صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

اظهارات آيت الله موسوي تبريزي درباره وضعيت خانه احزاب

خانه احزاب و تعطيلي سه ساله آن موجب شد بسياري از چهره‌هاي سياسي اصلاح‌طلب و اصولگرا اظهارنظر کنند و وضعيت کنوني و گذشته را شرح دهند اما بي‌شک کسي چون رييس چند دوره‌اي خانه احزاب٬ آيت‌الله موسوي تبريزي از چند و چون اين تشکل اطلاع ندارد.

کد خبر: 4094

ايلنا/ خانه احزاب و تعطيلي سه ساله آن موجب شد بسياري از چهره‌هاي سياسي اصلاح‌طلب و اصولگرا اظهارنظر کنند و وضعيت کنوني و گذشته را شرح دهند اما بي‌شک کسي چون رييس چند دوره‌اي خانه احزاب٬ آيت‌الله موسوي تبريزي از چند و چون اين تشکل اطلاع ندارد.

پس از مدت‌ها دبير کل مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم آخرين وضعيت خانه احزاب را شرح داد و اطلاعاتي درخصوص روند بازگشايي و همچنين مخالفت‌هايي که با آن مي‌شود٬ به ايلنا داد:

آقاي بادامچيان، در يکي از اظهارنظرهاي خود در خصوص خانه احزاب ضمن تأکيد بر مخالفت با تأسيس دوباره خانه احزاب و با بيان اينکه اينکه خانه احزاب پايان يافته است، گفته بود، اصلاح‌طلبان در صدد آن هستند که با تأسيس مجدد خانه احزاب، جايگاه و پايگاهي براي کار سياسي خود پيدا کنند؛ نظر حضرتعالي در خصوص اين سخنان چه بوده و همچنين آخرين اخباري که در خصوص خانه احزاب داريد چيست؟

از زماني که خانه احزاب تشکيل شد، خود آقاي بادامچيان بيش از ۸ سال و شايد به دليل اينکه من دوسال آخر نبودم، تا ۱۰ سال در خانه احزاب بود؛ و حتي بعضي وقت‌ها خودش نائب رئيس بود؛ آن وقت خانه احزاب باشگاه اصلاح‌طلبان شده بود؟ آقاي غفوري‌فرد هم در تمام آن سال‌ها يا نائب رئيس بود و يک زمان دو ساله هم رئيس بود؛ آقايان متکي و دکتر مظاهري هم چند دوره بود. همين طور آقاي دکتر ميرمحمدي نيز چند دوره‌اي بودند.

تمام اين‌ شخصيت‌ها هيچکدام از طيف اصلاح‌طلب نيستند. آقاي دکتر شيباني در تمام دوره‌هايي که من بودم، حضور داشتند؛ يا مرحوم خانم بهروزي هم بودند؛ البته آقايان اصلاح‌طلب هم بودند و حتي دو گروه ديگر غير از اصلاح‌طلبان و اصولگرايان هم بودند که يکي مستقل متمايل به اصلاح‌طلبان٬ و يک گروه مستقل که متمايل به اصلاح‌طلبان نبودند و تا حدودي اصولگرا شناخته مي‌شدند.

با اين وصف مشکل امثال آقاي بادامچيان براي تأسيس مجدد خانه احزاب چيست؟
مشکل اينها اين است که اکثريت نبودند و آقاي بادامچيان رئيس نمي‌شد. در حالي که در ميان خودشان (اصولگرا‌ها) هم آقاي بادامچيان رأي کمي داشت؛ يعني رأي آقاي غفوري فرد هميشه بيشتر از آقاي بادامچيان بود. آقاي دکتر ميرمحمدي هم يکي دو دوره‌اي که آمدند بيشتر از آقاي بادامچيان رأي آوردند؛ آقاي بادامچيان در خود اصلاح‌طلبان هم کمتر رأي داشت؛ مشکل ايشان اين است که رئيس يا نائب رئيس نمي‌شود.

آن وقت در آن دوره آخري که من خودم انتخابات را برگزار کردم٬ زمان احمدي‌نژاد و اواخر سال ۸۸ بود که چهار گروه در خانه احزاب فعال بودند؛ يعني يک گروه مستقل که آقاي روح الاميني و امثال ايشان بودند؛ آقاي بادامچيان هم ليست مورد نظرش را برداشته بود و به همه نشان مي‌داد که ليست ما اين است.

آقاي روح الاميني هم ليست خودش را داشت و مستقل بودند. از طرفي اصلاح‌طلبان معروف هم يک ليست داشتند. طيف ديگر هم ميان اصلاح‌طلبان بودند ولي مستقل بودند.

چهار ليست در انتخابات وجود داشت؛ آن وقت من خودم سخنراني کردم و گفتم نمي‌شود در خانه احزاب فقط از يک گروه در هيئت رئيسه حضور داشته باشند بنابراين طوري رأي بدهيد تا از همه گروه‌ها در هيئت رئيسه حضور داشته باشند. اسم نبردم اما گفتم خودم از هر گروهي به چند نفر رأي خواهم داد.

اين مطالب را به عنوان نصيحت گفتم و بعد از اين هيئت رئيسه انتخاب شد. در هيئت رئيسه و مجمع عمومي چند نفر اصلاح‌طلب و چند نفر اصولگرا بودند٬ آقاي روح الاميني هم در هيئت رئيسه بود که رأي آوردند.

همين اواخر که احمدي‌نژادي‌ها خانه احزاب را جمع کردند، آقايان ميرمحمدي، مظاهري، شيباني و آقاي اشرفي اصفهاني بودند و عده‌اي هم از طيف اصلاح‌طلب؛ از جمله آقاي کاشفي و ديگران؛ عده‌اي هم باز متوسط و مستقل بودند.

به اين ترتيب نمي‌شود گفت خانه احزاب براي آنهاست ولي طبيعي است که در يک انتخابات که اکثريت آنها بودند آقاي غفوري فرد رئيس شد و من نشدم. من هم چون نمي‌خواستم نائب رئيس شوم٬ از اصلاح‌طلبان يکي ديگر آمد و باز بادامچيان نائب رئيس شد؛ نائب رئيس آقاي غفوري فرد؛ اما بعد‌ها بادامچيان اين قدر رأي نمي‌آورد که در خود شورا، نائب رئيس شود.

چرا برخي اصولگرا‌ها نمي‌خواهند خانه احزاب فعال شود؟
خيلي‌ها مي‌خواهند اما به آنها فشار مي‌آورند. همين پنج ماه پيش آقاي غفوري فرد و آقاي ميرمحمدي آمدند و از من درخواست کردند و با هم جلسه گذاشتيم؛ قرار شد لااقل ۷۰ گروه يعني حداقل يک‌سوم احزاب امضا کنند و احزاب را براي شرکت در جلسه خانه احزاب دعوت کنيم و در دعوتنامه آن٬ گروه‌هاي امضاکننده به ما وکالت بدهند که بنده و آقاي غفوري‌فرد به واسطه اينکه چند دوره رئيس بوديم، امضا کنيم و دعوتنامه‌ها را بفرستيم. البته بعدا برخي از اصلاح طلبان هم مخالفت کردند و گفتم خب برخي اصلاح‌طلب‌ها با برخي ديگر فرق دارند.

از ميان اصولگرا‌ها هم امثال آقاي بادامچيان مخالفت کردند و آقاي غفوري‌فرد را پشيمان کردند و به اين ترتيب آقاي غفوري‌فرد هم گفت فعلا حاضر نيستم امضا کنم و ديگر ماند.

البته الان خانه احزاب و اعضاي خانه احزاب چون منحل نشده و نگذاشتند جلسه تشکيل شود، آنها بايد دعوت کنند؛ البته من شنيدم، مدارک خانه احزاب را که برده بودند و بسته بودند؛ الان تحويل دادند.
بله؛ وزارت کشور يک ماه پيش مدارک خانه احزاب را به آقاي کاشفي تحويل داد.

خب اگر مدارک را داده‌اند که بايد اينها از اعضاي خانه احزاب براي تشکيل جلسه دعوت کنند.

آن مدارک تحويل داده شده، چه بوده است؟
همين اطلاعات ۷ الي ۸ دور گذشته خانه احزاب بوده است. اينکه چه چيزي در طول اين سال‌ها در خانه احزاب اتفاق افتاده و سوابق همه احزاب چيست جزء مدارک بوده است. سوابق آن احزابي که درخواست عضويت در خانه احزاب را داشتند هم بوده است چون هر حزبي که پروانه فعاليت دارد، براي عضويت در خانه احزاب درخواست مي‌داد و آنجا با شرايطي تصويب مي‌شد که عضو شود. اينکه عضويت چه احزابي تصويب شده و چه تاريخي آمده‌اند و... و پرونده احزاب آنجاست؛ مصوباتي که در آن ۸ سال گذشته بوده يا در مجمع عمومي يا در مجمع فوق العاده يا در خود مصوبات شوراي مرکزي خانه احزاب چه گذشته است؛ همه اينها مدارک مربوط به خانه احزاب است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر