صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

رفت و آمدهاي ديپلماتيک؛ راه حل سياسي بحران هاي منطقه اي

ناتواني برخي کشورهاي خاورميانه در سلطه کامل بر منطقه و حذف ديگر رقبا، لزوم پيگيري راه حل هاي ديپلماتيک براي گذر از بحران هاي امنيتي مشترک را بيشتر کرده است.اين روزها سفرهاي گوناگون درون منطقه اي مقام هاي رده بالاي کشورهاي خاورميانه رخ مي دهد.

کد خبر: 679

ناتواني برخي کشورهاي خاورميانه در سلطه کامل بر منطقه و حذف ديگر رقبا، لزوم پيگيري راه حل هاي ديپلماتيک براي گذر از بحران هاي امنيتي مشترک را بيشتر کرده است.

اين روزها سفرهاي گوناگون درون منطقه اي مقام هاي رده بالاي کشورهاي خاورميانه رخ مي دهد.

حجم بالاي اين سفرها از تغييراتي نشان دارد که انتظار مي رود طي ماه هاي آتي در خاورميانه رخ دهد و به ارايه راه حل مورد توافق همه بازيگران تاثيرگذار در منطقه براي حل بحران هاي پيش رو بينجامد.

سفر وزير امورخارجه عراق به عربستان و ترکيه، سفر نخست وزير عراق به عربستان، اردن و ايران و برنامه او براي رفتن به ترکيه، سفر وزير امورخارجه ترکيه، نخست وزير سوريه و مسوولان سياسي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) به ايران، سفر امير قطر و نخست وزير اقليم خودمختار کردستان عراق به ترکيه از مهمترين ديد و بازديدهاي سياسي در منطقه هستند.

پرسشي که در اين ميان به ذهن مي آيد اين است که افزايش رفت و آمدهاي ديپلماتيک چه معنايي مي تواند داشته باشد؟

در پاسخ به اين پرسش مي توان گفت حجم بالاي سفرهاي ديپلماتيک از تلاش کشورها براي حل بحران هاي پيش رو در خاورميانه در چارچوب برقراري توازن ميان يکديگر در مناطق و موضوع هاي مورد مناقشه نشان دارد.

خاورميانه که از آغاز شکلگيري به عنوان يک زيربخش منطقه اي همواره از ظرفيت بالاي بحران خيزي برخوردار بوده، چند سالي است به طور عميق در بحران فروپاشي نظام هاي سياسي و رقابت هاي منطقه اي درگير شده؛ به گونه اي که اين درگيري ها خلاءهايي را پديد آورده است که راه را براي حضور گروه هاي تروريستي مانند داعش فراهم ساخته است.

اين امر بر دامنه رقابت هاي منطقه اي کشورها براي گسترش نفوذ و دستيابي به قدرت بيشتر افزوده است.

در شرايط کنوني 2 نقطه کانوني بحران در خاورميانه ديده مي شود؛ يکي به خلاءهاي امنيتي و حضور گروه هاي تروريستي همچون داعش در اين فضا برمي گردد و ديگري جنگ هاي نيابتي و رقابت هايي است که کشورها در نقاط آشوب خيز به راه انداخته اند.

تلاقي اين 2 به دوره اي از بي ثباتي در خاورميانه منجر شده که امنيت همه کشورهاي منطقه را به خطر انداخته است.

بررسي تاريخ روابط بين الملل خاورميانه نشان مي دهد کشورهاي اين منطقه براي رويارويي با چالش هاي پيش رو بيش از آنکه در پي ارايه الگوهاي همکاري جويانه باشند، تلاش داشته اند با پيگيري رويکرد برد-باخت، براي تقويت توان در برابر ديگر کشورها بيشينه سازي منافع را در دستور کار سياست خارجي قرار دهند.

از اين رو با توجه به ساختگي بودن مرزهاي سياسي بسياري از کشورهاي اين منطقه و پراکندگي گسترده قومي-مذهبي، الگوي حاکم بر روابط کشورهاي خاورميانه همواره بر پايه طيفي از قالب هاي رقابتي تا تخاصمي مبتني بوده است.

در اين ميان، امنيتي سازي از ويژگي هاي چشمگير روابط بين الملل کشورهاي خاورميانه به شمار مي رود. بنابراين مي توان گفت الگوي کنترل درون منطقه اي حاکم بر خاورميانه که روابط اين کشورها را تنظيم مي کند، الگوي توازن قدرت است که دولت ها و گروه هاي سياسي منطقه همواره پس از دوره اي تنش و حتي جنگ بار ديگر به سوي آن پيش رفته اند.

رقابت هاي «جمال عبدالناصر» رييس جمهوري پيشين مصر، با رهبران عربستان سعودي و چشم و همچشمي هاي رهبران حزب بعث سوريه با عراق بر سر رهبري جهان عرب، دشمني هاي عراق با ايران در زمان حاکميت حزب بعث (چه پيش از جنگ هشت ساله و چه پس از آن) براي برتري جويي منطقه اي در خليج فارس، رقابت هاي درون گروهي سازمان هايي همچون سازمان آزاديبخش فلسطين براي کنترل سرزمين اشغالي و... همگي تاريخي سرشار از ناتواني کشورها و گروه ها از حذف يکديگر و تلاش براي برقراري توازن را به نمايش مي گذارد.

تحولات تازه خاورميانه را نيز مي توان در چنين چارچوبي تحليل کرد.

بيش از سه سال رقابت شديد براي افزايش نفوذ منطقه اي با استفاده از محيط متشنج کنوني، بار ديگر به کشورهاي خاورميانه نشان داد در چنين منطقه اي هيچ کشوري نخواهد توانست به سلطه منطقه اي دست يابد و به نظر مي رسد کشورها به اين درک رسيده اند که هر يک بايد به خطوط قرمز و حوزه نفوذ ديگر رقبا احترام گذارد و البته، به صورتي روشن خطوط قرمز خود را به ديگران نشان دهد تا از سوء محاسبات احتمالي جلوگيري شود.

رقابت هايي که ميان برخي کشورهاي منطقه براي مديريت خيزش هاي عربي و عقب راندن رقبا در کشورهايي همچون سوريه، مصر، عراق، لبنان، تونس، ليبي، فلسطين و يمن و در موضوع هايي همچون ارايه الگوهاي حکومتي و ايدئولوژي هاي جايگزين صورت گرفت، حاصلي جز تشنج بيشتر در روابط اين کشورها با يکديگر و بر هم خوردن نظم منطقه اي به دنبال نداشته و راه را براي نفوذ بيشتر کشورهاي خارج از منطقه در تحولات داخلي خاورميانه بازتر کرده است.

به همين دليل به نظر مي رسد کشورهاي ناتوان از حذف ديگري پس از سه سال درگيري، تلاش دارند در سايه گفت و گوهاي ديپلماتيک از آشوب بيشتر در منطقه جلوگيري کنند و با تکيه بر برخي تهديدهاي مشترک (که يکي از آنها داعش است) راهي براي حل بحران هاي کنوني بيايند تا از تبديل وضعيت کنوني به تهديدي عليه امنيت منطقه اي و داخلي خود جلوگيري کنند.

بنابراين شاهديم برخي کشورها تلاش دارند همزمان با پيشبرد جنگ هاي نيابتي، گفت و گوهاي سياسي را نيز براي تلطيف فضاي خصومت آميز به پيش برند.

از اين رو، ميزان بالايي از رفت و آمدهاي ديپلماتيک در منطقه شکل گرفته است.

اين کشورها به دليل شکست تلاش ها براي حذف يکديگر، در سايه اين رفت و آمدهاي سياسي تلاش دارند منافع خود را در پيوند با منافع ديگران پيگيري کنند؛ هر چند همچنان نگاه مبتني بر حذف رقبا بر فضاي روابط اين کشورها حاکم است.

البته با وجود اتخاذ رويکرد سياسي از سوي بسياري از کشورها براي حل بحران هاي کنوني در خاورميانه، برخي ديگر همچنان در پي تعيين خطوط قرمز خود و تحميل آن بر رقبا هستند.

بارزترين اين کشورها عربستان سعودي است که همچنان با تکيه بر ابزارهاي ويژه تلاش دارد به هزينه ديگران نفوذ منطقه اي خود را گسترش دهد.

اين کشور از يک سو با تکيه بر ابزاري همچون نفت مي خواهد فشار بر برخي رقبا را افزايش دهد و از سوي ديگر تلاش دارد با تکيه بر شوراي همکاري خليج فارس دژي دفاعي براي خود ايجاد کند.

ايجاد فرماندهي نظامي مشترک شوراي همکاري خليج فارس و تلاش براي تقويت پيوندهاي امنيتي کشورهاي عضو اين شورا با آمريکا و انگليس نيز در ادامه همين سياست عربستان قابل تحليل است.

سير تاريخي تحولات گذشته و روندهاي پيش رو نشان مي دهد تداوم سياست هاي مخاصمت آميز کشورها نسبت به يکديگر و دامن زدن به بحران هاي گوناگون مي تواند وضعيت کنوني منطقه را پيچيده تر کند؛ امري که امنيت همه کشورهاي اين منطقه را به خطر مي اندازد.

ایرنا/

نظرات بینندگان

ارسال نظر