صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

فانتزي بازي روي باورهاي اصلاح طلبان

اصلاح طلبان اين روزها خوشحال و حتي ذوق زده اند؛ «رفراندوم» تيتر يک روزنامه هاي آنها شده است و بعيد نيست چيزي مثل حس يک پيروزي عظيم، دل هاي آنان را هيجان زده کرده باشد؛ همه اش هم از سر اين است که رئيس جمهور خيلي دلش مي خواهد در اين کشور همه پرسي برگزار شود.

کد خبر: 3032

متن پيش رو در الف منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

اصلاح طلبان اين روزها خوشحال و حتي ذوق زده اند؛ «رفراندوم» تيتر يک روزنامه هاي آنها شده است و بعيد نيست چيزي مثل حس يک پيروزي عظيم، دل هاي آنان را هيجان زده کرده باشد؛ همه اش هم از سر اين است که رئيس جمهور خيلي دلش مي خواهد در اين کشور همه پرسي برگزار شود. حسن روحاني مي گويد: «يکي از اصول قانون اساسي که از روز اول تا الان اجرا نشده است و من به عنوان مسئول اجراي قانون اساسي خيلي دلم مي‌خواهم شرايطي مهيا شود تا يکبار هم که شده به اين اصل قانون اساسي عمل شود، همه پرسي از مردم درباره مسايل مهم کشور است. قانون اساسي به ما مي‌گويد در مسايل مهم اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي به جاي اينکه قانون در مجلس تصويب شود، ماده قانوني يا برنامه مستقيم، به آراء عمومي مردم و همه پرسي گذاشته شود... مجلس شوراي اسلامي سر جاي خودش محفوظ است و ما احترام مي‌کنيم ، رأي بدهند و قانون تصويب کنند. سالي يکبار، ده سال يکبار، الان ۳۶ سال شده است، يکبار اين اصل قانون اساسي اجرا و عمل نشده است.»

اين اولين بار نيست که رفراندوم در ادبيات سياسي ايران با به ميدان آمدن شخص دوم مملکت پررنگ تر مطرح مي شود؛ قبل تر ها سيد محمد خاتمي نيز سخن از رفراندوم زياد گفته بود. او البته زماني اين پيشنهاد را داد که مجلس ششم بر سرکار بود و مي توانست به تصويب پيشنهادش توسط مجلس اميد ببندد. آن روزها خيلي ها از اين ادبيات رييس جمهور خوشحال و حتي ذوق بودند و پاي سخنراني هاي او سوت و کف مي زدند و رفراندوم تيتر يک رسانه هايشان مي شد. با اين همه او هيچ گاه براي برگزاري همه پرسي تقاضاي رسمي به مجلس يا رهبري نداد و حرف او در حد همان حرف باقي ماند.

اما خوشحالي و ذوق زدگي اصلاح طلبان مگر نمي تواند هدف باشد؟ آنها اگر از روحاني خوشحال باشند، يعني در صورت راهيابي به مجلس دهم، حامي او خواهند بود و در انتخابات رياست جمهوري دوازدهم هم از روحاني حمايت خواهند کرد. پيروزي در انتخابات هدف کوچکي نيست، وقتي حتي به جلسه ي وزيرخارجه با شوراي روابط خارجي آمريکا هم راه مي يابد! بنابراين حرجي بر حسن روحاني نيست اگر بخواهد در سخنان خود حواسش به حاميان اصلاح طلب خويش باشد و آنان را راضي نگه دارد. شايد اينکه رئيس جمهور مي گويد «مجلس جاي خود، اما...» باز هم براي راضي نگه داشتن اصلاح طلباني هست که از مجلس کنوني راضي نيستند و فکر مي کنند ديگي که براي آنان نمي جوشد، حتي مي شود به دولت هم اجازه ي انحلالش را داد! چه آنکه طبق قانون اساسي، همه پرسي هم بي تصويب مجلس امکان پذير نيست.

و البته اين راضي نگه داشتن، تنها هدف سخن گفتن از همه پرسي در همايشي اقتصادي نيست؛ فضايي که اين سخنان ايجاد مي کند، اين پيغام را مي رساند که مردم براي من مهم هستند و براي مخالفان من، نه. مردم حامي من هستند و از اين رو از همه پرسي بيمي ندارد؛ روحاني القا مي کند که حاکميت از برگزاري همه پرسي مي هراسد! او به مردم مي گويد که من با شما هستم؛ اما در اين ۳۵ سال نظر شما مورد رجوع قرار نگرفته است. اين البته نشاني بر بي انصافي رئيس جمهور محترم است؛ پرسيدن نظر مردم آيا تنها در همه پرسي مقدور است؟ آيا ايشان خود از کانال همين مراجعه به رأي مردم نيست که بر کرسي ۴ ساله ي جمهوريت نظام تکيه زده اند؟ و آيا برگزاري ده ها انتخابات در طول اين ۳۵ سال نشاني بر پرسيدن نظر مردم نيست؟ و سوال مهم تر آنکه در اين ۳۵ سال، کدام زمان رييس جمهوري تقاضاي برگزاري همه پرسي داده و رد شده است؟

سوال مهم ديگري هم اين ميان وجود دارد؛ حسن روحاني در همه ي اين ۳۵ سال کجا بوده است؛ درون حاکميت يا بيرون از آن؟ چرا در همه ي اين ۳۵ سال تلاشي در حد همين سخنراني براي برگزاري همه پرسي از سوي ايشان انجام نشده است؟ و اکنون به گونه اي سخن گفته مي شود که گويي کسي خارج از بدنه ي ۳۵ ساله ي نظام مشغول نقد شده است؟ از سويي آيا رفراندوم از آن دسته اصول قانون اساسي است که همواره لازم الاجرا است و يا بايد شرايط آن پيش بيايد؟ آيا کسي که همواره دسترسي به آب براي وضو داشته، مي تواند بگويد چرا من تاکنون تيمم نکرده ام و دوست دارم شرايط آن پيش بيايد و يک بار تيمم کنم؟ البته مي تواند بگويد؛ اما اين تمايل، نه مي تواند مواخذه اي همراه داشته باشد و نه استدلالي بر آن مترتب مي شود و صرفاً يک علقه ي شخصي خواهد بود.

حال از برگزاري همه پرسي در مرداد ۶۸ مي گذريم و عدم اشاره به آن توسط رئيس جمهور را پاي آن مي گذاريم که وي حساب همه پرسي قانون اساسي را جدا کرده است.

با سخنراني ديروز روحاني، همه پرسي خيلي پررنگ تر وارد ادبيات سياسي اين روزهاي ايران شده و لاجرم در روزهاي آتي در مورد آن بيشتر خواهيم گفت و شنيد و البته ايران از اين روزهاي پرحرف زياد گذرانده است. اما ادبيات سياسي يقيناً با عمل سياسي متفاوت است و بايد منتظر ماند و ديد که آيا همه پرسي از مرحله ي ادبيات سياسي به عملکرد سياسي وارد مي شود يا همين سخنراني براي راضي نگه داشتن اصلاح طلبان کافي ست! اصلاح طلبان خوشحال هستند و حتي اگر معتقد باشيم رييس جمهور واقعاً مايل به رجوع به رأي مردم است، کسي نمي پرسد آيا راه برگزاري همه پرسي از سخنراني پشت تريبون هاي يک طرفه مي گذرد يا آنکه دولت بايد پيشنهاد خود را مکتوب تقديم مجلس کرده و منتظر اعلام نتيجه باشد؟

اين نوشتار به هيچ وجه در مخالفت با همه پرسي نگاشته نشده است؛ بلکه در مخالفت با «بازي سياسي روي خط احساسات برخي از مردم» نوشته شده است. از قضا معتقديم همه پرسي، اصلي از قانون اساسي ست که تاکنون نيز مورد غفلت قرار نگرفته؛ آنچنان که در مثال زده شده، «تيمم» مورد غفلت واقع نشده بود. اکنون هم مخالفتي با رفراندوم نيست و حتي مايل هستيم «حق غني سازي» و يا مواردي ديگر به همه پرسي گذاشته شود و اگر رئيس جمهور لايحه اش را به مجلس ارائه دهد، از آن دفاع خواهيم کرد؛ اما اگر نتيجه چيزي همچون انصراف مردم از يارانه ي نقدي بود، دولتمردان کسي را متهم نکنند و اصلاح طلبان نيز همچون ۸۸ زير ميز بازي نزنند. وگرنه که تحقق جمهوري اسلامي روي رأي همين مردم بوده و هست؛ چه استاد دانشگاه و چه لبوفروش و راننده تاکسي؛ چه بي سواد و چه با سواد؛ چه با شناسنامه ي جناحي و چه بي شناسنامه ي جناحي و ...

پس منتظر مي مانيم تا رئيس جمهور لايحه همه پرسي را تقديم نمايندگان مردم در خانه ي ملت کند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر