صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

علي مطهري؛ عيار اصولگرايي !؟

اصولگرايي و سياست‌مدار اصولگرا بر مدار مفاهيم علوم سياسي به سياست مداري اطلاق مي‌شود که در عمل سياسي خود مجموعه اصول (پرنسيب)، ارزش‌ها و باورهايي را مدنظر قرار داده و مبارزات سياسي خود را در جهت اين اصول سامان مي‌دهد. براي اين دست سياستمداران بيش از آنکه تبعات و نتايج پيگيري اصولشان در عرصه سياست مهم باشد، نيل هر چه بيشتر به آنها اهميت دارد. درسوي ديگري مي‌توان از فعالان و کنشگراني نام برد که عملگرا (پراگماتيست) هستند.

کد خبر: 4218

«علي مطهري؛ عيار اصولگرايي» عنوان يادداشت روز روزنامه قانون به قلم حسين نقاشي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

اصولگرايي و سياست‌مدار اصولگرا بر مدار مفاهيم علوم سياسي به سياست مداري اطلاق مي‌شود که در عمل سياسي خود مجموعه اصول (پرنسيب)، ارزش‌ها و باورهايي را مدنظر قرار داده و مبارزات سياسي خود را در جهت اين اصول سامان مي‌دهد. براي اين دست سياستمداران بيش از آنکه تبعات و نتايج پيگيري اصولشان در عرصه سياست مهم باشد، نيل هر چه بيشتر به آنها اهميت دارد. درسوي ديگري مي‌توان از فعالان و کنشگراني نام برد که عملگرا (پراگماتيست) هستند.
سياستمداران «پراگماتيست» به کساني اطلاق مي‌شود که امکانات عملي و مصلحت روز را بر معتقدات خود مقدم مي‌شمارند و به عبارت ديگر براي پيشرفت مقاصد خود يا ماندن بر مسند قدرت، انعطاف نشان مي‌دهند و‌گاه با تسامح از خدشه‌دار شدن برخي از آنچه نيک و خيرعمومي مي‌پندارند، مي‌گذرند.
البته اين مسئله همواره به معناي خودپرستي و به دنبال منفعت شخصي بودن نيست چرا که پراگماتيست‌ها نيز چون سايرين مي‌توانند به دنبال «خير عمومي» باشند و آن را در گذشتن مقطعي يا طولاني مدت از پاره‌اي از آرمان‌ها يا منافع و خير عمومي بدانند.
در واقع بايد ميان کامفورميست‌ها (منفعت طلبان-حزب بادي‌ها) با پراگماتيست‌ها تفاوت قائل بود. کامفورميست ها اساسا به دنبال
«خير و منفعت عمومي» که از قبل آن منفعت آنان و کسان‌شان نيز تامين شود نيستند. براي آنها سود و خير شخصي حرف اول و آخر را مي‌زند و تا جايي در عالم سياست خطر مي‌کنند که اين اصل حياتي‌شان به خطر نيفتد.
در هر حال اين مفاهيم هر چند در عرصه نظر مطلق تعريف مي‌شود، اما در عرصه عمل نسبي است. با اين سه تعريف اگر سپهر سياسي ايران و سياستمدارانش را ارزيابي کنيم مي‌توان محافظه کاران و اصلاح طلباني را شناسايي کرد که اصولگرا، پراگماتيست يا حتي کامفورميست هستند. در اين ميان فردي چون «علي مطهري» را مي‌توان يک سياستمدار اصولگرا (با پرنسيب) دانست.
او بدون کوچک‌ترين مسامحه‌اي و بدون نگراني از قضاوت‌هاي بخشي از طبقه متوسط که خواهان آزادي‌هاي اجتماعي تمام عيار هستند، نسبت به «ساپورت» پوشي و حجاب کم بانوان در خيابان‌ها به وزير کشور و نهادهاي فرهنگي تذکر مي‌دهد، استراتژي «پرده پوشي براي دولت روحاني» را به کناري مي‌نهد و نسبت به موضوع برداشت 1/4 ميليارد از صندوق توسعه ملي و عدم تعيين معاون سياسي براي وزارت کشور تذکر مي‌دهد، «جشنواره عمار» را ستايش مي‌کند و در عين حال از آزادي بيان مخالفان، تا جايي که سلاح به دست نگرفته باشند حمايت مي‌کند، وجود احزاب منتقد و آزادي راهپيمايي و حق اعتراض به حکومت را بر مي‌تابد و بي‌شک در اين سال‌ها مهم‌ترين پيگيري کننده ماجراي رفع حصر بوده است.
در واقع او به جاي بده بستان‌هاي رايج عالم سياست و واهمه از بودن يا نبودن در دور بعدي مجلس آنچه را که مبتني بر اصول و فهم خود از اسلام و انقلاب اسلامي، بدون در نظر گرفتن خوشايند‌ها و بدآيندهاي بيان مي‌کند. از اين رو به واقع مي‌توان مطهري را يکي از عيارهايِ مهم و قابل اعتناي «اصولگرايي» دانست که نظيرش در ميان اصولگرايانِ اسمي و برخي از اصلاح طلبان نيز يافت نمي‌شود.

نظرات بینندگان

ارسال نظر