صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

کوشکي: حقِ داشتن سانتريفيوژ خط قرمز است، همه پرسي نميخواهد

سخنان حسن روحاني در جريان نخستين کنفرانس اقتصاد ايران، بازتاب بسيار گسترده‌اي در ميان مطبوعات و رسانه‌هاي داخلي داشت ‌و هر يک از رسانه‌ها با توجه به گرايشات فکريشان از منظري خاص به بازتاب سخنان آقاي روحاني پرداختند.

کد خبر: 3519

گزارش و گفتگوی پيش رو در تابناک منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

-------------------------------
سخنان حسن روحاني در جريان نخستين کنفرانس اقتصاد ايران، بازتاب بسيار گسترده‌اي در ميان مطبوعات و رسانه‌هاي داخلي داشت ‌و هر يک از رسانه‌ها با توجه به گرايشات فکريشان از منظري خاص به بازتاب سخنان آقاي روحاني پرداختند.

به گزارش «تابناک»؛ سخنان تامل برانگيز رئيس جمهور کشورمان اصل اين همايش را تحت تاثير قرار داد؛ بويژه بخش هاي مربوط به پيشنهاد برگزاري همه پرسي درباره ي مسايل مهم کشور، تقدم منافع ملي بر آرمان ها در سياست خارجي و مباحث مربوط به اقتصاد پايدار و مقاومتي که همچنان نيز مورد تحليل و ارزيابي تحليل گران قرار مي گيرد.

برگزاري چنين همايشي و سخن گفتن از وصل نبودن آرمان ها به سانتريفيوژها و ضرورت همه پرسي ، جنبه هاي مهم اقتصادي سخنان وي و حتي اصل همايش را تحت تاثير قرار داد به نحوي که هيچ کس ديگر از مباحث اقتصادي مطرح شده در اين همايش سخن نگفت.

ترديدي نيست که اقتصاد ايران کم و بيش در مقاطع مختلف با موانع بيروني و اثرات شوک هاي خارجي از تحريم گرفته تا کاهش قيمت نفت، مواجه بوده است. در شرايط فعلي اين ۲ عامل بيروني به شکل پر رنگي سعي در تحت تاثير قرار دادن اقتصاد ايران دارند و در اين شرايط، سخن از رفع تحريم در برخي بخش ها پس از توافق اوليه هسته اي و برخي از ديگر سخنان رئيس جمهور موجب اميدوار کردن اقتصاددانان و برنامه ريزان اقتصادي کشور مي شود.

در واقع مطرح کردن مسائل و موضوعات مذاکره در يک کنفراس اقتصادي شائبه ها در ارتباط با اهداف اقاي روحاني از بيان کردن اين موضوعات را افزايش داده است.

در همين زمينه دکتر محمد کوشکي استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل سياسي در گفت و گو با تابناک به علل پرداختن آقاي روحاني به اين مسائل و احتمال اجرايي شدن پيشنهادهاي اقاي روحاني پرداخته است.

کوشکي:حق داشتن سانتريفيوژ خط قرمز است، همه پرسي نمي خواهد

اقاي روحاني در نخستين کنفرانس اقتصاد ايران اظهارات متفاوتي در زمينه هاي مختلف بيان داشتند که با جنجال هاي فراواني روبرو شد. به نظر شما دليل اين نوع صحبت ها در اين برهه از زمان چيست؟

در طول بيشتر از يک سالي که دولت روحاني به قدرت رسيده است؛ مهمترين وعده و بيشترين دغدغه انتخاباتي آقاي روحاني حل مسئله هسته اي بود. البته عملاً همه بخش هاي اقتصادي و فعاليت هاي کشور با اين مسئله گره خورده و هنوز هم به جايي نرسيده است. روحاني حل موضوع هسته اي را شعار انتخاباتي کرد و در انتخابات همه مسائل را به اين موضوع گره زد و در طول يک سال گذشته نيز تمرکز اساسي دولت روي اين مسئله بوده است. البته عملاً همه معضلات کشور به حل مسئله هسته اي گره خورده است. اما هنوز دولت نتواسته است از راه مذاکره هيچ دستاوردي داشته باشد. به همين دليل روحاني فکر مي کند، ادامه وضعيت فعلي کليه اعتبار وي را زير سئوال مي برد و احتمالاً در انتخابات اينده دست ايشان خالي باشد و دوستان ايشان، همفکران و اصلاح طلب ها به نوعي قرباني اين عدم موفقيت دولت يازدهم مي شوند. به همين خاطر اقاي روحاني تلاش دارد که به هر شکلي در مسئله هسته اي تحولي ايجاد بکند. طرح مسئله همه پرسي توسط اقاي رئيس جمهور مي تواند يک راه گريزي باشد که بدون اينکه مسئوليت اين تصميم و عواقبش را خودش به دوش بکشد؛ مسئوليت را به دوش مردم بيندازد و از نتايج احتمالي به نفع خودش بهره ببرد و از اين بن بست فعلي بيرون بيايند.

علت اينکه شما همه پرسي را به موضوع هسته اي مرتبط مي دانيد چيست؟

ايشان به خاطر حل مشکل خشکسالي سال آينده مي خواهد رفراندوم برگزار کند.؟! يا براي اينکه معوقات معلمين را بپردازد مي خواهد رفراندوم برگزار کند؟!. ايشان براي کدام تصميم دولتي نياز به رفراندوم دارد؟ مهمترين دغدغه ايشان در يک سال گذشته چه بوده است؟ قاعدتا ايشان براي دادن سبد کالا و يا براي تداوم سياست هاي بهداشت و درمان و يا براي ساخت چندتا مدرسه نمي خواهد رفراندوم برگزار کند. بايد ببينيم چه تصميمي وجود دارد که ايشان مايل است، اتخاذ کند ولي نمي خواهد هزينه بپردازد و براي ايشان هزينه دارد. در عالم سياست بيش از 90 درصد از اتفاقاتي که مي افتد به صراحت گفته نمي شود.

بازهم تاکيد مي کنم که اقاي رئيس جمهور نمي خواهد براي بهبود روش دفع زباله رفراندوم برگزار کند. کسي اين موضوعات را نمي پذيرد. عامه مردم متوجه شدند که ايشان مي خواهد در مورد مسئله اي موضوع همه پرسي را مطرح کند که برايش هزينه هاي سنگيني دارد؛ ولي مي خواهد از فوايد آن استفاده کند. در دولت ايشان مهمترين مسئله موضوع هسته اي است که هزينه دارد.


به نظر شما ايا امکان همه پرسي وجود دارد يا خير؟

در قانون اساسي براي شکستن بن بست هايي که مسئولين کشور نمي توانند تصميمات را اتخاذ کنند؛ يکي از راهکاري هايي را که پيش بيني کرده اند بحث رفراندوم و همه پرسي است. البته رفراندوم ساز و کار خودش را دارد و نيازمند يک اجماع نظر بين قواي مجريه و مقننه و البته رهبري نظام است. يعني اين گونه نيست که قوه مجريه به تنهايي در اين پروسه وارد شود. نفس مقوله رفراندوم يک راهکار است. خود قانون اساسي تاکيد مي کند در مواقع خاصي که واقعاً مسئولين نمي توانند تصميم را به واسطه بزرگي، فراگيري و سنگيني تصميمي اتخاذ کنند و يا ابهام دارند و هر چه تلاش مي کنند نمي توانند به يک نظر صحيح برسند به تصميم مردم واگذار مي کنند. اصل رفراندوم همين است. يکي از راه کارهايي است که در قانون اساسي پيش بيني شده است و اگر شرايط قانوني ان ايجاد شود؛ ان وقت قابل تحقق مي باشد.

اگر ايشان موفق شود اصل رفراندوم را در خصوص اين مسئله جا بندازد، گرفتن دو سوم راي مجلس براي دولت کار سختي نخواهد بود. البته اگر بتواند اصل آن را جا بياندازد. دولت با همان روش تبليغاتي که در يک سال گذشته در پيش گرفته است که مهمترين مسئله کشور مسئله هسته اي است و تا اين مسئله حل نشود هيچکدام از مشکلات کشور حل نخواهد شد؛ مي تواند رفراندوم برگزار کند. گره زدن همه چيز حتي معيشت مردم و چرخش زندگي مردم به اين مسئله از اين جمله است . اين مکانيزم اگر بتواند موفق شود و اصل رفراندوم در اين خصوص پذيرفته شود قاعدتاً راضي کردن دو سوم نمايندگان مجلس آن هم در آستانه انتخابات کار سختي نخواهد بود. مي شود روي نمايندگان فشار و جو رواني سنگين ايجاد کرد و دو سوم راي نمايندگا ن را گرفت.

ايا بايد در مسئله تخصصي کشور به آراء مردم رجوع کرد؟

بر اساس آنچه که مشاوران رئيس جمهور مطرح کردند نبايد مسئله تخصصي سيسات خارجي را از راننده تاکسي و لبو فروش پرسيد! در واقع مردم هر شغلي داشته باشند متخصص سياست خارجي نيستند . حالا که اين کار درست است باشد يا نه بايد از رئيس جمهور و دستيارانش پرسيد. بنده چنين پيشنهادي ندادم و طبيعتاً پاسخ گو هم نخواهم بود.

عده اي مطرح کرده اند که رئيس جمهور از واژه رفراندوم براي تهديد مخالفان استفاده کرده است؟نظر شما چيست؟

آراي رئيس جمهور در انتخابات کمتر از 51 درصد بود. فرض مي کنيم که محبوبيت ايشان همين مانده باشد. البته بعيد مي دانم که محبوبيت اقاي روحاني اضافه شده باشد، چرا که ايشان نتوانسته است به قول هايي که دادند عمل کند. در واقع محبوبيت ايشان چقدر اضافه شده است که بقيه را تهديد کند.

بعضي از نظرسنجي ها نشان مي دهد که محبوبيت ايشان افت کرده است. وقتي محبوبيتتش افت کرده باشد از طريق همه پرسي نمي تواند بعد از يک سال کار پيروز شود. کسي که در راس کار باشد هميشه در انتخابات ها به نسبت کساني که منتقد وي هستند ضعيف تر است. منتقدين در طول اين يک سال مسئوليت نداشتند و کارشان نقد و گفتن مشکلات به جامعه بوده است. انها شانس بيشتري براي راي اوردن دارند. طبيعي است که رئيس جمهور منطقي نيست که در اين مقطع کسي را تهديد کند. اين عده مي خواهند بگويند دولت اينقدر محبوبيت دارد که مي خواهد منتقدين را ساکت کند.

روحاني مهمترين قولي را که داد حل پرونده هسته اي و گشايش در امور اقتصادي بود که ايجاد نشده است. به قول هاي که اقاي روحاني داده است، نگاه کنيم. باز شدن فضاي دانشگاه جزء قول هاي درجه اول ايشان نبوده است. در واقع اين موضوعات اولويت چندم ايشان بوده است. اين موضوعات قابل مقايسه نيست.

خوب به هر حال بعضي از مخالفان اجازه کارکردن به دولت نمي دهند؟

آقاي روحاني در حدي که قول داده بودند نياز به رفراندوم ندارند. آيا شده است که دولت بخواهد تحولي در اقتصاد کشور ايجاد کند و منتقدين بگويند چرا مي خواهي اين کار را بکنيد. شده است، براي ثباتي که در بازار ارز ايجاد شده است؛ کسي از منتقدين بگويد چرا ثبات را ايجاد کرده است. همه مي گويند آفرين ثبات خوب است. دولت در مسائل بهداشت و درمان تلاش هاي مثبتي انجام داده است. ايا منتقدين با وزير بهداشت مخالفت کرده اند؟ نقد در جاهايي صورت مي گيرد که دولت دچار نقصان است.

بعضي از دانشگاه ها، مثل دانشگاه تهران، يکسال است که با سرپرست اداره مي شود. ايا يک نفر پيدا نمي شود که صلاحيت رياست دانشگاه تهران را داشته باشد. الان خيلي از دانشگاه هاي مهم کشور اين مشکل را دارند. انجايي که دولت اراده نشان داده است و وزار اراده نشان دادند يا خواستند گامي بردارند همه با وي همکاري و موافقت مي کنند. مثلاً اقداماتي که اقاي طيب نيا انجام داده است،کسي نقد نکرده است. اما مي شود نقد کرد که چرا وزارت علوم نتوانسته است تصميم گيري کند. منتقدين به اين موضوعات ايراد وارد مي کنند.

يک جمله ديگري نيز آقاي روحاني گفت که سانتريفيوژ، آرمان و اصول نيست. نظر شما در ارتباط با اين جمله چيست؟

اصل موضوع هسته اي يک راهکار براي تامين انرژي کشور يا براي حل مشکلات دارويي کشوراست. اصل موضوع هسته اي اين است که کشور برق را از راه برق بادي تامين کند يا برق اتمي. اين يک مسئله علمي است که فقط بايد نخبگان و اهالي اين رشته نظر بدهند، که ايا برق ابي و يا برق هسته اي به نفع کشور است. اما نکته اين است که الان مسئله هسته اي مصداق استقلال و حق حاکميت يا نقض در استقلال و حق حاکميت شده است. يک موقع است که شما در کشورتان مي خواهيد يک اقدام معمولي انجام دهيد. مثلاً بين کارشناسان اختلاف مي ايد که برق اتمي بهتر از برق ابي است يا بالعکس.اما يک موقع هست که قدرت هاي بيگانه مي خواهند تحميل کنند که چه تصميمي بگيريم يا نگريم. آن وقت بحث استقلال کشور و حق حاکميت مطرح است. آنجا قطعاً خط قرمز است. اين که يک نفر در خريد سود و زيان کند بحث شخصي است و خط قرمز نيست. اما اگر فردي بيايد و يک نفر را مجبور به خريد و فروش کند؛ آنجا حق آزدي و مالکيت او نقض شده است. اينجا ديگر خط قرمز است و هيچکس نمي پذيرد.

اين مغالطه است که اگر کشور مجبور بشود انرژي هسته اي را کنار بگذارد از ارزش ها عدول نکرده است. از مهمترين چيزي که عدول شده است قدرت ازادي است. اگر قدرت هاي خارجي يک کشوري را زير فشار بگذارند که مدارس در کشور شما يک شيف باشد يا دو شيفته اين عبور از خط قرمز است. ما بپذيرم که يک شيفتي باشد يا دو شيفته مسئله فني و کارشناسي است. اما اينکه قدرت هاي بيروني ما را واردا کنند اين گونه رفتار کنيم، اين عبور از ارمان هاست.

بيشترين مفهومي که حضرت امام که در وصيت نامه به مردم ايران تاکيد کرده اند از لحاظ محتوايي استقلال است. يعني ايشان از استقلال بيشتر از اسلام به مردم ايران تاکيد کرده اند. در واقع مهمترين خط قرمز ما استقلال است و هيچ ايراني شرافتمندي حاضر نيست که خارجي ها به ما بگويند چه چيزي داشته باشيد چه چيز نداشته باشيد. هيچ ايراني حاضر نيست که فشار خارجي را در خط قرمز بپذيرد.

در واقع حق داشتن سانتريفيوژ خط قرمز است. حق ارمان است. مردم ايران در طول صد سال گذشته آرزو داشته است که مستقل باشد. در طول 35 سال گذشته براي اين استقلال خون بهترين افراد ريخته شده است که استقلالمان را حفظ کنيم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر