صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

روزنامه ايران نوشت/ رسم دشنام‌گويي!

بنابراين نبايد در اين واقعيت ترديد داشت که توسل جريان تندروها به تاکتيک پرخاشگري و اهانت نشانه‌اي از استيصال آنها در ميدان مبارزه با گفتمان اعتدالي دولت است. براي هر حزب و جريان سياسي روي آوردن به حربه تخريب و ترور شخصيت آغاز هزيمت است.

کد خبر: 3410

متن پيش رو در ايران منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

براي اولين بار ارگان‌هاي رسمي جريان مخالف دولت سنت توهين به رئيس جمهوري را پايه نهادند. باب اهانت و استهزا عليه چهره منتخب ملت بعد از آن گشوده شد که روحاني در نشست بزرگ اقتصاددانان با استناد به سه اصل مهم قانون اساسي (اصل 6 ،59 و 177) اظهار عقيده کرد که براي گشودن گره مسائل بزرگ مي‌توان به همه‌پرسي روي آورد.
اگر تا پيش از اين، شبکه رسانه‌اي تندروها از ابزار شايعه يا حاشيه‌سازي براي تضعيف سازمان دولت بهره مي‌گرفت، اکنون تاکتيک زشت هجو و اهانت را در دستور کار قرار داده است. مطالب موهني که بعد از پيشنهاد همه‌پرسي روحاني بر جرايد تندروها نقش بست، بوي ناخوش يک تغيير در اردوي مخالفان دولت را به مشام مي‌رساند. حريم‌شکني اخير شبکه مخالفان بيش از هر چيز خاطره روزهاي خرداد 92 را در ذهن‌ها زنده کرد يعني زماني که آنها براي متوقف کردن آهنگ مبارزه انتخاباتي روحاني به ترفندهايي از جنس ترور شخصيت روي آوردند.
البته انتظار مي‌رفت که جبهه تندروها زماني به آن تاکتيک‌هاي ضد اخلاقي ايام انتخابات روي آورند اما باور عمومي اين بود که اين نوع رفتارها در ماه‌هاي پاياني دولت بروز و ظهور کند. اکنون سؤال اغلب ناظران سياسي اين است که چرا جريان تندرو اين گونه زودهنگام به تاکتيک بازي تخريبي روي آورده و آنها چه اهدافي از اين حرکت‌ها دنبال مي‌کنند؟
واقعيت اين است که دنياي سياست نيز از اين قانون عرصه رقابت ورزشي پيروي مي‌کند که جريان بازنده همواره با توسل به روش‌هاي غيرعقلايي مي‌کوشد حريف خويش را متوقف کند. داستان جنگ اعصاب در رقابت‌هاي ورزشي با همان شدت و غلظت در عرصه سياست نيز بروز و ظهور مي‌کند. به اين دليل روشن که مطلوب‌ترين نتيجه براي جريان سياسي بازنده اين است که آرامش و تعادل حريف را برهم زند. بعد از انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري، جريان بازنده اين استراتژي را در دستور کار قرار داد و به صورت گام به گام آن را پياده کرد. جريان افراطي مخالف دولت، از آن روز تاکنون سوداي راديکاليزه کردن فضاي سياسي را در سر پرورانده است. چنان که ذکر شد آنها در مرحله‌اي اين سوداي خود را با پمپاژ شايعه و دروغ در فضاي سياسي و اقتصادي پيش بردند و اکنون نيز با نمايش مدل‌هاي ديگري از رفتار پرخاشگرانه و اهانت‌آلود دنبال مي‌کنند. با اين همه، دولت روحاني از ابتدا نقشه مخالفانش را خوانده بود و با پيش‌بيني اينکه ممکن است شاخه افراطي يک جريان به التهاب‌آفريني و ايجاد تنش در فضاي سياسي روي آورد از ابتدا اعلام کرد که خط قرمز خود را «آرامش و تفاهم» بويژه ميان قواي سه گانه قرار داده است. اساساً يک انگيزه جدي گفتمان اعتدال روحاني اين بود که فضا را براي قدرت‌نمايي جريان‌هاي افراطي ببندد.
دست بر قضا اين تدبير دولت اعتدال کارگر شد و مناسبات نهادهاي حکومتي بويژه ارتباط سه قوه وارد دوره آرامش شد. به گونه‌اي که ظرف يک سال گذشته هيچ يک از موج‌ها و تلاطم‌هاي عرصه سياست نتوانست بر تعامل روحاني با سران قواي ديگر خدشه وارد کند. يکي از دلايل عصبانيت و خشم تندروها به اين ماجرا برمي‌گردد. آنها طي چند ماه گذشته بيشترين طرح و تاکتيک خود را براي ايجاد اختلاف ميان دولت با قواي مقننه و قضائيه به کار بستند اما هر اندازه در مسير تنش‌آفريني ميان قواي نظام کوشيدند در عمل بهره‌شان از اين تلاش و تکاپو جز نااميدي نبود.
رد پاي حکايت سرخوردگي تندروها از تنش‌آفريني ميان سه قوه را مي‌توانيد در حوادث اخير مجلس و دولت مشاهده کنيد. آنها دقيقاً هنگامي زبان به طعنه و توهين عليه دولت گشودند که نمايندگان مجلس و مديران دولت توانستند يکي از سوژه‌هاي اختلاف در روابط في‌مابين را خنثي کنند لحن سخنگويان جريان تندرو زماني آتشين شد که مجلسيان ودولتيان در نشستي همدلانه پرونده اختلاف بر سر برداشت 4 ميلياردي از صندوق توسعه ملي را مختومه کردند.
بنابراين نبايد در اين واقعيت ترديد داشت که توسل جريان تندروها به تاکتيک پرخاشگري و اهانت نشانه‌اي از استيصال آنها در ميدان مبارزه با گفتمان اعتدالي دولت است. براي هر حزب و جريان سياسي روي آوردن به حربه تخريب و ترور شخصيت آغاز هزيمت است. در ادبيات سياسي، روش پرخاشگري و اهانت مساوي خودزني است. فقط کساني به اين روش‌ها توسل مي‌جويند که از نقد عالمانه و منطقي افکار و برنامه‌هاي رقيب عاجز بمانند. بر حسب همين آموزه علم سياست مي‌توان گفت رفتارهاي پرخاشگرانه و اهانت‌آميز چنان که در روابط جريان مخالف دولت روحاني به يک رويه تبديل شود، در روزهاي آينده بايد نظاره‌گر آغاز فصل جديد انزواي اين جريان در گستره تاريخ سياسي ايران باشيم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر