صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سيد حسن خميني :

نه آرامش پادگانی، نه آرامش قبرستانی

یک نوع آرامش، «آرامش قبرستانی» است که چون موضوعی برای بحث وجود ندارد، در نتیجه فضا هم آرام است مانند آرامش مردگان. این آرامش به آن معناست که اساسا فکر و اندیشه‌یی در جامعه وجود ندارد که اصلا قابل قبول نیست.نوع دیگر آرامش، «آرامش پادگانی» است که ممکن است هزاران التهاب درون افراد وجود داشته باشد اما او به خاطر دستوری که آمده، آرام است.

کد خبر: 75

یادگار امام با تاکید بر اینکه آرامشی که مختص محیط‌های علمی و دانشگاهی است، «آرامش عدم اقتضا» است، گفت: شما نمی‌توانید به یک محیط علمی بگویید نسبت به دردهای موجود در جامعه ابراز حساسیت نکند زیرا حتما دردهایی در جامعه وجود دارد که دانشگاهیان آن را بر تحقیق و پژوهش مقدم بدارند، اگر شرایط التهاب در جامعه فراهم باشد نمی‌توانیم انتظار آرامش در دانشگاه داشته باشیم. حجت‌الاسلام سید حسن خمینی با اشاره به اینکه سنت بدی در محیط‌های دانشگاهی ما رایج شده است که هرکس سخنرانی می‌کند، گروه مخالف جلسه را به هم می‌زند، گفت: این کار بسیار غلطی است. هرکسی می‌خواهد سخنرانی کند، موافقانش باید سخنانش را بشنوند و مخالفان هم اگر می‌خواهند در جلسه باشند و اگر نمی‌خواهند نباشند؛ از هر گروهی باشند فرقی ندارد.
به گزارش خبرنگار جماران، گزیده سخنان حجت‌الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در مراسم گرامیداشت هفته پژوهش و روز وحدت حوزه و دانشگاه که در دانشگاه آزاد قم برگزار شد، در ادامه می‌آید:
پیامبران در سیر قهقرایی جوامع و نخبگان در سیر صعودی آنها پیدا شده‌اند و بنابراین جوامع همواره مدیون پیامبران یا کسانی که رسالت پیامبرگونه دارند، هستند اما در مورد نخبگان، آنها هستند که مدیون جامعه‌شان هستند زیرا تحقیق و پژوهش در یک محیط آرام رشد می‌کند.
یک نوع آرامش، «آرامش قبرستانی» است که چون موضوعی برای بحث وجود ندارد، در نتیجه فضا هم آرام است مانند آرامش مردگان. این آرامش به آن معناست که اساسا فکر و اندیشه‌یی در جامعه وجود ندارد که اصلا قابل قبول نیست.
نوع دیگر آرامش، «آرامش پادگانی» است که ممکن است هزاران التهاب درون افراد وجود داشته باشد اما او به خاطر دستوری که آمده، آرام است.
آرامش دیگر که مختص محیط‌های علمی و دانشگاهی است، «آرامش عدم اقتضا» است؛ شما نمی‌توانید به یک محیط علمی بگویید نسبت به درد‌های موجود در جامعه ابراز حساسیت نکند زیرا حتما دردهایی در جامعه وجود دارد که دانشگاهیان آن را بر تحقیق و پژوهش مقدم بدارند همان‌طور که در روز حمله صدام به ایران جنگ و جهاد مقدم بود. لذا آرامش در فضای دانشگاه لازم است اما اقتضائات آن را باید فراهم کرد و الا اگر شرایط التهاب در جامعه فراهم باشد نمی‌توانیم انتظار آرامش در دانشگاه داشته باشیم زیرا محیط‌های علمی جزیره‌هایی میان آب‌های سرگردان نبوده و جزیی از همین کشور هستند.
اگر انتظار داریم دانشگاه‌ها تحولی در فضای علمی در سطح جهانی ایجاد کنند که انتظار درستی هم هست، نمی‌توان فقط به حوزه آموزش و وزارت علوم و وزارت بهداشت توجه کرد بلکه بدون نگاه به جامعه نمی‌توان چنین انتطاری داشت. امکان ندارد در یک جامعه عقب افتاده و فقیر، یک حوزه علمی پیشرفته پدید آید بلکه باید پله‌پله ترقی را در بیرون جامعه دانشگاهی ایجاد کنیم تا دانشگاه پیشرفت کند. اگر می‌خواهیم مراکز علمی پیشرفته ایجاد کنیم باید از کف، تمام لوازم آن را فراهم سازیم. لذا تمام کسانی که در فضای جامعه هستند در پیشرفت دانشگاه نیز نقش دارند.
رهبر معظم انقلاب چندین سال است که بحث کرسی‌های آزاداندیشی را مطرح می‌کنند. معنای این حرف این نیست که آزاداندیش باشیم تا دست آخر به حرف من برسید! بلکه ممکن است کسی آزادانه بیندیشد و به حرف من نرسد. امروز باید موانع اجرای سخن رهبری که هر سال هم بر آن تاکید می‌کنند را‌برداریم.
از لوازم آزاد اندیشی این است که «تحمل شنیدن» باید بالا برود که این امر واقعا نیازمند تمرین است زیرا تحمل شنیدن در ما کم است. در حالی که امام می‌گویند انتقاد و بلکه تخطئه از الطاف خفیه الهی است. اگر فکر کنیم بدون آزاداندیشی به یک پژوهش کامل و نقطه اوج تحقیق و پیشرفت رسیده‌ایم اشتباه کرده‌ایم.
«شجاعت» عامل دوم در آزاد اندیشی است که باید از کودکی این خصلت را به کودکان تعلیم داد و این ویژگی را در محیط‌های علمی بعضا با برخی کارهای کوچک و ساده می‌توان تعلیم داد.
باید تحمل کردن را در دانشگاه تمرین کنیم؛ سنت بدی در محیط‌های دانشگاهی ما رایج شده است که هرکس سخنرانی می‌کند، گروه مخالف جلسه را به هم می‌زند که در روزهای اخیر هم نمونه‌های آن را شاهد بوده‌ایم. این کار بسیار غلطی است. هرکسی می‌خواهد سخنرانی کند، موافقانش باید سخنانش را بشنوند و مخالفان هم اگر می‌خواهند در جلسه باشند و اگر نمی‌خواهند نباشند. از هر گروهی باشند فرقی ندارد. اگر محیط دانشگاهی پیشرفت می‌خواهد، آزاداندیشی لازمه آن است و اگر آزاداندیشی می‌خواهد شجاعت می‌خواهد، اگر شجاعت می‌خواهد تحمل می‌خواهد. معنا ندارد که این حلقه‌ها، یکی باشد و دیگری نباشد، نمی‌شود انتظار داشت یک تیغ دست من ببرد و در دست دیگری نبرد! اگر این‌گونه بود خواهید دید که محیط دانشگاهی چگونه پیشرفت خواهد کرد.
اگر لوازم موجود باشد، از دل دانشگاه‌ها پژوهش بیرون می‌آید، اگر لوازم باشد از دل حوزه‌ها انقلاب پدید می‌آید، اگر لوازم نباشد از دل همین حوزه‌ها تحجر بیرون می‌آید. ارادت مردم به امام زمان(عج) در جنگ آدم‌ها را به زیر تانک و شهادت می‌رساند، اما در زمانی دیگر به بیغوله‌ها می‌کشاند. فلسفه انتظار اگر در جایگاه خودش قرار گیرد از درون آن انقلاب اسلامی و اگر در جای خودش قرار نگیرد انجمن حجتیه بیرون می‌آید. مشکل از فلسفه انتظار نیست؛ مشکل از دستی است که آن را به کار می‌گیرد. اگر لوازم پژوهش را رعایت کنیم اگر بسیاری از لوازم مادی موجود نباشد؛ باز هم پژوهش‌های خوبی بیرون خواهد آمد. البته قطعا مسائل مادی و و مالی هم مهم است و باید تامین شود اما شرط کافی نیست.

نظرات بینندگان

ارسال نظر