صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سیاست‌ورزی در ایران با پای مصنوعی!!

از نگاه اصولگرایان که رقیب سنتی اصلاح‌طلبان محسوب می‌شوند، اصلاحات دارای یک پا برای قدرت بخشیدن به بدنه اجتماعی خود است و از رابطه با قدرت دوری می‌کند اما این تصور باطل و اشتباه است. اثبات این ادعا هم چندان سخت نیست چنانکه انتخابات راهکاری است که همیشه جریان اصلاحات بدان تاکید داشته است.

کد خبر: 4599

به گزارش زمان؛ مطلبي که مي خوانيد در روزنامه آرمان منتشر شده و انتشار آن در زمان؛ الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
------------------------------------------------
آرمان - مطهره شفیعی: شاید واژه عجیبی باشد که بدون پیش‌زمینه ذهنی سخن از احزاب دوپا به میان بیاید. دوپا معمولا درمورد انسان به کار می‌رود که از این دوپا که نعمتی از جانب خداوند است، می‌تواند راه برود، بدود و فعالیت‌های دیگر انجام دهد اما زمانی که دو پا در مورد حزب به‌کار برده شود، معنایی متفاوت پیدا می‌کند و نمایانگر هویت و شناسنامه آن حزب است. اما هر یک از پاهای حزب به چه معناست؟
 
 کارایی دو پای حزب
پیش از تشریح کارکردهای دو پای حزب باید به این موضوع اشاره داشت که یک پا برای فعالیت حزب کافی است و می‌توان با درنظر داشتن مولفه‌های یک پا، مسیری را طی کرد اما زمانی که هر دو پا در اهداف و آرمان‌های حزب تعریف شود آنگاه به‌طور طبیعی شرایط تفاوت خواهد کرد. حال باید به معرفی این دو پا پرداخت؛ دو پایی که  هر یک  ویژگی خاصی دارد. هر حزبی برای فعالیت باید از یک پشتیبان بهره‌مند باشد و شوخی است اگر انگاشته شود حزبی بدون داشتن پشتوانه توان حرکت و رسیدن به اهدافش را دارد. حالا این پشتوانه در دو سطح تعریف می‌شود. یک مولفه که از آن به عنوان یک پای حزب یاد می‌شود به اعتماد عمومی مربوط است بدین معنا که یک حزب می‌تواند اقتدار خود را در تعداد هواداران و میزان اقبال عمومی به آن حزب در انتخابات‌ها نشان دهد. یک پای دیگر که آن هم پشتوانه قوی است، میزان رابطه یا برقراری ارتباط با قدرت است یعنی یک حزب برای فعالیت‌های خود دلگرم به حمایت قدرت است که علاوه بر فراهم‌آوردن شرایط لازم رای فعالیتش، او را از بسیاری از اتفاقات مصون می‌دارد که این اتفاقات عمدتا انحرافات از مسیر قانونی تعریف شده برای فعالیت احزاب است.
 یک پا یا دو پا؟
همانطور که پیش‌تر هم اشاره شد هر حزبی می‌تواند با تکیه بر یک پا به فعالیت خود ادامه دهد یعنی این امکان وجود دارد که تنها از قدرت اعتماد عمومی برای پیشبرد اهداف خود بهره بگیرد اما آیا به واقع بدون داشتن نگاه به قدرت مرکزی، احزاب می‌توانند به آن درجه از موفقیت در رسیدن به اهداف دست پیدا کنند؟ آیا تضمینی هست که در این مسیر دچار لغزش نشوند و به‌تدریج بدنه اجتماعی خود را از دست ندهند؟ باید درنظر داشت حزب اگر از نزدیکی به قدرت دوری کند و بدنه اجتماعی را مدنظر داشته باشد و یا به بدنه اجتماعی خود بهای زیاد دهد و مرزی با قدرت ترسیم کند، شکافی پدید خواهد آمد که قابل پذیرش نیست و لطماتی در انتظارش است که به سختی و در درازمدت قابل ترمیم است. پس باید این دو را در کنار یکدیگر تعریف کرد تا مسیر موفقیت هموار شود.
 احزب اصلاحات چند پا دارند؟
از نگاه اصولگرایان که رقیب سنتی اصلاح‌طلبان محسوب می‌شوند، اصلاحات دارای یک پا برای قدرت بخشیدن به بدنه اجتماعی خود است و از رابطه با قدرت دوری می‌کند اما این تصور باطل و اشتباه است. اثبات این ادعا هم چندان سخت نیست چنانکه انتخابات راهکاری است که همیشه جریان اصلاحات بدان تاکید داشته است. انتخابات یعنی بهره‌بردن از آرای مردمی پس در این مسیر به آن پا که بدنه اجتماعی است بها می‌دهند اما این پایان کار نیست. در مرحله بعد باید سوال کرد که چرا حضور در انتخابات؟ پاسخش مشخص است. در انتخابات حضور پیدا می‌کنند تا به قدرت برسند و یا اگرهم در رسیدن به قدرت نتیجه را به رقیب واگذار کردند بازهم با استفاده از هر دو پا برای سال‌های بعد و رسیدن به هدف تلاش می‌کنند. 26آبان بود که سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه ما به قدرت نگاه داریم اما نه اینکه برای ما قدرت اصل باشد، گفت: «حتی به این صورت نگاه می‌کنیم که قدرت به‌گونه‌ای باشد که حق حرمت مردم را نگاه دارد و ما هم به‌عنوان بخشی از خادمان ملت بتوانیم با امنیت و آزادی بیشتر کارمان را کنیم.» در اینجا ثابت می‌شود اصلاح‌طلبان به هر دو پا اعتقاد دارند و می‌دانند با داشتن یک پای سرمایه اجتماعی یا بهره‌بردن از یک پای ارتباط با قدرت به هدف اصلی خود نمی‌رسند. اصولگرایان هم بعضا همین مسیر را پیش می‌گیرند با این تفاوت که وابستگی آنها به قدرت برای نیل به اهدافشان پررنگ‌تر از تکیه به سرمایه‌اجتماعی است و اصلاح‌طلبان برعکس هستند یعنی تقویت سرمایه اجتماعی را همراستا با قدرت دنبال می‌کنند اما به هر حال توجه بیشتری نسبت به اصولگرایان به بدنه اجتماعی دارند.
 سیاست‌ورزی با پای مصنوعی
در این میان اما برخی هستند که پاهایشان لنگ می‌زند. آنها مدعی ویژگی‌های هر دو پا هستند یعنی هم ادعای داشتن بدنه اجتماعی و تلاش برای تقویت آن را دارند و از سوی دیگر مدعی ارتباط مثبت و مفید با بدنه قدرت هم هستند اما این لنگ زدن زمانی هویدا می‌شود که تفاوت‌هایی در رفتار و عمل آنها مشاهده می‌شود. یعنی گفتارشان بسیار دلنشین و عامه‌پسند درعین حال مورد قبول قدرت است اما در عمل  رفتاری دارند که موجبات حیرت دو طرف بدنه اجتماعی و قدرت را فراهم می‌کنند. این دسته قائل به تعامل تعریف شده نیستند یعنی خود را اصلاح‌طلب یا اصولگرا می‌دانند و برچسب آن را بر پیشانی نصب می‌کنند اما حاضر نیستند اصول این جریانات را پذیرا باشند. آنها تنها درصدد بهره‌بردن از نام جریان در برهه‌هایی مانند انتخابات هستند و پس از رسیدن به هدف و قرارگرفتن در قدرت فراموش می‌کنند به پاس این بدنه اجتماعی جریان منتسب به آن بر کرسی‌های قدرت نشسته‌اند و یا احیانا اگر در رسیدن به قدرت ناکام باشند، تغییر نقاب آسان‌ترین راه است و بار دیگر پای مصنوعی برای خود خریداری می‌کنند تا شاید این‌بار پیروز باشند. سیاست‌ورزی با پای مصنوعی یا حرکت لنگان‌لنگان در نهایت راه به جایی نخواهد برد و تنها اعتباری اگر بوده، از بین خواهد برد. 

نظرات بینندگان

ارسال نظر