صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

پاسخ صادق زيباکلام به حسين شريعتمداري

جناب شريعتمداري، اين همان حکايت دعواهاي دوران مدرسه مان است. نمي شود که شما و دوستانتان هر چه دلتان مي خواهد در مورد سياست هاي هسته ايي اين دولت بگوئيد و گفته هايتان مصداق وطن پرستي و انقلابي گري توصيف شود اما اگر کسي سياست هاي هسته ايي دولت قبلي را مورد مواخذه قرار دهد گفته هايش مصداق غرب زدگي، شرق زدگي، مزدوري و.....

کد خبر: 305

خبرآنلاين/ صادق زيباکلام استاد دانشگاه تهران به حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه شريعتمداري درباره مواضع خود در مذاکرات هسته‌اي پاسخ داد.
متن نامه به شرح ذيل مي باشد:

بسمه تعالي
سرور مکرم جناب آقاي حاج حسين شريعتمداري
مدير مسئول روزنامه وزين کيهان دامة اقباله

با سلام و عرض ادب، همانطور که مستحضرند انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده ادبيات وعلوم انساني دانشگاه تهران روز چهارشنبه 26 آذر نشستي برگزار مي کنند در خصوص بررسي روند برنامه هسته ايي کشور . آقايان دکتر هرميداس باوند، احمد شيرزاد، سيروس ناصري و اين بنده حقير از طرف انجمن دعوت شده بوديم. آقاي سيروس ناصري البته نتوانستند حضور پيدا کنند . بخش هايي از آنچه که در آن نشست گفته شد توسط سايت ها درج شدند. مطالب گفته شده بالاخص توسط آقاي دکتر شيرزاد و بنده با مخالفت و واکنش تند جنابعالي و برخي ديگر از همفکرانتان قرار گرفت.

برخي از اين واکنش ها را که بنده بعد از نشست دانشگاه تهران رصد کردم عبارت بودند : مصاحبه خود جنابعالي و جناب سردار محمد کوثري با خبرگزاري فارس؛ اشاره اخبار ساعت 19 شبکه اول (27 آذر)؛ پاسخ هاي سردار محمد کوثري و آقاي هادي ثروتي در برنامه زنده " بدون خط خوردگي" راديو گفتگو (27 آذر) ، مصاحبه جناب ابراهيم کارخانه ايي رئيس محترم کميته هسته ايي مجلس، اظهارات سرکار زهره طيب زاده (نماينده محترم مجلس)؛ سرمقاله جناب محمد اسماعيلي در روزنامه جوان (27 آذر) تحت عنوان "دانشگاه تهران پاتوق مخالفان هسته ايي".

اينها بخشي از مطالب دوستان در پاسخ به عرايض بنده و دکتر شيرزاد بودند. بنده هيچ گلايه ايي از جانب آنها ندارم. بالاخره صدا و سيما تعلق به شما دارد و هرچه را که دلتان بخواهد در آن مي گوئيد. اين هم حرف و حديث تازه ايي نيست. ديش هاي ماهواره که از در و ديوار مملکت بالا رفته و حتي در روستاهاي کشور هم ظاهر شده اند حاصل انحصار شما بر صدا و سيماي کشور است.

جناب شريعتمداري عزيز ، سخن بنده نه اصلاً در باب آنست که بنده در دانشگاه تهران چه گفتم و شما و دوستانتان چه پاسخ هايي داده ايد و داريد مي دهيد ؛ و نه اصلاً گلايه از تحريف، دروغ و روايت يکسويه صدا و سيماست. نزديک به سه ساعت مطالب نشست دانشگاه تهران در خصوص برنامه هسته ايي کشور ضبط شده که ما آنجا چه گفتيم و شما و همفکرانتان چه پاسخ داده ايد. دست کم چند صد دانشجو در آن سه ساعت شاهد و شنونده حرفهاي ما بودند و مي توانند شهادت دهند که آيا در آن سه ساعت کلامي که در جهت مصالح و منافع ملي کشور و نظام بود گفته شد يا نه؟

جناب شريعتمداري، انگيزه من از نوشتن اين نامه به محضرتان بازگو کردن داستاني است که در دوران خردسالي ام که به مدرسه مي رفتم اتفاق مي افتاد. بعضي وقتها از مدرسه که تعطيل مي شديم در سر راه منزل با بچه هاي ديگر دعوا مي کرديم. من و برخي ديگر از بچه ها هر قدر هم که در دعوا کتک مي خورديم به "بزرگترمان" يک کلام نمي گفتيم. مادرم کشتيارم مي شد که "کي تو را به اين روز انداخته"، اما يک کلام نمي گفتم. اما برخي از بچه هاي ديگر بعد از دعوا به "بزرگترشان" مراجعه کرده و به اصطلاح دادخواهي مي کردند. حالا جناب شريعتمداري شده داستان من و شما. من و شما بر سر مسئله هسته ايي ، جنگ، آمريکا يا هر مسئله ديگري مجادله مان مي شود. بنده در يک سخنراني ، مقاله يا مناظره مطلبي را مي گويم يا مي نويسم. جنابعالي هم پاسخ مي دهيد. اما متاسفانه دعوا فقط ميان من و شما نمي ماند.

جنابعالي، آقاي حميد رسايي و ساير "دلواپسان" توافق ژنو را سال گذشته بدتر از ترکمنچاي اعلام فرموديد. بنده اما از توافق ژنو دفاع کردم و از جنابعالي و همفکرانتان اين سئوال را پرسيدم که هسته ايي عليرغم اين همه هزينه هنگفتي که مستقيم و غير مستقيم ( هزينه تحريم ها) براي کشور داشته، چه فايده و ثمري اقتصادي برايمان به بار آورده؟ بالطبع شما و دوستانتان هم پاسخ هايي داده ايد. اما متاسفانه "دعوا" صرفاً ميان من و شما باقي نماند. "بزرگتري" بنام قوه قضائيه وارد مجادله من و شما شد و به شما کاري نداشت اما من را بواسطه آنچه در پاسخ شما در خصوص هسته ايي گفته بودم به اتهام "تشويش اذهان عمومي" و "تبليغ عليه نظام" به يکسال حبس محکوم نمود. بنده يکسال دوندگي کردم تا با لطف برخي ازمقامات قوه قضائيه حبسم تبديل شد به 5 ميليون تومان جزاي نقدي.

جناب شريعتمداري، اين همان حکايت دعواهاي دوران مدرسه مان است. نمي شود که شما و دوستانتان هر چه دلتان مي خواهد در مورد سياست هاي هسته ايي اين دولت بگوئيد و گفته هايتان مصداق وطن پرستي و انقلابي گري توصيف شود اما اگر کسي سياست هاي هسته ايي دولت قبلي را مورد مواخذه قرار دهد گفته هايش مصداق غرب زدگي، شرق زدگي، مزدوري و..... توصيف شود و بعد هم دادستاني انقلاب عليه اش پرونده تشکيل بدهد؟ جناب سردار کوثري هم در برنامه زنده راديويي هم در مصاحبه با "فارس" علنا مي فرمايند که مسئولين قضايي بايد با اين افراد(يعني بنده و دکتر شيرزاد) برخورد نمايند. ديگران هم مطالبي قريب به همين مضامين فرموده اند.اگر جنابعالي يا ايشان از مفيد بودن آنچه هسته ايي براي کشورببارآورده يقين داريد(که ظاهرا داريد)، پس چرا براي جلوگيري از آنچه که بنده يا دکتر شيرزاد در انتقاد از برنامه هسته ايي مي گوييم متوسل به زور مي شويد؟ حرفهاي بنده يا دکتر شيرزاد در حضورچند صد دانشجو در دانشگاه تهران بود. جنابعالي مي فرماييد حرفهاي ما درست نبوده و شما درست مي انديشيد، بسم الله شما و سردار کوثري،دکتر جليلي، آقاي ثروتي و....بفرماييد که چرا حرفهاي ما نادرست و مال شما درست است؟ چرا پاي قوه قضاييه را وسط مي کشيد؟ آيا در کشور هاي ديگر هم کساني را که با اين يا آن سياست دولت هاي شان مخالفت مي ورزند يا انتقاد مي کنند را خائن، مزدور،صهيونيست،غربزده، وابسته، نفوذي، عامل بيگانه و....خطاب مي کنند و خواهان آن مي شوند که "قوه قضاييه و يا ساير مقامات دهان آنانرا ببندند"؟

ايام بکام باد
صادق زيباکلام
بيست و هشتم آذرماه يکهزاروسيصدونودوسه

نظرات بینندگان

ارسال نظر