صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

رسالت/ فروش استقلال براي رفع تحريم!

هزينه و فايده کردن، نه تنها يکي از بديهيات و اصول اوليه در علم اقتصاد، بلکه در تمامي امور زندگي است و هر فردي هنگام اتخاذ تصميم در زندگي، نخستين و مهم‌ترين معامله‌اي که به ذهنش خطور مي‌کند همين مقايسه است که چه چيزي هزينه مي‌کند و چه چيزي به دست مي‌آورد.

کد خبر: 3810

«فروش استقلال براي رفع تحريم!» عنوان يادداشت روز روزنامه رسالت به قلم محمود فرشيدي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

هزينه و فايده کردن، نه تنها يکي از بديهيات و اصول اوليه در علم اقتصاد، بلکه در تمامي امور زندگي است و هر فردي هنگام اتخاذ تصميم در زندگي، نخستين و مهم‌ترين معامله‌اي که به ذهنش خطور مي‌کند همين مقايسه است که چه چيزي هزينه مي‌کند و چه چيزي به دست مي‌آورد.

علم‌الهدي به بازخواني جريان اصولگرايي پرداخت و توضيح داد: در گذشته جامعه روحانيت و جامعه مدرسين در رأس قرار داشتند و نخبگان براساس تجربه تصميم‌گيري مي‌کردند و در ادامه نيز نيروهاي متدين در ميدان حرکت به عنوان پيرو و پياده‌نظام عمل مي‌کردند که در نهايت اصولگرايي فاتح مي‌شد.عضو مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: اين مربوط به اصولگرايي است و در 35 سال گذشته آن پياده‌نظام‌ها پيرو بودند اما امروز خودشان بزرگان قوم شده‌اند و نمي‌توان گفت بايد امروز هم پياده‌نظام باشيد و هرچه ما مي‌گوييم قبول کنيد چرا که بايد بپذيريم اينها بزرگ شده‌اند در محيط آکادميک و روحانيت صاحب انديشه هستند لذا بايد در تصميم‌گيري‌ها سهيم شوند.وي در ادامه به تشريح عنصر سوم همگرايي اصولگرايان اشاره کرد و اظهار داشت: عنصر سوم ماهيت وحدت تکليف‌محوري است؛ تفاوت اصولگرايي با جريانات لائيک در همين تکليف‌محوري است و اصولگرايي به دنبال قدرت و وکالت نبوده و نيست و تا پاي جان از حاکميت اهل بيت که در انقلاب اسلامي متجلي است، حمايت مي‌کند.علم‌الهدي با تأکيد براينکه در پاي ولايت اگر تکه‌تکه هم شويم بايد اين پرچم را جهاني کنيم و اين نقطه آخر است، افزود: با تکليف‌محوري وحدت تضمين مي‌شود.علم‌الهدي در حاشيه همايش همگرايي اصولگرايان در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سئوال خبرنگار فارس در خصوص تلاش جريان نفوذي جهت حاشيه‌سازي براي دولت اظهارداشت: برخي افراد که در فتنه 88 دچار مرگ سياسي شدند اين دولت را براي تجديد حيات سياسي خود ابزار کرده‌اند.وي تاکيد کرد: شخص رئيس دولت و دولتمردان بايد روي اين مسئله فکر کنند و گُرده خود را زير قدم‌هاي اين جريان‌ها ندهند.

حدادعادل:اصولگرايان با درک شرايط تصميم مي گيرند

رئيس فراکسيون اصولگرايان مجلس نيز در اين همايش با تأکيد بر اينکه ما بايد به استقلال کشور در همه دوره‌ها بينديشيم، تصريح کرد: براي اين استقلال يک روز در جبهه‌ها و در مقابل صدام بعثي در حال دفاع بايد بود و يک روز هم اصرار بر سر حقوق حقه ملت ايران در استفاده از انرژي هسته‌اي و داشتن سانتريفيوژ؛ اين استقلال بايد همواره محفوظ بماند.

وي ادامه داد: رهبري تأکيد دارد که اگر در جمهوري اسلامي ذره‌اي عقب‌نشيني براي مخالفت با استکبار وجود داشته باشد استکبار به هيچ عقب‌نشيني قانع نخواهد شد بنابراين همه بدانيم که انقلاب تمام نشده است بلکه استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي يک امر دائمي است و داراي درجات است و ما بايد براي رسيدن به درجات بالاتر تلاش کنيم.

ملت ايران هم از روزي که درميدان مبارزه با رژيم پهلوي گام نهاد، پياپي و در مواجهه با سختي‌ها و مشکلات، بر همين اساس راه عزت خود را انتخاب و پيشرفت کرد تا بدانجا رسيد که امروز به عنوان قدرت تعيين کننده منطقه، دوستان و همراهان فراوان يافته است و در عرصه بين‌المللي نيز سر آن دارد که هندسه کنوني قدرت را در جهان برهم زند و در معادلات آينده سهمي تاثيرگذار به خود اختصاص دهد.

روشن است که براي دستيابي به اين جايگاه غرورآفرين، مردم ايران رنج‌ها و مرارت‌ها کشيده‌اند و براي برداشته شدن هر يک از بندهاي اسارت و هر مرحله خروج از سيطره استکبار جهاني، هزينه‌اي سنگين پرداخته‌اند و اين همه را با اين باور تحمل کرده‌اند که فايده‌اي عظيم نصيب‌شان شده است و مي‌شود. تهديدها، زندان‌ها، شکنجه‌ها، تبعيدها، شهادت عزيزترين فرزندان اين مرز و بوم، همه و همه هزينه گرانبهايي است که ملت ايران پرداخته است تا به آرمان خويش يعني استقلال، آزادي و حاکميت جمهوري اسلامي دست يابد.

البته دشمن سرخورده، همچنان براي سيطره مجدد کمين کرده است و هيچ فرصتي را براي گرفتن استقلال ملت ايران از دست نمي‌دهد و اگر ديروز با تجاوز نظامي، نتوانست به مقصود خويش برسد، امروز با ترفندهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي، همچنان انديشه شوم خود را دنبال مي‌کند و اين روزها با تشديد تحريم اقتصادي، تصور مي‌کند خواهد توانست ملت ايران را وادار به تمکين در برابر نظام سلطه جهاني نمايد و مجبور کند تا گام به گام از آرمان‌هاي انقلاب خويش دست بردارد و به عنوان يکي از رعاياي دهکده جهاني در برابر کدخدايي آمريکا تسليم شود. تفسير ساده اين معادله يعني هزينه کردن استقلال ملت ايران، در مقابل دريافت رفع تحريم به عنوان فايده، البته به شرط آنکه بتوان به تعهد دشمن اعتماد کرد! و پرواضح است که اگر صورت مسئله با همين شفافيت براي افکار عمومي مطرح شود، غيرت ملي و ديني ايرانيان و بلکه هيچ ملتي حاضر به پذيرش اين معامله خفت بار نخواهد شد. اينکه آمريکا در موقعيت استکباري کنوني، اين چنين از موضع تکبر و توهم با ملت ايران برخورد کند، جاي شگفتي نيست چرا که تکبر زايل کننده عقل است وگرنه عاقل کسي است که از تجربيات زورآزمايي با ايران و از جمله شکست در عراق، سوريه، لبنان و فلسطين پند بگيرد اما جاي شگفتي از موضع‌گيري کساني است که ساده‌انديشانه، فريب دشمن را مي‌خورند و در قالب تعابير فريبنده و از زبان دوست، کلام دشمن را رواج مي‌دهند.

غالبا اساس تفکرات اين‌گونه افراد آن است که به دليل مرعوب شدن در برابر دشمن، نه به خود اعتماد دارند و نه به قدرت ملت و نه با اعجاز و وعده خداوند که پيروزي مومنان را تضمين فرموده است و به همين سبب به راهبرد:

«تکيه بر نيروهاي داخلي براي گرفتن حربه تحريم از دشمن»*

اعتماد ندارند و صرفا راهکارهايي را مي‌پذيرند که متکي بر جلب نظر کدخداي مستکبر جهان باشد و به دليل همين ضعف روحيه و خود باختگي در برابربيگانه است که به دستاوردهاي ملت ايران هم با ديده‌ ترديد مي‌نگرند و به نهادهاي انقلابي، گوشه و کنايه مي‌زنند و گاه با جملات استهزاآميز از افتخاراتي نظير فناوري هسته‌اي و صنايع موشکي ياد مي‌کنند و هنگام نام بردن از اين سرمايه‌هاي ملي که همانند دستاوردهاي دفاع مقدس، نوعي تقدس يافته و حاصل خون عزيزترين شهداي کشور است و نقش راهبردي و بازدارنده آن آمريکا و اسرائيل را نگران ساخته است، واژه‌هايي سخيف به کار مي‌گيرند.

همچنين اين سياست پيشگان ناباور اين چنين مي‌پندارند يا چنين وانمود مي‌کنند که نوعي تعارض بين آرمان‌هاي ملت ايران و حل مشکلات روزمره آنان از جمله مسائل اقتصادي و معيشتي وجود دارد البته با زباني خيرخواهانه! نظير وانمود کردن تقابل بين چرخ سانتريفيوژ و چرخ زندگي مردم يا تعارض نشان دادن بين ارتقاي معنويت مردم و سطح معيشت آنان!

پيام اين تحليل و تعارض نمايي آن است که مردم قدري از معنويات خود دست بردارند و تا اندازه‌اي هم دستاوردهاي فناوري هسته‌اي خويش را به فراموشي بسپارند تا شايد نظام سلطه جهاني عنايتي بکند. به تعبير حافظ:

گر مي‌فروش حاجت رندان روا کند

ايزد گنه ببخشد و دفع بلا کند!

نمونه ديگر، وانمود کردن وجود تعارض بين حل مشکلات اقتصادي با سياست خارجي است و کليد حل مشکلات اقتصادي را در حل مسائل سياست خارجي دانستن، بدون آنکه روشن کنند ملت ايران از کدام يک از اصول سياست‌ خارجي خود و چرا بايد عقب‌نشيني کند و چه تضميني وجود دارد که در صورت عقب‌نشيني، آمريکا به تعهدات خود عمل خواهد کرد؟ حال آنکه
هم اکنون مقامات آمريکا به صراحت و با وقاحت اعلام مي‌کنند که حتي در صورت عقب‌نشيني ايران از مسائل هسته‌اي، تحريم‌ها برداشته نخواهد شد.

برخي ديگر از اصحاب اين تفکر هم بي‌آنکه صريحا اعلام کنند که از اصول انقلاب دست کشيده‌اند در قالب دلسوزي براي مردم مي‌گويند انقلاب اسلامي، حادثه‌اي بوده که در گذشته اتفاق افتاده است و بايد پرونده آن بسته شود و مردم به جمهوري اسلامي راي داده‌اند نه به انقلاب اسلامي.

صاحبان اين تفکر وابسته، هنگامي که در عمل مشاهده مي‌کنند ديدگاه‌هاي آنان به دليل ناهمگوني با ساختار نظام اسلامي، قابليت تحقق و اجرا ندارد و نمي‌توانند مراجع عالي و قانوني را وادار به عقب‌نشيني از اصول انقلاب و فروش بخشي از سرمايه استقلال ملي، کنند، به شيوه‌هاي ساختارشکنانه متوسل مي‌شوند به گمان آنکه با کشانيدن مسئله به مردم کوچه و بازار و ايجاد ترديد و ابهام و دو دستگي در جامعه، بستري براي کمرنگ شدن آرمان‌ها و چرخش از اصول انقلاب فراهم آورند و در هر صورت با دامن زدن به تنش‌هاي سياسي در جامعه، صورت مسئله اصلي يعني حل مشکلات اقتصادي مردم تحت‌الشعاع قرار گيرد.

اما تجربه‌هاي متعدد گذشته نشان داده است که صبوري ملت ايران را نبايد به معناي عقب‌نشيني از آرمان‌ها تصور کرد بلکه در موقعيت مناسب و با بصيرت کامل و قاطعيت از راه امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري و اصول انقلاب اسلامي و دستاوردهاي شهيدان دفاع خواهد کرد و بيگانه را مايوس و دلبستگان به بيگانه را منزوي خواهد ساخت.

پي‌نوشت:

* رهنمود مقام معظم رهبري در ديدار با مردم قم به مناسبت سالروز نوزده دي

نظرات بینندگان

ارسال نظر