صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

حرف‌هاي روشنفکران خوب اما غيرکاربردي!

کد خبر: 4209

«حرف‌هاي خوب اما غيرکاربردي» عنوان يادداشت روز روزنامه تعادل به قلم صادق الحسيني است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

حرف خوب زدن به ويژگي پايدار برخي روشنفکران ما تبديل شده است. حرف‌هاي خوب البته اشکالي ندارند جز اينکه اگر کاربردي نباشند، فايده‌يي ندارند و بعد از مدتي تکراري و خسته‌کننده مي‌شوند. خيلي وقت‌ها هم اين حرف‌هاي خوب و زيبا حتي درست نيستند. به اين معنا روشنفکري که خواسته‌اش هميشه پيوستن ايران به جهان بوده است، چنان از هر دري سخن مي‌گويد که گويي به مثال آن مصرع سعدي است که «چو بلبل روي گل بيند زبانش در حديث آيد» هرچه مي‌خواهد، مي‌گويد؛ از نفت تا رسانه، از سيستم آموزشي تا روابط شيعه و سني. البته قطعا برخي از اين سخنان حظي از حقيقت دارند و روشنگر و راهنما هستند. اما اين‌گونه موسع و پراکنده سخنراني کردن باعث لغزش‌هاي شديد و ادعاهاي عجيب و غريب مي‌شود. ازجمله اينکه پايين آمدن قيمت نفت سياست دموکرات‌ها در امريکا خوانده مي‌شود و نفت 20دلاري خواسته دموکرات‌ها. درحالي که اگر در دنياي جهاني شده امروز، تحليل‌ها و خبرهاي مختلف را ديده بوديم، مي‌دانستيم که نفت زير 70-60دلار کابوس امريکايي‌هاست. هرچند علي‌الظاهر مصرف‌کنندگان امريکايي از نفت ارزان سود مي‌برند و رشد اقتصادي اين کشور در حدود نيم‌درصد افزايش مي‌يابد، اما ورشکستگي عظيمي که درانتظار صنايع پيش‌روي گاز و نفت و پتروشيمي در امريکاست، ناديده گرفته مي‌شود. مسايل بين‌المللي نفت، ‌عرضه و تقاضا و بنيان‌هاي اقتصادي کاهش نفت ناديده گرفته مي‌شود. نقش عربستان و سعي امريکا براي تغيير نقشه عربستان ناديده گرفته شده که از اين دست بسيار است.

روشنفکر دانشگاهي هنگامي که به فضاي عمومي مي‌آيد، نبايد رويابافي کند. بايد در حوزه تخصصش صحبت کند. با فکر و آمار و ارقام صحبت کند. اگر هم در حوزه‌هاي متنوع مي‌خواهد اظهارنظر کند بايد مبتني بر روش مشخصي باشد. صرفا تکرار اينکه رابطه جهاني و منطقه‌يي بايد شکل بگيرد، کمکي نمي‌کند. همه مي‌دانند که بايد جهاني شويم. همه مي‌دانند که اين به‌نفع کلي اقتصاد کشور است. همه مي‌دانند که اقتصاد ايران بايد بخشي از زنجيره جهاني ارزش شود. تکرار چيزي را که همه مي‌دانند هرچند خوب است اما خسته‌کننده است. يک محقق دانشگاهي سرزنده به‌دنبال ارايه راه‌حل مي‌رود. جهاني شدن راه‌حل نيست، نتيجه است. اينکه ما جهاني نمي‌شويم، در ساختار اقتصاد سياسي کشور ما نهفته است. در منافع واردکنندگان بزرگ که به کارتل‌هاي عظيم تبديل شده‌اند و لابي سياسي و قانون‌گذاري هم پيدا کرده‌اند، نهفته است. اينکه ما جهاني نمي‌شويم در نفع نهادهاي انحصاري و کارتل‌هاي اقتصادي داخلي که غالبا هم عمومي و شبه‌د‌ولتي هستند، نهفته است. آنها قدرت سياسي دارند و از منافع اقتصادي‌شان محافظت کرده و فرايند جهاني شدن کشور را متوقف مي‌کنند. سهم فرهنگ در اين ميان بسيار اندک است چراکه فرهنگ ايراني فرهنگي غني است و فرهنگ غني از به‌اشتراک‌گذاري خود لذت مي‌برد. ازسوي ديگر فرهنگ شيعي در مقايسه با فرهنگ اهل سنت بسيار نزديک‌تر به فرهنگ جهاني است و بيشتر اهل مداراست. اينکه ايران نمي‌تواند با دنيا هم‌آواز شود در فرهنگ و در مذهب ريشه ندارد يا اگر رگه‌هايي هست، فرعي و کوچک است. ريشه اصلي اقتصاد و اقتصاد سياسي ناشي از آن است، به‌همين جهت اگر بتوانيم با ثبات سياسي و اقتصادي در کشور براي دوره‌هاي متوالي نهادسازي‌هاي تدريجي انجام دهيم، مي‌توانيم کيک اقتصاد را بزرگ‌تر کرده، رانت‌هاي داخلي را با رانت‌هاي خارجي همسو و پاي خارجي‌ها را به اقتصاد کشور باز کنيم. در غير اين صورت تنها يک فاجعه مي‌تواند فضاي بازي و توازن قوا را بر هم زند و به جهاني شدن ايران کمک کند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر