صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سيد مسعود علوي - محمد صفري

آيا غيرت ما اجازه مي‌دهد؟

ملت ما با منطق پيروزي خون بر شمشير، آمريکا را در ايران و منطقه شکست داد. مردم ما بر اساس قاعده فقهي «نفي سبيل» حاضر نشدند زير سلطه آمريکا قرار گيرند و زيست بدون آمريکا را عزتمندانه بيش از 35 سال است ،تجربه کرده اند.

کد خبر: 3364

نخستين دور گفتگوهاي هسته اي ايران و 1+5 در جريان بود که رئيس جمهور يک دفعه از خزانه خالي کشور خبر داد. اين خبر، نادرست و غير واقعي بود. چون از آن زمان تا کنون دولت به همه تعهدات مالي در پرداخت هاي خود عمل کرده بود و حتي مقامات سازمان برنامه معتقدند نه در سال گذشته و نه در سال جاري، کسري بودجه نخواهند داشت. در طي اين مدت دولت حقوق کارکنان خود را به موقع پرداخت کرده و يارانه ها را سر موعد به همان مبلغي که تعهد کرده، داده است. مردم اين سئوال برايشان مطرح شد که اگر خزانه کشور خالي بود، اين پرداخت ها از کجا صورت گرفته است؟ که متأسفانه پاسخي نشنيدند.

تنها کارکرد و کاربرد خبر نادرست خزانه خالي، در مذاکرات هسته اي
بود که طرف مقابل خيال کند اوضاع ما وخيم است و آهي در بساط نداريم تا به مطالبات و زياده خواهي خود بپردازد. صدور چنين سخني از رئيس جمهور محترم که خود را يک حقوقدان و ديپلمات مي داند، خيلي بعيد بود، اما به هر حال گفته شد.

اکنون در دور جديد گفتگوهاي هسته اي، باز رئيس جمهور مطالبي گفته اند که در نادرستي آن کسي شک ندارد، اما کارکرد آن ضد منافع و مصالح ملي است. رئيس جمهور محترم، علي رغم وعده اي که در انتخابات رياست جمهوري دادند و فرمودند: «ما مي خواهيم هم چرخ کارخانه ها بچرخد و هم چرخ سانتريفيوژها»، اکنون پس از گذشت بيش از پانصد روز از حيات دولت يازدهم، مي گويند: «آرمان ما به سانتريفيوژها وصل نيست.» و از آن بالاتر، مي گويند: «در ميز مذاکره بحث اصول و آرمان مطرح نيست. اساس بحث سياست خارجي، منافع است ،نه اصول و آرمان ها.»

اين ادبيات، در پردازش سياست خارجي جديد دولت يعني چه؟! آيا اين نوع سخن گفتن در آستانه گفتگوهاي هسته اي در جهت منافع و مصالح ملي است؟ وقتي چانه زني در گفتگوها روي تعداد سانتريفيوژهاست، اعلام اينکه سانتريفيوژ به آرمان ما وصل نيست، يعني چه؟! مخاطبين اين سخن، ملت ماست يا اعضاي 1+5؟! اگر ملت است که رئيس جمهور وعده داده است که بر اساس شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست، بايد سانتريفيوژها براي تأمين چنين انرژي اي بچرخد.اما اگر طرف 1+5 است با توجه به محرمانه بودن مذاکرات افشاي آن در يک تريبون ملي، آن هم با اين رويکرد غير منطقي و غير ديپلماتيک، حامل چه پيامي است؟! آيا اين سخن به زياده خواهي هاي آمريکا کمک نمي کند؟ آيا با اين نقطه ضعف نشان دادن ها مي توان زورگويان جهاني را مجبور به رفع تحريم ها کرد؟ چه تدبيري در اين سخن نهفته است؟ آيا ما در درک منافع و مصالح ملي، آن هم در زمينه مذاکرات هسته اي دچار سوء تفاهم هستيم؟ همه چيز در گفتگوها و مأموريت تيم هسته اي مشخص است. چارچوب ها در جلسات کارشناسي و سازوکار حقوقي امنيت ملي بررسي و ابلاغ شده است. دولت موظف به پيگيري مطالبات مردم و رهبري معظم انقلاب در اين زمينه است. اگر حرفي هم وجود دارد بايد زير سقف گفتگوي مسئولين مطرح شود. طرح آن در تريبون همگاني هيچ وجهي ندارد.

اکنون ما در حساس ترين و استثنايي ترين گفتگوها با دشمن در زمينه تأمين منافع ملي هستيم. سياست خارجي ما اکنون توسط دوست و دشمن، محک زده مي شود. اينکه در بحبوحه اين گفتگوها ناگهان رئيس ديپلماسي خارجي کشور بگويد: «در مذاکرات، بحث اصول و آرمان مطرح نيست»، چه معنايي دارد؟ پس آرمان نه شرقي نه غربي که حاکم بر اصول و راهبردهاي سياست خارجي کشور است، چه مي شود؟

دانشمندان فرهيخته و جوانان شجاع ما در علوم هسته اي به دستاوردهاي شگرفي در راستاي استقلال علمي کشور رسيده اند. براي طي راه اين راه پر خطر، خون داده اند. ملت براي رسيدن به اين قله، ظالمانه ترين تحريم ها را تحمل کرده است. حالا که دولت بايد براي حفظ اين اقتدار بکوشد، وسط اين گفتگوها يک دفعه گفته شود «سانتريفيوژ، وصل به آرمان ما نيست»، اين کشف عظيم که فقط به درد دشمن مي خورد، از کجا آمده و کاشف آن کيست که رئيس جمهور محترم در يک تريبون عمومي، خبر آن را داده است؟

در بند 16 اصل سوم قانون اساسي آمده است؛ «دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است سياست خارجي کشور را بر اساس معيارهاي اسلام، تعهد برادرانه نسبت به مسلمانان و حمايت
بي دريغ از مستضعفان جهان تنظيم کند.»

اينکه تا امروز ما ده سال است در چالش مذاکرات هسته اي براي دفاع از استقلال علمي، سياسي و اقتصادي هستيم و مهم ترين چالش سياست خارجي ما نيز همين است، رئيس دولت پس از ده سال بيايد بگويد؛ «در بحث مذاکرات، اصول و آرمان مطرح نيست»، چگونه مي خواهد به سوگند خود در وفاداري به قانون اساسي عمل کند؟ خطوط کلي که در بند 16 اصل سوم قانون اساسي مطرح شده و دولت را موظف به اجراي آن مي داند، چه مي شود؟ کجا در اسلام آمده است در مذاکره با دشمن، براي دفاع از عزت و شرف مسلمين، موضوع آرمان و اصول، منتفي است؟ اين سخن که؛ «اساس بحث در سياست خارجي، منافع است نه اصول و آرمان ها»، متکي بر چه منطقي است؟ اين «منافع» چيست که ربطي به اصول و آرمان ها ندارد؟!

ملت ما با منطق پيروزي خون بر شمشير، آمريکا را در ايران و منطقه شکست داد. مردم ما بر اساس قاعده فقهي «نفي سبيل» حاضر نشدند زير سلطه آمريکا قرار گيرند و زيست بدون آمريکا را عزتمندانه بيش از 35 سال است ،تجربه کرده اند. در سايه همين زيست الهي، منافع خود را هم تأمين کرده‌اند. ايران امروز در اوج اقتدار ملي است. اين اقتدار در سايه عمل به اصول و آرمان ها به دست آمده است. اکنون در آستانه مذاکرات جديد، چه نفعي در مورد تفکيک اصول و آرمان ها از منافع مي بريم؟ اين حرف، قيمتي جز اعلام صريح غير اصولي و غير آرماني بودن سياست خارجي دولت يازدهم ندارد. دولت بايد به مردم توضيح دهد که تأکيد قانون اساسي بر آرمانگرايي در سياست خارجي، در کجاي سياست خارجي دولت، تبلور پيدا مي کند؟ ديروز مقام معظم رهبري در جمع مردم قهرمان قم به مناسبت سالروز قيام تاريخي 19 دي فرمودند:«اگر شرط برداشتن تحريم را (دشمن) چيزي عنوان کند که غيرتتان اجازه ندهد چه مي کنيد؟» پاسخ روشن است؛بايد بايستيم ومقاومت کنيم. لذا رئيس جمهور بايد به فکر چنين روزي باشد واز غيرت ملي دفاع کند./رسالت

----------------------------------------------------------------------------------------------

غيرت، آرمان، ايجاد ترديد

دوره تازه مذاکرات هسته‌اي که تمديد آن تا تيرماه سال آينده همراه بود، به خاطر برخي موضع‌گيري‌هاي طرف مقابل ابعاد تازه‌اي يافته است. تغيير و تحولاتي هم که در کنگره آمريکا ايجاد شد، جمهوري‌خواهان را در اکثريت قرار داد و دستور کار خود را، کارشکني در روند گفت‌وگوهاي هسته‌اي قرار داده است. مهمترين محور اين دستور کار، اعمال تحريم‌هاي بيشتر و ادامه تحريم‌هاي گذشته عليه جمهوري اسلامي ايران است.
کنگره با اکثر جمهوري‌خواه تندرو در حال پر کردن خشاب‌هاي خود براي شليک تحريم به سوي گفت‌وگوهاي هسته‌اي است. نمايندگان جمهوري‌خواه که از روز سه‌شنبه همين هفته دوره تازه کنگره را آغاز کردند، در‌پي تصويب لايحه‌اي هستند تا بتوانند، شليک دقيق‌تري به مذاکرات هسته‌اي داشته باشند.
لايحه به گونه‌اي تنظيم و برنامه‌ريزي شده است تا حتي حق وتو از رئيس‌جمهور آمريکا هم گرفته شود.
مبناي لايحه تهديدي عليه ايران بر اين اساس است که اگر ايران توافق را نقض کند يا مذاکرات شکست بخورد، تحريم‌هاي جديد، عملي شود. همچنين اين لايحه حمايت ۶۵ سناتور را با خود دارد که اين ميزان رأي، مي‌تواند در برابر حق وتوي اوباما، قرار گيرد.
اما اگر چنين رفتاري که از سوي کنگره آمريکا با اکثريت جمهوري‌خواه، سر مي‌زند، يک نمايش و بازي سياسي هم تلقي کنيم، ضمانت توافق نهايي را هم متزلزل مي‌کند. اين تزلزل ضمانت اجرايي به اين خاطر است که، تنها دو سال از دوران رياست جمهوري اوباماي دموکرات باقي است، پايان دوران رياست جمهوري او، آغاز دوران جمهوري‌خواهان خواهد بود. رئيس‌جمهور بعدي آمريکا قطعاً از طيف سياسي اين حزب است. کنگره هم که در دست جمهوري‌خواهان است، هماهنگي اين دو قوه عليه توافق هسته‌اي و يا حتي توافق نکردن دوطرف، در هر دو حالت سياست‌هاي خصمانه آمريکا عليه جمهوري اسلامي ايران را افزايش خواهد داد.
اکنون که آمريکايي‌ها ايران را تهديد مي‌کنند که اگر توافق را نقض کند يا مذاکرات به شکست بينجامد، تحريم‌هاي شديدتري عليه ايران اعمال شود، در مقابل، چنين تنبيهي براي آمريکا و کشورهاي غربي ۱+۵ در نظر گرفته نشده است. اکنون که در توافق اوليه به سر مي‌بريم، بارها همين توافق از سوي آمريکايي‌ها نقض شده و برخي تحريم‌هاي مؤسسات و برخي افراد از سوي واشنگتن عليه ايران اعمال شده است، اين رفتارها ناقض توافق اوليه هسته‌اي است و هميشه هم از سوي ايران اعلام شده که طرف مقابل که آمريکا باشد، توافق را نقض کرده است.
نکته مهم، حساس و اساسي چشم ندوختن به اين مذاکرات فارغ از نتيجه مثبت و منفي آن است. چرا که اگر توافقي هم انجام شود، تصور اين که قرار است درهاي بهشت! به روي ما باز شود اشتباهي بزرگ است. توافقي هم اگر انجام نشود، به خاطر اين که تحريم‌ها کارآيي خود را از دست داده است، وضعيت تغيير آنچناني نمي‌کند و فشار مضاعفي هم وارد نمي‌شود، چون غرب و آمريکا هر نوع تحريم که تصورش را بکنيد از کيسه خود بيرون آوردند و عليه ايران اعمال کردند.
براي توافق هم بايد ساز و کاري انديشيد که طرف مقابل در صورت نقض آن تاوان لازم را پرداخت کند و ساز و کار حقوقي آن در نظر گرفته شود. همچنين اگر گفت‌وگوها به نتيجه نرسيد و شکست خورد، بايد براي آن هم فکري کرد، چرا که آمريکايي‌ها در صورت چنين اتفاقي با تبليغات گسترده مسبب آن را ايران اعلام خواهند کرد. از هم‌ اکنون بايد در روند گفت‌وگوهاي هسته‌اي بندي گنجانده شود تا يک نهاد بي‌طرف و غير وابسته درباره عامل به نتيجه نرسيدن مذاکرات هسته‌اي رأي و نظر منصفانه و عادلانه صادر کند، تا اگر توافقي انجام نشد، تبعات آن دامن جمهوري اسلامي ايران را نگيرد.
اين که تنها به نتيجه مثبت مذاکرات که هنوز در حد احتمال است، بسنده کنيم و ابعاد ديگر آن را در نظر نداشته باشيم، يک خوش‌بيني ساده است که باعث خواهد شد در صورت به توافق نرسيدن احتمالي هم، ايران در شرايطي قرار بگيرد که فضاي منفي رسانه‌اي و افکارعمومي به خاطر تبليغات گسترده از سوي آمريکا و غرب، عليه ايران شکل بگيرد.
جمهوري اسلامي ايران عليرغم تحريم‌ها و تهديدات بسيار شديدي که در ۳۵ سال گذشته متحمل شده، توانسته است دستاوردهاي بزرگي را رقم بزند. بازگو کردن و بازخواني آن براي جامعه مي‌تواند، اميد مردم کشور را به آينده هر چه بيشتر افزايش دهد. چنين اتفاقي ضريب مقاومت و ايستادگي را افزايش مي‌دهد و مي‌تواند، تحمل تحريم‌ها را هم براي مردم آسان‌تر سازد.
روز گذشته رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم قم به مناسبت ۱۹ دي، درباره پيشرفت‌هاي کشور با انتقاد از کساني که توفيقات ملت از جمله پيشرفت‌هاي علمي را ناديده مي‌گيرند، گفتند؛ «چرا نابخردانه، دستاوردهايي را که پايگاه‌هاي علمي جهاني به آنها اذعان دارند، انکار مي‌کنيد و با سخنان غلط و غيرمنصفانه در راه پرافتخاري که مردم طي کرده‌اند و حتي دشمنان را مجبور به تحسين کرده است، ايجاد ترديد مي‌کنيد؟»
چندي پيش بود که چند تن از وادادگان هسته‌اي در زمينه پيشرفت‌هاي کشور در زمينه هسته‌اي شک و ترديد ايجاد کردند و سخناني را مطرح نمودند که نشان مي‌داد آنها درصدد کمرنگ جلوه دادن اين پيشرفت‌ها هستند.
هدف آنها هم ايجاد دو دستگي و تفرقه ميان مردم بود. البته چنين صداهايي به خاطر آگاهي مردم و روشنگري رسانه‌ها و تحليل‌گران، با پاسخ‌هاي منطقي، تحليلي و قاطع روبرو مي‌شود که در نمونه آخر هم همينگونه بود.
و اما براي خنثي کردن تبعات تحريم‌ها و فشارهاي اقتصادي، راه همان است که رهبري نظام آن را مدت‌هاست تبيين کرده‌اند و در مناسبت‌هاي مختلف هم با ادبياتي متفاوت‌تر از قبل، آن را بيان مي‌کنند. ايشان در ديدار روز گذشته، مصون کردن ايران در مقابل تحريم‌ها را، تنها راه محدود کردن قدرت مانور دشمن خواندند و تأکيد کردند؛ معناي واقعي اقتصاد مقاومتي همين است و تحقق اين مهم، وظيفه اصلي مسئولان کشور است.»
تکرار و تأکيد ايشان بر اين موضوع که بارها بوده است، بايد مورد توجه و نظر مسئولان به ويژه قوه مجريه قرار گيرد که، تکرار از چه خاطر است؟
آيا در اين زمينه کاري صورت نگرفته است، که اگر چنين است، سريعاً وارد عمل شوند و ابتکار عمل را در دست بگيرند و اگر هم کم‌کاري بوده است، موتور محرک را روشن کنند و حربه تحريم را از دست دشمنان خارج سازند.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي همچنين با اشاره به تحريم‌هاي ظالمانه فرمودند؛ «تحريم‌ها براي کشور مشکل ايجاد کرده، اما اگر دشمن شرط برداشته شدن آنها را، فلان مسئله اساسي و آرماني از جمله دست برداشتن از اسلام و استقلال و پيشرفت علمي قرار دهد، قطعاً غيرت هيچ مسئولي قبول نمي‌کند.»
غيرت انقلابي، اتکا به مردم، توجه به ظرفيت‌هاي بالاي داخلي، اقتصاد مقاومتي و تبعيت از منويات رهبري، بدون شک هر نوع تهديد و تحريم را به سادگي خنثي مي‌کند.
هشدارهايي که رهبر معظم انقلاب در ديدار روز گذشته بيان کردند، دورانديشي و آينده‌نگري است. دورانديشي از اين بابت که، آرمان‌هاي انقلاب اسلامي دستخوش بازي دشمن نشود و وارد گفت‌وگوها نگردد. به همين خاطر است که ايشان تاکيد مي‌کنند، بايد با هوشياري، هدف «پيشنهادها، حرف‌ها و اقدامات دشمن» را درک کرد./سياست روز

نظرات بینندگان

ارسال نظر