صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سرمقاله شرق/

«مقصود» روحاني!

هيچ‌کس بهتر از خود رييس‌جمهور نمي‌داند که برگزاري رفراندوم چه شرايطي مي‌طلبد. حتي اگر همه مقدمات آن نيز فراهم شود، مجلسي که به وزراي ايشان راي اعتماد نداده و به طور پيوسته، آنها را احضار کرده و چپ و راست، کارت زرد و...

کد خبر: 3181

متن پيش رو در روزنامه شرق منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

------------------------------------------------------------------------

««مقصود» روحاني» عنوان يادداشت روز روزنامه شرق به قلم صادق زيباکلام (استاد دانشگاه تهران) است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

هيچ‌کس بهتر از خود رييس‌جمهور نمي‌داند که برگزاري رفراندوم چه شرايطي مي‌طلبد. حتي اگر همه مقدمات آن نيز فراهم شود، مجلسي که به وزراي ايشان راي اعتماد نداده و به طور پيوسته، آنها را احضار کرده و چپ و راست، کارت زرد و اخطار به آنان مي‌دهد چگونه ممکن است دوسوم نمايندگان آن با تقاضاي همه‌پرسي از جانب دولت موافقت کند؟ خود آقاي روحاني هم اين را کاملا مي‌داند، اما رييس‌جمهور احساس مي‌کند هرچه مي‌گذرد، در پيشبرد امور اجرايي کشور با موانع جدي‌تري روبه‌رو مي‌شود. او ١٨ماه پيش با اکثريت آراي مردم در انتخابات پيروز شد. مردم در انتخابات ٢٤خرداد، خيلي صريح و روشن به آقاي دکتر سعيد جليلي که به تفکر و جرياني تعلق داشت که هشت‌سال مديريت‌اجرايي کشور را در دست داشتند، اقبال نشان ندادند. اين اتفاق در حقيقت، نارضايتي از سياست‌هايي بود که دولت احمدي‌نژاد در کشور به جا گذاشته بود. روحاني مديريت اجرايي را در دست گرفت و با توجه به راي اکثريت مردم به ايشان، انتظار مي‌رفت حسب قاعده مردمسالاري، بتوانند برنامه‌هاي دولت جديد را به مرحله اجرا بگذارند. اما اين تصوري بيش نبود. رييس‌جمهور منتخب از همان فرداي انتخابش با انواع و اقسام مخالفت‌ها روبه‌رو شد. مخالفان ايشان نه‌تنها حاضر نبودند به انتخاب مردم احترام گذارده و به آن تمکين کنند، بلکه به تدريج معلوم شد که خواهان تداوم همان سياست‌هاي گذشته در همه زمينه‌ها هستند؛ براي مثال وقتي ايشان تلاش کرد تا در سياست هسته‌اي تغييري به وجود آورد، در برابر او ايستادند و جريان «دلواپسان» را به راه انداختند. وقتي ايشان تلاش کرد تغييري در جهت‌گيري سياست خارجي به وجود آورد، باب مفاهمه با دنيا برقرار کند و به‌جاي تقليل ديپلماسي ايران به کشورهاي نه‌چندان تاثير‌گذار، قدري از تنش با اتحاديه اروپا، کانادا، استراليا و ساير قدرت‌هاي مهم و مطرح در دنيا و حتي همسايگان در منطقه را بکاهد و به سمت تنش‌زدايي با ايالات‌متحده برود، باز با مخالفت و انتقادات گسترده روبه‌رو شد. همين ديروز وزير خارجه به مجلس احضار شده بود و يکي از پرسش‌ها اين بود که چرا اساسا درباره موضوع هسته‌اي با ايالات‌متحده مذاکره صورت گرفته است؟ وقتي خواست سياست نادرست پرداخت يارانه نقدي به ٧٥ميليون‌نفر را اصلاح کند، مجلس به دولت تکليف کرد تداوم پرداخت يارانه صورت بگيرد يا وقتي وزارت علوم در دوران نخستين وزير علوم کابينه يازدهم تلاش کرد تا فضاي گذشته را در دانشگاه‌ها تغيير داده و به سايه سنگين کميته‌هاي انضباطي بر فعاليت‌هاي دانشجويي پايان دهد، وزير علوم استيضاح و برکنار شد. وزارت فرهنگ‌و‌ارشاداسلامي، به اکران اين فيلم يا اجراي آن کنسرت مجوز قانوني مي‌دهد، اما همان شب اول، مخالفت‌ها آغاز مي‌شود و آنقدرها طول نمي‌کشد که نمايش آن فيلم متوقف شده و اجراي کنسرت يا نمايش به دلايل نامعلومي خاتمه مي‌يابد. صداو‌سيما که قرار است در اساس، منصف و بي‌طرف باشد، عملا در اختيار آن تفکر و جرياني است که در انتخابات ٢٤خرداد، راي کافي را نداشت. هنوز اتفاقي در عرصه هنر، فرهنگ، ادبيات و سينما نيفتاده بود که منتقدان دولت، سال گذشته، سياست‌هاي فرهنگي دولت را به چالش کشيدند؛ در حالي‌که نهادها، بنيادها و سازمان‌هاي فرهنگي غير وابسته به دولت، در حدود شش‌برابر وزارت فرهنگ و ارشاد بودجه دارند.

اما سياست‌هاي اين وزارتخانه دولت يازدهم، هدف تندترين انتقادات قرار گرفت. درخصوص قول‌و‌قرارهاي ضمني و تلويحي آقاي روحاني در دوران انتخابات درخصوص رايزني درباره برداشتن برخي محدوديت‌هاي سياسي، امکان پيگيري بيشتر فراهم نشده است. بحث به‌هيچ‌وجه بر سر اختيارات بيشتر براي رييس‌جمهور نيست. آقاي روحاني به‌عنوان يک حقوقدان نمي‌گويد که مجلس و ساير قوا براساس مسووليت‌هاي قانوني خود عمل نکنند، موضوع آنجاست که دايره فعاليت آقاي احمدي‌نژاد را مقايسه کنيم با اختيارات آقاي روحاني. آيا مخالفان و منتقدان آقاي روحاني مي‌توانند به مردم نگاه کنند و بگويند موضع‌گيري‌هاي ما در قبال رييس دولت قبل، همان بود که امروز در قبال اين دولت دنبال مي‌شود؟ سوال از اصولگرايان آن است که اگر قرار بود همان سياست‌هاي دولت محبوب آنها همچنان ادامه داشته باشد، خب پس چه ضرورتي داشت که انتخابات برگزار شود؟ يا اگر اصراري بر برگزاري انتخابات مي‌بود، آقاي روحاني هم رد صلاحيت مي‌شد و انتخابات به رقابتي ميان خود اصولگرايان تبديل مي‌شد. اينکه يک رييس‌جمهوري که مردم او را انتخاب کرده‌اند نتواند هيچ تحولي به وجود آورد، يا برخي نمايندگان اصولگرا، در اطراف و اکناف کشور حسب منافع سياسي خودشان خواهان تداوم مديريت و مسووليت بسياري از مديران دولت احمدي‌نژاد باشند يا در تغيير مديران جديد اصرار داشته باشند از چهره‌هاي جوان، تحصيل‌کرده و نزديک‌تر به دولت استفاده نشود، پس فلسفه صندوق راي چه مي‌شود؟

نظرات بینندگان

ارسال نظر