صفحه نخست >> فرهنگی تعداد نظرات: 0

واکاوي براي فرهادي!

حالا که دکتر محمد فرهادي پس از فراز و نشيب‌هاي فراوان وزارت علوم در دولت يازدهم بر کرسي صدارت آن هم با راي بالاي مجلسيان عموما منتقد دولت نشسته و تغييراتي را در وزارتخانه متبوع خود ايجاد کرده است، توجه ايشان به يک پروژه پيچيده اقتصادي- آموزشي ضرورت فراواني دارد. پروژه‌اي خطرناک که در صورت تداوم مي‌تواند اساس آموزش عالي ايران را با اخلال جدي مواجه سازد و نمک مضاعفي بر زخم عميق خروج پرتعداد نخبگان و متقاضيان ورود به تحصيلات تکميلي دانشگاه‌ها بريزد.

کد خبر: 4072

«واکاوي براي فرهادي» عنوان يادداشت روز روزنامه فرهيختگان به قلم احسان مازندراني است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

حالا که دکتر محمد فرهادي پس از فراز و نشيب‌هاي فراوان وزارت علوم در دولت يازدهم بر کرسي صدارت آن هم با راي بالاي مجلسيان عموما منتقد دولت نشسته و تغييراتي را در وزارتخانه متبوع خود ايجاد کرده است، توجه ايشان به يک پروژه پيچيده اقتصادي- آموزشي ضرورت فراواني دارد. پروژه‌اي خطرناک که در صورت تداوم مي‌تواند اساس آموزش عالي ايران را با اخلال جدي مواجه سازد و نمک مضاعفي بر زخم عميق خروج پرتعداد نخبگان و متقاضيان ورود به تحصيلات تکميلي دانشگاه‌ها بريزد.
ماهيت اين پروژه دومنظوره اقتصادي- آموزشي دقيقا زماني افشا شد که دانشگاه آزاد اسلامي تصميم گرفت با مجوزهاي وزارت علوم ظرفيت پذيرش دوره‌هاي تحصيلات تکميلي را در مقاطع کارشناسي‌ارشد و دکتري، 77/ 1 درصد افزايش دهد. همزمان با اعلام نتايج، ناگهان اخبار متعددي با موضوع تحصيلات تکميلي عليه دانشگاه آزاد اسلامي در صدا و سيما، خبرگزاري‌هاي اصولگرا و سايت‌هاي وابسته به چهره‌هاي سياسي افراطي از جمله جبهه پايداري منتشر شد که همچنان با شدت ادامه دارد.
مخالفان توسعه تحصيلات تکميلي دانشگاه آزاد اسلامي مدعي‌اند اين دانشگاه ظرفيت لازم براي افزايش 77/ 1 درصدي پذيرش دانشجو در مقاطع ارشد و دکتري را ندارد و به همين دليل نزديک به يک‌سال است بر طبل اعتراض مي‌کوبند.
آنها اما هرگز در خلال اعتراض‌هاي خود سه متغير مهم را در محاسبات‌شان لحاظ نمي‌کنند: الف) ادغام حدود چهل پرديس علوم و تحقيقات با واحدهاي مرکز استان دانشگاه آزاد اسلامي، ب) پذيرش پنج هزار نفر هيات‌علمي در سال جاري و ج) برخورداري اين دانشگاه از بيش از 60 هزار عضو هيات‌علمي تمام‌وقت و پاره‌وقت.
بنابراين نقطه‌اي مبهم در ذهن شکل مي‌گيرد که با اين وجود، چرا منتقدان و مخالفان اقناع نمي‌شوند و هرطور شده مي‌خواهند از پيشروي دانشگاه آزاد اسلامي در حوزه تحصيلات تکميلي جلوگيري کنند؟ پاسخ به اين پرسش اما در همان پروژه اقتصادي- آموزشي يافت مي‌شود و در واقع جهل، کمک به صادرات دانشجو يا دلسوزي در ميان نيست؛ هر چه هست مربوط به منفعت و کسب درآمد است. موضوعي که به احتمال فراوان براي وزير علوم نيز روشن شده اما واکاوي پروژه و روشنگري پيرامون آن براي آموزش عالي کشور خالي از فايده نخواهد بود.
ماجرا از درگيري محمود احمدي‌نژاد با دانشگاه آزاد اسلامي آغاز مي‌شود؛ او گمان مي‌کرد اگر يکي از بزرگ‌ترين موسسه‌هاي آموزش عالي جهان را به زانو درآورد ضربه‌اي مهلک به آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني زده است. بنابراين در پروسه‌اي شش ساله، از ابتداي دولت نهم در سال 84 تا سال 90 يعني زمان غصب دانشگاه آزاد اسلامي، بيش از دو هزار و 500 دانشگاه در ايران مجوز فعاليت گرفتند. همزمان با افزايش شعبه‌هاي دانشگاه پيام نور بسياري از افراد و شخصيت‌هاي داراي رانت يا نفوذ سياسي مجوز تاسيس دانشگاه غيرانتفاعي دريافت کردند.
اين افراد با يک ساختمان استيجاري داراي چند اتاق و بدون حتي يک عضو هيات‌علمي، بدون آزمايشگاه، بدون کارگاه، بدون فضاي ورزشي، بدون امکان رفاهي، بدون خوابگاه و... ميلياردها تومان از متقاضيان ورود به تحصيلات تکميلي به جيب زدند.
براساس اخبار و اطلاعاتي که در روزنامه فرهيختگان موجود است و در صورت ضرورت به وزير محترم علوم يا مراجع ذي‌صلاح تقديم خواهد شد، تعدادي از وزيران دولت سابق، نمايندگان مجلس سابق يا فعلي، اعضاي احزاب اصولگرا، مقامات نزديک به رئيس دولت‌هاي نهم و دهم و حتي تعدادي از مديران مياني فعلي وزارت علوم توانسته‌اند مجوز تاسيس دانشگاه غيرانتفاعي به نام خود، همسر، فرزندان و... دريافت کنند.
پس از افزايش کمتر از دودرصدي ظرفيت پذيرش دانشگاه آزاد اسلامي، در يکي از همين دانشگاه‌هاي بي‌کيفيت واقع در جنوب کشور، تعداد دانشجويان اين دانشگاه از سه هزار نفر به کمتر از 700 نفر کاهش يافته و رئيس اين دانشگاه در حال لابي سنگين با برخي از نمايندگان مجلس و رسانه‌هاي افراطي عليه دانشگاه آزاد اسلامي است.
چنين مثال‌هايي فراوان هستند که در اين نوشتار و به دليل تاکيد رئيس محترم دانشگاه آزاد اسلامي بر حفظ حرمت اشخاص و پرهيز از ورود به نزاع‌هاي سياسي از بيان آنها خودداري مي‌شود؛ اما شنيدن اين صداهاي ناهنجار، غيرواقعي و در پيش گرفتن تاکتيک سکوت به جاي تنوير افکار عمومي در هيچ مرام و منش اخلاقي جايز شمرده نمي‌شود. ورود روزنامه فرهيختگان به اين فساد و بي‌اخلاقي بزرگ آموزشي نه به‌عنوان ارگان دانشگاه آزاد اسلامي که در قامت يک رسانه عمومي با رويکرد دانشگاهي آغاز مي‌شود و تا رسيدن به نتيجه ادامه دارد.
افکار عمومي و آنها که با مشقت فراوان فرزندان خود را رهسپار دانشگاه‌هاي بي‌کيفيت غيرانتفاعي و شبه‌دولتي فاقد هرگونه امکانات آموزشي و رفاهي مي‌کنند با درک اين موضوع بدون شک به هياهوي رسانه‌هاي ملي، غيرملي و هويت صحنه‌گردانان پروژه حمله به دانشگاه آزاد اسلامي پي مي‌برند. در اين ميان مطالبه‌اي ايجاد خواهد شد که کمتر از تقاضاي افکار عمومي براي حذف روغن پالم از لبنيات و خمير مرغ از محصولات پروتئيني نخواهد بود. دانشگاه نيز مسئوليت توليد علم و فناوري را عهده‌دار است و در اين ميان دکتر فرهادي يک ماموريت بزرگ از سوي افکار عمومي و خانواده بزرگ آموزش عالي کشور دريافت مي‌کند: حذف سودجويان و اخلالگران از چرخه دانشگاه‌هاي کشور؛ راهي دشوار و پرپيچ و خم که جز با حمايت دانشگاهيان، رسانه‌ها و افکار عمومي به سرانجام نخواهد رسيد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر