صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سوخت ديپلماسي يا ديپلماسي سوخت

کد خبر: 4829

«سوخت ديپلماسي يا ديپلماسي سوخت» عنوان يادداشت روز روزنامه ابتکار به قلم جواد حيدريان است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

سوخت مذاکرات ايران و غرب رو به پايان است. در عين حال به نظر مي‌رسد مذاکره براي سوخت درحال آغاز شدن است! مذاکرات هسته اي ايران و غرب (ايران و آمريکا)در حالي با اظهارات اميدوار کننده طرفين بر سر مساله هسته اي، آرام آرام در حال به نتيجه رسيدن است و احتمال تفاهم نهايي را نزديک تر مي‌نماياند؛ بوي تخاصم نفت به مشام مي‌رسد. بازي عربستان با لوله هاي نفت اوپک، نه تنها پاي مادورو رئيس جمهوري ونزوئلا را براي خواهش به خاورميانه کشاند بلکه رفتار روسيه با شريک هاي استراتژيکش را در معادله اي خارج از اوپک به چالش طلبيد و مهمتر از آن بر مذاکره ديپلماتيک ايران و آمريکا نيز سايه افکند و به نظر مي‌رسد بر خلاف گفته ها، تنها موضوع هسته اي نيست که مي‌تواند مذاکرات را به توافق برساند.سرنوشت ديپلماسي هسته اي و تدبير نفتي که استراتژي اساسي دولت براي برون رفت از شرايط سخت کشور در يکسال گذشته بود در مرحله اي حساس و همزمان با گفتگوي مهم ايران و آمريکا، به هم گره خورده است. کاهش بي سابقه قيمت نفت طي 6 سال گذشته، ديپلماسي نفتي ايران را به چالشي جدي طلبيده است که خيلي زودتر از آنکه انرژي هسته اي جايگزينش شود، نبود آلترناتيو غير نفتي و انديشه درامدزايي در اقتصاد ملي را نشان مي‌دهد و ضعف دور انديشي اقتصاد سياسي ايران را يکبار ديگر يادآور مي‌شود.
به هم آميختگي و البته نه درهم ريختگي دو مولفه اقتصادي – سياسي ايران (يعني مساله هسته اي و قيمت نفت) البته چندان هم اتفاقي نيست چرا که نزديکي نگاه دولت هاي ايران و آمريکا حتي بر پايه به رسميت شناختن منافع ملي ايران و البته مطابق استانداردهاي سياست خارجي طرف غربي، نه تنها عده اي در داخل کشور را خوشحال نمي‌کند، بلکه دولت هاي زيادي را نيز هراسان مي‌سازد و آنها را به تکاپو مي‌اندازد که توافق هسته اي را بر هم بزنند و براي ممانعت از نزديکي ايران و غرب مثل گذشته ديوارهاي بلند بي اعتمادي را همچنان استوار نگه دارند.
در هياهوي مذاکرات رو به تفاهم ايران و غرب، سياست هاي دولت عربستان سعودي، قطر و ديگر کشورهاي حوزه خليج فارس، در وضعيت راديکال – سلفي گري منطقه قابل تامل و البته بسياري را در جهان به خودش مشغول کرده است. سياستهايي که خاورميانه را در ابتلا به تروريسم داعش و در آشوب کشتار و وحشت عمومي فرو برده و برخي از دولت هاي عربي را در نقطه مقابل سياست هاي دولت ايران در حمايت از دولت هاي سوريه و عراق در برابر تروريسم و مخالفان اين دولت ها قرار داده است. اين اختلاف استراتژي و تضاد منافع، در خاورميانه چرخيده و حالا با اعمال تعمدي کاهش قيمت نفت در ازاي کاهش نيافتن فروش بشکه هاي عربي در بازارهاي جهاني، در تلاش است سايه سنگين خود را بر مذاکرات اتمي بيندازد تا قدرت چانه زني براي نتيجه مطلوب طرف ايراني را به حداقل برساند و در موضعي ضعيف تر مذاکرات را در نهايت به شکست نزديک کند.
البته به نظر مي‌رسد، حمايتي که رئيس جمهورهاي دو کشور ايران و آمريکا از مذاکره وزراي خارجه خود در ژنو انجام داده اند - و احتمالا در رده هاي کارشناسي اين گفتگو ها به درازا هم بکشد- تلاشي نه تنها براي آرام کردن منتقدان داخلي، بلکه عزمي جزم براي نتيجه نهايي و توافق موعود است تا براي هميشه پرونده پيچيده هسته اي ايران به تاريخ پيوند بزند. اما اين توافق هرگز پايان ماجرا نيست چرا که موقعيت اقتصادي ايران در تقابل منافع با عربستان و برخي ديگر از دولت هاي منطقه البته با سياست کج دار و مريز روسيه و در شرايط توافق ناپايدار با غرب، ضرورت در انداختن طرحي نو در ساختار اقتصاد ملي را روشن مي‌سازد. طرحي که بتواند در توفان هاي مشابه آنچه اين روزها در بازارهاي نفت و مذاکره در جريان است، منافع کوتاه مدت و بلند مدت ايران را محافظت و باعث شود منافع ملي آنقدرها آسيب نبيند که سفره هاي تنگ مردم را تنگتر و بي رنگتر از گذشته کند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر