صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

جهان نوشت: آيا بين منافع و آرمان‌هاي ملت ايران تضادي وجود دارد؟

کد خبر: 4243

متن پيش رو در جهان نيوز منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
------------------------
به نظر مي رسد تا زماني که نخواهيم واقع بينانه و عالمانه درباره مسائل صحبت کنيم و اصل براي ما مهندسي افکار عمومي از طريق حاشيه سازي و غيره باشد، اين کشور قادر به رشد حقيقي نخواهد بود.
براي امثال حقير که عضو هيچ جناح سياسي نيستيم و انگيزه اي هم براي ورود در بازي هاي سياسي نداريم صحبت کردن مداوم درباره مسائل جزئي سياسي کار دشواري است لکن اگر قرار باشد برخي با سخنان يا رفتار خود اساس انقلاب و نظام اسلامي را زيرسئوال ببرند و بر روي سرنوشت ملت اثر بگذارند، هيچ ابايي از اجراي تکليف و ورود به مسائل سياسي نداريم و هر قدر که لازم باشد مي نويسيم و مي گوييم.

طي روزهاي گذشته دو مسأله ذهن من را با خود درگير کرد. يکي سخنراني رئيس جمهور محترم در همايش اقتصاد ايران و ديگري سخنان آقاي علي مطهري در مجلس شوراي اسلامي که به ترتيب درباره هر کدام جملاتي را عرض مي کنم:

۱) جناب آقاي روحاني در سخنراني خود آشکارا ميان اصول و آرمان هاي انقلاب و منافع ملي تفکيک قائل شدند و فرمودند که ما در مذاکرات هسته اي به دنبال تأمين منافع کشور هستيم. واقعاً بايد پرسيد چگونه مي شود که ميان اصول و آرمان هاي يک ملت- مادام که عقلاني و مستحکم باشد- و منافع ملي فاصله انداخت و ايندو را در مقابل هم قرار داد؟ آيا جناب رئيس جمهور که خودشان چند جلد کتاب فلسفه سياسي نوشته اند و سال ها رياست مرکز تحقيقات استراتژيک را عهده دار بوده اند اين تفکيک را از جهت علمي ممکن و قابل توجيه مي دانند که از تريبون عمومي درباره آن سخن مي گويند؟

هر کس که با فلسفه سياسي آشنايي داشته باشد تاييد مي کند که منافع بنيادي يک ملت زاييده اصول و آرمان هاي يک ملت است و ايندو با يکديگر رابطه غيرقابل انکاري دارند. حتي بايد گفت در کشورهاي غربي که به زعم جناب آقاي روحاني منافع مليِ مادي همواره اصالت دارد، اصول و آرمان هايي وجود دارد که مسئولان آن کشورها به هيچ قيمتي از آنها کوتاه نخواهند آمد و چه بسا بتوان گفت که صرف نظر کردن غرب از منافع خود و تحريم ظالمانه ايران طي اين سال ها، خود ناشي از پافشاري غرب بر روي اصول خويش است نه منافع.

در عين حال، خيلي خوب است جناب آقاي روحاني، ضمن تعريف دقيق منافع ملي و همچنين مرجع تشخيص و تعيين آن در کشور، اولاً اصول و آرمان هاي کشور را که مخلّ منافع ملي شده فهرست کنند و ثانياً بفرمايند چگونه مي شود که اصولي و آرماني منطقي و برآمده از عقلانيت اجتماعي باشد اما با منافع ملي در تضاد باشد؟! براي مثال آيا استقلال، حريّت، عزت و شرف، و دفاع از حقوق حقه ملت ايران که همواره جزء اصول کشور بوده است با منافع ملي در تضاد است؟ يا براي مثال، اگر خوداتکايي و تبديل شدن ايران به کشوري پيشرفته (نه پيشرفت به معناي ارتجاعي آن بلکه پيشرفت حقيقي و دورن زا) يک آرمان ملي به شمار مي رود، چه تعارضي بين اين آرمان و منافع ملي به چشم مي خورد؟! آيا دولت يازدهم اعتقاد دارد که در قضيه هسته اي يا ساير قضايا بايد حريت و عزت ايراني ناديده گرفته شود؟ آيا دولت يازدهم بر اين باور است که بايد در موضوع هسته اي، از آرمان ملي مردم ايران مبني بر دست يابي به تمامي فناوري هاي بشري و استفاده صلح آميز از آنها در جهت پيشرفت کشور دست کشيد و تا ابد به بيگانگان وابسته بود و از آنها گدايي کرد؟

جناب آقاي روحاني به همين حد بسنده نفرمودند و صراحتاً در همايش اقتصاد ايران گفتند اصول و آرمان ما در قلب و مغزمان است و نه سانتريفيوژ. در اين زمينه هم چند نکته قابل ذکر است : اولاً بايد رسيد اين چه کشوري است که اصول و آرمان هاي خود را وارد قلب و مغز خود مي کند اما معتقد به فرمان گرفتن از مغز و قلب خود نيست؟ شايد بهتر بود رئيس جمهور محترم به جاي مغز و قلب به موزه تعبير مي کردند تا منظورشان براي مردم روشن تر شود. بله؛ اگر خداي ناکرده روزي اصول و آرمان هايمان را داخل موزه قرار دهيم، ديگر اثري از آنها در منافع ملي نخواهد بود. ثانياً همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامي فرمودند، بايد پرسيد اگر کوتاه آمدن از سانتريقيوژ به معناي کنار گذاشتن غيرت و عزت ملي و از همه مهم تر، محروم ساختن تاريخي ملت ايران از پيشرفت هسته اي بود، بازهم سانتريفيوژ جزء اصول و آرمان هاي ما نخواهد بود؟

به نظر مي رسد تا زماني که نخواهيم واقع بينانه و عالمانه درباره مسائل صحبت کنيم و اصل براي ما مهندسي افکار عمومي از طريق حاشيه سازي و غيره باشد، اين کشور قادر به رشد حقيقي نخواهد بود. از طرف ديگر، رئيس جمهور محترم بايد بدانند کسي در جمهوري اسلامي که يک نظام متدين و مردم سالار است از رفراندم برگزار کردن هراسي ندارد. البته رفراندم و امثال اين ها اقتضائات قانوني خودش را دارد اما حربه اي نيست که بتوان هر از چندي براي پيشبرد بعضي اهداف از آن استفاده کرد. آيا جناب آقاي روحاني تصور مي فرمايند در صورت کنار زدن پرده ها از روي واقعيت، خارج کردن لباس حق از تن باطل و به طور کل، فراهم نمودن زمينه روشنگري براي مردم، نظر قاطبه مردم ايران، جز آن چيزي است که تا اين تاريخ در قضيه هسته اي و غيره از سوي مسئولان نظام دنبال شده است؟

۲) جناب آقاي علي مطهري از سال ۸۸ به بعد با ناديده گرفتن مظالم عظيم سران فتنه عليه ملت و به بيان روشن تر، عليه جمهوريت و مردم سالاري، و مصائب عميقي که در کشور رخ داد، و انداختن تقصيرها به گردن شخصي ديگر، دائماً و البته همراه با رسانه هاي دشمن از سران فتنه دفاع مي کنند و با آن که خود بر کرسي قانون تکيه زده اند، بدون توجه به قانون و فرايندهاي قانوني، خواستار لغو مصوبه شوراي عالي امنيت ملي و رفع حصر از آنها هستند. البته شايد پيگيري هاي ايشان بالاخره به پايان مداراي نظام با آنها و محاکمه سريع تر سران فتنه و رسيدن آنان به اشد مجازات منجر شود که البته آرزوي اکثر ملت ايران است اما به نظر مي رسد لازم باشد چند نکته در ارتباط با سخنان و رفتارهاي آقاي مطهري حداقل براي ثبت در تاريخ بيان شود :

اي کاش جناب آقاي علي مطهري به جز نام مطهري، قدري از پدر بزرگوارشان علم و آزادانديشي را به ارث مي بردند و اينگونه لجوجانه و بدون دليل و مدرک و بر اساس احساسات و عواطف درباره مسائل کشور سخن نمي گفتند.

آقاي مطهري!

بايد بدانيد که نه جناب عالي قاضي هستيد که درباره اتهام سران فتنه و يا اتهام ديگران قضاوت کنيد- و کسي را تبرئه يا محکوم نماييد- و نه جاي ملت ايران هستيد که درباره منظور آنها از حماسه ۹ دي صحبت کنيد و نقش قيام ۹ دي يا زنده نگاه داشتن آن را را در ايجاد وحدت يا تفرقه ارزيابي نماييد. البته اي کاش يک دانشجوي جامعه شناسي بوديد تا با مراجعه به ده ها ساعت فيلم و هزاران قطعه عکس، شعارهاي صريح مردم در ۹ دي و غضب مقدس آنها از سران فتنه و حاميان پشت پرده آنها را فهم مي کرديد و دست از تفاسير پوچ و القائي از ۹ دي برمي داشتيد.

جناب عالي و دوستانتان مردم ايران را کودکان نابالغي مي دانيد که همواره به قيّم نياز دارند و کسي بايد از طرف آنها صحبت کند و يا نظر آنها درباره وقايع را تفسير کند لکن توجه نداريد که ۳۵ سال از پايان دوران سياه پهلوي سپري شده و دوران قيم مآبي و نظام ارباب- رعيتي گذشته است. مردم ايران به برکت انقلاب اسلامي، امروز از چنان بلوغي برخوردارند که خودشان مي توانند با صداي بلند نظرشان را درباره فتنه گرها بگويند و ده ها بار هم که شده حماسه هايي نظير حماسه ۹ دي را خلق کنند.

آقاي مطهري، مطمئن باشيد صحبت هاي شما پشت تريبون هاي عمومي و تبديل شدن شما به تيتر يک رسانه هاي دشمن در جهت نجات دادن سران فتنه و تکان دادن جنازه آنها، هر قدر هم که براي مردم انقلابي از فرزند شهيد مطهري امري غريب به حساب آيد، ذره اي در بينش عميق آنان درباره جريان فتنه و حقيقت وقايع تلخ سال ۸۸ تاثير نخواهد گذاشت و مسئولان کشور را به چشم پوشي از حق ملت و نظام در مجازات آنها سوق نخواهد داد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر