صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سرمقاله ايران/ دو راهي عفو يا قهر

کد خبر: 4074

«دو راهي عفو يا قهر» عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم امير يوسفي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

عرض و طول «اسلام رحماني» را اگر بشود در يک نطق کوتاه و سرپايي توضيح داد، احتمالاً همان خطابه مختصري خواهد شد که حسن روحاني، جمعه صبح در جمع مدعوين و ميهمانان حسينيه امام خميني‌(ره) ايراد کرد. سر تا ساق سخن رئيس جمهوري به 30 سطر نرسيد، اما در همان وجيزه هم، ثمره سنت 100 ساله نو‌انديشي اسلامي قابل رصد و رديابي بود. به فتواي اهل تحقيق، از بامداد بيداري جوامع اسلامي تاکنون، نو‌انديشان مسلمان کوشيده‌اند تصويري انساني، عقلاني و رحماني از دين عرضه کنند، تصويري که دينداري را همنشين با خردورزي، همنوا با مهرورزي و هماهنگ با قانونگرايي مي‌داند. در بيانيه عقيدتي نوانديشان، محمد‌(ص) محل تلاقي عقل و مهر و وحي و عرف بود و بعثت، برهه‌اي بي‌رقيب در تاريخ حيات انساني به شمار مي‌آيد که عقل را به نور وحي مي‌آميزد و دست رحمت و شفقت را در دست قانون و شريعت مي‌گذارد. به منظومه فکري هر کدام از نوانديشان مسلمان که نظر کنيد، کم يا بيش تصوير يا تفسيري از اين جنس از پيامبر داشته‌اند. روايت جمعه صبح روحاني از سيره و سجاياي رسول اکرم‌(ص) به غايت شبيه ميراث نوانديشان بود و نسخه‌اي نمکين و شکرين از «انسان برگزيده تراز اسلام» عرضه مي‌کرد.
روحاني در گزين‌گويه‌هاي خود در آغاز، ميلاد نبي‌(ص) را ولادت اميد، بعثت را نشر نور و هجرت را بلوغ امت و تکوين وحدت دانست. به موازات اين سه‌گانه (ميلاد، بعثت، هجرت)، سه شاهکار پيامبر را نيز برشمرد: «شاهکار سياسي پيامبر مدينئ‌النبي است، شاهکار حقوقي‌اش صلح حديبيه و شاهکار اخلاقي‌اش فتح مکه.» لابد فرصت فراخ نبود که روحاني در نطقش به صلح حديبيه به عنوان شاهکار حقوقي پيامبر چندان اعتنا نکرد، اما به عوض در قواره سه چهار جمله، جوهره اصيل شاهکار سياسي و نيز اخلاقي پيامبر را بازگفت. محمد‌(ص) در مدينه، زمامداري است که هيچ چيز را برتر از قانون نمي‌نشاند و خود تسليم قانون است و در چارچوب آن عمل مي‌کند. مدينه، به گفته روحاني شهر عفو و استغفار بود نه شهر قهر و استيلا، شهر انسجام و همدلي بود نه محل اتهام و بددلي.
اما پيامبر تنها در مدينه نبود که شاهکاري از خود به وديعت نهاد. مکه هم از آن روز که کليد فتح در دروازه‌هايش چرخيد و سپاه رهايي محمد(ص) در کوچه‌هاي آن روان شد، شاهکار اخلاقي او را رقم زد، چرا که فتح آخرين سنگر معاندان، گشايش دريچه‌هاي عفو سراسري به روي «ديگري» بود. محمد(ص) که حافظه‌اي روشن داشت، خاطرات و مخاطرات مشرکان را از ياد نبرده بود، اما کرامت نبوي، او را فرا مي‌خواند تا اهل انتقام نباشد و گناه اهل ستم را با تحفه بخشش و رحمت پاسخ گويد. بدين‌قرار، محمد(ص) در شاهکار سياسي‌اش، قانون و حکمت را محور عمل در مدينه قرار داد، در شاهکار حقوقي‌اش تدبير و دورانديشي را مبنا کرد و در شاهکار اخلاقي‌اش، پيام رحمت را درکانون دشمني‌ها پراکند.
اين، عرض و طول يک روايت رحماني از دين است، روايتي که افراط، خشونت و ترور را از لوله تفنگ هر متوهمي که بتراود، محکوم مي‌کند، خواه فلسطين و شام و عراق باشد و خواه پاريس و سيدني و نيويورک.
روحاني پيش از اين، جهان را فراخوانده بود تا در مقابل و مقابله با طوفان افراط، به جهان عاري از خشونت آري بگويد. چه بسا آن روزها محافلي از مخالفان، دولت را به «خيال‌انديشي» يا «خيال پروري» متصف مي‌کردند اما صورتبندي ساده‌اي که جمعه صبح، روحاني عرضه کرد هم مي‌تواند مبنايي براي وحدت معقول در جوامع اسلامي باشد و هم بنياني قابل اتکا براي ائتلاف جهاني عليه خشونت.
اگر چه يکي دو روز از خطابه خلاصه روحاني گذشته اما هنوز دعوت او براي تجديد بيعت با پيام پيام آور و نيز تجديد خاطره با مدينه و مکه درگوش‌ها طنين دارد. جامعه ايران اگر فرجام فرخنده‌اي را انتظار مي‌برد، گريزي ندارد جز آنکه روايت‌هاي رحماني، انساني و عقلاني از دين را جايگزين قرائت‌هاي انحصارگرا، غيريت تراش، قانون ستيز و خرد سوز کند. راويان آن روايت‌هاي ديني تاکنون کمتر فرصت يافته‌اند از تريبون قدرت سخن بگويند. اين بار، گفتمان اعتدال آمده است تا باسنت نوانديشي ديني تجديد عهد کنند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر