صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

روزنامه وال استريت ژورنال

ايران کوباي بعدي آمريکا نيست

روزنامه وال استريت ژورنال، در مقاله اي به بهانه تماس تلفني روساي جمهوري آمريکا و کوبا، احتمالات موجود در مسير برقراري رابطه آمريکا و ايران را بررسي نموده است. اين روزنامه با توجه به اختلافات اساسي ايران با آمريکا و قدرت منطقه اي و فرامنطقه اي کشورمان، نتيجه گيري مي کند که ايران کوباي بعدي آمريکا نيست و...

کد خبر: 872

حمايت/ «نمايشگاه شکست توطئه گران» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم حسن هاني زاده است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

روزنامه وال استريت ژورنال، در مقاله اي به بهانه تماس تلفني روساي جمهوري آمريکا و کوبا، احتمالات موجود در مسير برقراري رابطه آمريکا و ايران را بررسي نموده است. اين روزنامه با توجه به اختلافات اساسي ايران با آمريکا و قدرت منطقه اي و فرامنطقه اي کشورمان، نتيجه گيري مي کند که ايران کوباي بعدي آمريکا نيست و با صراحت مي گويد که ايران به نيت واشنگتن ترديد داشته و علاقه اي به برقراري رابطه با آمريکا ندارد. اکنون سوال اينجاست که چرا قدرت ايران آنچنان فراتر از منطقه رفته است که آمريکا خود را ناگزير به مذاکره مي بيند؟ پاسخ اين است که تغييرات جهاني و رخدادهاي اخير منطقه اي، اکنون جمهوري اسلامي ايران را به يک بازيگر فرا منطقه اي در سطح جهان تبديل کرده است. شرايط موجود جهان، وضعيت فعلي خاورميانه و همچنين شکست طرح هاي آمريکا و غرب براي دگرگون ساختن شرايط سياسي منطقه، از ايران قدرتي تاثير گذار در معادلات جهاني ساخته است. در طول چهار سال گذشته، حوادث زيادي در خاورميانه و شمال آفريقا رخ داد که آمريکا به دليل تلاش براي تغيير ساختار خاورميانه با مشکلاتي در سطح جهان اسلام مواجه شد؛ از جمله براي تغيير نظام سوريه. در مقابل امّا، ايران و جبهه مقاومت، توطئه آمريکا و بازيگران منطقه اي بحران سوريه را با شکست مواجه کردند. قدرت سياست خارجي ايران زماني آشکارتر مي شود که به ياد بياوريم آمريکا تمام همت خود را بر تغيير نظام سوريه قرار داد و «مثلث تخريب» قطر، ترکيه و عربستان حدود 36 ميليارد دلار هزينه نمودند، اما عليرغم اين هزينه سنگين، دولت سوريه توانست بر بحران تحميلي فائق آيد و شورشيان سلفي و تکفيري را سرکوب کند. رخدادهاي اخير يمن، همچنين موجب تقويت جايگاه شيعيان حوثي گرديد. تسلط شيعيان يمني بر بندر حديده (دومين بندر بزرگ اين کشور) اکنون، برگ برنده عرصه سياسي يمن را در دست حوثي ها قرار داده است و اين موفقيت هم در نوع خود به تقويت جايگاه ايران کمک نمود. در لبنان با توجه قدرت سياسي شيعيان لبنان به ويژه مقاومت اسلامي، جمهوري اسلامي ايران توانسته است بازيگر اصلي اين کشور باشد. ايران برخلاف آمريکا، قطر و عربستان، نقشي سازنده در رخدادهاي منطقه دارد و تنها کشوري است که مي تواند بحران هاي منطقه اي را مهار نمايد.
يکي ديگر از نشانه هاي قدرت فرامنطقه اي ايران، نفوذ فوق العاده کشورمان در شمال، غرب و شرق آفريقا و نيز آمريکاي لاتين است. موقعيت جغرافيايي ايران در تسلط بر شاهراه انرژي در تنگه هرمز، فاکتور مهم ديگري از قدرت ايران است. مسير انرژي جهان از مجاورت ايران مي گذرد و خود به خود ايران را به قدرتي فرامنطقه اي تبديل کرده است. وقتي کشوري بتواند بر مکانيزم تامين انرژي جهان تاثير بگذارد، ديگر يک قدرت منطقه اي صرف نيست. برخلاف کوبا که پيرو نظام سوسياليستي است، ايران کشوري آغازگر و عنصري اصلي و الهام بخش است. فاکتورهاي جمعيتي، موقعيت ويژه در جهان اسلام و نقش تعيين کننده در بحران هاي منطقه اي، تاييد کننده اين حقيقت است که ايران، قدرتي بلامنازع هسته اي است. در حال حاضر اگر مذاکره کنندگان هسته اي ما نيز سرگرم گفتگو با کشورهاي 1+5 هستند، بحث تنها بر سر حل برخي منازعات است و موضوع روابط ديپلماتيک ايران با آمريکا در تسور کار نيست. روشن است که آمريکا نيز از باب علاقه به ايران وارد مذاکرات نشده، بلکه از سرناچاري است. به عبارتي ديگر، ايالات متحده تمام تلاش هاي خود را براي تغيير نظام ايران انجام داد و هنگامي که با يأس از سر نقشه هاي خود برخواست، تن به مذاکره داد. بهتر است بگوئيم بر خلاف ادعاي آمريکا که مي گويد فشار اقتصادي، ايران را بر سر ميز مذاکره آورده است، اين مقاومت ايران بود که ايالات متحده را مجبور به مذاکره با ايران کرد. بنابراين جايگاه ايران در عراق، افغانستان، يمن، سوريه و لبنان موجب گرديده که کشورهاي غربي به نقش سازنده ايران اذعان نموده و براي حل گره هاي کوري که به دست آنان بازنشده، دست نياز به سوي کشورمان دراز کنند. در طول 35 سال گذشته، تلاش آمريکا براي منزوي کردن ايران با شکست مواجه شده و حتي هم پيمانان منطقه اي اين کشور در برابر نفوذ رو به گسترش ايران، عقب نشيني کردند.
بي مناسبت نيست که تعبير روزنامه لبناني «النهار» از قدرت رو به افزايش ايران را مرور کنيم: «بايد به اعراب و ترکيه گفت در پايان اين نبرد خونين منطقه‌اي چه نصيبتان شده است؟ مي‌خواستيد سوريه و لبنان و عراق را از دستان ايران خارج کنيد، اما «ايران» يمن را هم از دستانتان خارج کرد! ايران بهترين فرماندهانش را در عراق، به ميدان نبرد فرستاده که در راس آن‌ها «ژنرال قاسم سليماني» و اين يعني اينکه عراقي‌ها به ايران نزديکتر و وابسته‌تر شده‌اند. کُردستان عراق، هم به ايران نزديک بود و هم به ترکيه. ولي ترک‌ها با اشتباه‌هاي مرگبار خود، کردستان عراق و افکار عمومي‌اش را به آساني همسو با ايراني‌ها کردند. وقتي مسعود بارزاني مي‌گويد، دوست و دشمن را اکنون خوب شناخته‌ايم، بايد پايان کار ترکيه در اين منطقه را پيش‌بيني کنيم. ارتش لبنان نيز براي نخستين بار به همراه حزب‌الله و به صورت هماهنگ در حال نبرد با شورشيان است و اين يعني افزايش نفوذ ايران. در مورد سوريه، همين بس که بشار اسد به مسئولين ايراني گفت، ژنرال شما (قاسم سليماني) امروز از من هم در سوريه محبوب‌تر است! احسنت به شما جناب اردوغان و متحدين عربتان با اين سياست حساب شده! بحرين را خواستيد نگهداريد، ولي يمن را از دست داديد آقايان! ايراني‌ها صنعا را هم تصرف کردند و شما نظاره کرديد. در افغانستان هم آن‌ها مهرۀ خود را رئيس دولت اجرايي کردند. بي‌دليل نيست آن‌ها امروز به خود مي‌بالند، جهان عرب و تُرک‌ها و غرب سرخورده شده‌اند. فقط يک مسئله را مي‌توان درک کرد، و آن اين است: آقايان؛ امپراطوري جديدي از شرق در حال ظهور است...»

نظرات بینندگان

ارسال نظر