند صبح» متعلق به او نيست. افخمي قبل از نمايش فيلم، نامه نوشت و توضيح داد نبايد اين فيلم وارد جشنواره شود.
نامه دوم افخمي اين بار خطاب به دبير جشنواره فجر (مسعود شاهي) منتشر شد. او از دبير خواسته بود که مانع اکران اين فيلم با نام او در جشنواره شود. او حتي به اين نکته هم اشاره کرد که طبق شنيده هايش اين کار اصلا در شأن امام نيست.
واکنش شرف الدين
جدال رسانه اي تهيه کننده - کارگردان «فرزند صبح» بعد از اين دو نامه اوج گرفت. اين نامه و ديگر صحبت هاي افخمي بدون پاسخ نماند و شرف الدين تاکيدکردکه در تدوين به کار داد وفادار بوده اند و در صداگذاري و دوبله هم مسائل فني را رعايت کرده اند.
شرف الدين حتي در جواب کارگردان به مسئله مالي هم اشاره کرد و گفت پروژه از لحاظ مالي سالم بوده و افخمي هم حق ندارد در مورد مسائلي حرف بزند که در حيطه کارگردان نيست.
نتيجه
فيلم فرزندصبح همچنان بلاتکليف است. خبرهايي درباره تدوين مجدد به گوش رسيده اما در عمل اتفاق خاصي رخ نداده. اکران نسخه فعلي هم بسيار بعيد است.
طرفين ماجرا

فريبرز عرب نيا - ابراهيم حاتمي کيا
ماجرا چه بود؟
فريبرز عرب نيا بعد از ستايش همه جانبه به خاطر نقش «مختار» شاه نقشي ديگر را پذيرفت و در فيلم «چ» ايفاگر نقش شهيد چمران شد. همه چيز خوب پيش مي رفت تا اينکه در ميانه توليد، اختلاف نظر عرب نيا و ابراهيم حاتمي کيا به اوج رسيد. خبرهاي ناخوشايندي از درگيري اين دو چهره مطرح سينماي ايران به بيرون درز کرده و حتي عوامل نگران از تعطيلي پروژه بودند.
همزمان هم نام چند بازيگر به عنوان جايگزين عرب نيا به گوش رسيد اما در نهايت کار با خود او ادامه يافت. روايت هاي غيررسمي درباره اين اختلاف حکايت از آن دارد که عرب نيا با تهيه کننده اوليه (مهدي کيمي) شروطي مانند تعطيلي جمعه ها براي ديدن فرزندش گذاشته بود، بعدا دچار مشکل مي شود و اين سرآغاز اختلافات است.
اوج درگيري که بعدا يک رسانه از آن پرداه برداشت و تکذيب هم نداشت به روزهاي آخر فيلمبرداري در تهران مربوط مي شود. در آن روز به خصوص حاتمي کيا قصد داشت بعد از انجام مقدمات فيلمبرداري يکي از پلان هاي مد نظرش و چيدمان دکوپاژ، کار را با عرب نيا شروع کند اما او در اتاق گريم حضور داشت.
براي شروع فيلمبرداري به عرب نيا پيغام رساندند که خودش را به محل فيلمبرداري برساند اما ظاهرا او گفته بود در آن زمان نمي تواند خودش را برساند. هر چند حاتمي کيا خودش گفته بود که عرب نيا بايد در اتاق گريم حاضر شود اما با وجود پيغام و پسغام هاي رد و بدل شده بين طرفين که توسط عوامل فيلم انجام شد خبري از عرب نيا در محل نشد تا حاتمي کيا با حالتي عصباني در اتاق گريم حاضر شود و دعواي لفظي شديدي بين دو نفر سر بگيرد.»
فيلم پيش رفت اما عرب نيا در سکانس پاياني به بهانه اتمام قرارداد حاضر نشد و حاتمي کيا صحنه را به شکلي ديگر گرفت. بعد از آن طرفين غلاف کردند.
واکنش حاتمي کيا
حاتمي کيا رسما در اين باره حرف نزده اما در پشت صحنه «چ» که چندي پيش به بازار آمد به وضوح دلخوري اش از عرب نيا را نشان مي دهد.
واکنش عرب نيا
عرب نيا در برنامه هفت و بعد از صحبت هاي تهيه کننده «چ» و انتقاد از رفتار غيرحرفه اي او، از خودش دفاع کرد و در برنامه سال تحويل شبکه دو پاسخي کلي به حاتمي کيا داد. پس از آن هم در هيچ يک از نشست هاي متعدد «چ» شرکت نکرد. ديگر عوامل فيلم هم به فراخور در اين باره صحبت کردند.
نتيجه
در نهايت معلوم نشد حق با کيست. اختلاف ادامه دارد.
طرفين ماجرا

بهروز افخمي - حميد اعتباريان
ماجرا چه بود؟
بهروز افخمي هنوز درگير حاشيه هاي «فرزند صبح» بود که براي ساخت «سن پطرزبورگ» به تهيه کنندگي حميد اعتباريان به توافق رسيد. اعتباريان هم به خاطر نافرجامي پروژه اش با بهرام بيضايي شرايطي مشابه داشت. خرده دعواهاي اين دو در طول فيلمبرداري رسانه اي نشد و در آستانه اکران فيلم بود که طرفين پرده از ماجرا برداشتند.
اين اتفاق درست زماني رخ مي داد که افخمي براي ساخت بلک نويز به کانادا رفته و از پسرش آيدين خواسته بود بر کار نظارت داشته باشد. اعتباريان اما فيلم را توسط مستانه مهاجر تدوين و آماده اکران کرد و اعتراض هاي شديد افخمي از راه دور شروع شد.
واکنش افخمي
بهروز افخمي با رسانه اي کردن نامه اش به خانه سينما، خواستار عدم اکران «سن پطرزبورگ» بود. مي گفت در فيلم 10 درصد سهم دارد و بايد جلوي اکران آن گرفته شود تا خودش سر فرصت فيلم را تدوين کند: «با آقاي حميد اعتباريان تهيه کننده اين فيلم به توافق رسيديم که «سن پطرزبورگ» با نظارت من و براساس نسخه اي که با همکاري آيدين افخمي تدوين کرده ام، به وسيله خانم مستانه مهاجر کوتاه شود. از آن تاريخ تا به امروز نه تنها خانم مهاجر تماسي با من نداشته، بلکه بنا بر مسموع، بدون ديدنتدوين مورد تاييدمن، تدوين مجدد را تحت نظر آقاي اعتباريان شروع کرده اند.»
بعد هم که ديد فيلم به اکران نزديک شده به شيوه خودش از «سن پطرزبورگ» اعلام برائت کرد: «آقاي اعتباريان مي توانند براي پر کردن اين جاي خالي از نام يک شخص حقيقي (مثلا خودشان يا...) يا يک نام مستعار (مثلا آلن اسميتي) يا حتي يک عبارت انتزاعي (مثلا حيات اجتماعي امروز ايران) استفاده کنند و از رضايت من آسوده خاطر باشند.
واکنش اعتباريان
اعتباريان اعتراض مکتوب افخمي را با مصاحبه پاسخ مي داد؛ خيلي هم دلش پر بود؛ از افزايش تايم فيلمبرداري و هزينه توليد تا بدقولي افخمي و ...: «ايشان در کانادا نشسته اند و قصد دارند اشتباه هاي دو فيلم قبلي را در اين کار تکرار کنند و من نمي گذارم. آقاي افخمي فکر مي کند من بودجه دولتي دارم و مي تواند پروسه اين کار را مانند«فرزندصبح» ادامه دهد...»
نتيجه
فيلم اکران شد. افخمي هم ديگر پيگير ماجرا نشد اما به وضوح عدم حضورش موقع تدوين فيلم قابل لمس است و باعث شد «سن پطرزبورگ» به لحاظ کيفي لطمه بدي ببيند. حالا هم که رابطه آنها به گواه اعتباريان «خيلي خوب» است و قصد دارند«سن پطرزبورگ 2» را بسازند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر