صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

منتجب‌نيا: کوپن جریان احمدي نژاد تمام شده و نيروي سوخته به شمار مي روند!!

من فکر مي کنم آقاي احمدي نژاد ديگر از صحنه سياسي خارج شده است. هر چند اين جريان تلاش مي کند روزنه اي براي بازگشت به قدرت پيدا کند اما کوپن آنها تمام شده و نيروي سوخته به شمار مي روند. در خصوص جريان آقاي احمدي نژاد بايد گفت که نه نظام ديگر به آنها اعتماد دارد و نه اصولگرايان حاضر به ائتلاف با آنها هستند. بنابراين بعيد است که احمدي نژاد بتواند در صحنه حضور داشته باشد تا بخواهد با اصلاح طلبان رقابت کند. فضاي جامعه نيز به صورتي نيست که احمدي نژاد بخواهد با استفاده از آن به عرصه سياست بازگردد. امروز هر روزنامه اي را که باز کنيد، پرونده هاي اختلاس و دادگاه حاميان دولت گذشته در آن مشاهده مي شود.

کد خبر: 4226

به گزارش زمان؛ مطلبي که مي خوانيد در خبرگزاري دانا منتشر شده و انتشار آن در زمان؛ الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

------------------------------------

 

منتجب نيا قائم مقام حزب اعتماد ملي در خصوص فعاليت اصلاح طلبان در مسير انتخابات مجلس، مي گويد: جريان اصلاحات در دوره فعلي با استفاده از تجربه هاي گذشته با شيوه قوي وارد صحنه شده و همه شخصيت ها و احزاب فعال اين جريان بر وحدت و انسجام تکيه کرده و بر آن تاکيد دارند. بناي اصلاح طلبان نيز اين است که با اتحاد وارد صحنه شوند و اين اتفاق جديدي است که در تداوم حضور اصلاح طلبان در انتخابات سال 92 منتهي به پيروزي حسن روحاني به عنوان کانديداي منحصر به فرد اصلاح طلبان براي حضور در جايگاه رياست جمهوري شد.

وي اظهار داشت: اصلاح طلبان علاوه بر اينکه داراي چهره هاي موجه و محبوب و اثرگذاري در جامعه هستند، اما شخص خاصي را به عنوان رهبر و تنها محور در دستگاه خود ندارند. رهبري اصلاحات به دست همه اصلاح طلبان است. اصلاحات يک روش، گفتمان و منش سياسي است که همه اصلاح طلبان مي توانند رهبري خود و جامعه زيادي را در آن برعهده بگيرند. اما در عين حال چهره هاي شاخصي در ميان اصلاح طلبان وجود دارند که در کانون توجه مردم و اهالي جريان اصلاحات هستند. در دوره هاي حساس همين چهره هاي شاخص اصلاح طلب هستند که با همگرايي و هماهنگي اداره امور اين جريان را بر عهده مي گيرند. اتفاقا يکي از نقاط برجسته دوره جديد فعاليت اصلاح طلبان همين همگرايي چهره هاي شاخص آن است. بناهم بر اين شده که از هرگونه اقدامات فردي خودداري شود تا جريان اصلاحات مورد توجه مردم قرار گيرد.

وي در پاسخ به اين سوال که جايگاه خاتمي و هاشمي در جريان اصلاحات چگونه تعريف مي شود، گفت: هيچ يک از آنها به صورت فردي به عنوان رهبر اصلاح طلبان مطرح نيستند و در کنار يکديگر است که مي توانند هدايت و مديريت اصلاح طلبان را بر عهده بگيرند. هيچ کدام از آنها نيز نه خود مدعي رهبريت جريان اصلاحات هستند و نه مصلحت هست که اين اتفاق صورت گيرد. چهرهايي چون آقايان هاشمي، خاتمي و عارف، همه ظرفيت و شايستگي محوريت جريان اصلاحات را دارند و خوشبختانه با يکديگر نيز ارتباط دارند و با تبادل نظر و همفکري، جريان اصلاحات را به پيش مي برند.

منتجب نيا در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينکه آيا اصلاح طلبان با توجه به پيشينه آقايان هاشمي و روحاني، مي توانند به طور صرف به آنها اعتماد کنند يا خير، عنوان کرد: دوره هاي مختلف تاريخ سياسي، اقتضاهاي خاصي را دارد. يک فرد ممکن است در دوره اي دچار اشتباه شود يا اقتضاي زماني برخي مسائل را ايجاب کند. اما امروز همه متفق هستند. آقاي روحاني هرچند عضو جامعه روحانيت مبارز بوده و هست اما امروز به عنوان کانديداي جريان اصلاحات مطرح شده و بيشترين حمايت و پشتيباني را از جانب اصلاح طلبان مشاهده کرده است. آقاي هاشمي نيز امروز به عنوان بزرگ جريان اصلاحات مطرح است. هواداران آقاي روحاني يا اصلاح طلب هستند يا در برهه هاي حساسي همچون انتخابات بايد در جرگه اصلاح طلبان قرار گيرند.

عضو حزب اعتماد ملي در پاسخ به اين سوال که آيا احتمال برهم زدن بازي در دقيقه 90 توسط هاشمي و روحاني وجود دارد يا خير، گفت: انشالله که چنين اتفاقي نخواهد افتاد و آقاي روحاني و هاشمي بزرگ تر از آن هستند که دست به چنين کاري بزنند. در دوره گذشته نيز مشاهده شد که آقاي هاشمي تا آخرين لحظه ايستاد و اين هماهنگي ايجاد شد. الان هم تبادل نظر، جلسات و پيام ها حاکي از آن است که همه در کنار هم خواهند بود.

وي همچنين در خصوص احتمال رقابت احمدي نژاد با جريان اصلاحات در راستاي انتخابات مجلس شوراي اسلامي نيز گفت: من فکر مي کنم آقاي احمدي نژاد ديگر از صحنه سياسي خارج شده است. هر چند اين جريان تلاش مي کند روزنه اي براي بازگشت به قدرت پيدا کند اما کوپن آنها تمام شده و نيروي سوخته به شمار مي روند. در خصوص جريان آقاي احمدي نژاد بايد گفت که نه نظام ديگر به آنها اعتماد دارد و نه اصولگرايان حاضر به ائتلاف با آنها هستند. بنابراين بعيد است که احمدي نژاد بتواند در صحنه حضور داشته باشد تا بخواهد با اصلاح طلبان رقابت کند. فضاي جامعه نيز به صورتي نيست که احمدي نژاد بخواهد با استفاده از آن به عرصه سياست بازگردد. امروز هر روزنامه اي را که باز کنيد، پرونده هاي اختلاس و دادگاه حاميان دولت گذشته در آن مشاهده مي شود.

منتجب نيا در بخش پاياني اظهارات خود درباره احتمال هماهنگي و همسويي جريان اصلاحات و دولت در مسير انتخابات مجلس، عنوان کرد: بعيد است که هواداران دولت بخواهند بر طبل جدايي بکوبند. بيشترين هواداران دولت را اصلاح طلبان تشکيل مي دهند و تعداد کمي نيز از جمع اصولگرايان و افراد مستقل، طرفدار آقاي روحاني هستند. بنابراين اين اقليت معدود هم بايد خود را به جمع اصلاح طلبان برسانند تا شاهد پيروزي دولت و اصلاح طلبان در کنار يکديگر باشند. به فرض محال هم اگر دولت و اصلاح طلبان از يکديگر جدا شوند، هم اصلاح طلبان ضرر خواهند کرد و هم جريان دولت. اما دولتي ها ضربه سخت تري خواهند خورد، چراکه جدايي دولت از اصلاحات به معناي از دست دادن حامي و پشتيبان است و بعيد مي دانم که هواداران دولت و آقاي روحاني چنين اشتباهي را مرتکب شوند که حاميان پرقدرت خود از دست دهند.

--------------------------------------------------------

گفتگوی دوم با نداي ايرانيان/:

منتجب‌نيا: کساني که از انشقاق اصلاح‌طلبان مي‌گويند در خدمت رقيب هستند

متن پيش رو در نداي ايرانيان منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

حجت السلام و المسلمين منتجب نيا قائم مقام حزب اعتماد ملي مي‌گويد: «چه شخصيت‌هاي محوري و چه بدنه اصلاحات، همه نداي واحدي دارند. کساني که اين حرف‌ها را مي‌زنند آگاهانه و يا ناآگاهانه در خدمت رقيب هستند» مشروح مصاحبه رسول منتجب نيا با نداي ايرانيان در ذيل آمده است:

برخي از رسانه‌هاي اصول گرا مدعي‌اند که با تشکيل احزاب جديد و فعال شدن چند حزب قديمي، اختلاف ميان اصلاح طلبان بيشتر شده است. به عنوان يک فعال سياسي اين مساله را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟
من برعکس کساني که معتقدند، اصلاحات طي چند ماه اخير با راه افتادن احزاب قديمي‌تر و فعال شدن احزاب جديد دچار انشقاق شده است، معتقدم اصلاحات قوي‌تر از هر زماني به فعاليت خود ادامه مي‌دهد. واقعيت‌هاي انتخابات ۹۲ به همه اصلاح طلبان نشان داد که راه اختلاف و تک روي راه شکست است. من آنچه که از جريان اصلاحات در طي يک سال گذشته ديدم، اتحاد و هم نوايي بيشتر نسبت به گذشته است.

چه امري باعث شده که برخي رسانه‌ها اينگونه براي وارونه‌نمايي روابط اصلاح‌طلبان تلاش کنند؟
تشکيلات منسجم اصلاح طلبان از شوراي هماهنگي گرفته تا شوراي مشورتي به ما نشان مي‌دهد که اتحاد و گفت‌و‌گو ميان احزاب و گروههاي اصلاح طلب بيشتر شده است. خود من هم تا کنون چنين انسجام و وحدت نظري را نديده بودم. اينکه رسانه‌هاي اصول گرا دوست دارند ادعا کنند که ميان اصلاح طلبان تفرقه پديد آمده است، اتفاق تازه و رخداد جديدي نيست. اصول گرايان سال هاست که توانايي جمع شدن زير يک سقف را از دست داده‌اند. اما ما اصلاح طلبان اين گونه نيستيم.

همين چند روز پيش اصول گرايان، همايشي را با نام وحدت اصول گرايي برگزار کردند، چطور مي‌گوييد توانايي جمع شدن زير يک سقف را ندارند؟
شکاف در ميان جبهه اصول گرايي بسيار عميق‌تر از آن چيزي است که با نشستن روي صندلي‌هاي همايش ترميم شود. زمان انتخابات مجلس آينده، قطعا ميزان وحدت اصول گرايان در تعدد ليست‌هايشان مشخص خواهد شد. من معتقدم که همايش‌هاي اتحاد اصول گرايي نمايشي است و هيچ کاربرد ديگري ندارد. قبل از انتخابات رياست جمهوري ۹۲ هم، صحبت از فرد مشترک و اجماع بر سر يک فرد مي‌شد همايش‌هاي متعددي هم ترتيب داده شد اما نهايتا ۵ اصول گرا در خرداد ماه آن سال حضور پيدا کردند.

شايد از شکست گذشته درس گرفته باشند؟
به تعبير من هر دو همايش ميان اصول گرايان، اختلاف را بيشتر کرد. ما در همايش اول حذف بدنه‌اي از اصول گرايان را شاهد بوديم که به هر حال کفه ترازوي راي آن‌ها سنگين است و در همايش دوم حذف گروهي ديگر را شاهد بوديم که بدنه و نيرويي براي کار انتخاباتي دارد به هر حال ديده‌ام گروه‌هايي از اين همايش‌هاي مکرر ناراضي بيرون آمده‌اند. اما به هر حال ما براي آن‌ها آرزوي موفيقت و وحدت مي‌کنيم. اصلاح طلب واقعي از پديد آمدن گروه‌ها و جريانات مختلف حمايت مي‌کند. اما برخي از اصول گرايان هم بايد بدانند که اختلاف انداختن ميان اصلاح طلبان فايده ندارد. القاي انشقاق و اختلاف به وسيله برخي از رسانه‌هايشان و نفوذي‌هاي آن‌ها در رسانه‌هاي اصلاح طلب، کار شايسته‌اي نبوده و زير پا گذاشتن اخلاق رسانه‌اي است. به هر حال اين کار‌ها بي‌فايده است و نبايد فرافکني کرد.

برخي از فعالين منتسب به اصلاحات هم مي‌گويند که با فعال شدن گروه‌هاي جديد اختلاف و انشقاق بين اصلاح طلبان پديد آمده است.
چه شخصيت‌هاي محوري و چه بدنه اصلاحات، همه نداي واحدي دارند. کساني که اين حرف‌ها را مي‌زنند آگاهانه و يا ناآگاهانه در خدمت رقيب هستند. اصلاحات دو محور مشخص دارد؛ شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات محور اول و محور دوم رهبران اصلاحات است. در اين يک سال هيچ گروه جديد و يا قديمي ساز عبور از شوراي هماهنگي و شوراي مشورتي را نزده است.

پس چرا مسئله انشقاق و اختلاف در نظر برخي فعالين سياسي و رسانه‌اي پر رنگ است؟
کساني که اين روز‌ها قدم در راه برخي از رسانه‌ها مي‌گذارند و در رسانه‌ها ادعا مي‌کنند که اصلاحات دچار اختلاف و انشقاق شده است به شدت در اشتباه هستند. ما نمي‌دانيم منبع آن‌ها کجاست و روي چه مسائلي تکيه مي‌کنند. در مسائل کلي تمام گروه‌هاي اصلاح طلب يک صدا هستند مگر اينکه رسانه‌اي يا کساني خودشان را بالا‌تر از شوراي هماهنگي يا رهبري اصلاحات ببينند در اين صورت نظر خودشان است. به جد معتقدم که امروز از اصلاحات ندايي واحد به گوش مي‌رسد. افراد و رسانه‌هايي که ادعا مي‌کنند اصلاحات به دليل پديد آمدن چند حزب جديد دچار انشقاق، اختلاف و ضعف شده است اگر افراد صادقي باشند اشتباه مي‌کنند ولي اگر به دنبال اختلاف افکندن و سخن چيني ميان فعالين سياسي و جريان‌ها باشند تا ماهي خود را صيد کنند قطعا در پايان ضرر مي‌کنند چرا که ساختار ترتيب داده شده در جبهه و شوراي مشورتي خيال خام آن‌ها از ميان خواهد برد. پس از انتخابات ۹۲ هيچ نداي مخالفي تا به حال در ميان اصلاحات شنيده نشده است. تمام اين موارد تنها تلاش رقباي نا‌کام اصلاحات است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر