صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سرمقاله شرق/ دولت‌هاي استعاره‌پذير

«دولت‌هاي استعاره‌پذير» عنوان يادداشت روز روزنامه شرق به قلم احمد غلامي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

کد خبر: 3809

شرق/ «دولت‌هاي استعاره‌پذير» عنوان يادداشت روز روزنامه شرق به قلم احمد غلامي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

در سال‌هاي اخير تحت‌عنوان «دولت‌ استعاري» باب‌تازه‌اي در مطالعات علوم‌سياسي باز شده است که برحسب آن، سياست‌هاي کلي هردولتي حول‌ محور استعاره‌اي زباني شکل مي‌گيرد. به بيان ساده‌تر، دولت‌ها برخلاف تصور رايج، از ذات يا جوهره ويژه‌اي برخوردار نيستند. علي‌الخصوص دولت‌هاي برآمده از راي مستقيم شهروندان، در مقام پاسخگويي مجبورند سياست‌هاي عمده خود را به‌صورت تمثيل يا تشبيه بيان کنند. تا چنددهه پيش، زبان استعاري سياستمداران در عرصه تحليل عملکرد دولت‌ها از اهميت ويژه‌اي برخوردار نبود. معمولا فرض را بر اين مي‌گذاشتند که مقايسه قول و فعل هردولتي، پيروزي‌ها و شکست‌هاي آن دولت را عيان مي‌کند. اما اولويت‌هاي هردولتي در مقام توضيح براي شهروندان خواسته و ناخواسته از آن دولت، «دولتي استعاري» نيز ايجاد مي‌کند، مثلا افلاطون در کتاب جمهور، از کشتي حکومت سخن به ميان مي‌آورد و دقيقا با توسل به همين استعاره، حاکم و ناخداي کشتي را در هم ادغام مي‌کند و دولت مطلوب خود را برمبناي اين استعاره در ذهن مخاطبان خود به‌اصطلاح «جامي‌اندازد.» در روزگار مدرن و در نظريه‌هاي گوناگون دولت، اين استعاره‌ها تنوع و تکثر پيدا مي‌کنند. چه‌بسا دولتي، جامعه را به هتل تشبيه کند و در اين‌صورت دولتمردان و تصميم‌گيران اقدامات قوه‌مجريه را به صورت «هتلداري خوب» جلوه مي‌دهند. دولت‌ها استعاره‌هاي بسياري را مي‌پذيرند. با جست‌وجوي ساده‌اي در فضاي مجازي درمي‌يابيم از «آشپزخانه» تا «باغچه»، دامنه استعاره‌هاي دولت تغيير مي‌کند.

از آنجا که شکل و ساختار دولت در جمهوري‌اسلامي ايران پس از بازنگري قانون‌اساسي- و حذف نخست‌وزيري- مبتني‌بر راي مستقيم شهروندان است، دولت‌ها نيز در قبال توضيح سياست‌هاي اجرايي خود، به زباني استعاري توسل مي‌جويند. ظرف دودهه گذشته، دولت‌هاي ايران بنا بر شرايط داخلي و خارجي، استعاره‌هاي سياسي خود را برگزيده‌اند. در مقطع تاريخي خاصي، ضرورت بازسازي کشور در دولت هاشمي چنين اقتضا مي‌کرد که دولت به‌صورت «پيمانکاري بزرگ» جلوه کند. در نتيجه بنا بر فرضي که گفتيم، نسبت جزء و کل ميان وزارتخانه‌اي خاص و رياست‌جمهوري- به منزله ذي يک کل منسجم- جا عوض ‌کردند و همه دولت در عين‌يکپارچگي خود، به شکل وزارت اقتصادي و دارايي توسعه‌يافته‌اي درآمد که در مقصد نهايي با بهبود وضع معيشتي شهروندان، ماموريتش خاتمه‌يافته تلقي مي‌شد. در دولت اصلاحات، دولت بيشتر از هرزمان استعاري‌ شد و به شکل وزارت فرهنگ‌وارشادي وسعت‌يافته درآمد. بر اين منوال، دولت احمدي‌نژاد وزارت کشوري بسط‌يافته بود که با نگاهي امنيتي در سطح داخل و بين‌الملل به مدت هشت‌سال، اقدامات و تصميمات خود را توجيه‌پذير مي‌کرد. از وصف دولت‌هاي پيشين که بگذريم، بحث بر سر اين است که دولت روحاني، چه استعاره‌اي را براي توجيه‌پذيري سياست‌هاي خود برگزيده است؟ پيش از اين، لازم به توضيح است که استعاره‌هاي دولت، اموري دلبخواهي، حسي يا زيبايي‌شناختي نيستند. اين استعاره‌ها در حدفاصل وعده‌هاي دولت و شرايط واقعي جامعه سر بر مي‌کنند. به عکس آن دسته از تحليلگراني که به سابقه فعاليت‌هاي امنيتي روحاني و تني چند از وزراي کابينه‌اش اهميت ويژه‌اي مي‌دهند، چنين که برمي‌آيد، دولت روحاني عملکردي شبيه به «بيمارستاني بزرگ» خواهد داشت. اين دولت با شکلي از زيست- سياست مواجه است؛ سياستي که با خود مفهوم حيات سروکار دارد، نه بهبود حيات؛ دولتي است که نمي‌تواند مظاهر بي‌نظمي را به نظم تبديل کند، بلکه صرفا بي‌نظمي‌ها را کنترل مي‌کند و به همين منوال نمي‌تواند تورم را مهار کند، بلکه درصدد است تا همزمان، مظاهر بي‌نظمي تورم و رکود را کنترل کند. به عبارتي اين دولت وارث مشکلات لاينحل دولت پيشين است. اما براي حل اين مشکلات مجموع همه امکانات دولت بسيار ناچيز است. بنابراين دولت روحاني، هم در رهيافت‌ها و هم در چالش‌هايش در دوساحت زيست- محيطي و بهداشتي- پزشکي معنا پيدا مي‌کند. بي‌دليل نيست که قاضي‌زاده هاشمي، وزير بهداشت موفق‌ترين وزير دولت روحاني است و ملموس‌ترين دستاوردهاي دولت هم کاهش قيمت دارو و مهم‌ترين وعده دولت هم ساماندهي وضع بهداشت و درمان است؛ دولتي که مي‌کوشد با مشکلات راهي همچون رفتار پزشک با بيماري‌ها را در پيش بگيرد. مشکلات را تشخيص دهد و با اتکا به تشخيص‌هايش درمان‌هاي مناسبي را تجويز و با مسايل نيز مثل يک‌درمانگر برخورد کند. در گفتمان پزشکي بين علت‌ها و علايم اختلاف شديدي وجود دارد. روحاني نيز با علت‌ها و علايم سروکار دارد فراموش نکنيم که در گفتار استعاري طبيب با بيمار، علايم بيماري لزوما مترادف با علل بيماري نيست. علاوه‌بر اين به اقتضاي رنج بيمار، طبيب ناچار است که هم درد را تشخيص دهد و هم درصدد درمان قطعي برآيد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر