صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

نظر احسان شريعتي درمورد حوادث فرانسه

حملات خشونت بار ديروز در پاريس به نشريه فکاهي «شارلي ابدو» با واکنشهاي گسترده‌ي اهالي رسانه و قلم همراه بوده است. نفي و تقبيح اين دست رفتارهاي خشونت‌بار و جريانهاي «فکري» حامي آنها ضرورتي انکار ناپذير دارد. اما در کنار تقبيح اين جريانها ما نيازمند شناخت و ريشه‌يابي آنها هستيم.

کد خبر: 3728

ايسکا نيوز/ گفتگويي که مي خوانيد در ايسکانيوز منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
حملات خشونت بار ديروز در پاريس به نشريه فکاهي «شارلي ابدو» با واکنشهاي گسترده‌ي اهالي رسانه و قلم همراه بوده است. نفي و تقبيح اين دست رفتارهاي خشونت‌بار و جريانهاي «فکري» حامي آنها ضرورتي انکار ناپذير دارد. اما در کنار تقبيح اين جريانها ما نيازمند شناخت و ريشه‌يابي آنها هستيم.
دکتر احسان شريعتي که خود سالها در فرانسه سکونت داشته و به جريانهاي فکري و فرهنگي جهان اسلام نيز اشراف دارد، در گفتگو با ايسکانيوز، توضيحاتي را در باب ماهيت اين جريان مطرح مي کند:

 پرسش از ماهيت اسلام و رابطه آن با خشونت از نخستين پرسشهايي است که در رابطه با اين فاجعه و فجايع مشابه طرح مي‌شود. آيا در اسلام استعداد يا استعدادهايي براي چنين برخوردهاي خشونت‌باري وجود دارد يا اشکال از اعوجاج در قرائت عاملان چنين فجايعي است؟
ظهور اسلام در بافتاري است که امروز از آن تحت عنوان جاهليت نام برده مي‌شود. اسلام بسياري از نگرشهاي حقوقي و تفکرات حاکم بر مناسبات سياسي-اجتماعي آن دوران را متحول کرد. با اين وجود، بخشي از حقوق و رخدادهاي تاريخي پيش‌آمده به آن دوران متعلق است. اسلام در ذات خود داراي جهان بيني پيشرو و روشي اجتهادي است که اکنون نيز بايد در زمينه‌هاي گوناگون فکري و اجتماعي به کار برده شود. اما متاسفانه عده‌اي با استناد به شيوه زيستي در آن دوران، قرائت‌هاي قهقرايي و بزه‌کارانه از اسلام به دست مي‌دهند. اين قرائت‌ها به ويژه در برخورد سنت و مدرنيته و شُک فرهنگي حاصل از آن شدت گرفته است. به گونه‌اي که ما شاهد يک نوع هويت‌گرايي و بازگشت به گذشته در پاره‌اي از قرائتها از اسلام هستيم که در اصل واکنشي هستند به اين شُوک فرهنگي.


عاملان اين فاجعه از ميان مسلمانان مهاجر در جامعه فرانسه برخاسته‌اند. آيا ممکن است توضيحاتي را درباره قرائت‌هاي حاکم در اين اقليت ارائه کنيد؟
در جامعه مسلمانان فرانسه اقشار خاصي به قرائت‌هاي افراطي روي آورده‌اند. ما براي فهم اين گرايش نيازمند درک وضعيت اجتماعي و تاريخچه مهاجرت آنها هستيم. مشکلات سياسي، اقتصادي و اجتماعي، اين اقشار را آماده پذيرش ايدئولوژيهايي مي‌کند که به آنها هويت و شخصيت مي‌بخشد. تا اينجا، ماجرا قابل درک است. اما متاسفانه در سالهاي اخير، در ميان اين اقشار گرايشي به نگرشهاي بنيادگرايانه (که البته واژه دقيقي نيست و بهتر است به جاي آن «سنت‌گرايي راديکال سياسي» به کار برده شود) ديده مي‌شود.
اين جريان در اهل سنت قوت گرفته است و ما در تشيع هم سابقه چنين نگرشهايي را به خصوص بعد از انقلاب داريم. اما اين قرائت‌ها چون تجربه شده‌اند ديگر جاذبه‌اي خود را در ميان ما از دست داده‌اند. اما در ميان اهل سنت کشش به اين جريانات همچنان وجود دارد. زمينه اقتصادي و اجتماعي محلاتي که مسلمانان مهاجر در آن ساکنند که درگير فقر و اعتياد است به اين مشکل دامن مي‌زند. بهانه‌هايي همچون مسئله فلسطين، دخالت غرب، ديکتاتورهاي نظامي دست‌نشانده و مانند آن نيز وجود دارد. به خصوص اين پرسش که چرا علي رغم ثروت مادي، جهان اسلام دچار چنين انحطاطي‌ شده، حال آنکه در گذشته داراي برتري سياسي و نظامي بوده است، سوداي بازگشت به گذشته را تقويت مي‌کند.
در اين بستر است که تمايل به احيا خلافت قدرتمند در ميان بخشي محدود از آن اقشار مهاجر تقويت مي‌شود. در اين نگاه بايد دوباره خلافت گسترده گذشته را زنده کرد تا عظمت از دست رفته را باز يافت. اما بايد توجه داشت که در برابر اين گرايش، نگاه امثال اسد‌آبادي، اقبال، طالقاني، بازرگان و... هم وجود دارد که به دنبال روشي علمي و عصري براي يافتن راه‌حلي بومي و درون‌زا است.

آيا در ميان جامعه مسلمانان مهاجر فرانسه نيز چنين چهره‌هاي تحول‌خواهي وجود دارند؟
بله. هم در دوران انقلاب الجزاير و هم در دوران کنوني چنين چهره‌هايي وجود داشته‌اند. حتي مجلاتي به زبان عربي چاپ مي‌شوند که در آن نظرات اين متفکران طرح مي‌شوند. تا جايي که ما شاهد قرائت فرانسوي و جمهوري‌خواهانه از اسلام هستيم.

بله اما مسئله تنها وجود اين جريانها نيست. آيا چنين جرياناتي نفوذي نيز در ميان مسلمانان مهاجر دارند؟
بله اتفاقا اين جريان است که جريان غالب است. متفکراني همچون طارق رمضان در ميان جوانان مهاجر صاحب نفوذند. اين نفوذ تنها محدود به حلقات فکري و دانشگاهي نيست. آثار هنري مانند موسيقي رپ اعتراضي مسلمانان بازتابي از اين اعتراض است. اما جريان اقليت افراطي داري تحرکات رسانه‌اي است که متاسفانه نگرش تحول‌خواه اکثريت را تحت الشعاع قرار مي‌دهد.
جريان افراطي و حاشيه‌اي با جذب افرادي که احيانا حتي ممکن است داراي اختلالات رواني نيز باشند، چنين فجايعي را به وجود مي‌آورد که بازتاب گسترده دارند. در همين جريان اخير هم يکي از افراد بي‌خانمان بوده و دو نفر ديگر در سفر به خاورميانه و آشنايي با جريانهاي افراطي به چنين اقدماتي دست زدند. بنابراين اين افراد حتي اگر گرايش سياسي هم نداشتند، ممکن بود گرايشهاي بزه‌کارانه داشته باشند. متاسفانه اين بزه‌کاري در اينجا رنگي ديني گرفته است.

به عنوان سوال آخر، آيا اين وقايع در تقويت جريان راست افراطي فرانسه موثر خواهند بود؟
متاسفانه بله. جريان راست افراطي که ممکن است پوسته‌هاي متفاوتي داشته باشد اما داراي ذاتي نژادپرستانه است، تقويت خواهد شد. اين واقعه به خارجي ستيزي و تنفر فرهنگي دامن مي‌زد و تاثيرش از راست فراتر خواهد رفت و جريانهاي ديگر را هم درگير خواهد کرد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر