صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

زيباکلام: روحاني ميخواهد بگويد موضوع هسته اي مقدس نيست

اينکه يک رئيس‌جمهوري که مردم او را انتخاب کرده‌اند نتواند هيچ تحولي به وجود آورد، يا برخي نمايندگان اصولگرا، در اطراف و اکناف کشور حسب منافع سياسي خودشان خواهان تداوم مديريت و مسووليت بسياري از مديران دولت احمدي‌نژاد باشند يا در تغيير مديران جديد اصرار داشته باشند از چهره‌هاي جوان، تحصيل‌کرده و نزديک‌تر به دولت استفاده نشود، پس فلسفه صندوق راي چه مي‌شود؟

کد خبر: 3520

گزارش پيش تابناک منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

------------------------------------------------
امام خميني(ره) کار بسيار بزرگي کرد. اگر امام قطعنامه را نپذيرفته بود هيچ کس نمي توانست اين موضوع را بپذيرد. الان هسته اي نيز همينطور شده است. مملکت نبايد فداي موضوع هسته اي شود؛ بلکه موضوع هسته اي بايد فداي مملکت شود. اگر کسي بگويد بالاي چشم هسته اي ابرو است مي گويند فلاني خائن است.

سخنان حسن روحاني در جريان نخستين کنفرانس اقتصاد ايران، بازتاب بسيار گسترده‌اي در ميان مطبوعات و رسانه‌هاي داخلي داشت ‌و هر يک از رسانه‌ها با توجه به گرايشات فکريشان از منظري خاص به بازتاب سخنان آقاي روحاني پرداختند.

به گزارش «تابناک»؛ سخنان تامل برانگيز رئيس جمهور کشورمان اصل اين همايش را تحت تاثير قرار داد؛ بويژه بخش هاي مربوط به پيشنهاد برگزاري همه پرسي درباره ي مسايل مهم کشور، تقدم منافع ملي بر آرمان ها در سياست خارجي و مباحث مربوط به اقتصاد پايدار و مقاومتي که همچنان نيز مورد تحليل و ارزيابي تحليل گران قرار مي گيرد.

برگزاري چنين همايشي و سخن گفتن از وصل نبودن آرمان ها به سانتريفيوژها و ضرورت همه پرسي ، جنبه هاي مهم اقتصادي سخنان وي و حتي اصل همايش را تحت تاثير قرار داد به نحوي که هيچ کس ديگر از مباحث اقتصادي مطرح شده در اين همايش سخن نگفت.

ترديدي نيست که اقتصاد ايران کم و بيش در مقاطع مختلف با موانع بيروني و اثرات شوک هاي خارجي از تحريم گرفته تا کاهش قيمت نفت، مواجه بوده است. در شرايط فعلي اين ۲ عامل بيروني به شکل پر رنگي سعي در تحت تاثير قرار دادن اقتصاد ايران دارند و در اين شرايط، سخن از رفع تحريم در برخي بخش ها پس از توافق اوليه هسته اي و برخي از ديگر سخنان رئيس جمهور موجب اميدوار کردن اقتصاددانان و برنامه ريزان اقتصادي کشور مي شود.

در واقع مطرح کردن مسائل و موضوعات مذاکره در يک کنفراس اقتصادي شائبه ها در ارتباط با اهداف اقاي روحاني از بيان کردن اين موضوعات را افزايش داده است.

در همين زمينه دکتر صادق زيبا کلام استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل سياسي در گفت و گو با تابناک به علل پرداختن آقاي روحاني به اين مسائل و احتمال اجرايي شدن پيشنهادهاي اقاي روحاني پرداخته است.

زيباکلام: روحاني مي خواهد بگويد موضوع هسته اي بت نيست


اقاي روحاني در نخستين کنفرانس اقتصاد ايران اظهارات متفاوتي در زمينه هاي مختلف بيان داشتند که با جنجال هاي فراواني روبرو شد. به نظر شما دليل اين نوع صحبت ها در اين برهه از زمان چيست؟

تصور آقاي روحاني اين بود که بعد از انتخابات 24 خرداد 92 با توجه به اينکه سياست هاي دوران آقاي احمدي نژاد با مشکلات، نقاط ضعف و کاستي هاي زيادي کشور را روبرو کرده بود و همچنين راي مردم مي تواند سياست هاي خودش را در کشور پياده کند.

روحاني در انتخابات 92 از ميان 40 ميليون راي با راي قاطع نزديک به 19 ميليون در مقابل فقط 8 درصد رقيبش يعني سعيد جليلي که نزديک ترين نامزد به خط فکري احمدي نژاد در 8 سال گذشته به پيروزي رسيد. تصور روحاني اين بود که با توجه با ضعف ها و کاستي هاي مديريت اجراي دو دولت اصولگراي قبلي و با توجه به اين راي که مردم به وي داده بودند، ايشان مي تواند از فرداي 24 خرداد شروع کند وتغييرات و سيا ست هاي جديد را در کشور به اجرا گذارد.

اشکال از جايي به وجود امد که آقاي روحاني متوجه شد که جرياني که مديريت اجرايي کشور را ظرف 8 سال گذشته در دست داشته است به هيچ وجه حاضر نيست براي ايشان راه باز کند و به ايشان اجازه دهد که ايشان سياست هاي جديد و تغييرراتي را در کشور به وجود اورد.

بحث به‌ هيچ ‌وجه بر سر اختيارات بيشتر براي رئيس‌جمهور نيست. آقاي روحاني به ‌عنوان يک حقوقدان نمي‌گويد که مجلس و ساير قوا براساس مسئوليت‌هاي قانوني خود عمل نکنند، موضوع آنجاست که دايره فعاليت آقاي احمدي‌نژاد را مقايسه کنيم با اختيارات آقاي روحاني. آيا مخالفان و منتقدان آقاي روحاني مي‌توانند به مردم نگاه کنند و بگويند موضع‌گيري‌هاي ما در قبال رئيس دولت قبل،‌‌ همان بود که امروز در قبال اين دولت دنبال مي‌شود؟ سوال از اصولگرايان آن است که اگر قرار بود‌‌ همان سياست‌هاي دولت محبوب آن‌ها همچنان ادامه داشته باشد، خب پس چه ضرورتي داشت که انتخابات برگزار شود؟ يا اگر اصراري بر برگزاري انتخابات مي‌بود، آقاي روحاني هم رد صلاحيت مي‌شد و انتخابات به رقابتي ميان خود اصولگرايان تبديل مي‌شد. اينکه يک رئيس‌جمهوري که مردم او را انتخاب کرده‌اند نتواند هيچ تحولي به وجود آورد، يا برخي نمايندگان اصولگرا، در اطراف و اکناف کشور حسب منافع سياسي خودشان خواهان تداوم مديريت و مسووليت بسياري از مديران دولت احمدي‌نژاد باشند يا در تغيير مديران جديد اصرار داشته باشند از چهره‌هاي جوان، تحصيل‌کرده و نزديک‌تر به دولت استفاده نشود، پس فلسفه صندوق راي چه مي‌شود؟


يعني آقاي روحاني تا کنون نتوانسته است به اهدافش در کشور دست پيدا نمايد؟

به عنوان مثال ايشان وقتي رفت به سمت پرونده هسته اي و سعي کرد گشايشي روي پرونده هسته اي به وجود اورد و کاري کند که بحران هسته اي بر سر کشور نباشد؛ جريان دلواپسي ها بعد از توافق ژنو شروع شد. وقتي ايشان سعي کرد به سمت موضوع يارانه ها برود و فکري براي اين موضوع کند مجلس با حذف يارانه ها مخالفت کرد. وقتي وزير علوم ايشان سعي کرد فضاي امنيتي را که بعد از سال 88 در دانشگاه ها به وجود امده بود را تغيير بدهد؛ وزير استيضاح مي شود. يا وزير ارشاد مجوز براي اکران يک فيلم يا براي اجراي کنسرت صادر مي کند دو شب فيلم يا کنسرت اکران و اجرا مي شود؛ فردا اين ها تعطيل مي شود.

در واقع آقاي روحاني به تدريج احساس مي کند که طرفدران اقاي احمدي نژاد و دولت قبلي به هيچ وجه قبول نکردند که در انتخابات 24 خرداد 92 شکست خوردند و مردم خواهان تغيير هستند. من ظرف يک سال گذشته حداقل به تعداد زيادي از استان ها سفر کرده ام. در همه استان ها و شهرستان هايي که من رفتم ؛ ستادهاي آقاي روحاني و ستادهاي اصلاح طلبان همه گلايه مي کردند که همچنان مديران دولت قبل بر سر کارند و اگر تغيير صورت گرفته، تلاش زيادي بوده است که نزديکان به اصولگرايان را بر سرکار بياورند.

اين نشان مي دهد که اقاي روحاني حتي در حوزه هايي که انتظار مي رفت بتواند تغييرات و تحولي جدي به وجود اورد نيز نتوانسته است کاري انجام دهد. وزير کشورش اقاي رحماني فضلي از ايجاد تغيير استنکاف کرده است و تغيير و تحولي به وجود نياورده است. روحاني کم کم دچار اين فکر شده است که ايا اصولگرايان نبايد نتايج انتخابات را قبول کنند؟ ايا دولت جديد نبايد سياست ها را تغيير دهد؟ اگر قرار است همان روال سابق ادامه پيدا کند، يعني دوران احمدي نژاد ادامه پيدا کند؛ چه لزومي داشت که مردم را پاي صندوق بکشيم و دولت را تغيير دهيم. اقاي روحاني در اين شرايط از کوره در مي رود و مي گويد که به جهنم که مي لرزيد يا مي گويد رفراندوم کنيد. اين ها حکايت از استيصال اقاي روحاني مي کند که مي بيند که قاعده مردم سالاري در کشور اجرا نمي شود. يک دولتي با اکثريت ارا روي کار آمده است اما کوچکترين تغيير و تحول را نمي گذارند در کشور به وجود آورد. اين ريشه بسياري از نابساماني هايي است که اقاي روحاني با آن مواجه است.

اقاي روحاني بحث همه پرسي را مطرح کرده است؟ منظور ايشان از همه پرسي چيست؟

به نظر من ايشان نه تهديد مي کند نه واقعا اعتقاد دارد که همه پرسي و رفراندوم شدني است. يکي از بندهاي رفراندوم اين است که دو سوم نمايندگان آن را تصويب نمايد. مجلسي که کمتر از 80 نفر آنها با اقاي روحاني همراه هستند و بيش از دو سوم آنها مخالف آقاي روحاني هستند؛ چگونه مي تواند فکر کند اين مجلس به آقاي روحاني براي رفراندوم پاسخ مثبت مي دهد.

اقاي روحاني اين تصو را ندارد که مي گذارند اين رفراندوم انجام شود. البته اين را به عنوان تهديد هم مطرح نکرده است. بلکه اين سخن نشانه بيرون آمدن فرياد استيصال و ناتواني آقاي روحاني است که مخالفان دولت به کدام صراط مستقيم هستند. سخن روحاني اين است که آقايان و خانم هاي مخالف دولت، شما به کدام صراط مستقيم هستيد؟شما دموکراسي، مردم سالاري را قبول داريد؟ 8 درصد راي مردم بيشتر به شما داده نشده است. مردم سالاري هر طوري که تعريف کنيم؛ اين معني نمي شود که 8 درصدي ها نظر و اراده خودشان را درمسائل کشور به 40 درصدي ها تحميل کنند.

هر مورد کلان را که نگاه کنيد مي بينيد که 8 درصدي ها نظر خودشان را به 40 درصدي ها تحميل مي کنند و اقاي روحاني احساس مي کند بايد يک اعتراضي بکند. من معتقدم اينکه رفراندوم کنيم يک طور اعتراض به وضعيت موجود است. وي مي گويد ما به بن بست رسيده ايم؛ چرا که مخالفان مردم سالاري از قاعده مردم سالاري تمکين نمي کنند.

عده اي در تحليل ها معتقدند که منظور اقاي روحاني از مطرح کردن همه پرسي؛ حل موضوع هسته اي از طريق همه پرسي است؟

مسئله اول همين مورد است. اقاي روحاني به جد اعتقاد دارد که سيات خارجي دولت قبل نه تنها در جهت منافع ملي نبود بلکه عليه آن بود. اين که فقط سياست خارجي ما خلاصه شود در پيوند استراتژيک با سوريه، چين، روسيه، ونزوئلا و... و با تمام قدرت هاي ديگر مشکل داشته باشم؛ اين خلاف منافع ملي است. ما در دوران احمدي نژاد با چه کشورهايي غير از اين ها رابطه داشتيم. روحاني معتقد است که بايد با امريکا تنش زدايي کنيم و نه اينکه تنش افزايي کنيم. ما در عراق و افغانستان و پاکستان مجبوريم با امريکا همکاري کنيم چرا که منافعمان ايجاب مي کند. ايشان مي خواهد اين تنش زدايي را انجام دهد؛ مي بيند که ايدولوژي جلوي اين تنش زدايي را گرفته است.

کساني که به گفتمان اعتدال و يک حقوق دان راي داده اند ؛ شايد انتظار ندارند که رئيس جمهور حرفي را بزند که نمي تواند انجام دهد؟در حالي که شما مي گويد روحاني نمي تواند همه پرسي را اجرا کند.

آقاي روحاني خودش هم مي داند که اين کار نشدني است. روحاني نمي خواهد با اصولگرايان بگويد که رفراندوم کنيم. ايشان مي خواهد به آنها بگويد شما قاعده اکثريت را قبول داريد؟ ايشان مي خواهد بگويد من اکثريت را دارم. ايا واقعاً سياست هاي دوران احمدي نژاد درست و اصولي و به نفع مملکت بود؟! روحاني احساس مي کند بر سر بديهيات نيز نمي تواند با مخالفان به توافق برسد . بنابراين از باب استيصال اين اقدامات را انجام مي دهد.

دولت شعارهايي در زمان تنفيذ رهبري انجام داد. اما عده اي معتقدند که وي نيز از شعارهايش عدول کرده است؟

من نمي خواهم توجيه گر اقدامات دولت روحاني باشم. معتقدم متاسفانه بعضي وقت ها عملکرد و رفتار آقاي روحاني خيلي با احمدي نژاد تفاوت نداشته است. اقاي روحاني در اولين سفر به خوزستان رفت من اولين کسي بودم که به ايشان اعتراض کردم و گفتم که اين به چه معناست؟ شما برروي ماشين سرباز حرکت کنيد و مردم دنبالتان بدوند. اگر اين ها خوب بود اين کار که احمدي نژاد بهتر انجام مي داد. احمدي نژاد اين کارهاي پوپوليستي را بهتر انجام مي داد. حتي اين کارها را اقاي قاليباف يا جليلي خيلي بهتر از ايشان انجام مي دهند!

ما داريم تلاش مي کنيم که رفتارهاي پوپوليستي انجام نشود. منتها اين هم يک واقعيتي است که بالاخره ما در ايران زندگي مي کنيم و از شرايط سياسي و اجتماعي ايران نمي توانيم فرار کنيم. اين يک واقعيت تلخي است که اگر فردا اقاي احمدي نژاد نامزذ شود بين 10 تا 15 ميليون راي مي اورد. در واقع ايشان از اقاي روحاني بيشتر راي خواهد آورد. شايد اقاي روحاني به نحوي اين موضوعات را احساس مي کند و نمي خواهد بدنه اجتماعي را از دست بدهد.

يک جمله ديگري نيز آقاي روحاني گفت که سانتريفيوژ، آرمان و اصول نيست. نظر شما در ارتباط با اين جمله چيست؟

وي مي خواهد بگويد به خاطر مسائل سياسي و ايدولوژيک موضوع هسته اي را بت و تقديس کرده ايم. ايشان مي خواهد بگويد موضوع هسته اي بت نيست. هسته اي همينطور در يک مقطعي بت شده بود که در سال هاي قبل جنگ بت شده بود. اگر در آن روزها کسي مي خواست با صدام گفت و گو کند به وي مي گفتند خائن است و خون شهدا را پايمال کرده است.

امام خميني(ره) کار بسيار بزرگي کرد. اگر امام قطعنامه را نپذيرفته بود هيچ کس نمي توانست اين موضوع را بپذيرد. الان هسته اي نيز همينطور شده است. مملکت نبايد فداي موضوع هسته اي شود؛ بلکه موضوع هسته اي بايد فداي مملکت شود. اگر کسي بگويد بالاي چشم هسته اي ابرو است مي گويند فلاني خائن است.

اقاي روحاني اين پيام را به برخي مي دهد که شما را چه شده است که با هسته اي اين گونه برخورد مي کنيد. هسته اي که يک موضوع مقدسي نيست. منافع ملي در ابتدا قرار دارد. ما فناوري هسته اي را براي ايران مي خواهيم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر