صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

محمدجعفر جوادی

حداقل انتظار از آقاى دکتر مطهرى

طرح برخى مسائل اینچنینى بصورت سر گشاده و یا علنى ، حسن نیت گوینده را مظنون می کند. لازم است پیامها و پیامدها ى هر اظهار نظرى را قبل از بیان ، دقیقأ سنجیده ، بررسى نموده و آگاهانه عمل نمود ، انتظار از نماینده مردم در مجلس ، خصوصآ جنابعالى با آن سابقه علمى و پشتوانه خویشى ، مضاعف است تا عملکرد ناصحیح یا نسنجیده ، خداى ناکرده دندان طمع دشمنان و مشتاقان آسیب به کشور را تیز و آنان را به براندازى نظام و تجدید نظر در مذاکرات و اعمال فشار مجدد بر مردم ما امیدوار نکند .

کد خبر: 4880

هر نماینده اى در بیان نقطه نظرات خود آزاد است و نمى توان وى را به صرف اظهار نظر و عقیده مورد تعرض یا تعقیب قرار داد ، این تصریح اصول بیست و سوم و هشتاد و ششم قانون اساسى است ، تعرض به نمایند ه اى که در حال سخنرانى است گذشته از اصول قانونى از اصول اخلاقى و مدنى هم به دور است ،

تعرض برخى نمایندگان به آقاى مطهرى در نطق ایشان در جلسه روز یکشنبه ٩١/١٠/٢١ مجلس خارج از منطق واصول بود و در شأن نظام و مجلس شوراى اسلامى نبود .

هتاکى به اظهار نظر یا ابراز عقیده یک گوینده یا نویسنده ، نشاندهنده ضعف و ناتوانى و فقدان منطق در رد نظریه مخالف یا اثبات نظریه خود است .طبق ماده٧٨ آیین نامه داخلى مجلس اگر نماینده اى حتى در سخنان خود به کسى نسبت ناروا داده و یا هتک حرمت نماید ، دفاع کتبى و شفاهى براى متهم را پیش بینى و در صورت تکرار نماینده متهتک ، تذکر و اخطار و حتى توبیخ لیکن در جلسه هیئت رییسه را منظور نموده است . پس شایسته بود آقایان بگذارند نماینده نظر خود را بگوید و سپس با رعایت آیین نامه اى که خود وضع کرده اند و با استدلال و منطق نظریه وى را رد یا اصلاح نمایند .

این موضوع ، مصدق در مورد همه گروهها و جریانهاست ، هر چند متأسفانه امروزه ، گاهى سخنرانیها و نوشته ها را گزینشى عرضه کرده ، ایراد را مى نویسند اما رفع شبهه و ایراد را صواب نمیدانند تا بنگارند و بگویند که این هم البته معضلى است .

با این مقدمه گرچه آقاى دکتر مطهرى در بیان نقطه نظرات خود آزادند و برخورد ناشایست تعدادى از نمایندگان محکوم میشود اما: جناب آقاى مطهرى، جنابعالى شهرتى پشت سر خود دارید که شهیدمطهرى، با یک عمر زحمت و مرارت درمطالعه وتحقیق در دین ، ضرورتهاى آن ، نیازها و آفتهاى آن البته با بصیرت ، دقت وآگاهى و شناخت لازم که نقش بزرگ وانکار ناپذیرى در آگاهى قشر جوان و شکل گیرى انقلاب اسلامى داشت تحصیل نمود . وجود مبارکى که امام(ره) درباره ایشان جمله اى بیان داشت که براى فرد دیگرى نفرمود”ایشان بى استثناء آثارش خوب است و من کس دیگرى را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بى استثناء آثارش خوب است ” و این وجه تمایز این استاد دانشمند با دیگران ازاین منظر است که شهید مطهرى هیچگاه بدون آگاهى و بینش سخن نگفت ، هیچگاه دستخوش هیجانات ناشى از جریانات سیاسى نشد ، هیچگاه در قول و عمل از حوزه عدالت خارج نشد ، عقل او تابع احساس او نشد وامثال آن ، اثرات یک انسان مشتمل بر آثار علمى و عملى اوست.

اینکه گفته شود یکى بلا استثناء آثارش خوب است ، یعنى باید علاوه بر آنچه میگوید و مى نویسد ، به کردارش هم توجه کرد تا گفت بلا استثناء آثارش خوب است ، یعنى هم درحوزه قول و هم در حوزه فعل ، خود را خوب ادب کرده ، تهذیب کرده ، تربیت کرده تا اینکه آثارش ، عقلى ، نقلى و فعلى خوب بشود .

این عقبه شاخص از پدرى اینچنین شاید مهمترین دلیل گرایش مردم در انتخاب جنابعالى براى مجلس بود ، اما بعد از ورود به مجلس ، جوهره خودتانرا ، خودتان باید بشناسید و بشناسانید ، عملکرد شما در این دو دوره اى که در مجلس حضور دارید ، نشان داد که به عدالت خواهى پدر شهید بسیار متمایلید ، به دغدغه اى که جناب ایشان براى اسلام و جامعه اسلامى داشت بسیار دل مشغولید ، به احساس مسئولیتى که ایشان براى اعتلاء و سربلندى اسلام و وحدت اسلامى داشت توجه دارید ، اما نکند اینها تمایل نباشد و تظاهر باشد ، یا تظاهر نباشد و تغافل باشد ، یا تغافل نباشد و تجاهل باشد ، که اگر غیر از میل و عمل آگاهانه ، اندیشمندانه و منصفانه هر کدام از آنهاى دیگر باشد بجز خسارت از این دوران فراهم شده خدمت چیز دیگرى بهره نخواهد شد .

تقاضا میکنم مرورى بر موضعگیریها ، اظهار نظرها و سخنرانیهاى خود بیاندازید ، نکند خداى نکرده ، خواسته یا ناخواسته بلندگوى جریان انحرافى اى شویم که البته منتقد نظام نیستند بلکه مخالفند و منهتک . نکند اطراف ما را تعدادى بگیرند که خود را محروم از حقوق جلوه داده و مظلوم نمایى کنند وخواستار احقاق حق باشند . کف و سوت و دست هم برایمان بزنند و بکشند و ما فکر کنیم که همه حقیقت همین است و فکر ما ، موضع ما ، عمل ما به این انحراف پاسخ بدهد و چنان شود که شیطان مى خواهد ، یعنى گرایش حزبى ، یعنى جانبدارى جریانى ، یعنى بى عدالتى و یعنى تخریب بنیانهاى دینى .علیرغم آنکه تصور کنیم و یا حتى ایمان داشته باشیم که درست میرویم.
شما نماینده مردم هستید ، اقلیت و البته اکثریت مردم . این نه بدان معنى است که اقلیت حق وجود و نمود ندارد که این دور از عقل است و خارج از عدالت ، بلکه به این معنى است که اگر ما اقلیت را مى بینیم اکثریت مردم را هم ببینیم و آنها را انکار نکنیم و در مقابل حق اقلیت ، حق اکثریت را زایل ننماییم.

شما در جریان فتنه ٨٨ دیدید و شاید به این نتیجه هم رسیدید که کاندیداهاى دامن زننده به فتنه ، ابتدا مدعى حق بودند. پس از آنکه اعلام و تبیین شد که حق چیست پا را از حق و قانون و منطق فراتر گذاشته و آنها که ابتدا ناخواسته بانى امیدوارى دشمنان به اضمحلال نظام بودند در ادامه ، آگاهانه سوار بر جریان پیش آمده شدند و خیل عظیم و انکار ناپذیر مردم در راهپیمایى فراموش ناشدنى ٩دى را نه تنها نادیده انگاشتند ، حتى لایق عذر خواهى و کنار کشیدن خود از جریان براندازى ندانستند و عملأ خود را همسو با جریانات برانداز خارج از کشور نشان داده و بر آن اصرار کردند .

شما در نطق اخیرتان در مجلس فرمودید “با حصر آقایان مخالفید ، هدف از طرح موضوع ، بیان نکته مهمترى است وآن رفتار اسلامى با منتقدان است ، باز شمارى ٩ دى و یا نشان دادن و پرداختن به عوامل فتنه ، ٩ دى رابه یوم الشیطان مبدل میکند” واز این دست سخنان که واقعأ معلوم نیست با کدام اهداف و مقاصد بیان می شود؟

تظاهرات ٩ دى ٨٨ براى وحدت نظام با براندازان و کاندیداهاى معترض و متخلف بود یا نشان دادن و اعلام عمومى اعتراض به عملکرد و تقبیح رفتار آقایان ؟ که اگر صدا و سیما جریان نهم دى را بازبینى و باز گویى کند و عوامل فتنه و براندازى را معرفى و درخواست هشیارى و پیشگیرى از موارد مشابه را بنماید مخالف جریان وحدت در کشور حرکت کرده است؟ این چه حرفى است؟ آیا این موضع گیرى آگاهانه ، عالمانه و عادلانه است؟ یا دستخوش یک جریان فکرى و همسو شدن با عوامل مخرب و برانداز نظام ؟

آیا عوامل فتنه ٨٨ و کاندیداهاى معترض علیرغم آگاهى از مخالفت میلیونها ایرانى در ٩ دى ٨٨ و حمایت رسمى و علنى از رهبرى و نظام ، معترض بودند یا مخالف ؟ منتقد بودند یا معاند؟ از شما بعید است که معنى این واژه ها را ندانید و تفاوت بین آنها را درک نکنید. آیا اینها فقط انتقاد کردند ؟ آیا تحریک مردم و سوءاستفاده از احساسات دیگران براى ادعاى ناحقى که میدانیم ناحق است و علم مبارزه با قانون و ضوابط و مقررات کشور برداشتن و کشاندن برخى به مبارزه و مقابله با نظام و انقلاب ، صرفأ انتقاد و اعتراض است ؟ آیا بدست گرفتن شمشیر و مبارزه با نظام نیست ؟

شما در جریان مسائل پیش آمده در التهابات ٨٨ هم آقاى موسوى را آگاهانه یا ناآگاهانه با امیر المومنین مقایسه کردید و در بخشى از نامه مورخه ١٧بهمن ٨٨ خود گفتید ” فرضأ در ماجراى اخیر حق تمامأ به جانب شما باشد ، باید مانند امیرالمومنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامى از حق خود بگذرید و البته حقوق عمومى در جاى خود پیگیرى خواهد شد ” این قیاس مع الفارق در حالى میشود که راهپیمایى عظیم ٩ دى قبل از آن صورت گرفته و سره از ناسره بیان شد ، حق از ناحق و باطل عیان شد و فرق بین معترض ، منتقد و برانداز را مردم تعیین کردند .

اینجانب بعنوان یک موکل جنابعالى که در انتخابات مجلس نهم به شما رأى داده ام ، حق دارم که شما را مدافع خواست عموم مردم که سربلندى و اعتلاى نظام اسلامى و پیشگیرى از هر گونه قول و فعلى که موجب تضعیف نظام و فراهم کردن زمینه هاى بهره بردارى سوء دشمنان نظام میشود بدانم . اگر نیت بدى در پیگیرى و طرح برخى مسائل نباشد ، نماینده مردم حق قانونى ورود به تمامى دستگاهها ، مکاتبه با آنها و توضیح خواهى از آنان را دارد و مى تواند مطالبات مردم را به شیوه صحیح و اصولى پیگیرى نماید ، نه با استفاده از این شیوه ها .

طرح برخى مسائل اینچنینى بصورت سر گشاده و یا علنى ، حسن نیت گوینده را مظنون می کند. لازم است پیامها و پیامدها ى هر اظهار نظرى را قبل از بیان ، دقیقأ سنجیده ، بررسى نموده و آگاهانه عمل نمود ، انتظار از نماینده مردم در مجلس ، خصوصآ جنابعالى با آن سابقه علمى و پشتوانه خویشى ، مضاعف است تا عملکرد ناصحیح یا نسنجیده ، خداى ناکرده دندان طمع دشمنان و مشتاقان آسیب به کشور را تیز و آنان را به براندازى نظام و تجدید نظر در مذاکرات و اعمال فشار مجدد بر مردم ما امیدوار نکند .

منبع:خبرآنلاین

نظرات بینندگان

ارسال نظر