صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 1

منتجب نيا: با روحاني سرنوشت مشترک داريم/ هاشمي پيشواي اصلاحات است!

اصلاح طلبان وقتي ببينند دولت قصد دارد با آنها رقابت کند، ديگر قابل کنترل نخواهند بود. جريان اصلاحات در سال 92 از همه هستي و شخصيت و اعتبار خودشان براي حمايت از دولت استفاده کردند و در تمام صحنه ها سينه به سينه با مخالفان آقاي روحاني مقابله کرده اند، حالا که کار به بزنگاه ها رسيده اگر قرار باشد دولت با اصلاح طلبان رقابت کند، نشان دهنده بي وفايي و رفيق نيمه راه شدن آقاي روحاني خواهد بود.

کد خبر: 2987

متن پيش رو در فردا منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

اصلاح طلبان وقتي ببينند دولت قصد دارد با آنها رقابت کند، ديگر قابل کنترل نخواهند بود. جريان اصلاحات در سال 92 از همه هستي و شخصيت و اعتبار خودشان براي حمايت از دولت استفاده کردند و در تمام صحنه ها سينه به سينه با مخالفان آقاي روحاني مقابله کرده اند، حالا که کار به بزنگاه ها رسيده اگر قرار باشد دولت با اصلاح طلبان رقابت کند، نشان دهنده بي وفايي و رفيق نيمه راه شدن آقاي روحاني خواهد بود.
يکي از گروه هايي که بيش از همه دولت را وامدار خود مي دانند، اصلاح طلباني هستند که در آستانه انتخابات رياست جمهوري از اصلي ترين نامزد خود، محمد رضا عارف را از گردونه رقابت کنار گذاشتند تا بتوانند در کنار حمايت هاي هاشمي رفسنجاني، موجي حمايتي از حسن روحاني ايجاد کنند. سرانجام نيز اين اتحاد غير همگون شکل گرفت و روحاني با کسب بيشترين آراي مردمي به عنوان رئيس دولت يازدهم انتخاب شد. در اين بين اما اولين و پيش پا افتاده ترين انتظاري که اصلاح طلبان از حسن روحاني داشتند اين بود که رئيسدولت يازدهم در کابينه خود سهم بيشتري را براي اهالي اين جريان کنار بگذارد. اين در شرايطي بود که روحاني حتي به محمد رضا عارف که به نفع روحاني کنار کشيده بود نيز روي خوشي نشان نداد تا بدين ترتيب راه اصلاح طلبان از دولت روحاني از همان روزهاي ابتدايي آغاز به کار دولت يازدهم، از يکديگر جدا شود. همين مسئله نيز سبب شد تا اصلاح طلبان برنامه خود را براي انتخابات مجلس در پيش بگيرند و جزو اولين جرياناتي لقب بگيرند که در فاصله 30 ماه مانده تا انتخابات مجلس، جلسات و تشکيلات خود را سازماندهي کردند. اين در شرايطي است که اصلاح طلبان همچنان سعي دارند براي انتخابات سال آينده مجلس شوراي اسلامي، دولت را نيز با خود همراه سازند. اما اينکه آيا حسن روحاني و يارانش مي پذيرند که با اصلاح طلبان در يک جبهه وارد گود شوند، سوالي است که بايد منتظر ماند و در ماه هاي منتهي به انتخابات سال آينده مجلس پاسخ آن را دريافت کرد. در اين خصوص اما رسول منتجب نيا، سياست‌مدار اصلاح‌طلب، قائم‌مقام و از اعضاي مؤسس حزب اعتماد ملي در گفتگو با خبرنگار «فردا» ارزيابي خود از روند حرکتي اصولگرايان را بيان کرده و خط و نشان هايي نيز براي دولت در صورت عدم هماهنگي و همکاري با اصلاح طلبان کشيد. متن اين گفتگوي را در ادامه بخوانيد:

