صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

فاضل میبدی: وحدت باشعار حاصل نمیشود

کد خبر: 3626

حجت الاسلام فاضل میبدی گفت: در این دنیا ادیان و مذاهب گوناگونی وجود دارد وحدت مذاهب ممکن است اما ادغام آنها به هیچ وجه ممکن نیست و آرزوی آن آرزویی محال است.

به گزارش مهر، به مناسبت فرا رسیدن هفته وحدت و حساسیت موضوع وحدت در این برهه از زمان، با آیت الله فاضل میبدی در این زمینه به گفتگو پرداختیم. وی در پاسخ این سوال که اساساً چرا این هفته را هفته وحدت نامیده اند گفت:

به خاطر اختلافی که در تولد پیامبر اسلام(ص) وجود دارد که اهل سنت معتقدند که دوازدهم و شیعه معتقد است که هفدهم ربیع است، این هفته به نام هفته وحدت نام گذاری شد و سالی یک بار هم جلساتی گرفته می شد و علمای اهل سنت و شیعه جمع می شدند و تبادل افکار می کردند و در سال های اول انقلاب هم خیلی مفید فایده بود. اما در بحث وحدت مسأله مهم آن است که اولاً هیچ نوع کینه ای نسبت به کسانی که برخلاف من می اندیشند در ما نباشد و در هیچکس نباشد. چراکه در این دنیا ادیان و مذاهب گوناگونی وجود دارد که هیچ وقت همه این مذاهب و ادیان در هم ادغام نمی شوند. در طول تاریخ، هرکس یا هر طایفه یا هر گروه یا قوم، یک مسلک یا دینی برای خودشان داشته اند. اینکه ما آرزو داشته باشیم که مذاهب یا ادیان در هم ادغام شوند این آرزویی محال است.

بنابراین چون مذاهب گوناگونی وجود دارد ما نباید نسبت به هیچکس، هیچگونه بدبینی و کینه ای در دل داشته باشیم. چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور، فرقی نمی کند. مسأله دیگر اینکه اگر ما بخواهیم وحدت حاصل شود، نباید فکر کنیم که تمام حقیقت پیش من است. این غلط است. مثالی مولوی در کتاب فیه ما فیه دارد که در آن می گوید حقیقت شیشه ای بود که از آسمان افتاد و شکست و هرکسی تکه ای از آن را برداشت. پس حقیقت بین افراد پخش است. بنابراین اینکه بگوییم حقیقت نزد من است و دیگران بر باطل هستند با این نگرش چه در مسائل سیاسی و چه در مسائل اعتقادی هیچ وقت وحدت حاصل نمی شود.

 

نکته دیگری که برای وحدت وجود دارد، این است که صدا و سیمای ما و تبلیغات دینی و مذهبی ما، باید به گونه ای سخن بگویند که ایجاد اختلاف نکند. متاسفانه برخی به گونه ای سخن می گویند و عمل می کنند که مخل وحدت است. حتی در برنامه های صدا و سیما، گاهی انسان چیزهایی می شنود که اینها برخلاف آن چیزی است که ما در وحدت از آن انتظار داریم.

اینها که بیان کردم از جنبه سلبی بود. جنبه های ایجابی آن هم روشن است. من بر این باورم که باید سالی یک بار، دو بار، سه بار بتوانیم با مخالفین فکری خودمان، چه مخالفین فکری، مذهبی و چه سیاسی، بنشینیم و هم اندیشی و تبادل نظر کنیم. این کار کم رنگ صورت می گیرد.  الان وحدت ملت ها ممکن است صورت گرفته باشد. اما از وحدت دولت ها که به نظرم خیلی مهمتر است، خبری نیست. الان در کشورهای اسلامی منطقه، شما عربستان سعودی، ترکیه، مصر و ایران را نگاه کنید. این چند کشور که قطب کشورهای اسلامی هستند، را نگاه کنید. ببینید چقدر بین سران دولت های کشورهای اسلامی وحدت وجود دارد. در صورتی که به نظر می رسد گاهی خصومت هم وجود دارد.

 

الان مشکلی که ما بر سر مسئله نفت داریم، این به هر حال خصومتی است که عربستان نسبت به ما یا به عنوانی، علیه شیعه دارد برنامه ریزی می کند. قیمت نفت را تا این اندازه پایین آورده است. به نظرم نباید کار به اینجاها برسد، حالا یا سیاست خارجه ما کوتاهی کرده یا سیاست خارجه عربستان سعودی بد عمل کرده است، من نمی دانم. اما به هر حال باید به گونه ای عمل می کردیم که بین ما و کشور عربستان سعودی به این گونه اختلاف نبود. یا بین ما و مصر، فرقی نمی کند، چراکه هر دو کشور مسلمان اند. حالا ما شیعه هستیم و آنها غالباً سنی اند.

۳۶ سال از انقلاب می گذرد هنوز ما در مصر یک سفیر نداریم و آنها هم ندارند. خانه فرهنگی که به نظرم خیلی مهم است، هم برای ما و هم برای مصر بسیار مهم است وجود ندارد. بنابراین اینکه همواره بنشینیم و شعار وحدت بدهیم کار درست نمی شود. بلکه باید دولت های اسلامی با هم یک هم اندیشی داشته باشند و از دولت ها مهمتر علمای اسلام هستند. حالا درست است که سمینارهایی در قم برگزار شد اما این کافی نیست. خیلی باید بیشتر از اینها باید به همدیگر نزدیک شویم و همان‌طور که گفتم ادغام که اصلا محال است، اما حداقل همدیگر را تحمل کنیم و این احتمال را بدهیم که در او هم بخشی از حقیقت وجود دارد. این مسئله مهمی است.

وی در پاسخ به این سوال که آیا شعار وحدت یک شعار اصیل است یا یک شعار استراتژیک و تاکتیکی تصریح کرد: اینکه ما بگوییم که می خواهیم به لحاظ تاکتیکی با هم باشیم به درد نمی خورد. نه من معتقدم که وحدت اصلاً تاکتیک نیست. خداوند تمام حقیقت را نزد من قرار نداده و حقیقت پخش شده است. به هر حال قرآن هم فرموده برای هرکس منهاج و شریعتی وضع کردیم. اینکه بگوییم به صورت تاکتیکی بیاییم با هم کنار بیاییم که اصلا به نظرم غلط است و شعار قرآن این است که یکی از اهداف پیامبران این است که تفرقه را از بین ببرند. اینکه قرآن می فرماید؛ شماها با هم اختلاف داشتید و دعوا می کردید ما شما را متحد کردیم را که قرآن به مثابه تاکتیک نگفته است. وحدت چیزی مانند عدالت اجتماعی و اخلاق اجتماعی است. این ها تاکتیک نیستند. حقیقتی است که چون آدم می خواهد در این دنیا زندگی کند به آن احتیاج دارد.

 

وحدت فقط بین شیعه و سنی هم نیست. این وحدت بین تمام ادیان است. یعنی بنده باید یک بودایی را تحمل کنم، یک بودایی باید یک هندو را تحمل کند چرا که می خواهیم در کنار همدیگر زندگی کنیم. به همین دلیل است که قرآن مذاهب موجود در مدینه را به رسمیت شناخت. همان‌طور که می دانید در مدینه مذاهب و ادیان مختلف و گوناگونی بود. خود پیامبر در نامه ای که به سران کشورها نوشت گفت بیایید به سوی کلمه واحد که با هم یکی بشویم، نه شما پیرو ما بشوید و نه ما پیرو شما بشویم.

بنابراین در کنار همدیگر بودن مستلزم این است که نگاه این باشد که بخشی از حقیقت نزد دیگران است. در واقع این قدم اول است. متأسفانه ما امروز در بین خودمان این اختلاف را داریم و گروهی هستند که در بین سران کشور خودمان ایجاد تفرقه می کنند پس چگونه می توان وحدت ایجاد کرد؟ به عنوان مثال با انگ زدن به یکدیگر وحدت ایجاد نمی شود. چپ، راست، اصولگرا، اصلاح طلب، او علیه این است، این علیه آن است، آن به این تهمت می زند، ... با این مسائل که وحدت ایجاد نمی شود. بعد ممکن است بگویند شما به چه وحدتی دعوت می کنید که خودتان در داخل اینگونه به جان همدیگر می افتید. حال بیاییم و مدام بگوییم وحدت، وحدت و دو تا آخوند هم از افغانستان بیاوریم و بنشینیم با همدیگر در تلویزیون پخش کنیم، از آن طرف بر سر همدیگر بزنیم، این که وحدت نمی شود.

 

میبدی در پاسخ به این سوال که آیا وحدت نیازمند یک سری مقدمات است و مقدمات دستیابی به وحدت پایدار چیست؟ تاکید کرد:  به هر حال انبیاء و پیامبران آمده اند که آدم ها را در کنار هم دیگر بچینند و اصل حیات دور از قتل و کشتار انگار در بین انبیا یک اصل بوده است که افراد بر سر و کله همدیگر نزنند. به قول قرآن ولاتنازعوا. یعنی نزاع نکنید. دو واژه در قرآن وجود دارد که بسیار جالب است. یکی واژه اخوان است که می گوید اخوان علی سرر متقابلین. این مال اهل بهشت است. بهشتی ها برادر وار در کنار همدیگرند. واژه دیگر نزاع است. خصومت، جنگیدن که این مال اهل جهنم است. یعنی اینکه ما اگر خواسته باشیم با همدیگر زندگی کنیم. طرفی که در کنار من نشسته است را با هر کیش و آیینی که دارد تمام حقی که برای خودم قائلم برای او هم قائل باشم. هر حقوقی که برای خودم قائلم برای او هم قائل باشم.

 

پیامبر با مشرکین مدینه هیچ وقت به خاطر شرکشان نجنگید. به حقوق شهروندی آنها احترام می گذاشت تا زمانی که دست به توطئه نزده بودند. اگر دست به توطئه می زدند، خوب در همه دنیا رسم است که با جاسوس و توطئه گر برخورد کنند اما هیچکس را به خاطر عقیده اش نباید از حقوق شهروندی اش محروم کرد.

وی همچنین در پاسخ به این سوال که شناخت مذاهب و گروه ها از همدیگر تا چه اندازه می تواند در تحکیم وحدت موثر باشد؟ گفت: سوال این است که شناخت برای چی؟ برای اینکه همدیگر را دعوت کنیم که تو بیا به دین من یا من بیایم به دین تو؟ آیا منظور این است؟ به هر حال ما اگر منطقه جغرافیایی، شرایط اجتماعی هر جامعه ای را بشناسیم که چرا چینی ها چنین هستند و غربی ها طرفدار مسیحیت هستند و ... اینها ممکن است خیلی از سوالات ما را پاسخ دهند. اما اینکه ما دینی را بشناسیم تا آن را باطل کنیم این به نظر من این چیزی نیست که انسان بخواهد با آن به جایی برسد. بالاخره بنده باید بر این اعتقاد باشم که بروم و انسان را بشناسم و دعوت انبیا را بشناسم.

 

 

انتهای پیام /

نظرات بینندگان

ارسال نظر