صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سرمقاله کيهان/ سرطان پترو دلار

کد خبر: 3805

«سرطان پترو دلار» عنوان يادداشت روز روزنامه کيهان به قلم محمد صرفي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

11 سپتامبر سال 2014 (4 ماه پيش) پادشاه عربستان در کاخ خود در ساحل درياي سرخ ميزبان وزير امور خارجه آمريکا بود. اگرچه جزئيات چنداني از محتواي اين نشست منتشر نشد اما برخي منابع خبري اعلام کردند توافقاتي خاص ميان واشنگتن و رياض انجام شد. اين نشست در حالي برگزار شد که آمريکا با دو مسئله مهم دست به گريبان بود. جمهوري اسلامي و فعاليت‌هاي هسته‌اي و روسيه و بحران اوکراين.
چندين دور مذاکرات هسته‌اي در حالي برگزار شده بود که جمهوري اسلامي همچنان بر خطوط قرمز خود پافشاري مي‌کرد و حاضر به پذيرش شروط تحميلي و زياده خواهانه آمريکايي‌ها نبود و دورنماي روشني هم براي واشنگتن در اين زمينه وجود نداشت. روس‌ها نيز در بحران اوکراين، هژموني آمريکا را عملاً به چالش کشيده، کريمه را بازپس گرفته و جنگ سرد جديد را کليد زده بودند.
رفتار آمريکا در برابر اين دو موضوع از الگويي يکسان پيروي مي‌کند. ابتدا مقداري سخنراني و تهديد به مداخله نظامي و تحرکاتي ايذايي در اين زمينه و سپس حرکت به سوي تحريم و فشار اقتصادي براي امتياز گيري و به عقب راندن حريف. هيچيک از اين دو حرکت آمريکايي‌ها در اين موارد به نتيجه دلخواه نرسيده بود. نه روس‌ها از کريمه و منافع خود در اوکراين چشم پوشي کردند و نه جمهوري اسلامي حاضر شد به توافق دلخواه کاخ سفيد تن دهد. تکليف تهديدهاي نظامي هم که از آغاز مشخص بود؛ بلوف‌هاي گزاف و طبل‌هاي توخالي!
ايران و روسيه يک ضعف مشترک دارند؛ اقتصادشان زيادي وابسته به نفت است. پس براي آمريکايي‌ها چه کسي بهتر از رفقاي سعودي؟ در نشست 11 سپتامبر، رياض تضمين داد که جهان را در نفت ارزان قيمت غرق خواهد کرد. البته سعودي‌ها قولي هم از واشنگتن گرفتند؛ «اسد بايد برود.»
البته سقوط قيمت نفت، پيش از اينها آغاز شده بود و نشست جان کري و ملک عبدالله را نمي‌توان سرآغاز اين ماجرا دانست. شايد دقيق‌تر آن باشد که اين نشست را در راستاي هماهنگي جزئيات طرح جنگ با ايران و روسيه با سلاح «پترودلار» يا همان دلارهاي نفتي (پس از جنگ جهاني دوم دلار آمريکا به دليل داشتن بيشترين ذخيره طلا در اين کشور، تبديل به ارز جهاني شد. در سال 1973 تجارت نفت جايگزين پشتوانه طلا شده و پترودلار بر اقتصاد دنيا حاکم شد.) ارزيابي کرد. فارن پاليسي اخيراً در گزارشي به جلسه ترکي فيصل -رئيس سابق دستگاه امنيتي عربستان- با مقامات بلندپايه انگليسي و آمريکايي در يک پايگاه عملياتي سازمان کشورهاي آتلانتيک شمالي (ناتو) اشاره کرده است. فيصل در اين نشست از افزايش نفوذ جمهوري اسلامي در پي انقلاب‌هاي عربي ابراز نگراني کرده و مي‌گويد: «اقتصاد ايران با کاهش سود ناشي از درآمدهاي نفتي به شدت با مشکل مواجه مي‌شود؛ اقدامي که سعودي‌ها قادر به انجام آن هستند.»
گذشت زمان بيش از پيش نشان داد که کاهش قيمت نفت به هيچ عنوان بر مبناي عرضه و تقاضا و نوسانات مرسوم بازار نفت نيست و انگيزه‌هاي سياسي است که قيمت بشکه‌هاي نفت را تعيين مي‌کند. تا جايي که وزير نفت عربستان رسماً اعلام کرد جهان بايد با نفت 100 دلاري خداحافظي کند و قيمت باز هم کاهش خواهد يافت.
پوتين وضعيت فعلي را توطئه‌اي سياسي با ابزار اقتصادي عليه مسکو و تهران عنوان کرده و واکنش کرملين به اين توطئه نزديکي بيشتر به چين بوده است. روساي جمهور دو کشور در کمتر از دو سال، 9 بار با يکديگر ملاقات داشته‌اند. بانک‌هاي مرکزي چين و روسيه قراردادي سه ساله به ارزش 150 ميليارد يوآن امضا کرده‌اند. دو کشور حذف دلار از مبادلات خود را در دستور کار قرار داده و شرکت گازپروم روسيه يک قرارداد گازي معادل 400 ميليارد دلار با چين منعقد کرده است. اما مهم‌تر از اين همکاري‌هاي اقتصادي، وضعيت فعلي اين امکان را در اختيار پکن قرار داده تا به پيشرفته‌ترين تسليحات روسي نيز دست يابد. موشک‌هاي S400 ، جنگنده‌هاي سوخو 35 و زيردريايي آمور 1650 از جمله اين تسليحات هستند که به زودي چين دريافت خواهد کرد. يکي از رسانه‌هاي غربي اخيراً در پيش بيني سال 2015 نوشته بود؛ پوتين در اين سال به دليل فشارهاي اقتصادي و نارضايتي عمومي مجبور به استعفا خواهد شد. ارزيابي خود غربي‌ها نشان مي‌دهد، تحولات اخير نه تنها منجر به کاهش محبوبيت وي نشده بلکه حمايت ملي از پوتين افزايش نيز يافته است.
اما موضوع درباره جمهوري اسلامي چگونه است؟ آمريکايي‌ها به خوبي مي‌دانند که کفگير تحريم به ته ديگ خورده و بيش از اين نمي‌توانند روي آن مانور دهند. واشنگتن پس از توافق موقت ژنو، ده‌ها شرکت و فرد ايراني را مورد تحريم قرار داده است. واکنش ضعيف و نمايشي دستگاه ديپلماسي در برابر اين تحريم‌ها ناشي از ضعف‌هاي آشکار توافق ژنو است. اما تحريم افراد و شرکت‌ها با تحريم‌هاي فراگير متفاوت است. واشنگتن عملاً قادر و مايل به تحريم‌هاي جديد نيست. چرا که به خوبي مي‌داند تحريم جديد يعني پايان توافق ژنو و خروج از اتاق مذاکره. در چنين حالتي تحريم‌هاي پيشين نيز عملاً به سوي فروپاشي خواهد رفت چرا که دنيا آمريکا را مسئول اين بن بست خواهد دانست. شايد واشنگتن بتواند کشورهاي کوچک و ضعيف را با تهديد و تحريم از همکاري اقتصادي با ايران منع کند اما آيا اين چماق در برابر چين که براي نخستين بار بر سکوي نخست اقتصاد دنيا ايستاده نيز کارايي دارد؟ هرگز. اينجاست که آمريکايي‌ها سعي دارند بدون پذيرش مسئوليت رسمي، از کارت نفت ارزان قيمت براي فشار به ايران استفاده کنند. نشريه آمريکايي هيل در اين مورد مي‌نويسد؛ زيبايي اين نوع از فشار اين است که نمي‌تواند اقدامي حاکي از نيت بد آمريکا تلقي شود!
اوايل آذر ماه -زماني که مشخص شد جمهوري اسلامي حاضر به تسليم شدن در برابر زياده خواهي واشنگتن نيست- موسسه بروکينگز نشستي را با حضور برخي از تحليل‌گران پرسابقه و تصميم‌ساز در مورد موضوع هسته‌اي ايران برگزار کرد. در اين نشست مجري از گري سيمور مي‌پرسد؛ آيت‌الله خامنه‌اي حاضر به عقب نشيني از خطوط قرمز هسته‌اي نيست. چه بايد کرد؟ سيمور - هماهنگ‌کننده سابق کاخ سفيد در امور کنترل تسليحات و تسليحات کشتار جمعي در فاصله سالهاي 2009 تا 2013- در پاسخ تاکيد مي‌کند مذاکره کنندگان آمريکايي نبايد پيشنهاد جديدي به ايران بدهند و بلافاصله مي‌افزايد؛ « ما نيازمند آن هستيم که با همپيمانان خود گفت‌وگو کنيم يعني هم با مصرف‌کنندگان و هم با توليدکنندگان نفت درباره آماده بودن براي ضرورت احتمال شکست طرح اقدام مشترک، مشورت کنيم. ما از اين همپيمانان مصرف‌کننده نفت مثل ژاپن، کره و هند مي‌خواهيم که همچنان به تلاش‌هاي قديمي خود براي کاهش خريد نفت از ايران ادامه دهند. ما از توليد کنندگان نفت مثل عربستان سعودي و اماراتي‌ها مي‌خواهيم که توليد بالاي نفت را حفظ کنند. ايراني‌ها البته مي‌دانند که ما درحال آماده کردن اين توافق هستيم. شايد اين مسئله آنها را متقاعد کند که بايد امتياز بدهند.»!
اگر به توصيه و هشدارهاي دو دهه پيش رهبر معظم انقلاب درباره نفت و ارتباط آن با مسائل سياسي توجه مي‌شد، بدون شک آمريکايي‌ها امروز به بشکه‌هاي نفتي به عنوان ابزاري براي سد راه پيشرفت کشورمان نگاه نمي‌کردند. رهبر معظم انقلاب 13 ارديبهشت سال 1373 با اشاره به تبديل شدن نفت به اهرمي سياسي در دست غارتگران بين‌المللي و همراهي برخي کشورهاي وابسته و خائن در اين بازي، فرموده بودند؛ «آرزوي واقعي من- که البته ممکن است به اين زوديها قابل تحقّق نباشد- اين است که ما درِ چاههاي نفت را ببنديم و اقتصاد خود را براساس کالاها و محصولات غيرنفتي بنياد نهيم. يعني فرض کنيم اين کشور، کالايي به نام نفت ندارد...روزي بايد اين کار بشود و آن روز، روزي است که ملت ايران بدون اينکه سرمايه‏هاي خود را مفت و مجّاني به دست کساني بدهد که با کمال خباثت از ثروت ملي کشورها استفاده مي‏کنند، با تکيه بر امکانات ذاتي، روي پاي خودش بايستد.»
دو دهه از اين هشدار راهبردي گذشت. دولت‌هاي مختلف، هر کدام با تابلويي آمدند و رفتند. رهبر معظم انقلاب تقريباً هر سال اين هشدار را تکرار کردند و در سخنراني اول فروردين سال گذشته فرمودند؛ «من هفده هجده سال قبل به دولتي که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم کاري کنيد که ما هر وقت اراده کرديم، بتوانيم درِ چاههاي نفت را ببنديم. آقايانِ به قول خودشان «تکنوکرات» لبخند انکار زدند که مگر مي‌شود؟! بله، مي‌شود؛ بايد دنبال کرد، بايد اقدام کرد، بايد برنامه‌ريزي کرد. وقتي برنامه‌ اقتصادي يک کشور به يک نقطه‌ خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روي آن نقطه خاص تمرکز پيدا مي‌کنند.» جالب آنکه ايشان در بيانات چهارشنبه هفته گذشته خود نيز بار ديگر به اين موضوع اشاره کردند.
توقع گذشتن بودجه از نفت 140 دلاري زيادي خوش بينانه است. اما شرايط فعلي را مي‌توان مناسبت‌ترين زمان براي خلاصي از شبح پترودلار دانست. اين روزها زمزمه‌هايي ضعيف از مجلس براي جراحي بودجه و بيرون کشيدن آن از چاه نفت شنيده مي‌شود اما ناگفته پيداست که اين حرکت تاريخي بيش از همه نياز به عزم و همت دولت دارد چرا که اقتصاد نفتي يک بيماري دولتي است و البته منحصر به دولت کنوني هم نيست. شايد مشکل اينجاست که در اين مورد خاص بيمار و جراح يکي هستند. آيا دولت يازدهم نام خود را به عنوان جراح سرطان پترودلار در تاريخ سياسي-اقتصادي ايران ماندگار خواهد کرد؟ يک بار جراحي و تحمل درد و خونريزي بهتر از درد مزمن توده سرطاني است. البته بستگي به شجاعت بيمار هم دارد!

نظرات بینندگان

ارسال نظر