صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

3 یادداشت مهم از سه نشریه معتبر در خصوص حوادث اخیر فرانسه

هدف از حمله در پاریس، بهانه شروع جنگ دیگری در خاورمیانه؟

اکنون باید دید برنامه ریزان اصلی حمله روز چهارشنبه در پاریس چه هدفی را دنبال می کنند. شاید نیروهای عملیاتی سیا قصد داشته باشند برنامه مشابهی را نیز در آمریکا پیاده کنند شاید همه این حملات در تلاش برای از بین بردن آزادی عمومی صورت گرفته باشند و یا شاید هدف از ...

کد خبر: 3750

3 یادداشت مهم از سه نشریه معتبر در خصوص حوادث اخیر فرانسه :

--------------------------------------------------------------------------------------------

گلوبال ریسرچ

اتفاقات روز چهارشنبه بیشتر یادآور حمله روز ۱۱ سپتامبر در آمریکا بود. برنامه‌ای که با هدف تغییر نظام جهانی و پیشبرد برنامه‌های سلطه بیشتر در جهان، به اجرا گذاشته شد.

نویسنده: استفن لندمن*

دیپلماسی ایرانی: همه چیز همیشه همانطوری که به نظر می رسد نیست. زمانی که حوادث اینچنینی رخ می دهد، عموما ظاهر اتفاقات گمراه کننده است.

روز چهارشنبه سه مرد کاملا مسلح به هفته نامه فکاهی شارلی ابدو در پاریس حمله کردند. این نشریه شهرت خود را از انتشار کاریکاتورهایی در مورد مذاهب به ویژه اسلام و شخصیت های سیاسی کسب کرده است.

این حمله در روز روشن رخ داد و ۱۲ نفر در آن کشته و هشت تن دیگر زخمی شدند. پوشش خبری رسانه ها از این حمله چندان تعجب آور نبود. در تیتر همه رسانه ها عنوان «تروریسم» به شدت به چشم می خورد. بی بی سی گزارش خود از این حمله را تحت عنوان «تروریسم بی سابقه» ارائه و اعلام کرد: «فرانسه تاکنون با تروری اینچنینی مواجه نشده بود.» دبیران خبر در نیویورک تایمز از این حمله تحت عنوان «کشتار جمعی ناشی از نفرت» یاد کردند و آن را اقدامی تروریستی خواندند.

واشنگتن پست در گزارش خود نوشت: «شارلی ابدو برای آزادی بیان ایستاد. غرب نیز نباید کمتر از این عمل کند.» وال استریت ژورنال در مطلبی تحت عنوان «ترور اسلام گرایان در پاریس» نوشت: «کشتار جمعی روز چهارشنبه یادآور این مطلب بود که جهادگرایی و افراطی گرایی اتفاقی مختص منطقه خاورمیانه و سرزمین های دور نیست. حملات بیشتری در تلاش برای کشتار جمعی صورت خواهد گرفت و مقامات در آمریکا و اروپا می بایست امکان بازرسی و تحقیقات گسترده برای شناسایی برنامه ریزان این حمله را داشته باشند. اسلام خشونت آمیز واکنشی در برابر فقر و یا سیاست های غرب در خاور میانه نیست؛ بلکه چالش ایدئولوژیکی برای تمدن و اصول غربی است.»

لس آنجلس تایمز نوشت: «تروریست ها در پاریس آزادی بیان را هدف قرار دادند و ما باید از آن دفاع کنیم.» فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه این حمله را «یورش به آزادی بیان و روح جامعه» توصیف کرد و گفت: «امروز همه ملت فرانسه هدف قرار گرفتند.» طبق بیانیه منتشر شده از سوی کاخ سفید، اوباما در تماس تلفنی با اولاند با وی ابراز همدردی و تصریح کرد: «آمریکایی ها در کنار مردم فرانسه خواهند ایستاد.»

شارلی ابدو در سال ۲۰۰۶ کاریکاتورهای بحث برانگیزی از حضرت محمد پیامبر اسلام را مجددا منتشر کرد. این کاریکاتور ها در ابتدا توسط روزنامه ای دانمارکی منتشر شده بودند.

در تاریخ دوم ماه نوامبر سال ۲۰۱۱ پس از انتشار ویژه نامه ای توسط شارلی ابدو، به دفتر این نشریه حمله و وب سایت آن هک شد. در این ویژه نامه کاریکاتوری از پیامبر اسلام به عنوان تصویر روی جلد مجله قرار گرفته بود.

طبق گزارش های منتشر شده در روز چهارشنبه، حمید مراد یکی از مظنونین وارد پاسگاه پلیس واقع در ۱۴۵ مایلی شمال شرقی پاریس شد و خود را تسلیم کرد. در مورد اینکه مراد چطور به این پاسگاه رسیده بود، هیچ توضیحی داده نشد. این مسئله که آیا وی در حمله دست داشت و یا اینکه وی بخشی از نقشه عملیات ایذایی بود نیز مشخص نیست. پلیس دو مظنون دیگر در این حمله را نیز شناسایی کرد: سعید و شریف کواشی که هر دو ساکن پاریس بودند.

همه این ها در حالی اتفاق افتادند که تحقیقات برای شناسایی مظنونین حملات اینچنینی عموما مدت زمانی طولانی وقت می برد. مظنونین عموما داوطلبانه خود را به پلیس تسلیم نمی کنند. معمولا هفته ها طول می کشد تا پرونده قضایی علیه مظنونین تشکیل شود.

به گزارش رویترز، یکی از مظنونین از روی کارت شناسایی وی که در یک خودروی رها شده جا مانده بود، شناسایی شد. شریف در سال ۲۰۰۵ به جرم همکاری با «نهادی تروریستی» به مدت ۱۸ ماه زندانی شده بود. ظاهرا وی قصد داشته با پیوستن به نیروهای فرانسوی به عراق رفته و با نیروهای آمریکایی مبارزه کند؛ اما پیش از سفر به عراق برای پیوستن به جنگجویان، دستگیر شده بود.

حمید مراد در هیچ یک از تصاویر تلویزیونی در پوشش خبر حمله به نشریه دیده نشد و هنوز مشخص نیست که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در این حمله دست داشته است یا خیر؟!

به گزارش رویترز، تاکنون هیچ شخص یا گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است؛ اما به گفته یکی از شاهدان عینی، یکی از حمله کنندگان پیش از اینکه سوار خودروی خود شود فریاد زده است «به رسانه ها بگویید ما از اعضای القاعده در یمن هستیم.»

خبرگزاری فرانسه گزارش داد نیروهای نظامی بلافاصله پس از حمله در همه شهر مستقر شدند و همه ایستگاه های خطوط ریلی و ساختمان های رسانه را تحت پوشش قرار دادند.

اتفاقات روز چهارشنبه بیشتر یادآور حمله روز ۱۱ سپتامبر در آمریکا بود. برنامه ای که با هدف تغییر نظام جهانی و پیشبرد برنامه های سلطه بیشتر در جهان، به اجرا گذاشته شد. مقامات آمریکا در کوتاه ترین زمان ممکن حمله کنندگان یازدهم ماه سپتامبر را شناسایی کردند. اف بی آی به دروغ اعلام کرد محمد عطا کیف دستی حامل شواهدی دال بر مشارکت القاعده در این حمله را در صحنه جا گذاشته است. اما چه کسی تاکنون شنیده است افرادی که در حملات تروریستی دست دارند مدارک مربوط به مشارکت خود را در چنین حملاتی همراه خود به صحنه جرم ببرند و یا در آنجا جا بگذارند؟!

با این حال، مقامات فرانسه ادعا کردند یکی از حمله کنندگان کارت شناسایی خود را در خودرویی در نزدیکی محل حادثه جا گذاشته است.

حملات ایذایی و یا حمله با هدف متهم کردن دیگران، به نوعی سنت قدیمی آمریکا محسوب می شود. نمونه آن حمله یازده سپتامبر بود که جنگ های امپریالیستی علیه افغانستان، عراق، بخش هایی از پاکستان، لیبی و سوریه را در پی داشت. در ماه آوریل سال ۲۰۱۳، شواهد کشف شده حاکی از دست داشتن تروریسم داخلی در بمبگذاری بوستون بودند.

کشورهای اروپایی نیز دلایل خاص خود را برای مشارکت در اقدامات اینچنینی دارند. آن ها با تمایل واشنگتن برای سلطه جهانی همراه شده اند و به دلیل موجهی برای جنگ های امپریالیستی نیاز دارند. از سوی دیگر، برای سرکوب آزادی های داخلی چه راهی بهتر از ایجاد رعب و وحشت از گروه های افراطی می تواند وجود داشته باشد؟!

در ماه مارس سال ۲۰۰۴، بمبگذاری در قطاری در مادرید سه روز پیش از انتخابات عمومی در اسپانیا رخ داد. القاعده مسئول این بمبگذاری شناخته شد، اما هیچ سند و مدرکی برای این مسئله وجود نداشت. در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۵ نیز بمبگذاری های مشابهی در لندن رخ داد.

چنین حملاتی سوال برانگیز شده اند. مسائل بسیاری در مورد این حملات بی جواب مانده اند و پرونده های این حملات خیلی زود بسته شدند. روند رسیدگی به این حملات این سوال را بوجود می آورد که چه کسانی در حوادث اینچنینی برنده و چه کسانی بازنده هستند؟

حملات به کشورهای خاورمیانه و درگیری ها در هاییتی همه عواقب حملاتی بودند که به القاعده و گروه های افراطی نسبت داده شدند و هیچ شواهد و مدارکی دال بر دست داشتن این گروه ها در این حملات در دست نبود.

اکنون باید دید برنامه ریزان اصلی حمله روز چهارشنبه در پاریس چه هدفی را دنبال می کنند. شاید نیروهای عملیاتی سیا قصد داشته باشند برنامه مشابهی را نیز در آمریکا پیاده کنند...

شاید همه این حملات در تلاش برای از بین بردن آزادی عمومی صورت گرفته باشند و یا شاید هدف از حمله در پاریس همانند حملات قبلی، شروع جنگ دیگری توسط ناتو و به رهبری آمریکا در خاورمیانه باشد.

* استفن لندمن ساکن شیکاگو است و کتاب جدید وی تحت عنوان «بحران در اوکراین: تلاش آمریکا برای برتری در منطقه خطر شروع جنگ جهانی سوم را در پی دارد» منتشر شده است.

منبع: گلوبال ریسرچ / مترجم: طلا تسلیمی

------------------------------------------------------------------------------------------------

تروریسم به کجا می‌رود؟
 
دکترسیدعلی خرم * آرمان
 
اسلام رابطه‌ای با تندروی و خشونت ندارد و برعکس اهل اعتدال، سلم و صفا و صلح و دوستی است. اینکه چند نفر پس از طی آموزش‌هایی در کشورهای عربی به فرانسه برگردند و بی‌دلیل یا با دلیل به این و آن حمله کنند و آنها را به قتل برسانند در هیچ مکتب انسانی و هیچ مذهب الهی توجیه‌پذیر نیست و محکوم است. چنانچه احساسات مذهبی، انگیزه چنین اقداماتی باشد، اینها ترور‌های کور است. ما درک می‌کنیم که مردم فرانسه در موقعیتی بحرانی قرار گرفته‌اند که ممکن است به دگرگونی اجتماعی و سیاست‌های افراطی سوق پیدا کنند. اما دولت و مردم فرانسه باید احساسات خود را کنترل و مهار نمایند و اجازه ندهند مسلمانان این کشور به حاشیه رانده شوند و جامعه‌ای دوقطبی به‌وجود آید. یقینا مسلمانان فرانسه هم این اعمال تروریستی و خشونتبار را محکوم می‌کنند و رابطه‌ای با آن ندارند. چنانچه مختصرا به ریشه‌یابی این حوادث پرداخته شود، می‌توان گفت از یکسو 10 درصد مردم فرانسه غیربومی و عمدتا الجزایری هستند که سال‌هاست برای حقوق اجتماعی- سیاسی خود در فرانسه می‌جنگند و از سوی دیگر فرانسه بعد از انقلاب معروف خود، به‌عنوان مهد آزادی شناخته شده و به اصول دموکراسی پایبند است. از سوی سوم، فرانسه همواره در سیاست خارجی، تهاجمی عمل کرده و با عملکرد خود برخی از کشورها یا ملت‌ها را ناراضی ساخته که الجزایری‌ها در صدر قرار دارند. به‌عبارت دیگر اصول آزادی و دموکراسی در سیاست خارجی فرانسه کمتر تبلور یافته است و مردم فرانسه نقش کمی در این انتخاب دارند. شاید این معادله چندپارامتری را به‌سادگی نتوان تفسیر و تحلیل کرد ولی تبعات آن بعضا چنین است: راست‌های افراطی فرانسه به‌دنبال موقعیتی هستند که اصول خود را در شرایط بحرانی تبلیغ و به پیش برند که ازجمله سیاست‌های ضدمهاجرت آنهاست که در این شرایط فرصت تبلور پیدا می‌کند و نتیجه آن آزار و اذیت و ایجاد محدودیت علیه مسلمان‌های غیربومی فرانسه است. چنانچه کمی به عقب برگردیم با شروع بهار عربی، از چهارسال پیش که دگرگونی اجتماعی- سیاسی در سوریه شروع شد، چند کشور منطقه و در راس آنها عربستان و ترکیه درصدد برآمدند از تظاهرات آرام مردم سوریه، گروه‌هایی جهادی بسازند که به سرنگونی بشاراسد پرداخته و این گروه‌های جهادی ابزاری برای این قبیل کشورها جهت پیاده‌کردن سیاست‌های منطقه‌ای آنان شدند. همین مدل در دهه‌های 1360 و 1370 در افغانستان پیاده شد و از دامان آنان طالبان و القاعده متولد شدند که مظهر خشونت و تروریسم شناخته شدند. اما قدرت‌های جهانی چون آمریکا و فرانسه بدون توجه به آثار و تبعات این قبیل اقدامات، به حمایت از این تندروی‌ها پرداخته و با ارائه اسلحه، پول و آموزش نظامی، نسل سوم از افراط‌گرایان را در سوریه به‌وجود آوردند به ترتیبی که داعش و القاعده شروع به سربازگیری از جوامع غربی و ازجمله فرانسه نمودند و چون نتوانستند با بشاراسد مقابله کنند، راهی خارج از مرزها شده و به بی‌ثبات نمودن عراق، یمن و دیگر نقاط پرداختند. تروریسم هیچ‌وقت حد و مرز نمی‌شناسد و صاحب خاصی ندارد. عربستان و ترکیه از کشورهای منطقه و آمریکا و فرانسه از قدرت‌های بین‌المللی که خود به‌وجود آورنده این گروه‌های تروریستی بوده‌اند، اکنون تاوان حمایت‌های خود را می‌دهند ولی چه حیف که مردم بیگناه فرانسه در این راه کشته می‌شوند و عموما نمی‌دانند چرا و به چه دلیل؟ آنها فکر می‌کنند اسلام و مسلمانان از راه رسیده و جامعه آنها را دچار تلاطم و بی‌ثباتی و وحشت و ترور نموده است. درحالی که مشاهده می‌شود حمایت‌های اشتباه دولت فرانسه از گروه‌های تکفیری موجب این تبعات شده است. به‌هر حال جمهوری اسلامی ایران از ابتدا هشدار داده بود که برخورد با تروریسم نباید گزینشی باشد بلکه تروریسم در هر زمان و مکان و توسط هر گروه و مکتب باید محکوم شود تا افراط‌گرایان روزنه امیدی پیدا نکنند که به اعمال تروریستی دست زنند. امروز مردم ایران در کنار مردم فرانسه قرار دارند و در احساسات آنها شریک هستند و امید می‌رود دولت‌های ایران و فرانسه هم فصل مشترک‌هایی پیدا کنند که با تحلیل درست از حوادث و وقایع خاورمیانه به همکاری مشترک علیه گروه‌های تروریستی بپردازند. ایران از پیشقراولان مبارزه با تروریسم داعش در سوریه و عراق بوده درحالی که اجلاس پاریس برای مقابله با تروریسم داعش بدون حضور ایران برگزار شد و هرکدام راه خود را جداگانه طی کردند. 

 

* سفیر و نماینده دائم اسبق ایران در سازمان ملل متحد- ژنو

 

----------------------------------------------------------------------------------------

فارن پالیسی

آزادی بیان در دو راهی تسلیم یا تهدید

گروه‌های افراطی پیروزی خود را بر مبنای تلفات حملات نمی‌سنجند، بلکه بر مبنای اظهارنظرهای انتقادی به کار این نشریات، میزان موفقیت خود را محاسبه می‌کنند.

نویسنده: دیوید روسکوپ*

دیپلماسی ایرانی: در رویارویی با حوادث اخیر، اظهارنظرهایی همچون «فیلم اینترویو (مصاحبه) فیلم خیلی خوبی نبود»، «نشریه شارلی ابدو کاریکاتورهایی منتشر می کرد که به مذاق همگان خوش نمی آمد»، «ژورنالیست هایی که جرأت ورود به سوریه جنگ زده را داشتند، جان خود را برای پوشش خبری اتفاقات منطقه به خطر انداختند» و یا « کاریکاتوریست ها افراط گرایان را تحریک کردند» را شاهد بودیم.

اگرچه هر یک از این اظهارات می توانند صحیح باشند یا نباشند، اما به طور قطع در همه این اظهارنظرها به جرایم صورت گرفته در واکنش به بیان آزادانه فیلم سازان، خبرنگاران، کاریکاتوریست ها، سردبیران و دیگر افرادی اشاره شده است که جرأت به چالش کشیدن پارامترها و عقاید بیماران اجتماعی (افراط گرایان) را داشتند.

حمله به نشریه شارلی ابدو در فرانسه همانند حمله به کودکان مدرسه ای در پیشاور و یا حمله به ملاله یوسف زی نشان داد افراط گرایان تا چه اندازه از بیان آزادانه عقاید هراس دارند. با توجه به اینکه اهدافی که این افراط گرایان به نام قدرتی والاتر دنبال می کنند نیز به اندازه شیوه فعالیت آنها در دنبال کردن این اهداف غیرقابل دفاع است، هراس آنها از آزادی بیان و عقاید و ناتوانی آنها در تحمل نظرات مخالف، قابل درک است.

در واکنش به حمله روز چهارشنبه به مجله کاریکاتوریستی شارلی ابدو در پاریس که به کشته شدن ده روزنامه نگار منجر شد، نشریه های بزرگی همچون «فایننشال تایمز» تحلیلی فوری منتشر کردند. تونی باربر ستون نویس فایننشال تایمز در مقاله خود شارلی ابدو را نیز در پی انتشار کاریکاتورهایی با مضامین مذهبی در روی دادن چنین حمله ای مقصر دانست. در این حال، تحلیل باربر اهانتی جدی به ارزش های ژورنالیستی بود که حتی نشریه فایننشال تایمز از دیرباز یکی از مدافعین این ارزش ها بوده است. باربر در تحلیل خود نوشت: «هدف از انتشار این مطلب همدلی با قاتلان نیست و به طور قطع، قاتلان می بایست دستگیر و مجازات شوند. هدف از این مطلب محدودسازی آزادی بیان یا محدود سازی کاریکاتوریست ها نیست. هدف از این مطلب این است که به وجه مشترک میان حمله به شارلی ابدو با حملات مشابه برای نمونه حمله به نشریه دانمارکی بپردازد که به بهانه آزادی بیان، مطالب و تصاویری را منتشر کردند که مغایر با باورهای افرادی دیگر بود و اقدامی تحریک آمیز علیه گروه های افراطی محسوب می شد که اقدامی احمقانه بود.»

چنین اظهارنظری در مورد احمقانه بودن یا نبودن چنین اقداماتی همانند اظهارنظرها حول انتشار فیلم اینترویو (مصاحبه) بودند. اظهارنظرهایی در مورد وجوه گوناگون فیلم و اینکه فیلم سازان در به تصویر کشیدن مرگ کیم جونگ اون رهبر کره شمالی در پایان فیلم، زیاده روی کردند و خطوط قرمز را زیر پا گذاشتند.

جی کارنی سخنگوی کاخ سفید نیز در نوزدهم ماه سپتامبر سال 2012 در کنفرانس خبری در واکنش به سوالاتی درباره انتشار کاریکاتورهایی در مورد حضرت محمد پیامبر اسلام در نشریه شارلی ابدو گفت: «ما عقلانیت و قضاوت انتشار چنین تصاویری را زیر سوال می بریم. می دانیم که چنین تصاویری از نظر بسیاری، تعرض و اهانت محسوب می شود و قابلیت ایجاد ناآرامی را دارد. ما حق انتشار چنین تصاویری را زیر سوال نمی بریم، اما عقلانیت و تصمیم گیری در مورد انتشار چنین تصاویری را زیر سوال می بریم.»

در تمامی اظهارنظرهای اینچنینی، مسئله ای که نادیده گرفته می شود این است که در جوامع آزاد ممنوعیتی برای آزادی بیان وجود ندارد. مسئله هوشمندانه، احمقانه، زننده و یا مطابق سلیقه بودن مطالب نیست؛ بلکه مسئله آزادی بیان است و اینکه آزادی در هنر و آزادی ذهن از دیرباز عوامل ارتقاء تمدن در جوامع بوده است.

نشریاتی که مشابه شارلی ابدو با ترسیم کاریکاتور و انتشار مطالب خطوط قرمز را زیر پا می گذارند، چنین اقدامی را با هدف به چالش کشیدن افکار عمومی و تلاش برای ایجاد تغییر در دید عمومی انجام می دهند و نه برای جلب توجه. در این میان ممکن است برخی با اهداف نادرست از نشریات استفاده کنند یا در این زمینه استعداد چندانی نداشته باشند، اما در همین موارد نیز فضا برای افراد با استعداد مهیا می شود.

باید گفت افرادی همچون باربر و یا کارنی در اظهارنظرهای خود برداشتی اشتباه از کل موضوع ارائه می دهند. استفاده از تصاویر روی جلد نشریه شارلی ابدو توسط نشریه های بزرگ در واکنش به این حمله خشونت آمیز اشتباه است. این نشریات با چنین اقداماتی خودسانسوری بر مبنای سلیقه و تقاضای عمومی را رواج می دهند و توجه عمومی را از مسئله اصلی منحرف می سازند. مسئله اصلی این است که گروه های افراطی در جهان سعی دارند به زور اسلحه و با تهدید به حملات سایبری سیاست، فرهنگ، ایدئولوژی خود را رواج دهند. اظهارنظرهای افرادی همچون باربر و کارنی به نوعی تسلیم شدن در برابر افراط گرایان است که برای آنها پیروزی کوچک، اما مهم و خطرناک خواهد بود. گروه های افراطی پیروزی خود را بر مبنای تلفات حملات نمی سنجند، بلکه بر مبنای اظهارنظرهای اینچنینی میزان موفقیت خود را محاسبه می کنند. هک شدن سونی و یا حملات به نشریه های خارجی سبب می شود به یاد بیاوریم که گروه های افراطی یا کشورهایی با عقاید خاص به ابزار پیشرفته تر تجهیز می شوند و حملات آنها مهلک تر خواهد شد.

گروه های افراطی به اندازه ای قدرت یافته اند که شرکت های بزرگ را تحت فشار می گذارند، در بازارهای اقتصادی تاثیر دارند و اکنون حتی برای فضای نشریات محدودیت تعیین می کنند. در سال های آتی شمار حملات افراط گرایان و نفوذ آنها در شهرهای جهان افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر مسئله پیوستن جنگجویان خارجی به افراط گرایان مطرح است، به ویژه اینکه این جنگجویان با مهارت های جدید و مهلک به سرزمین مادری خود باز خواهند گشت تا دیدگاه های افراطی و تغییر یافته خود را اشاعه دهند.

در واکنش به حملاتی مشابه حمله به شارلی ابدو، پوشش خبری و نشان دادن هراس از چنین حملاتی واکنش صحیحی نیست. هر فردی در جامعه باید خود را برای مقابله با تهدیدهای اینچنینی در زندگی روزمره آماده سازد. با هر حمله ای نباید جنجال به راه انداخت، بلکه به کارگیری راهبردهای چندگانه از جمله هماهنگی های موثر میان نهادهای اطلاعاتی و نیروهای پلیس محلی، همکاری بخش های دولتی و خصوصی در تقویت زیرساخت ها، واکنش های موثر در مقابل حملات و حمله کنندگان و همکاری های بین المللی برای شناسایی و محاکمه تبهکاران موثر خواهد بود.

با این حال، مهمترین واکنش به چنین حملاتی را مردم و نه دولتمردان باید نشان دهند. ارزش هایی که سال ها برای آنها تلاش شده است نباید در مواجهه با چنین حملاتی نادیده گرفته شوند. با وسوسه تسلیم شدن در مقابل چنین تهدیدهایی باید مقابله کرد. هیچ یک از این اقدامات ساده نخواهد بود. به بهانه مقابله با تروریسم مواردی همچون شکنجه و نظارت بر عموم (هواپیماهای بدون سرنشین نظارتی در آمریکا) در جامعه پذیرفته شدند و ارزش هایی که سال ها برای آنها تلاش شده بود، زیر پا گذاشته شدند. نادیده گرفتن همین ارزش ها بودند که به شکست در مبارزه با تروریسم منجر شدند. در واقع، در مقابله با حملاتی همچون حمله به نشریه شارلی ابدو، همه ما در خط مقدم هستیم. در مبارزه با افراطی گرایی، بزرگترین جنگ، مبارزه درونی در قلب و در ذهن هر یک از افراد جامعه است و همه باید برای حفظ ارزش های انسانی و جامعه آزاد تلاش کنیم.

* دیوید روسکوب مدیرعامل و سردبیر گروه فارن پالسی است. جدیدترین کتاب وی تحت عنوان «امنیت ملی: رهبری آمریکا در دوره ترس» در ماه اکتبر سال 2014 منتشر شد.

منبع: فارن پالیسی / مترجم: طلا تسلیمی

------------------------------------------------------------------------------------------------------

عاملین حمله تروریستی پاریس چه کسانی بودند؟

کواشی جوان در سال 2008 به سه سال حبس محکوم شده بود، جرم وی مشارکت در یک شبکه اعزام مبارزین داوطلب به عراق برای جنگیدن در کنار افراطیون القاعده بود. وی مجدداً دو سال بعد به خاطر شرکت در توطئه ای برای فراری دادن یک رهبر ستیزه جو از زندان بازداشت شده بود

 مظنون اصلی حمله به مجله طنز شارلی ابدو پیش از این به خاطر ارتباط با ستیزه جویان اسلامی بازداشت شده بود. براساس اعلام پلیس فرانسه در شب چهارشنبه، شریف کواشی 32 ساله به همراه برادر بزرگترش سعید کواشی 34 ساله عاملین این حمله هستند. مرد سومی هم خودش را به پلیس معرفی کرده اما معلوم نیست که در این حمله نقش داشته است یا نه.

براساس خبرهای منتشر شده کواشی جوان در سال 2008 به سه سال حبس محکوم شده بود (بعداً به 18 ماه کاهش یافت) جرم وی مشارکت در یک شبکه اعزام مبارزین داوطلب به عراق برای جنگیدن در کنار افراطیون القاعده بود. وی مجدداً دو سال بعد به خاطر شرکت در توطئه ای برای فراری دادن یک رهبر ستیزه جو از زندان بازداشت شده بود. این که چرا مقامات امنیتی فرانسوی کواشی را زیر نظر نداشتند، جای سوال است.

پلیس و مقامات امنیتی در سال 2012 پس از آن که یک جوان مسلمان فرانسوی 23 ساله که به تازگی از پاکستان و افغانستان بازگشته بود و در آن جا با گروه های افراطی در تماس بود و در یک ولگردی و درگیری 10 روزه، هفت نفر را کشت، به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. به نظر می رسد کواشی باید یک هدف واضح برای نظارت مقامات امنیتی بوده باشد، چون دارای سابقه ای در حدود یک دهه در مشارکت در گروه های شبه نظامی داشت. وی سابقه ارتباط با گروه های بزرگ را نداشت ولی مدت زمان طولانی ای با گروه های محلی ارتباط داشت.

کواشی که از والدینی الجزایری متولد شده و ساکن غرب فرانسه بود، اولین بار به خاطر نقشش در گروه موسوم به شبکه بوتس-شومون بازداشت شد. گروهی که در یکی از پارک های شمال شرق پاریس حضور داشت و در آن اعضایش به تمرینات بدنی می پرداختند. کواشی یکی از مربیان ورزشی این گروه بود. بازرسین می گویند گروه مظنون چندین مبارز فرانسوی را به کمپ هایی که وابسته به القاعده عراق بودند اعزام کردند.

سه نفر از اعضای این گروه در عملیات کشته شدند، چند تن از آنها آنجا بازداشت شدند و سه نفر شامل کواشی قبل از این که فرانسه را ترک کنند، بازداشت شدند. شخصی که سردسته این گروه بود به شش سال حبس محکوم شد. کواشی که برای یک پیتزا فروشی کار می کرد به دادگاه گفته بود که با دیدن تصاویری از جنایات نیروهای نظامی ایالات متحده در زندان ابوغریب در حومه بغداد، تحریک به سفر به عراق شده بود.

براساس گزارش لوموند، کواشی یکی از مظنونین شریک در پروژه فراری دادن مغز متفکر بمب گذاری فرانسه در سال 1995 که در آن هشت نفر کشته شدند، است. این گروه یکی از گروه های انشعابی یک سازمان افراطی الجزایری است که در جنگ داخلی مستعمره سابق فرانسه نقش داشته اند. کواشی به مدت سه ماه تحت قوانین ضد ترور فرانسه بازداشت بود، اما بعد از آن که شواهد کافی برای محکومیتش وجود نداشت آزاد شد. مامورین معتقدند که برادرش هم در این طرح درگیر بوده است.

مامورین آن زمان گفتند که این شبکه به رهبری جمال بغال، شهروند فرانسوی که در سال 2005 به خاطر آماده شدن برای حمله در فرانسه به 10 سال حبس محکوم شد. بغال در سال 2001 پس از بازگشت از کمپ های آموزشی القاعده در افغانستان بازداشت شد. اسناد بازجویی از وی در آن زمان نشان می دهد که وی قصد داشت به دستور اسامه بن لادن در سفارت ایالات متحده در پاریس بمب گذاری کند.

وکلای کواشی در دادگاه وی در سال 2008 می گفتند که وی مسلمان واقعی نیست چون وی قبل از پیوستن به این گروه «هشیش مصرف می کرد، مشروب می نوشید و دوست دختر داشت.» دیگر اعضای این گروه هم مجرمان خرده پا بودند. کواشی در دادگاه گفته بود: «قبل از این من بزهکار بودم، اما پس از آن احساس بزرگی می کنم. حتی تصور نمی کردم که خواهم مرد.» با این حال کواشی می گوید که نگرانی های وی زمانی که قصد داشت از طریق سوریه به عراق برود، افزایش یافت. با وجود اضطرابی که داشت برای آموزش به دیگران در پارک پیوست. مردی که وی را در مسجد ملاقات کرده بود به وی چگونگی کار با کلاشینکف را آموزش می دهد. کواشی پس از آزادی از زندان در سال 2008 مشغول به فروش ماهی در یک سوپرمارکت در حومه پاریس شد. مامورین معتقدند که سلاح های مورد استفاده در این حمله احتمالاً از طریق خلافکارانی که وی در زندان با آنها آشنا شده بود تامین شده است.     

منبع: گاردین/ مترجم: حسین هوشمند  / دیپلماسی ایرانی

نظرات بینندگان

ارسال نظر