صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

دکتر عليرضا موسوي‌زاده

آيا امپراتوري بريتانيا در خليج فارس احيا مي‌شود؟

دکتر عليرضا موسوي‌زاده، استاد دانشگاه و تحليلگر مسايل انگليس در گفت‌وگو با ديپلماسي ايراني به بررسي تصميم بريتانيا براي بازگشت به خليج فارس و انگيزه‌ها و پيامدهاي آن پرداخته است.

کد خبر: 454

متن پيش رو در ديپلماسي ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

دکتر عليرضا موسوي‌زاده، استاد دانشگاه و تحليلگر مسايل انگليس در گفت‌وگو با ديپلماسي ايراني به بررسي تصميم بريتانيا براي بازگشت به خليج فارس و انگيزه‌ها و پيامدهاي آن پرداخته است.
چندي پيش اعلام شد که بريتانيا درصدد احداث پايگاه نظامي در خاورميانه است. سايت خبري ورلد تريبيون نيز به نقل از از مقام هاي انگليسي خبر داده بود ارتش بريتانيا به دنبال انتقال تجهيزات از افغانستان به متحدانش در شوراي همکاري خليج فارس است. گفته شده دليل اين امر استقرار نيروها در مکاني است تا با در اختيار داشتن زمان طولاني و شرايطي با آب و هواي بسيار گرم به آنها آموزش داد. آيا هدف انگليس تنها آموزش نيروهاي نظامي است يا اين کشور هواي بازگشت به خليج فارس به طور دائم را دارد؟ انگليس پس از حضور در کنار آمريکا در افغانستان و عراق، اينک خط خود را جدا کرده و به بحرين رفته که در حال حاضر با چالش هاي فرقه اي داخلي و حکومتي مواجه است. دکتر عليرضا موسوي زاده، استاد دانشگاه و تحليلگر مسايل انگليس در گفت وگو با ديپلماسي ايراني به چرايي حضور دوباره انگليس در خليج فارس مي پردازد.
بازگشت انگليس به خليج فارس تکرار تاريخ حضور اين کشور در خليج فارس است. آيا باز شاهد ظهور استعمار انگليس در سال 2014 خواهيم بود؟
بايد واژه استعمار را از لغتنامه خط بزنيم. امپراتوري انگليس بعد از جنگ جهاني دوم منحل شد. انگليس اکنون به عنوان کشور درجه سه از نظر اقتصادي بعد از فرانسه و آلمان منافعش را در چارچوب روابط خاص خود با آمريکا تعريف کرده است. اين منافع به طور رسمي از جنگ جهاني دوم تا به امروز به وجود آمده است. بقاي انگليس بر مبناي تجارت است. البته کشورهاي غربي ديگر نيز اينگونه هستند اما اين مساله براي انگليس بيشتر صدق مي کند. رابطه ديرينه انگليس با خاندان هاي حکومتي در بحرين و همچنين رابطه با هند، باعث حضور دوباره انگليس شده است. اين سابقه ديرينه موجب شده تا قراردادهاي همکاري در خصوص ايجاد پايگاه هاي نظامي و ديگر موارد داشته باشد. بايد يادآوري کرد که انگليس امروز، انگليس 1971 که از خليج فارس رفت نيست؛ اين يک شروع تازه است.
چرا بحرين تبديل به پايگاه نظامي انگليس مي شود؟
علت انتخاب بحرين به دليل ناامني هاي منطقه بود که در بحرين نيز وجود دارد. در بحرين مساله شيعي و سني است. از طرفي بحرين حاضر است از لحاظ نظامي و ايجاد پايگاه به انگليس کمک کند. براي انگليس اولويت اول مسايل اقتصادي و سپس سياسي است بنابراين از لحاظ مالي براي انگليس به صرفه است.
بعد از خروج انگليس در سال 1971 بسياري از کشورهاي حوزه خليج فارس اعلام استقلال کردند. حال بازگشت دوباره انگليس چه پيامدهايي براي کشورهاي خليج فارس خواهد داشت؟
استقلال کشورها در جاي خود. انگليس خود را رقيبي براي آمريکا در منافع خليج فارس مي داند. زماني که انگليس ابرقدرتي در خليج فارس بود، آمريکا را رقيبي مي دانست که در حال دخالت در امور بود. بعد از ورشکستگي تصميم گرفت از لحاظ مالي زير چتر آمريکا برود. ديدگاه ها نسبت به انگليس همواره بر مبناي تئوري توطئه است. هرگاه صحبت از بازگشت انگليس مي شود، تصور احياي امپراتوري بريتانيا را دارند. اين در اذهان عوام توهم ايجاد مي کند. واقعيت بازگشت را خود انگليس و کشوري که با او قرارداد مي بندد، مي دانند. بازگشت انگليس به مسايل امنيتي مربوط مي شود.
تا چه ميزان چرخش هاي اجتماعي و ظهور بهار عربي و به خصوص داعش در منطقه بر حضور مجدد انگليس در خليج فارس اثرگذار بوده است؟
وقتي مي خواهيد فعاليت تجاري داشته باشيد و ديدگاه اقتصادي داريد، ثبات براي شما مهم است. تا ثبات نباشد، نمي توانيد تجارت کنيد. خليج فارس بازار خوبي براي کشورهاي غربي است، اما بي ثباتي در آن به اين مساله دامن مي زند. همين مساله موجب شده تا آمريکا ديدگاه خود را از خاورميانه به آسياي شرقي معطوف کند. شما هر کجا منافع اقتصادي داريد بايد امنيت داشته باشيد. براي انگليس امنيت در خليج فارس مهم است.
گفته شده خروج نيروهاي انگليس از افغانستان و حضور آنها در خليج فارس مقرون به صرفه تر از بازگشت آنها به کشورشان است؛ چرا مقرون به صرفه است؟
براي آنکه هزينه پايگاه هاي انگليس را بحرين مي پردازد.
آيا حضور انگليس در خليج فارس پيامد فعاليت گروه هاي تندرو و راديکال و بازگشت آنها به کشورهايي مانند عربستان است؟
شرايط خاورميانه متغير و متاثر از خلا بعد از فروپاشي شوروي و پايان جنگ سرد است. ضمن آنکه اتفاقاتي نيز پس از جنگ افغانستان و عراق به وجود آمده که برخي گروه ها از جمله داعش و طالبان از آن سوءاستفاده کردند. بنابراين شرايط شناور است. با اين حال ديد و برخورد انگليس با سياست بين الملل عميق تر و پر تجربه تر از آمريکا است. انگليس کاري نمي کند که شرايط خود، منطقه و خليج فارس را بحراني تر کند.
گفته شده انگليس با اين کار مي خواهد حمايت خود از کشورهاي متحدش را نشان دهد؛ اما به نظر مي رسد انگليس مي خواهد به ذخاير ارزي عظيم به وسيله تجهيز نيروهاي خليج فارس، آموزش آنها و قراردادهاي ديگر نظامي دست يابد تا بتواند بدهي هاي خود را جبران کند. آيا اين مساله مي تواند به انگليس کمک کند و اساسا تا چه حد اين گمانه قابل پذيرش است؟
ملاحظاتي که انگليس براي حضور در بحرين دارد، اقتصادي است. تجارت، مسايل بانکداري و فروش سلاح از جمله اين موارد است. بنابراين تا وقتي برايش مقرون به صرفه نباشد، دست به چنين کاري نمي زند.
انگليس مدعي است نزديک به 160 هزار تبعه اين کشور در خليج فارس وجود دارد و در صورت ايجاد بحران بايد از آنها حمايت کند، آيا چنين توجيهي براي حضور قابل پذيرش است؟
نه. براي انگليس توجيه بزرگتري وجود دارد. پيش از اين هم اتباع انگليس در منطقه حضور داشتند. نگاه انگليس کلان تر است. مساله امنيت و ثبات است. شرايط کنوني براي انگليس با دوران جنگ سرد متفاوت است. در زمان جنگ سرد، ديگر هندوستان براي انگليس مهم نبود، در عين حال بودن در کانال سوئز براي اين کشور هزينه بر بود. اکنون ديگر آن شرايط نيست. به همين دليل ممکن است انگليس نسبت به ايران کمي ملاحظاتي داشته باشد. براي همين بايد براي امنيت تدارکات جديدي در نظر گرفت و اينکه از نظر مالي نيز انگليس هزينه نمي کند.
سياست انگليس در قبال خليج فارس را تا چه حد مي توان تغييري نسبت به گذشته دانست؟ و اساسا تغييري صورت گرفته است؟
منافع انگليس سپري در قبال روسيه و فرانسه بود. از طرفي مسايل نفت ايران هم مطرح بود. اما پس از ملي شدن صنعت نفت و استقلال هند، دليلي براي حضور انگليس در خليج فارس وجود نداشت. اين براي انگليس يک بن بست بود. در حال حاضر 30 درصد نفت غرب از خليج فارس تامين مي شود.
آيا انگليس مي خواهد نقشي پيشرو در ميان کشورهاي اروپايي – و غربي – در خليج فارس داشته باشد، در حالي که تنش هاي پيش آمده ممکن است چالش هايي را براي انگليس ايجاد کند به خصوص اينکه تنش ها در حال تبديل شدن به فرقه گرايي مذهبي است؟
همه کشورهاي مطرح اروپايي از جلمه فرانسه و آلمان در حال رقابت در خليج فارس هستند. اين چالش براي همه آنها وجود دارد. اما انگليس کشوري است که نسنجيده وارد نمي شود. به نظر مي رسد شرايط را سنجيده است. اگر پيشرو نباشد حداقل در حد ديگر کشورهاي غربي خواهد بود.
آيا حضور انگليس مي تواند به نوعي به درخواست آمريکا صورت گرفته باشد؟ چرا که آمريکا به دنبال جايگزيني مطمئن براي خود است که مي خواهد از اين منطقه خارج شود.
شرايط انگليس با آمريکا قابل مقايسه نيست، از طرفي انگليس ديدگاه مثبتي نسبت به آمريکا ندارد زيرا آمريکا امپراتوري انگليس را منحل کرد. آمريکا با اهرم مالي بر روي انگليس فشار آورد تا ابتدا استقلال هند را بپذيرد و در ادامه استقلال ديگر مستعمرات را به رسميت بشناسد. آمريکا خود را با زور وارد حوزه و بازار انگليس کرد. ديدگاه انگليس نسبت به آمريکا ديدگاه يک رقيب است. انگليس مي خواهد خليج فارس را حوزه سياسي و اقتصادي خود ببيند. اگر هم آمريکا خواسته باشد، انگليس در چارچوب روابط خاص، مقرون به صرفه بودن و منافع خود بازگشته است.
تا چه حد حضور انگليس متوجه ايران است؟ آيا ايران سهمي در معادلات امنيتي – نظامي انگليس براي حضور در خليج فارس دارد؟
ايران کشوري مستقل نسبت به زمان قبل از انقلاب است. قبل از انقلاب ايران حوزه نفوذ بود. اما اکنون يک قدرت منطقه اي است. انگليس خود را به ايران نسبت به آمريکا نزديکتر مي بيند. 36 سال است که آمريکا به دلايل مختلف در ايران سفارت ندارد اما انگليس جز در مقاطعي کوتاه سفارت داشته است. رويکرد انگليس به ايران سازش است نه مقابله.
جايگاه بحرين در معادلات امنيتي- نظامي انگليس چيست؟ با توجه به درگيري هاي داخلي بحرين و مساله فرقه گرايي که در اين کشور در حال روي دادن است.
يکي از عوامل جذب انگليس به بحرين، مساله ناامني است. در روابط بين الملل منافع حرف اول را مي زند. با توجه به ديدگاه تجاري انگليس در خليح فارس مساله ثبات در بحرين حائز اهميت است. از طرفي انگليس کمک هايي در خصوص تجهيز نيروهاي پليس بحرين براي برخورد با معترضان کرده است.
آيا اين برداشت ممکن است به وجود آيد که حضور انگليس در بحرين به منظور حمايت از نيروهاي حکومتي و عربستان در مقابله با شيعيان است؟
به صورت مستقيم نه، زيرا به اختلافات دامن مي زند. اما اين حضور به خاطر حفظ منافع است. در حال حاضر انگليس و آمريکا در رابطه با خاندان سلطنتي درمانده هستند. از يک طرف رفتار آنها را تاييد نمي کنند و از طرف ديگر نمي خواهند آنها را به سمت پرتگاه هول دهد، زيرا منافع آنها در بحرين عميق تر است. در حال حاضر پايگاه پنجم آمريکا در بحرين بوده و انگليس نيز منافع اقتصادي و رابطه ديرينه اي دارد. بنابراين سعي مي کند به مسايل داخلي دامن نزند. به خصوص اينکه احساسات شيعيان را جريحه دار کند، از طرفي نمي خواهد با اين کار با ايران درگير شود.

نظرات بینندگان

ارسال نظر