- ارزيابي شما از روند حرکتي اصلاح طلبان در مسير انتخابات سال آينده مجلس چيست؟
براي ارزيابي روند حرکتي اصلاح طلبان بايد ابتدا ملاحظاتي را در برهه زماني انتخابات رياست جمهوري سال گذشته و انتخابات سال آينده مجلس در نظر داشت. از يک سو بايد گفت انتخابات دوره آينده مجلس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري بدون شک از اهميت ويژه اي برخوردار است. از سوي ديگر شرايط بعد از انتخابات دوره يازدهم رياست جمهوري شرايط ويژه اي را در کشور براي اصلاح طلبان به وجود آورد که بعد از رکود و انزوا در 8 سال گذشته، اصلاح طلبان توفيق فعاليت بيشتر را پيدا کردند و مردم هم علاقه و گرايش خود را به آنها ابراز کردند. با توجه به اين ملاحظات مي طلبد که اصلاح طلبان حضور فعال و گسترده اي در انتخابات سال 94 داشته باشند، اما ساز و کار و شرايطي مورد نياز است تا اصلاح طلبان بتوانند از فضاي موجود حسن استفاده را ببرند. اولين شرط حفظ وحدت و انسجام اصلاح طلبان است که با توجه به سابقه ديرين و تلخ وحدت و انسجام يا اختلاف و دودستگي در ميان اصلاحات و مشاهده کردن ثمره مثبت و منفي آن، همه به اين نتيجه رسيدند که مي بايست براي سال آتي، انسجام و اتحاد هر چه محکم تري داشته باشند.
بنابراين بايد اختلاف سليقه هاي حزبي و شخصي را فداي موفقيت جناحي کرده و حول محور مشترکاتي که همه آن را قبول دارند، در سايه شيخوخيت و هدايت و راهنمايي بزرگان اصلاح طلب دور هم جمع شوند تا در تمام حوزه هاي انتخابيه بهترين ها را شناسايي کنند و با وحدت کلمه و انسجام به مردم معرفي کنند. در چنين صورتي اميد موفقيت اصلاح طلبان بالا هست و پيش بيني مي شود مردم هم از آنها استقبال کنند. اين شرط اول و مهمترين شرط است. بعد از آن فعاليت گسترده، تلاش مضاعف، شناسايي افراد و پيش بيني برخوردهاي احتمالي هيئت هاي اجرايي و نظارت با کانديداهاي اصلاح طلب از جمله اقداماتي است که اصلاح طلبان بايد در سايه اجتماع و هماهنگي به آن دست يابند.

- به نظر شما رابطه اصلاح طلبان با دولت چگونه خواهد بود؛ آيا احتمال ارائه ليست مشترک بين دولت و جريان اصلاحات وجود دارد؟
امروز حساب دولت و اصلاح طلبان از هم جدا نيست و همگي يک سرنوشت را دارند. گرچه دولت شعار اعتدال مي دهد و تلاش کرده از قواي 2 جناح در دولت استفاده کند اما بدون ترديد هم موفقيت دولت در گرو حمايت اصلاح طلبان است و هم موفقيت اصلاح طلبان در گرو هماهنگي و وحدت با هواداران دولت است. منظور از دولت شخص رئيس جمهور يا وزرا نيست چراکه آنها نمي توانند دخالت يا حضور خاصي در انتخابات داشته باشند و اجازه سمت گيري را هم ندارند. در اين خصوص هواداران دولت که خارج از جريان اصلاحات هستند اما با شعار اعتدال گرايي به حمايت از دولت مي پردازند نيز حتما بايد با جريان اصلاحات پيوند داشته و مرتبط باشند. جدايي آنها هم به معناي شکست خود و هم به منزله ضربه وارد کردن به موفقيت اصلاح طلبان خواهد بود.

- چند روز پيش سالگرد حماسه 9 دي ماه بود. آقاي روحاني هم موضع خود را اعلام و بر اين حماسه تاکيد کردند. اين در شرايطي است که هيچ يک از اصلاح طلبان حاضر نيستند درباره 9 دي حرفي زده و آن را بپذيرند. با اين تفاوت ها آيا مي توان پذيرفت که دولت و اصلاح طلبان يکپارچه شوند؟
انتظاري که از آقاي روحاني هست با توجه به شاکله فکري و شخصيتي و سوابق ايشان، اين نيست که آقاي روحاني صددرصد همه مواضع اصلاح طلبان را مورد حمايت قرار داده و تمام شعارها و اظهارات ايشان با اصلاح طلبان مساوي باشد. آنچه که مسلم است اين است که جهت گيري آقاي روحاني هم قبل و هم بعد از انتخابات در زمينه کليات ديدگاه ها، شعار و مواضع ايشان با جهت گيري اصلاح طلبان هماهنگ بوده است. در يک موردي مانند همان که شما فرموديد ممکن است ايشان به خاطر مسئوليتي که سابق داشته نمي تواند مانند اصلاح طلبان رفتار کند. از سوي ديگر در حال حاضر آقاي روحاني ملاحظاتي دارد که اصلاح طلبان چنين ملاحظاتي ندارند.

- اينکه مي گوييد آقاي روحاني ملاحظاتي دارند به اين معناست که ايشان به اجبار در خصوص برخي مسائل موضع گيري مي کنند؟ !
به هر حال شخصيت و سوابق ايشان، شخص آقاي رئيس جمهور را وادار مي کند که اين چنين موضع گيري کند. به خصوص اينکه فشارها و ملاحظاتي که امروز در جامعه وجود دارد موجب مي شود که هر کس جاي آقاي روحاني باشد هم اين ملاحظات را لحاظ کند. بنابراين انتظاري که از آقاي روحاني هست را نمي توان از آقاي خاتمي و امثال ايشان داشت. آقاي روحاني را با توجه به همه ابعاد شخصيتيشان بايد مورد توجه قرار داد و اصلاح طلباني هم که از ايشان حمايت مي کنند با انتظار حداقلي به حمايت پرداخته اند.

- اما آقاي روحاني فردي از جريان راست سنتي است و با اصلاح طلبان تفاوت هاي آشکاري دارد. حتي در سال 78 نيز پس از اتفاقات کوي دانشگاه، موضع گيري هاي تند و تيزي نسبت به اصلاح طلبان اتخاذ کرد. حال چگونه مي توان پذيرفت که جهت گيري هاي رئيس جمهور با اصلاح طلبان يکي باشد؟
آقاي روحاني هيچگاه به عنوان يک فرد تشکيلاتي در جريان هاي اصلاح طلب و اصولگرا مطرح نبوده و مطرح نيست. همان زماني که ايشان عضو جامعه روحانيت مبارز بود، به عنوان يک عضو فعال عمل نمي کرد. الان هم که مواضع وي به اصلاح طلبان نزديک تر است تا اصولگرايان، باز هم نمي توان گفت ايشان يک اصلاح طلب است. آقاي روحاني يک شخصيت خاص و مستقلي دارد که از گذشته هم با همين شاکله و شخصيت حرکت کرده است. در مواقعي ممکن است ديدگاه و مواضع ايشان را دوستان اصلاح طلب ما پسند نکنند اما کليت موضع گيري ها مورد قبول اصلاح طلبان است. کمااينکه در تبليغات انتخابات هم سخنراني ها، وعده و شعارهاي ايشان دقيقا همان چيزهايي بود که اصلاح طلبان مطرح مي کردند و الان هم بازهم صحبت هاي آقاي روحاني بر همان منوال است. اما در حال حاضر روحاني ملاحظاتي دارد که يا از روي اختيار و يا اجبار ناچار است که اين ملاحظات را داشته باشد که ديگران اين ملاحظات را ندارند.

- در شرايط فعلي برخي از تئوريسين هاي جريان اصلاحات مانند آقاي موسوي خوئيني ها از فعاليت هاي انتخاباتي دولت هراس دارند و معتقد هستند که ممکن است آقاي روحاني و جريان دولت، لحظه آخر بازي را به هم بزنند. نظر شما در اين باره چيست؟
هر مسئله اي در عالم سياست امکان دارد رخ دهد. اما من آنچه که حقيقت و مصلحت هست را مطرح مي کنم و آن اين است که به هيچ وجه صلاح و مصلحت دولت نيست که خرج خود را از جريان اصلاحات جدا کند. چراکه به مجرد اينکه اين جدايي صورت گيرد، اميد پيروزي دولت در انتخابات مجلس خيلي کم مي شود کمااينکه اميد پيروزي اصلاح طلبان نيز کاسته شده و به هر 2 جريان ضربه وارد مي شود. از طرفي ديگر پيامد اين جدايي اين است که دولت پشتوانه محکم خود را از دست خواهد داد. يعني دولت الان در شرايطي است که راست سنتي و اصولگراهاي سنتي مخالف دولت نيستند اما انگيزه قوي براي حمايت از دولت وهزينه پرداختن در اين رابطه ندارند. اما تندروهاي جريان اصولگرا به شدت با دولت مخالفت مي کنند و خود را براي سنگ اندازي پيش پاي دولت آماده کرده اند. همانطور که تا به حال نيز هر کاري از دست آنها برآمده انجام داده اند. تنها تعداد اندکي از شخصيت هاي اصولگرا هستند که يا در دولت هستند و يا خارج از دولت، از آقاي روحاني حمايت مي کنند که تعداد آنها به تعداد انگشتان دست است. بنابراين تنها جبهه اي که پشت سر دولت بوده و هست و براي حمايت از دولت هزينه مي پردازد، جبهه اصلاحات است. حالا يه به صورت احزاب و جبهه اي و يا به صورت اشخاص و فعالان سياسي، اين حمايت ها از دولت وجود دارد.

- در طول هفته هاي اخير خبرهايي مبني بر تلاش جريان دولت در زمينه تشکيل جبهه اعتداليون و ارائه ليست واحد شنيده مي شود. آيا اين نشانه جدايي دولت از اصلاح طلبان نيست؟
جدايي از اصلاح طلبان به اميد اينکه دولت مي تواند با ليست منحصر به فرد و اختصاصي خود در انتخابات مجلس پيروز شود، قطعا و مسلما در حمايت اصلاح طلبان تاثيرگذار خواهد بود و ضربه سنگيني در نحوه حمايت جريان اصلاحات از دولت وارد مي شود. اصلاح طلبان وقتي ببينند دولت قصد دارد با آنها رقابت کند، ديگر قابل کنترل نخواهند بود. جريان اصلاحات در سال 92 از همه هستي و شخصيت و اعتبار خودشان براي حمايت از دولت استفاده کردند و در تمام صحنه ها سينه به سينه با مخالفان آقاي روحاني مقابله کرده اند، حالا که کار به بزنگاه ها رسيده اگر قرار باشد دولت با اصلاح طلبان رقابت کند، نشان دهنده بي وفايي و رفيق نيمه راه شدن آقاي روحاني خواهد بود.

- يعني معتقد هستيد به دور آينده رياست جمهوري ايشان هم لطمه وارد مي شود؟
قطعا وقتي دولت تکيه گاه خود را از دست دهد هر لحظه احتمال خطر را بايد احساس کند. برخي حتي منتظر هستند که دولت قبل از انتخابات موضع ضعيفي پيدا کند تا حملات خود را به آن افزايش دهند. اگر حمايت بزرگان اصلاحات و بعضا شخصيت هاي اصولگرا نبود، آنچنان به دولت ضربه مي زدنند که امکان ادامه کار وجود نداشت.

- شما تمام پايگاه راي آقاي روحاني را در اختيار اصلاح طلبان مي دانيد؟
خير. قطعا درصدي هم مربوط به شخصيت خود ايشان بوده، يک بخشي مربوط به هواداران بوده که سابق با ايشان همکار بوده اند، يک درصد اندکي هم مربوط به حمايت اصولگرايان بوده و ما بقي آراي ايشان به جريان اصلاحات متعلق است.

- آقاي هاشمي کجاي اين معادله است؟
آقاي هاشمي جزو پيشوايان و نيروهاي اثرگذار در اصلاحات هست. ما آقاي هاشمي را هم فراتر از اصلاحات مي دانيم و هم اثرگذار در اصلاحات. رد صلاحيت آقاي هاشمي به خاطر موضع گيري هايي بوده که هماهنگ با اصلاحات انجام شده است. اگر آقاي هاشمي موضع گيري سابق را داشت و هماهنگ با اصولگراها بود که ايشان را رد صلاحيت نمي کردند. پس در روند انتخابات وقتي نام اصلاح طلبان وسط مي آيد، آقاي هاشمي، آقاي خاتمي، مجمع روحانيون مبارز و شوراي مشورتي اين جريان همگي در اين جريان گنجانده مي شوند.

- بحث جالب شد! چگونه مي شود که آقاي هاشمي با آن سابقه و اختلافاتي که با اصلاح طلبان داشت، به يکباره به پيشواي جريان اصلاحات تبديل مي شود؟
در سال هاي اخير وقتي آقاي هاشمي احساس کرد يک گروهي انحصارطلبانه پيش رفته و با رقباي خود تسويه حساب مي کنند، به خصوص زماني که با خود آقاي هاشمي نيز برخورد شديد شد، به سمت اصلاح طلبان گرايش پيدا کرد. در سال 84 شاهد بوديد که چگونه با آقاي هاشمي برخورد شد و حرمت ها حفظ نشد. در سال 88 هم در مناظره اي که استارت بحران کشور در آن زده شد و مسائل و بحران ها از آن شروع شد، به آقاي هاشمي توهين شد. بنابراين آقاي هاشمي هم در اين قضيه ضربه خورد و هم از برخي مدعيان اصولگرايي. بنابراين وقتي مي گوييم حاميان دولت اصلاح طلبان هستند، در راس اصلاح طلبان آقايان هاشمي و خاتمي وجود دارند.

- با توجه به فعاليت جزيره اي اعضاي جريان اصلاحات، افرادي همچون آقايان عارف از يک سو و احزابي مانند ندا و ساير جوانان اصلاح طلب که به تازگي هم به جمع اصلاح طلبان پيوسته اند از سوي ديگر، آيا ممکن است اين نوع فعاليت به انشقاق اصلاح طلبان مبدل شود؟
بنده معتقدم به هيچ وجه اين مسائل به معناي انشقاق و اختلاف نيست. . شوراي مشورتي هم که آقاي خاتمي آن را راه انداخته و چهره هاي شاخص اصلاح طلب در آن حضور دارند، بايد همه به آن احترام قائل باشند. در مجموع کار به دست خود اصلاح طلبان اداره مي شود و شخصيت هاي بزرگ اين جريان هدايت و راهنمايي را در دست داشته و به اصطلاح شيخوخيت مي کنند. در خصوص ورود نيروهاي نوظهور نيز بايد بگويم که ورود آنها به هيچ عنوان به معناي انشقاق نيست. من بارها گفته ام که حزب ندا از دوستان و برادران ما و از جوانان خوب اصلاح طلب مي باشند و با ما نيز در ارتباط هستند . اين ها مصمم هستند که در درون جبهه اصلاحات فعاليت کنند. فعاليت هاي آقاي عارف و ياران ايشان نيز به نحوي است که آنها نيز مصر هستند که حتما تحت عنوان جبهه اصلاحات فعاليت کنند. ما امروز با ليست واحد، شعار واحد و هماهنگي کامل وارد صحنه انتخابات شويم و در اين مسير هيچ انشقاقي نيست و همه اختلاف نظرها حل شده و در آينده نيز بيشتر حل خواهد شد.

نظرات بینندگان

  • محمد

    | |

    با ادب افر اط نفرمائيد پيشواي اصلاحات پيامبر و امامان هستند وبس .هاشمي عزيز و بزرگ است منهاي تكنوكراتهاي بوركراتش قل ودل. پاسخ بفرمائيد تا بهره مند شويم. بله جانم بوي كباب نيست فعلا خر داغ مي كنند . اين قشقرق سر دار بازي و كباده كشي از دفاع مقدس اسناد محكمي است كه بازي چند زيستي است مردم زندگي مي خواهند تابوت را وراث تهيه مي كنند اين چه مسخره بازي است اقتصاد نظامي با قاب امنيتي و مرفهين بي درد و قاطبه مردم حتي ايثار گران ورزمندگان واقعي هم جز حذفي ها يند.زيباترين كلمه زندگي معقول است هيجي بفرمائيد فقط آقايان در لابلاي اشراف واعيان شمال شهر وول بخورند هدف غائي است يا اينكه انقلاب سرچشمه فيض مادي ومعنوي بود ماديش براي اشراف معنوي معادي صرف براي فقر ا .روحاني با استخوانهاي خورد شده اصلاحاتي ها بالا بيايد بعد خودش را اصول گرا بداند كشك نسابيده همينه

ارسال نظر