صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

خاورميانه ديگر توسط آمريکا هدايت نمي شود

مذاکرات هسته اي غرب با ايران نيز اوضاع را تغيير داده است. تهران دقيقا مي داند که همکاري در مبارزه با داعش موثرترين کارت براي امتياز گيري از غرب در مذاکرات هسته اي است. تا زماني که يک توافق هسته اي منعقد نشود هيچ همکاري بين ايران و آمريکا عليه داعش وجود نخواهد داشت.

کد خبر: 567

خاورميانه ديگر توسط آمريکا هدايت نمي‌شود" اوضاع براي غربي ها در خاورميانه خوب پيش مي رفت تا اينکه کم کم اين مسئله مشخص شد که کشورهاي منطقه يک زندگي مستقل از غرب را دنبال کرده و غرب به اين قدرت ها بيش از آنکه آن ها نياز داشته باشند، نياز دارد.

يک روزنامه اتريشي ۲۰۱۴ را سال تغييرات اساسي در خاورمينه دانسته و با اشاره به نقش کليدي ايران در مبارزه با داعش از کاهش نفوذ غرب در خاورميانه در سايه تحولات منطقه گفت. روزنامه "دي پرسه" نوشت: چه کسي زماني فکرش را مي کرد که روزي فرا برسد که آمريکا از عمليات نظامي ايران در منطقه استقبال کند. جان کري وزير خارجه امريکا در اوايل دسامبر بعد از اينکه جنگنده هاي جمهوري اسلامي در شرق عراق برخي مواضع داعش را بمباران کردند از تهران تمجيد کرد.

دي پرسه در ادامه نوشت: البته اين سيگنال مثبت آمريکا به سمت تهران واکنش جديدي نبود و قبل از آن نيز رئيس جمهوري آمريکا نامه دوستانه اي را براي رهبري جمهوري اسلامي نوشته و در آن از وي درخواست کرده بود که مشترکا با دشمن تازه يعني داعش مبارزه کرده و در مناقشات اتمي به توافقي دست يابند.
اين روزنامه اتريشي در ادامه نوشت: جهان در خاورميانه ديگر مانند سابق نيست. آمريکا و اروپا ساليان سال به مناسبات ويژه خود با اسرائيل و عربستان سعودي تاکيد داشتند. ايران به عنوان يک مسئله و اهريمن ساليان طولاني از طرف غرب کنار گذاشته شده بود و آمريکا براي اطمينان از مسيري که در پيش گرفته بود نيروهايي را در منطقه مستقر کرده بود.

پس از آن يک گروه تروريست جهادي ظهور پيدا کرده و بخش هايي در خاورميانه را به تصرف خود درآورد و اعلام خلافت کرده و نام "دولت اسلامي" (داعش) را بر خود نهاد و به اين ترتيب ديگر هيچ چيز مانند سابق نيست. هيچ اتفاقي در خاورميانه تا اين حد اين مساله را آشکار نکرده بود که اين منطقه ديگر حول محور و تحت نفوذ آمريکا و اروپا نيست.

"استفان والت" استاد روابط بين الملل دانشگاه هاروارد سياست فعلي آمريکا را اين گونه توصيف مي کند که "جرج بوش تلاش کرد از راه مداخله نظامي، خاورميانه را مستقيما تحت کنترل خود درآورد. بعد از اينکه جنگ عراق شکست خورد واشنگتن به سياست موازنه با قدرت هاي منطقه اي روي آورد. بر اساس اين سياست آمريکا ديگر نبايد بر منطقه مسلط مي شد بلکه تنها مراقبت مي کرد که کس ديگري بر اين منطقه تسلط نيابد. اوضاع براي غربي ها خوب پيش مي رفت تا اينکه کم کم اين مسئله مشخص شد که کشورهاي منطقه يک زندگي مستقل از غرب را دنبال کرده و غرب به اين قدرت ها بيش از آنکه آن ها نياز داشته باشند نياز دارد."

اين مسئله به وضوح درباره ايران خود را نشان داد. جمهوري اسلامي ايران نه تنها خود را به عنوان يکي از مهمترين بازيگران دشمن با داعش در منطقه نشان داد بلکه اولين کشوري بود که دولت بغداد را با کمک نيروهاي قدس خود در مبارزه با داعش حمايت کرد. به گفته تهران بدون کمک نيروهاي قدس بغداد به محاصره تروريست هاي داعش در مي آمد.

نويسنده در ادامه نوشت: با وجود اهميت روزافزون ايران به عنوان يک وزنه سنگين مخالف با داعش در منطقه، اما اين کشور به نشست ائتلاف ضد داعش در واشنگتن با حضور مقامات عالي رتبه نظامي بيست کشور غربي و عربي دعوت نشد. آمريکا و اسرائيل از مخالفان مشارکت ايران در ائتلاف مبارزه با داعش بودند.

با اين همه ايران خود را با ثبات ترين کشور منطقه که توسط برخي کشورهاي آشفته عربي که به وسيله گروه هاي افراطي ناپايدار شده اند مي داند.

سيد حسين موسويان سفير سابق ايران در آلمان کشور خود را به عنوان يک شريک ائتلافي غرب (در مبارزه با داعش) ستوده و در اين باره اظهار داشته است که يک ائتلاف شيعه همراه با ايران، ارتش منظم سوريه، عراق و حزب الله در کنار نيروهاي امنيتي کُرد موسوم به پيشمرگه موثرترين نيروهاي زميني در مبارزه با داعش محسوب مي شوند.

نويسنده در ادامه تصريح کرد: ترکيه به عنوان دومين قدرت منطقه اي مهم با نفوذ روزافزون مطرح است که مشابه ايران به دليل مرزهاي طولاني اش با سوريه و عراق از طرف داعش بسيار آسيب پذير است. هدف آنکارا سقوط رژيم بشار اسد در سوريه است. اين هدف آنکارا منجر به همکاري آشفته اين کشور با همه گروه هاي شورشي در سوريه شده است. از طرفي داعش به عنوان يک قدرت غير قابل کنترل در مرزهاي جنوبي براي آنکارا مطرح است. ترکيه نگران اين مسئله است که مخالفان کرد بتوانند در صورت عقب نشيني داعش اين خلا را پر کنند.

سومين قدرت منطقه اي عربستان سعودي است که از ماه سپتامبر رسما به ائتلاف ضد داعش به رهبري آمريکا پيوسته است. عربستان سعودي نيز سقوط نظام بشار اسد را دنبال مي کند. رقابت با هژموني روزافزون ايران انگيزه بالايي براي دنبال کردن اين هدف به آل سعود داده است. ائتلاف بين نظام سوريه و تهران خار بزرگي در چشم عربستان است. عربستان سعودي مي خواهد سوريه را از مدار ايران خارج کند. شورش عليه بشار اسد فرصت مناسبي براي دستيابي به اين هدف بود. در اين راستا آل سعود بخصوص از نيروهاي شورشي افراطي حمايت مي کند.

همزمان داعش نيز در خدمت عربستان و در راستاي اهداف اين کشور کار مي کند چرا که نفوذ ايران در عراق را سست کرده و مي خواهد خطوط ارتباطي و مناسبات بين ايران، سوريه و حزب الله لبنان را تخريب کند. البته بزرگترين چالش عربستان سعودي اين است که حمايت از داعش براي اين کشور غير سازنده بوده و به نزديکي ايران و آمريکا منجر مي شود و اين بزرگترين کابوس براي آل سعود است. از ديد عربستان در حال حاضر داعش بيشترين سود را براي ايران و سوريه دارد. اين دليل اصلي است که چرا عربستان سعودي به رغم مخالفت هاي بالاي داخلي به ائتلاف ضد داعش پيوسته است.

روزنامه اتريشي دي پرسه در ادامه تصريح کرد که مذاکرات هسته اي غرب با ايران نيز اوضاع را تغيير داده است. تهران دقيقا مي داند که همکاري در مبارزه با داعش موثرترين کارت براي امتياز گيري از غرب در مذاکرات هسته اي است. تا زماني که يک توافق هسته اي منعقد نشود هيچ همکاري بين ايران و آمريکا عليه داعش وجود نخواهد داشت.

نويسنده دي پرسه در بخش پاياني اين مطلب خاطر نشان کرد: خاورميانه ديگر توسط پليس جهاني، آمريکا هدايت نمي شود و اين قدرت هاي منطقه اي هستند که به صورت روزافزون اوضاع را در دست گرفته اند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر