صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سقوط قيمت نفت و تاثيرش بر مذاکرات هسته‌اي

شرايط جديد فشار را بر طرف ايراني بيشتر کرده است و طرف غربي به سواري رايگان از وضعيت پيش آمده در بازار جهاني نفت روي آورده و از اعمال فشار بيشتر عليه ايران خشنود است، ولي فرجام اين وضعيت ممکن است کاملا به نفع طرف غربي منجر نشود، خصوصا اينکه روسيه در شرايط موجود بيشتر همدرد ايران خواهد بود.

کد خبر: 294

به گزارش زمان دکتر علي اميدي، استاد روابط بين الملل دانشگاه اصفهان در يادداشتي براي ديپلماسي ايراني به تاثير کاهش قيمت نفت بر توافق هسته‌اي ايران با غرب پرداخته است.
قيمت نفت تا پيش از ژوئن سال جاري (۲۰۱۴) در حدود بشکه اي ۱۱۰ دلار تثبيت شده بود، ولي پس از آن خصوصا در دسامبر ۲۰۱۴ شاهد سقوط وحشتناک بوده و امروز (۱۹ دسامبر ۲۰۱۴) قيمت پايه نفت اوپک به کمتر از ۵۵ دلار تنزل پيدا کرده است. يعني قيمت نفت طي يکسال گذشته حدود ۱۰۰ درصد افت قيمت داشته و اگر آن را بر اساس ارزش قدرت خريد واقعي ۱۹۷۹ مقايسه کنيم قيمت نفت به کمتر از ۳۰ دلار رسيده است.
با توجه به اينکه سقوط قيمت نفت در آستانه فصل زمستان رخ داد در نتيجه تحولات جوي نمي تواند در قيمت آن تغيير اساسي ايجاد نمايد. يعني اينکه آمدن سرماي شديد زمستاني صرفا مي تواند نوسانان چند دلاري يا چند سنتي در قيمت نفت ايجاد کند.
تحولات سياسي منطقه خاورميانه نيز بيشتر به نفع صادرات نفت است تا توقف يا کاهش صادرات. منظور ما مخصوصا کشور عراق است که بعد از انتخاب آقاي حيدر العبادي به سمت نخست وزيري شاهد فروکش بحران داخلي عراق و تضعيف بيشتر داعش هستيم. نمايش قدرت شيعيان در اربعين هم در اين راستا ارزيابي مي شود. اوضاع سوريه نيز تغيير نکرده است. ليبي به سمت آرامش بيشتر است. روسيه هم کشوري نيست که براي ارتقاي قيمت نفت به شکل قابل توجهي از توليد و صادرات خود بکاهد. اگر اينگونه بود عضو اوپک مي شد. از سوي ديگر، يکي از بزرگترين مشکلات سازمان کشورهاي صادرکننده نفت (اوپک) اين است که اين سازمان به دليل افزايش قابل توجه استخراج و توليد نفت در امريکاي شمالي و گرايش جهاني به انرژي هاي جايگزين و همچنين شکاف عظيم سياسي اعضا، ديگر مانند گذشته توانايي کنترل قيمت ها را در بازار ندارد. از اينرو بايد فاتحه نفت ۱۰۰ دلاري يا بيشتر را خواند و کشورهاي صادرکننده نيز خود را به نفت ۵۰ تا ۷۰ دلار عادت دهند.
با توجه به چنين واقعيت ها و چشم انداز مبهم بازار نفت، سياست خارجي ايران به عنوان کشور مبتني بر اقتصاد نفتي از اين روند متاثر خواهد شد و در حال حاضر مهم ترين دستور کار سياست خارجي ايران، بحث هسته اي است. در خصوص تاثير تحولات قيمت نفت بر مذاکرات هسته اي دو ديدگاه وجود دارد:
۱. نرمش شديد ايران: اين ديدگاه نگاه مادي گرايانه به رفتار دولت ها دارد. بر اساس اين نظر، رفتار يک دولت همانند شرکت هاي تجاري شديدا متاثر از نيروهاي اقتصادي است. با توجه به تحريم هاي شديد که از سال ۲۰۱۰ به ايران تحميل شد، اين کشور نرمش بيشتري به درخواست غربي ها نشان داد. سقوط قيمت نفت، هر گونه کارت برنده ايراني ها را در برابر طرف غربي بي اثر کرده است. اکنون جهان و خصوصا دنياي غرب به نفت ايران احتياج ندارد، در حاليکه ايراني ها براي بقاي اقتصادي و سياسي شديدا به درآمدهاي نفتي نياز دارند. ورود و عدم ورود نفت ايران به بازار جهاني تاثيري بر قيمت هاي نفت نمي گذارد و حتي خوشايند رقباي نفتي ايران خواهد بود. از اينرو، ايراني ها انعطاف بيشتري در مذاکرات آتي هسته اي نشان خواهند داد و طرف غربي قادر خواهد بود که امتيازات بيشتري از تهران کسب نمايد.
۲. مقاومت ايران: ديدگاه دوم استدلال خود را بر دو نظريه مبتني کرده است. نظريه اول که در اينجا مسامحتاً «انعطاف بودجه ريزي دولت ها» مي توان نام گذاشت مبتني بر يافته هاي علم اقتصاد است و دلالت بر اين دارد که ساختار بودجه اي دولت ها با ساختار بودجه اي شرکت ها فرق مي کند. زماني که بين ستانده ها و داده هاي يک شرکت شکاف فاحش ايجاد شود و آن شرکت در صورت عدم تملک دارايي براي استهلاک و پوشش هزينه ها، مجبور به ورشکستگي خواهد بود. در فعاليت شرکت هاي اقتصادي، مباحث پرستيژي و منزلت کمتر مطرح است و رفتارهاي يک شرکت غالبا بر اساس منطق اقتصادي هدايت مي شود. اما دولت ها از انعطاف بيشتري در تنظيم بودجه و تناسب بين داده ها و ستانده ها برخوردارند و اقتصاد کشوري مانند ايران به دليل کاهش قيمت نفت فرو نمي پاشد، بلکه شديدا تحت فشار قرار مي گيرد. اين قضيه در دوره هاي گذشته هم تجربه شده است. از سوي ديگر، در رفتار يک دولت عوامل پرستيژي و منزلتي نيز نقش مهمي ايفا مي کند و يک دولت صرفا بر اساس متغيرهاي اقتصادي نقش آفريني نمي کند.
نظريه دوم در اين خصوص مبتني بر نظريه رويدادگي يا رويدادهاي غيرمنتظره (catastrophe theory) است که از آراي رياضيدان فرانسوي رنه تام (René Thom) و رياضيدان انگليس کريستوفر زيمان (Christopher Zeeman) وام گرفته است. اين نظريه که اخيرا توسط دکتر محسن رناني استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان در ايران بسط و توسعه يافته و در مورد تحولات سياسي بکار بسته شده است مي گويد در برخي مواقع، بازيگران در شرايط متضاد رفتاري قرار مي گيرند و يکي از بازيگران ممکن است به تغيير رفتار ناگهاني يا اتخاذ يک رفتار غيرمنتظره مبادرت نمايد. هرچند دولت آقاي روحاني وعده حل و فصل پرونده هسته اي را به مردم داده است، ولي اگر قرار باشد در برابر آن، سياست طرف غربي مبتني بر رفع اندک تحريم ها و قطره چکاني آن باشد با توجه به سقوط قيمت نفت، ايران از رفع اندک تحريم سود چنداني نمي برد و ممکن است اين امر به شکست مذاکرات منجر شود. به عبارت ديگر، بازار نفت ۵۵ دلاري با گشايش قطره چکاني تحريم ها براي ايران جذابيت قابل توجهي نخواهد داشت و ايران ممکن است از اعطاي امتيازات بيشتر به طرف غربي در قضيه هسته اي امتناع کند و نهايتا شکست مذاکرات رقم بخورد. خصوصا اينکه دولت آقاي روحاني آزادي عمل نامحدود در مذاکرات ندارد و محدوديت هاي ساختاري آن را از نقش بازيگر تام الاختيار باز مي دارد. مگر اينکه نوعي موازنه امتيازات يا بازي برد- برد متقارن مطرح شود، آنگاه طرف ايراني تمايل بيشتري به توافق با توجه به نفت ۵۵ دلار از خود نشان خواهد داد.
در مجموع، شرايط جديد فشار را بر طرف ايراني بيشتر کرده است و طرف غربي به سواري رايگان از وضعيت پيش آمده در بازار جهاني نفت روي آورده و از اعمال فشار بيشتر عليه ايران خشنود است، ولي فرجام اين وضعيت ممکن است کاملا به نفع طرف غربي منجر نشود، خصوصا اينکه روسيه در شرايط موجود بيشتر همدرد ايران خواهد بود.

نظرات بینندگان

ارسال نظر