صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

پروژه «خوب- بد»‌سازي اصلاح‌طلبان

پروژه «خوب –بد »سازي اصلاح‌طلبان که از فرداي پيروزي حسن روحاني در انتخابات از سوي راست گرايان سياسي کليد خورده است چه پروژه‌يي است و چه اهدافي را در پستوخانه‌هاي فکري طراحان و دنبال‌کنندگان اين پروژه بايد خوانش کرد؟

کد خبر: 4445

متن پيش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
----------------------
پروژه «خوب –بد »سازي اصلاح‌طلبان که از فرداي پيروزي حسن روحاني در انتخابات از سوي راست گرايان سياسي کليد خورده است چه پروژه‌يي است و چه اهدافي را در پستوخانه‌هاي فکري طراحان و دنبال‌کنندگان اين پروژه بايد خوانش کرد؟ اصولگرايان با طرح پروژه انقسام اصلاح‌طلبان به«درون نظام» و «بيرون نظام» در جست‌وجوي «انشقاق» ميان اصلاح‌طلبان هستند و ياآنکه درپي القاي مختصات و مشخصات اصلاح‌طلبي مقبول خود و پيش‌شرط‌هاي بازگشت و پذيرش اصلاح‌طلبان به بازي سياسي‌اند؟آيااصولگرايان به واقع با سياه و سفيد کردن اصلاح‌طلبان مي‌توانند از فروپاشي و انهدام گفتمان سياسي خود جلوگيري کنند؟چه کساني با تجاهل و تغافل بازيگر بي‌مزد و منت اين راهبرد محافظه‌کاران مي‌شوند؟
يکم؛
اصولگرايان خيال آسوده با تکثر نامزد رياست‌جمهوري پا به زمين انتخابات رياست‌جمهوري گذاشتند چرا که دليل پريشان خاطري شان (هاشمي‌رفسنجاني) مجوزبازي نگرفته بود. حسن روحاني هم که شانسي نداشت و عارف هم که خطري اما ورق به ناگهان برگشت و نقشه اصولگرايان براي حل بحران جانشيني محمود احمدي‌نژاد، نقش برآب شد. ائتلاف تاريخي و کناره‌گيري تشکيلاتي محمدرضا عارف، فرمان ماشين دولت را به دستان حسن روحاني سپرد. از فرداي برآمدن روحاني زمزمه «چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما»ي اصولگرايان خطاب به يکديگر شنيده مي‌شد. «چه شد و چه کنيم» بيت الغزل دل نگراني‌هاي اينان بود. چند روزي گذشت تا گويي نسخه شفابخشي به دست‌شان رسيد و شاهراه چاره را يافتند. همين بود که بلافاصله دست از کشف قاصران و مقصران شکست در بازي بزرگ انتخابات رياست‌جمهوري برداشتند و طرحي نو در انداختند و انفعال‌شان در قبال رقيب (اصلاح‌طلبان) را شکستند.
دوم؛
سرمشق اول‌شان، اصولگرا خواندن حسن روحاني بود اما اصلاح‌طلبانه سخن گفتن شيخ ديپلمات به انضمام رونمايي از ترکيب کابينه اصولگرايان را مجاب کرد تا دست از اين سرمشق بردارند. سرمشق دوم، محمد‌رضا عارف را نشانه گرفته بود. بايد القا مي‌کردند که عارف از اصلاح‌طلبان و سيد محمد خاتمي دلخور است. سر خط خبري رسانه‌هاي‌شان شد؛ طلاق عارف از اصلاحات. روزي نبود که اينان بر صور دلخوري و جدايي عارف از دولت و اصلاحات ندمند. دست از اين دست فرمان شان برنداشتند تا آنکه صداي سياستمدار اخلاق‌گراي يزدي درآمدوبا گفتن اين جملات که؛ «جرياني خاص در پي اختلاف افکني بين اصلاح‌طلبان و دولت تدبير و اميد است.» آب پاکي را بر دستان اينان ريخت و خط قرمز بر سرمشق دوم شان. سياستمداران راست گرا از اين پس نگاه‌شان از بيرون اردوگاه اصولگرايي به درون اردوگاه چرخيد و همايش‌هاي «همگرايي»شان به اسم وحدت و در راه فرار از «واگرايي»‌هاي بنيان برافکن شروع شد. ساعات اصولگرايان در اين روزها به هم نشيني با يکديگر سپري شد. سلام و صلوات و دم‌زدن از روزهاي خوب وحدت اصولگرايي، مخرج مشترک اعلام مواضع چهره‌هاي سياسي اصولگرا شد و کمتر جهدي از سوي اينان و رسانه‌هاي‌شان براي اختلاف‌افکني و انشقاق‌سازي ميان سازمان سياسي و کنشگران اصلاح‌طلب ديده شد.
سوم؛
اصلاح‌طلبان با رويت تزلزل پايه‌هاي خيمه گاه گفتمان اصولگرايي، درک موقعيت گفتمان اصلاحات در ميان توده‌هاي اجتماعي و ضرورت آمدني منسجم و متحد در انتخابات مجلس دهم بيش از پيش بر ضرورت کارکرد شوراي مشورتي و شوراي هماهنگي اصلاحات تاکيد کردند. راه‌اندازي کميته انتخابات در اردوگاه اصلاح‌طلبان به همراه بالارفتن ضريب اميد و پيروزي، راست‌نشينان سياسي را از هر روز ديگري مضطرب‌تر ساخت. تب اصولگرايان زماني بيشتر شد که حزب اعتماد ملي تهران، همايشي برگزار کرد و استقبال عمومي را از آن به چشم ديد. رخ نمايي اعتماد ملي‌ها در حالي بود که دو سازمان سياسي ديگر اصلاح‌طلب چند سالي است که براي فعاليت سياسي با چراغ قرمزي طولاني مواجهند. اما اين همه دل نگراني‌هاي اصولگرايان نبود. صداي نسل دوم اصلاحات با «ندا» درآمد و صادق خرازي ميدان‌دار ماجرا شد. آنها با آگاهي مطلق از تحديدها و تحذيرهاي مقابل اصلاح‌طلبان نسل اول، ماموريت خود را بازگشت اصلاحات به اصلاحات و سياست اعلام کردند. «ندا» که آمد با نقد درون گفتماني مواجه شد. همين نقد‌ها کافي بود تا اصولگرايان پروژه اصلاح‌طلب خوب-اصلاح‌طلب بد را کليد بزنند. رسانه‌هاي‌شان بر اساس مطالبه رهبران سياسي شان مدام تيتر «نداي اصلاحات؛ نداي واحد يا نداي تفرقه»، «ندا به دنبال چيست؟»، «چرا ندا اصلاح‌طلبان را به وحشت انداخت؟» و... را منتشر و منعکس کردند تا به خيال خود، ناکامي شان در جدايي عارف از اصلاح‌طلبان و دولت را اينچنين تلافي و جبران کنند. اصولگرايان اين‌بار با تشديد در حمايت‌هاي جهت‌دار و شبهه‌برانگيز از «ندا»، سعي کردند تا آنان را مصداق اصلاح‌طلب خوب (درون نظام) و منتقدان ندا را اصلاح‌طلب بد (بيرون نظام) معرفي کنند. تله جديد اصولگرايان براي انقسام و انشقاق اصلاح‌طلبان همين جا، جاگذاري شده بود. اصولگرايان از منتهي اليه راست سنتي تا منتهي اليه راست گلخانه‌يي بلافاصله پس از جمع‌آوري تعدادي از گلايه‌ها و انتقادات برخي اصلاح‌طلبان به ندا آمدند و بر طبل «اختلاف درون اصلاح‌طلبان» کوبيدند تا که شايد بتوانند گرهي بر کلاف باز اصلاح‌طلبان بزنند که باز کردنش براي‌شان دردسر ساز باشد. در ميان پروژه «خوب-بد»سازي اصلاح‌طلبان از سوي اصولگرايان، خبر تاسيس حزب اتحاد ملت ايران که جمع ديگري از جوانان اصلاح‌طلب بودند، دست اصولگرايان را براي تکرار سرمشق سوم، خط زد. آنان اما دست از راهبردشان برنداشتند و با گفتن اينکه «ندا روش اصلاح‌طلبان را نمي‌پسندد» نشان دادند که راه نجات گفتمان خويش را در اختلاف و انشقاق ميان اصلاح‌طلبان يافته‌اند. آنان با راهبرد «اصلاح‌طلب خوب- اصلاح‌طلب بد» و حمايت‌هاي عامدانه و آگاهانه از برخي اصلاح‌طلبان گمان مي‌کنند، مي‌توانند پيکر اصلاح‌طلبي را دو شقه کنند و در اين ميان پيکره اصلاح‌طلبي مقبول اصولگرايي را، خود بتراشند. همين است که از خيز اصلاح‌طلبان براي اخراج صادق خرازي مي‌گويند و از اينکه وزارت کشور مراقب احياي فعاليت احزاب از منظر اينان منحله باشد. سرمشق سوم اصولگرايان چيزي نيست جز بازدارندگي با تزريق تخاصم و تنازع ميان اصلاح‌طلبان. شايد حرف و حديث‌هايي درباره دو سازمان سياسي «ندا» و «اتحاد ملت ايران» بوده باشد اما اينها چيزي نيست جز اختلاف سليقه، اختلافاتي تاکتيکي و نه استراتژيک. گفتمان اصلاحات همچون رنگين کمان، هفت رنگ دارد و اصولگرايان نمي‌توانند يک رنگ اين رنگين کمان را جدا کنند و بهتر است اينان مشق‌هاي خط خورده و ديکته‌هاي پر غلط خود را بازخواني کنند که استمرار راهبرد اصلاح‌طلب خوب- اصلاح‌طلب بد، متاعي برايشان نخواهد داشت جز شکست دوم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر